|
|
|
|
|
|
|
|
ماهاتير محمد؛مرد تحول و توسعه-۱
|
|
ماهاتير محمد؛مرد تحول و توسعه-۳
|
|
ماهاتير محمد؛مرد تحول و توسعه-۴
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ماهاتير محمد؛مرد تحول و توسعه-۱
نابغه اقتصاد اسلامى در ايران
|
|
|
ماهاتير محمد براى جهان اسلام، نام آشنايى است. وى نخست وزير سابق مالزى است كه در سال ۱۹۲۵ متولد شد و در فاصله سال هاى ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۳ بر مسند قدرت بود و تلاش هاى بسيارى براى مدرنيزاسيون مالزى انجام داد. اما انتقاداتى نيز به او وارد شد؛ مانند اين كه مستبدانه عمل مى كند و در سياست درگير باندبازى است. ماهاتير محمد در ابتدا وارد يك مدرسه بومى زبان شد اما بعد به كالج پزشكى كينگ ادوارد هفتم در سنگاپور رفت. در همان زمان، براى روزنامه اى با نام مستعار مطلب مى نوشت. علاوه بر اين، وى مسئول جامعه مسلمانان دانشگاه هم بود. بعد از فارغ التحصيلى، به عنوان پزشك دولتى به مالزى برگشت و با يكى از همكلاسى هاى سابقش ازدواج كرد. ماهاتير محمد در سال ۱۹۵۷ از خدمات دولتى استعفا داد و تصميم گرفت خودش كار كند. به اين ترتيب، خيلى زود به ثروت قابل توجهى دست پيدا كرد. وى با ورود به احزاب طرفدار دولت، به مجلس راه يافت و در سال ۱۹۷۰ با نوشتن كتابى سعى كرد علل عقب ماندگى مالزى را توضيح دهد و يك مدل سياسى اقتصادى [موسوم به حمايت سازنده] را پيشنهاد داد. دولت آن زمان، چاپ كتاب او را متوقف كرد؛ هر چند كه از برخى راه حل هاى آن سود جست. اما بالاخره توقف انتشار آن كتاب پرماجرا سبب شد كه در سال ۱۹۸۱ ماهاتير محمد نخست وزير شود. وى در سال هاى نخست وزيرى اش مالزى را تبديل به يك قطب بازرگانى، صنعتى و ارتباطى كرد و سياست هاى اقتصادى وى با عنوان «همكارى ملى»، مالزى را از يك كشور عقب مانده به كشورى در حال توسعه بدل كرد. دكتر ماهاتير محمد چهارمين نخست وزير مالزى بوده است. بسيارى او را به علت نقشش در مدرن سازى سريع مالزى و رشد رفاه در اين كشور تحسين مى كنند. دولت مالزى مدعى است كه فقر در زمان ماهاتير محمد از ۵۰ درصد به ۶ درصد كاهش يافته است. وى امروز به ايران مى آيد تا از تجربه هاى كشورش در طى مسير توسعه براى ما بگويد.اتاق بازرگانى و صنايع و معادن ايران، امروز[دوشنبه] ميزبان نخست وزير سابق كشور مالزى است تا وى با حضور خود در جمع اعضاى هيات نمايندگان اتاق ايران، روسا و اعضاى تشكل ها، روساى كميسيون هاى تخصصى، مديران، معاونان، مشاوران و فعالان بخش خصوصى كشورمان، ديدگاه هاى خود را درخصوص راهكارهاى توسعه روابط تجارى دو كشور، شيوه تعامل بخش هاى خصوصى و به خصوص اتاق هاى بازرگانى دو كشور اعلام كند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ماهاتير محمد؛مرد تحول و توسعه-۳
ديدگاه هاى ماهاتير محمد
|
|
|
ماهاتير محمد به عنوان يك شخصيت تحول گرا در دنيا مشهور است.آشنايى با ديدگاه هاى اقتصادى مردى كه مالزى را به عنوان يك كشور توسعه يافته به جهان معرفى كرد،خالى از لطف نيست.ماهاتير محمد معتقد است كه «يك دولت نمى تواند در كوتاه مدت كارى انجام دهد.من معتقدم بايد يك دوره ده ساله باشد. زيرا طرحهاى توسعه نيازمند اين دوره است.گاهى براى اينكه سياستهاى خود را عملى كنيد مدت زمان زيادى احتياج داريد .وقتى رهبران سريع عوض مى شوند ايده ها به همراه آنها فراموش مى شود.» وى در سخنرانى اى گفته است:«ما مى توانيم در مالزى فقط به فكر شكست همسايه ابرقدرتـــــى مثل چين باشيم و همواره درحال جنگ باشيم، اما ما به خود مى گوييم: بهتر است از يك كيك كه درحال ترقى و رشد است، لقمه اى اندازه خود برداريم نه كل كيك را كه در آن بمانيم. ما دو گزينه داشتيم: خارجى ها با تكنولوژى خود كشور مارا صنعتى كنند يا خودمان توسعه پيدا كنيم. از آنجا كه ۳۰ -۴۰ سال طول مى كشد تا يكى از اين تكنولوژيها را بياموزيم پس گزينه اول را انتخاب كرديم.قرار نيست تكنولوژى در سياست وارد شود. » ماهاتير محمد درباره تعامل كشورش با جهان مى گويد:«ما در مالزى اراده كرديم هرچه كه خوب بود از شرق و غرب بگبريم.اين سياست در زمانى اتخاذ شد كه كشورهاى تازه استقلال يافته مى خواستند از شر خارجيان راحت شوند و شركتها را ملى نمايند، اما مالزى برعكس عمل كرد. اين اصلى است غيرقابل گريز كه ما بايد با كشورهاى ديگر و حتى با قدرتهاى بزرگ در تعامل و ارتباط باشيم. » توجه وى به علم و فناورى نيز مورد توجه است: «اگر به فناورى اطلاعات توجه نكنيم يكبار ديگر از غرب عقب خواهيم افتاد.تحقيقات در اكثر دنيا انگليسى است بايد به اين دانش دستيابى بكنيم و علوم را به انگليسى آموزش دهيم. مديران و نخبگان موفق خارجى را مى آوريم تا روشهاى نوين را به اندوخته هاى ما اضافه كنند. ما اجازه داديم كه شركتهاى خارجى بيايند و تكنولوژى بياورند و كارهايى را انجام دهند كه ما توان انجام آن را نداشتيم. شهروندان مالزى توسط خارجى ها استخدام شدند و علم و دانش كسب كردند. ما نه تنها ايجاد شغل كرديم بلكه تخصص نيز بدست آورديم.خارجى ها سرمايه هاى زيادى آوردند و اشتغال ايجاد كردند و ما امروز توانسته ايم نياز ساير كشورها را برطرف كنيم.» ديدگاه وى درباره مبارزه با فساد و اجراى عدالت نيز در جاى خود قابل تامل است:« براى مبارزه با فساد اطمينان حاصل كنيد كه روند ساده و كوتاه است . مردم رشوه مى دهند تا فرآيند پيچيده را ساده كنند.بيش از صد آيه در قرآن در باره عدالت است اما به شيوه هاى آن اشاره نكرده است . ما اين شيوه را براى اجراى عدالت انتخاب كرديم.اگر عدالت نباشد مهم اين نيست كه در چه راهى هستيد. اگر عدالت هست مهم اين نيست كه از چه شيوه اى استفاده كرده ايد.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ماهاتير محمد؛مرد تحول و توسعه-۴
سخنرانى ماهاتير محمد در ايران
|
|
|
چندى پيش ماهاتيرمحمد نخست وزير سابق مالزى به ايران آمد و چند سخنرانى در ايران داشت. وى در زمان رياست خود، فعاليت هايى را براى تحقق توسعه كشور خود انجام داد و نقش بسزايى در اجرايى كردن برنامه ۲۰۲۰ مالزى داشت و از سوى ديگر پروژه هايى را براى فقرزدايى و اشتغال عمومى از طريق تثبيت مالكيت و گسترش آن به انجام رساند. سخنرانى ذيل، در همايش «چشم انداز توسعه» در ايران توسط وى انجام شده است. وقتى ما مستقل شديم مالزى كشور تقريبا فقيرى بود و درآمد سرانه ۲۰۰ دلارى داشت، ما فقط صادرات لاستيك و قلع داشتيم و رشد ما در واقع متوقف بود. ما اين شانس را داشتيم كه كشور ما ثبات سياسى داشت و اين به رغم آن بود كه مردم مالزى از سه گروه مختلف با يك فرهنگ زبان و مذهب مخصوص به خود تشكيل شده اند. ما در مالزى ماليسى ها را داريم كه طبق تعريف مسلمانند، تعداد بسيار زيادى چينى داريم كه دينشان بودايى است و همچنين هندى ها كه اكثرا هندو هستند، به علاوه شمار زيادى از ساكنان كه مسيحى هستند. به نظر مى رسد تلفيق اين قوميت ها نبايد داراى ثبات باشد اما خوشبختانه اولين نخست وزير به گونه اى توانست اين موافقت را به وجود بياورد، وى ثروت و دارايى را ميان همه مردم تقسيم كرد و توانست از اين طريق ثباتى خاص در مالزى پديد آورد. ما البته يك كشور دموكراتيك هستيم كه بايد خودمان را به قوانين و مقررات محدود كنيم، به همين دليل ما تضاد و منافع زيادى نداريم به جز سال ۱۹۶۹ كه مقدارى مخالفت هاى قومى داشتيم و از آن واقعه درس هايى گرفتيم. در آن واقعه حدود ۲۰۰ نفر كشته شدند و اموال زيادى از بين رفت.ما از خودمان سوال كرديم اصلا چه فايده اى داشت اين تضادها؟ تصميم گرفتيم به توافق اوليه خودمان يعنى تقسيم همه چيز بين مردم و گروه هاى مختلف بازگرديم و تعامل كنيم كه در اين صورت است كه رشد مالزى بيش از گذشته خواهد شد . ما در واقع يك دولت ملى داريم و هدفمان خدمت بيشتر و بهتر به مردم و كشور است. براى اين منظور بايد به گونه اى بتوانيم از دارايى هاى خودمان استفاده و براساس داشته هايمان رشد كنيم.تصميم گرفتيم صنعتى بشويم اما اين صنعتى شدن چگونه بود، وقتى كه ما تكنولوژى و دانش فنى و بازار را نداشتيم. اگر بخواهيم صنعتى بشويم بايد درهاى كشور را روى خارجى ها باز كنيم تا آنان در صنايع توليدى كشور ما سرمايه گذارى كنند. در واقع هدف، آوردن صنعت به مالزى بود براى توليد و كار. بنابر اين علاقه اى نداشتيم كه سرمايه گذاران ماليات بدهند و اين فضاى مطلوب سرمايه گذاران براى آن بود كه سياست ماليات تاجرپسند ايجاد كنيم، آنها نيز علاقه مند شدند. اين اقدام زمانى انجام شد كه كشور ما به تازگى مستقل شده بود و مى خواست از شر خارجى ها خلاص شود و صنايع را ملى كند. در عين حال اين استقبال خارجى ها ما را نگران كرد كه شايد آنان اقتصاد ما را بى ثبات كنند. ما در اين زمان برعكس ملى كردن صنايع و شركت ها حدود ۶۰درصد سهام شركت هاى ثبت شده را به خارجى ها واگذار كرديم و به آنها گفتيم كه بايد كارى كنند كه ما قادر به انجام آن نبوديم. در واقع آنان بايد صنعت توليد كار را پايه گذارى مى كردند كه پذيرفتند. در حال حاضر مالزى نيازمند نيروى كار خارجى است. از ۲۷ميليون جمعيت مالزى حدود دو ميليون نفر كارگران خارجى هستند و نيازمان هم تا حدودى تامين است. با ورود صنايع جديد، آموزش آن نيز آغاز شد. مالزيايى هاى زيادى ازجمله كارگران، مديران كل در شركت هاى خارجى استخدام شدند و تكنولوژى وارداتى آن را ياد گرفتند، با اين كار نه تنها اشتغال ايجاد شد بلكه تخصص هم در پى داشت و كشور به سمت رشد سريع حركت كرد. ملاك اين پيشرفت سريع آن است كه صادرات كل را از دو ميليارد دلار به بيش از ۱۰۰ميليارد دلار فعلى رسانديم كه ۸۲درصد آن كالاى ساخت مالزى است. از ۶۵۰هزار بشكه نفت توليدى ۲۵۰هزار بشكه آن را صادر مى كنيم. نفت، لاستيك، قلع، روغن نارگيل و... درصد كمى از صادرات را تشكيل مى دهند. اين به آن معنا نيست كه فقط توانايى توليد يك نوع كالا را داريم ما اين توانايى را داريم كه محصولات جديدى از فولاد آلومينيوم و فايبرگلاس درست كنيم. بايد بگويم كه الكترونيك ۵۰درصد كالاهاى صادراتى ما را تشكيل مى دهد كه مردم هم در آن سهم دارند. در مورد مساله فقر در مالزى بايد بگويم با رسيدگى به وضع فقرا تعداد آنان را از ۷۰درصد بيست سال قبل به ۴درصد رسانده ايم و فقط يك درصد فقر محض داريم. مى بينيم كه دولت فقر را از طريق آموزش دادن به مردم براى پيدا كردن كار و تخصص ريشه كن كرد. ما چشم انداز ۲۰ ساله هم داريم كه درازمدت است. در طرح پنج ساله مى توانيم براى پيشرفت كشور برنامه ريزى كنيم اما برنامه سى ساله نيازمند بينشى قوى است كه اسم آن را چشم انداز ۲۰۲۰ گذاشتيم و انتظار داريم در آن سال كشور كاملا پيشرفته اى باشيم. طبق تعريف خودمان اين سياست ها جهت را مشخص مى كند و به ما مى گويد كه براى پيشرفت چه كنيم. ما اكنون رشد ۸ درصد داريم و بايد بتوانيم در سال ۲۰۲۰ كشور توسعه يافته اى بشويم. البته مشكلات ناشى از خارج هم داريم كه مهمترين آن بحران مالى ۹۸-۱۹۹۷ بود كه در بازار ارز ما به وجود آمد و ناگهان فقير شديم اما توانستيم با غلبه بر آن به رشد خود ادامه دهيم. ما در مالزى چند شركت كاملا دولتى داريم كه پتروناس شركت ملى نفت مالزى يكى از آنها است. اين شركت به گونه اى متفاوت از شركت هاى نفتى كار و بيشتر شبيه شركت هاى بزرگ چند مليتى عمل مى كند و در حال حاضر نيز در صنايع نفت ۳۶ كشور كار مى كند. اين فعاليت ها در قالب اكتشاف حوزه هاى نفتى، لوله گذارى، حمل و نقل و غيره است، اين شركت پول سازترين شركت دولتى در دنياست به گونه اى كه مالزى ۶۶درصد منافع آن را مى گيرد. در كشور من فرودگاه ها، شركت هاى عمرانى، خطوط هوايى، شركت هاى آب و برق و بسيارى از شركت هاى كوچك دولتى خصوصى شدند. اين در حالى بود كه دولت هم مقدارى از سهام اين شركت ها را خريد كه اين عملكرد موفقى بود. اما اين اقدام ناكامى هايى هم داشت چون در پى بحران مالى سال هاى ۹۸-۱۹۹۷ بسيارى از شركت ها ورشكست شدند. برخى دوباره دولتى شدند و برخى مانند خطوط هوايى دوباره تجديد ساختار كردند و ضررها جبران شد. بنابراين شركت هاى ثبت شده در بورس به مردم اجازه مى دهد كه ثروت توليدشده را ميان خودشان تقسيم كنند كه اين همان تعاونى است. تعاونى ها نه تنها در تجارت بلكه در زندگى اجتماعى مردم نيز نقش مهمى دارند. اينها مانند شركت هاى بيمه هستند كه در مواقع بحران به كمك مردم مى آيند. تعاونى ها با ايجاد فروشگاه هاى مناسب كالاى ارزان قيمت عرضه مى كنند كه البته در اقتصاد مالزى نقش ويژه خود را دارند. ما سعى كرديم بين اقوام موجود در مالزى تعادل ايجاد كنيم اما افراد بومى زياد ثروتمند نيستند، بلكه سهامدارند. در حال حاضر مردم واحدهايى به ارزش ۳۰۰ميليارد رينگيت خريده اند كه ارزش هر سهم آن يك دلار است. دراين يونيتراست مديران هم حضور دارند و مردم در صورت نياز مى توانند پول خود را دريافت كنند. همه شركت هاى بزرگ در مالزى سهامى دارند كه متعلق به يونيتراست و به طور غيرمستقيم اين سهام به مردم واگذار مى شود و مردم صاحبان شركت ها محسوب مى شوند كه عملكرد خيلى خوبى هم داشته است. در حال حاضر با توسعه اين يونيتراست ها كه تعدادشان به ۹ واحد مى رسد دانشجويان، كشاورزان و قشرهاى مختلف مردم از طريق آن در ثروت كشور سهيم هستند. اين يونيتر است به گونه اى طراحى شده كه سهامداران در ضرر و زيان آن شريك نيستند و اين براى مردم كشورهاى در حال توسعه بسيار جالب است. همچنين بانك هاى پس اندازى داريم كه صندوق پس انداز كارگران است. يكى از آنها EDP است كه در حال حاضر حدود يك ميليارد دلار سهام دارد. اين بانك هر ماه حدود يك ميليارد رينگيت سود پرداخت مى كند. اين مبلغ از طريق سرمايه گذارى در صنايع و سود حاصل از تجارت پرداخت مى شود. اين نيز فرصتى است براى كارگران كه غيرمستقيم در صنايع بزرگ سرمايه گذارى كنند. در كنار اينها صندوق ديگرى داريم به نام صندوق حجاج. همه ساله ۵۰۰ هزار زائر به حج مى روند، اين صندوق به حجاج اين امكان را مى دهد كه از طريق سرمايه گذارى پولشان هزينه كمترى براى اين سفر پرداخت كنند. همانطور كه مى دانيد وقتى شما پول پس انداز مى كنيد و سرمايه گذارى نكنيد ارزش پول شما كم مى شود، اما وقتى در صندوق حجاج سرمايه گذارى مى كنيد با سود حاصل از آن مجبور نيستيد الباقى هزينه پرداختى را از جيبتان بپردازيد. در واقع به نفع حجاج است كه در اين صندوق سرمايه گذارى كنند. صندوق هاى كوچك ديگرى هم در مالزى وجود دارد كه ميزان پس انداز مردم در آن بسيار زياد است. ما حدود ۴۰% از درآمد ناخالص ملى را صرفه جويى و پس انداز مى كنيم به اين ترتيب ما پول مردم را مديريت و آنان را در دارايى هاى كشور سهيم مى كنيم البته تعاونى ها نمى توانند با صندوق يونيتراست يا صندوق حجاج مقايسه بشوند. با اين فرآيند ثروت كشور بين مردم توزيع شده و ما توانسته ايم نرخ فقر را تا ۴% پايين بياوريم و حتى مى توانيم با گذشت زمان آن را به ۱% برسانيم كه اين فقط با بسيج مردم براى پشتيبانى از دولت امكان پذير است. مردم بايد تابع مقررات باشند اگر بخواهند تظاهرات، شورش و اعتصاب بكنند اقتصاد نمى تواند پيشرفت كند لذا افرادى كه به مجلس مى روند سياست ها را براى مردم تشريح و به شكايات آنان درباره خدمات دولت گوش مى كنند. با اين تعامل دولت مى تواند نيازهاى مردم را شناسايى و رفع كند و ميزان حمايت از دولت را به دست آورد. مساله ديگر مساله زمان است كه دولت براى انجام كارها به آن نياز دارد. گفته شد بنده ۲۲ سال نخست وزير بودم كه زمانى طولانى است. ۵ انتخابات را پشت سر گذاشتم و در همه آنها پيروز شدم اما مهم آن است كه نمى توان در مدتى كوتاه كارهايى انجام داد. شايد بدانيد كه ژاپنى ها نخست وزيرشان را هر دو سال يك بار عوض مى كردند اگرچه كشورشان بسيار پيشرفت كرده اما با اين روند هيچيك از نخست وزيرها نمى توانستند كار بزرگى انجام بدهند. وقتى اقتصاد دچار ركود شد نخست وزيرى كه انتخاب مى شد عملا نمى توانست كارى صورت دهد و نخست وزير بعدى هم همين طور در برخى از كشور ها اين دوره ۵سال است، اما اين ۵سال هم ممكن است، كافى نباشد. براى برنامه ريزى يك كشور حداقل ۱۰سال زمان لازم است. در دوره هاى ۵ساله، سال اول متوجه مى شويد كه بايد با چه كسى چگونه رفتار كنيد، سال دوم شروع به برنامه ريزى مى كنيد و سال بعد مجلس طرح را قبول مى كند سال چهارم شروع به اجرا مى كنيد و سال پنجم هم بايد برويد. اين حتى در مورد رئيس جمهور آمريكا هم صادق است چون مدت دوره او چهار سال است. فكر مى كنم كه براى برقرارى يك طرح توسعه اين زمان كافى نيست. ممكن است اين زمان براى نابودى يك كشور كافى باشد ولى براى توسعه آن، خير. به هر حال نخست وزير بايد بداند كه چگونه برنامه ريزى كند و چگونه آن را به اجرا بگذارد.
در مالزى محدوديتى وجود ندارد و نخست وزير تا زمانى كه به او راى مى دهند مى تواند در سمت خود باقى بماند. حتى تا آخر عمر ولى من فكر مى كنم كه ۲۲سال براى من كافى بود و من از سمت خود استعفا دادم و سعى كردم به نخست وزير بعدى اين شانس را بدهم كه كارى را كه براى ملت خوب هست، انجام بدهد. دولت بايد قوى باشد و مدت زمان كافى براى توسعه داشته باشد و در ضمن بايد بداند كه اين توسعه را چگونه بايد انجام بدهد. در مالزى آمديم ايده هايى را به عاريت از كشور هاى ديگر گرفتيم. ما اسم اين را نگاه به شرق گذاشتيم. منظور از شرق، ژاپن و كره جنوبى است. اين دو كشور هايى هستند كه خيلى سريع پيشرفت كردند و ما مى خواهيم علت آن را بدانيم. پس از تحقيق دريافتيم كه وجدان كارى، فرهنگ و نظام ارزشى آنها به آنها اجازه داد كار هايى را كه فكر آن را هم نمى كردند انجام بدهند. ما سيستم مديريت آنها را نيز به عاريت گرفتيم. يكى از چيز هايى كه ما وضع كرديم تعامل نزديك دولت و بخش خصوصى بود. اين تعامل به شما اين توانايى را مى دهد كه تجارت خيلى راحت انجام بشود و سود آن نيز از طريق ماليات به دولت برگردد. مثلا در مالزى ماليات بر درآمد از ۴۸درصد شروع مى شود ولى تا ۲۸درصد هم آن را پايين مى آوريم. ما ماليات هاى ديگر را هم كمتر كرديم كه به مردم فشار نيايد، بيشتر ماليات هاى ما ماليات بر عملكرد شركت ها است. مردم زياد از پرداخت ماليات اذيت نمى شوند به جز ماليات واردات خودرو چون ما مى خواهيم مردم خودرو هاى خودمان را استفاده كنند. دولت نيز از طريق ميدان دادن به بخش خصوصى هيچ سرمايه گذارى نمى كند اما ۲۸درصد سود بخش خصوصى نصيبش مى شود كه اين بازده بسيار خوبى است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ماهاتير محمد؛ مرد تحول و توسعه-۲
«ماهاتير » نماد تفكر يك ملت بود
آيدين نامغ
|
|
دو ديدگاه در مورد ماهاتير محمد صادق است اول اينكه ماهاتير بود كه مالزى را به دنبال خودكشاند وموفق شدو يا فضاى حاكم بر اقتصاد مالزى سكوى پرتاب ماهاتير محمد بود و اجازه رشد و بالندگى به وى داد. به نظر مى رسد در آناليز شخصيت اين نابغه شرق بايد بين اين دو ديدگاه كاملاً تمييز داده شود وشايد تمييز اين دو از هم جوابى باشد براى آنچه كه درخاك گربه گون بايد مى شد ولى...- البته در حوزه اقتصاد-. اگر عملكرد اقتصادى ۸ سال بعد از جنگ كه در اصلاحات سياسى به دوران سازندگى معروف شد را با دوران اصلاحات و بعد از آن دوره اصول گرايى به نقد بررسى شود نشان مى دهدكه اقتصاد ما كاملاً قائل به فرد است، نه گروه دخالت دارد ونه روند؛ پس اگر قرار بود فرد دراقتصاد حاكم باشد در حال حاضر اقتصاد ايران كه در قالب ۳ بسته سازندگى، اصلاحات واصول گرايى به طور كاملاً مجزا از هم رهبرى شد مى بايست سرانجامى مى يافت. با اين ادعا ماهاتير محمد را نمى توان منجى اقتصاد مالزى دانست.اما اگر با برهان خلف اقتصاد ايران را نقادى كنيم و بگوييم اقتصاد ايران به دليل نداشتن فضاى نخبه پور با آن همه پتانسيل ها ناكام ماند، مى توان اثبات كرد كه اگر رشد اقتصادى مالزى ۲ رقمى شد مرهون فضاى جاذب در اقتصاد مالزى است. بنابر اين اگر امروز مدال افتخار را بر گردن ماهاتير محمد مى گذاريم ، اين مدال برگردن تك تك مجريان وملت مالزى است كه اجازه دادند ماهاتير محمد به ثمر برسد و آن را تكريم كردند، نه يك فرد ونسخه هايش، كه قطعاً اين نسخه ها بدون وجود بستر ارزنى ارزش ندارد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|