نسخه
PDF
شماره ۴۹۴۳ - ۱۷ دى ۱۳۸۴ - ۶ ذيحجه ۱۴۲۶ - ۷ ژانويه ۲۰۰۶ 
آيينه هنر
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
دنياى رايانه
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
خانه پدرى نيمايوشيج
در انتظار تبديل شدن به يك مكان فرهنگى
على موسوى گرمارودى:
مدير بخش پژوهش موسيقى روز:
بايد ذائقه مخاطب را تغيير دهيم
تلفيق عرفان و هنر در مجسمه مولانا به هم مى رسند
خانه پدرى نيمايوشيج
در انتظار تبديل شدن به يك مكان فرهنگى
ابر بارانش گرفته من به روى آفتابم
002295.jpg
خانه هميشه ابرى نيما در يوش امسال هم موزه نشد. اين خانه باز هم بايدمنتظر باشد تا هوامساعد شود و اعتبارات لازم برسد.
از جاده بلده پس از گذر از ۱۴۰ تا ۱۵۰ پيچ كوهستانى در انتهاى سبزى جاده كه انگار سبزى اش تاآخر دنيا ادامه دارد، به روستاى يوش در ميان كوهستان سرد و هميشه سبز مى رسيد. روستايى هميشه ابرى كه به بركت نام فرزندش همه مى شناسند: خانه ام ابرى ست/يكسره روى زمين ابرى ست با آن.
خانه اى كهن اما نيمه سرپا كه در ميانه حياط آن جايى كه روزى پسرك لاغر و ضعيف ناظم الاياله بازى مى كرد، يا مى نشست و در آسمان هميشه ابرى خيره مى شد زير آلاچيقى چوبى سنگى نه چندان قديمى قرار دارد. سنگ قبر صاحب خانه على اسفنديارى
(نيما يوشيج) پدر شعر نو كسى كه قالب هزار ساله و به هم پيچيده شعر فارسى را شكست و طرحى نو زد. اين جا خانه قديمى و هميشه ابرى كودكى نيما است و چنانچه وصيت كرده بود چندين سال پس از مرگش به خانه پدرى بازگشت:«ابر بارانش گرفته ست/در خيال روزهاى روشنم كز دست رفتندم/من به روى آفتابم/مى برم در ساحت دريا نظاره/و همه دنيا خراب و خرد از باد است/و به ره،
نى زن كه دائم مى نوازد نى، در اين دنياى ابراندود/راه خود را دارد اندر پيش.
اين جا خانه  قديمى نيما است كه از سه سال پيش قرار بود موزه شود. يك روز مى گفتند موزه نيما، روز ديگر موزه شعر و روز ديگر موزه مردم شناسى يوش و باز موزه نيما و شايد همه اين ها و هيچ كدام. هوا سرد است و فصل بارش برف و باران و باز موزه را به تعويق انداخت. مهدى ايزدى سرپرست خانه نيما يوشيج مى گويد:«يك ماهى مى شود كه مرمت و آماده سازى موزه نيما تعطيل است. مى خواستيم امسال موزه را آماده كنيم اما اعتبارات دير رسيد و فصل سرما شروع شد.»
به گزارش ميراث خبر او افزود: «كمبود امكانات باعث شد امسال نتوانيم سالگرد نيما را در محل دفن و خانه پدرى اش برگزار كنيم. اميدواريم با توجه به حجم كارهاى مانده اين خانه قديمى را تا شهريور سال آينده به موزه پدر شعر نو تغيير كاربرى دهيم.»
002277.jpg
خانه نيما يوشيج،تاريخى ترين خانه روستاى يوش است كه قدمت آن به دوره قاجار باز مى گردد. اين خانه تاريخى روزگارى محل اقامت اجداد
نيما يوشيج بوده است. اين خانه در سال ۱۲۰۷ هجرى قمرى به دستور جد وى معروف به «ناظم الاياله» با گچبرى ها و پنجره هاى زيباى ارسى ساخته شده است.
بنا ۳ ورودى، شاه نشين و اطاق هاى بى شمارى دارد كه به وسيله راهروهايى به هم مرتبط هستند. شاه نشين در قسمت شمالى بنا واقع شده است كه سقف بسيار زيبايى دارد و در آن از نقاشى هاى اسليمى با طرح گل و مرغ استفاده شده است. در حياط مركزى اين بنا مقبره نيما قرار دارد كه در سال ۱۳۷۳ توسط ميراث فرهنگى براى پدر شعر نو فارسى بنا شد. نيما در سيزدهم دى ۱۳۳۸در تهران فوت كرد و پيكرش را در ابن بابويه به امانت گذاشتند.در بيست و ششم شهريور ۱۳۷۳ توسط دوستان وى به يوش، از توابع كجور و بلده در استان مازندران منتقل و در محل حياط مركزى عمارت پدرى به خاك سپرده شد.
على موسوى گرمارودى:
حوزه خلاقيت احتياجى به قانون ندارد
002298.jpg
على موسوى گرمارودى - شاعر معاصر و مترجم قرآن مجيد، گفت: موضوع شعر دفاع مقدس، بيش از هر چيز نمايانگر نوعى تعهد است و تعهد، نه صفتى متعلق به شعر، كه صفتى متعلق به شاعر است.
رئيس انجمن شاعران پارسى گوى جهان درگفت وگو با مهر، ضمن بيان اين مطلب افزود: اگر در ميان شاعرانمان، كسانى را داشته باشيم كه نسبت به ايثار شهيدان متعهد باشند، بى گمان اين حوزه از شعر به خودى خود گسترش خواهد يافت. در حوزه خلاقيت احتياج به مباحثى چون بخشنامه و قانون وجود ندارد. در واقع بخشنامه اصلا مفيد ومثمرثمر هم نمى تواند واقع شود.
خالق «از ساقه تا صدر» يادآور شد: تعهد و التزام، صفت شاعر است نه شعر. چرا كه اگر كسى در ذات و وجود خود، متعهد باشد، اين تعهد به زبان او نيز منتقل و تبديل به حماسه مى شود. به عنوان نمونه فردوسى در ذات و كنه خود، مرد حماسه بود. كسى مثل فردوسى وقتى كه ناله مى كند، مثل ما با حالت نزار و بيمار از پيرى سخن نمى گويد، بلكه مى گويد: «تهيدستى و سال نيرو گرفت...» يعنى باز هم در بيان خود از نيرو سخن مى گويد و به دليل دارا بودن روحيه حماسى، ناتوانى و سالمندى را به خود نسبت نمى دهد؛ و به همين دليل است كه حماسه در بيان او نيز جارى مى شود.
موسوى گرمارودى در ادامه اظهار داشت: اگر سعدى با همه نبوغش نتوانست پا به پاى فردوسى پيش برود، به دليل اين است كه اين حوزه نيازمند روح و فطرت حماسه سرايى است. سعدى در حوزه خود شاعرى گرانمايه و بزرگ بود اما به هيچ عنوان نمى توان او را در حماسه سرايى با فردوسى مورد قياس قرار داد. با اين وصف، التزام و تعهد نسبت به جريان دفاع مقدس، اگر در جان و روح شاعر باشد، در شعر و زبانش نيز متبلور مى شود و اگر گرايش و اعتقادى به آن نداشته باشد، با هيچ تمهيد، مقدمه و بخشنامه اى نمى توان آن مفاهيم را به او تزريق كرد.
002271.jpg
وى در پايان يادآور شد: «شعر» برخاسته از حسى درونى و متكى بر باورهاى شخصى شاعر است و از اين رو دميدن روح تعهد به آنها، در مرحله اى پيش از سرودن شعر، كه شامل فرهنگسازى و آگاه سازى عمومى نسبت به واقعه عظيم دفاع مقدس است، رخ مى دهد.
مدير بخش پژوهش موسيقى روز:
موسيقى سنتى گوهر اصلى و زيربن اى موسيقى است
بايد ذائقه مخاطب را تغيير دهيم
002274.jpg
هنر و به ويژه موسيقى مى تواند جوامع را به رشد و تعالى برساند از اين رو بايد شرايطى را پديد آوريم تا ذائقه مخاطب تغيير كند.
به گزارش ايكنا، محمد سرير در نخستين نشست پژوهشى جشنواره موسيقى فجر با بيان اين مطلب گفت: اگر ما آسيب ها و جاذبه هاى موسيقى خود را بشناسيم و سليقه و ذوق عامه را اعتلا دهيم، ديگر نيازمند جلوگيرى از ورود موسيقى و كاست هاى غربى نيستيم.
مدير بخش پژوهش موسيقى روز در بيست و يكمين جشنواره موسيقى فجر در مورد اين قسمت گفت: آنچه با عنوان موسيقى روز مطرح شده و طيف گسترده اى از موسيقى (از تصنيف هاى بسيار سنگين و رده بالا تا موسيقى كوچه و بازار) را در برمى گيرد، بسيار مبهم و نقدپذير است.
وى ادامه داد: بحث در مورد موسيقى كلاسيك و دستگاهى كه اساس و پايه آن پذيرفته شده راحت تر است اما موسيقى روز يا همان پاپ، موسيقى مهمى است و لبه تيغ بسيارى از نقدها متوجه آن است. سرير موسيقى روز را در ارتباط نزديك با شرايط اجتماعى دانست و گفت: اين نوع موسيقى داراى تاريخ مصرف است و در يك دوره خاص بيشتر مورد توجه قرار مى گيرد چرا كه بيش از اندازه به مسايل اجتماعى و اتفاقات روز وابسته است.
وى موسيقى سنتى را زيربنا و گوهر اصلى موسيقى برشمرد و گفت: هر چند اين نوع موسيقى، شالوده موسيقى كشور را تشكيل مى دهد اما موسيقى ملى، طيف وسيعى از انواع موسيقى را دربرمى گيرد و اگر اثرى شناسانه ايرانى نداشته باشد، هر چند هنرى است اما مورد توجه ما قرار نمى گيرد.
وى در پايان گفت: جشنواره موسيقى فجر بايد به شناخت ظرفيت ها و افراد كمك كند براى مثال ۱۶۰ گروه در بيست و يكمين جشنواره موسيقى فجر شركت مى كنند كه ۹۵ درصد آنها حرفه اى بوده و در كار خود استادند بنابراين برعهده متوليان فرهنگى كشور است كه اين گروه ها را شناخته و در پرورش آن بكوشند.
خاك،اسطوره مى سازد
تلفيق عرفان و هنر در مجسمه مولانا به هم مى رسند
002265.jpg
سال ها است كه مولانا را يكه سوار درياى عرفان مى نامند و در وصف او شعرها و توصيف هاى بسيارى مى سرايند اما كمتر شده است، در حوزه هنرهاى تجسمى تصويرى از او ارائه شود.
مجسمه گچى ۳ مترى سوار بر موج، با دستارى بر گردنش و دستى به سوى آسمان و دستى ديگر براى گرفتن دست هاى اطراف، اولين مجسمه مينياتورى مولانا است كه «محمدرضا نيك سيرت فر» آن را به سبك نشانه گرايى در حجم، در قالب مينياتور پارسى با تلفيقى از موسيقى، نشانه شناسى، اسطوره، رمزگرايى عرفان و هندسه ساخته است.
اين مجسمه يكى از ۱۱ اثر نيك سيرت فر است كه در كتابخانه ملى به ثبت رسيده به گفته اين مجسمه ساز تمام تلاش او بر اين بوده تا راز و رمزهاى شعرهاى مولانا و موسيقى شعر را در اين اثر بكار گيرد:«مجسمه سازى به دو صورت كم كردن و اضافه كردن ساخته مى شود. روشى كه من از آن استفاده كردم روش اضافه كردن بود زيرا قبل از ساخت، تحقيقات فراوانى درباره زندگى مولانا انجام دادم اما همزمان با ساخت مجسمه، اتفاقات و تاثيرات اطراف نيز روى من اثر  گذاشت و از آنجاكه اجراى كار به شكل زنده بود، پيشنهادهاى مردمى كه براى تماشاى اثر  آمدند و شعرهايى كه از مولانا  خواندم، بر روند ساخت مجسمه اثر مستقيم نهاد و نكات بيشترى به طرح آن  افزود. همچنين در روند تحقيقاتم متوجه شدم، مولانا زندگى پر رازورمزى داشته و شعرهاى او هم پر است از نماد و نشانه هاى گوناگون.
در عين حال او به اسطوره ها و قصه هاى كهن ايرانى علاقه فراوانى دارد و دليل ساخت مجسمه با خاك و گچ را وجود اسطوره اى در همين مورد مى داند:«اسطوره ها و تاريخ براى من اهميت زيادى دارد. توجه به اصالت و ريشه ها يكى از پايه هاى اصلى كار من است، زيرا دوست دارم با مجسمه هايم پيغامى براى آيندگان از اكنون داشته باشم. من براى ساخت مجسمه هايم واقعيت امروز را با اسطوره هاى قديمى بازنويسى مى كنم و در اين راه از كمك و يارى «ابراهيم ميرزاى ناظر» كه مترجم ۸ زبان كهن ايرانى است، استفاده مى كنم. در واقع روايت اسطوره هايى كه قصد ساختن آنها را دارم با همفكرى هردوى ما نوشته مى شود و هنگاميكه من درحال آماده كردن مجسمه هستم، آقاى ناظر هم ترجمه و آواشناسى متن كار را به زبان هاى كهن انجام مى دهد. اما دليل اينكه مواد مجسمه هاى من از خاك و گچ است به اسطوره اى برمى گردد كه در ايران باستان وجود داشته است. مى گويند در زمان هاى كهن وقتى دلاوران روى خاك سرزمينمان مى ايستادند و طبل هاى صلح و جنگ بسيارى نواخته مى شد و هنگامى كه خاك به وسيله باد به مناطق ديگر انتقال مى يافت و از روى آتشكده ها هم عبور مى كرد و خاك توسط آتش مى سوخت و پيچ و تاب هايى در آن به وجود مى آمد و بعد از آن خاكى كه به سرزمين هاى ديگر مى رفت، پيام دلاوران ايران را به مردم اقوام گوناگون مى فرستاد. پس من نيز با اتكا به اين اسطوره از خاك سرزمينم استفاده كردم و پيچ و تاب  هايى در مجسمه به كار بردم تا بار ديگر اين اسطوره را در مجسمه يكى از قهرمانان ايرانى زنده كنم.»
او سپس در مورد چگونگى ساخت مجسمه هاى اسطوره اى كه ساخته است، توضيح مى دهد:«اولين كار من مجسمه «سماع» در سال ۱۳۸۱ است و روايت مادر باردارى را نشان مى دهد كه در هنگام زايمان دچار يك عشق بى منت مى شود كه خداوند آن را به او وديعه مى دهد. در باور من مادران در هنگام تولد فرزندانشان در آسمان هفتم به سماع مى پردازند، چون يك موجود پاك پا به جهان مى گذارد. آثار بعدى مجسمه هاى «هليا» و «نياز» در سال ۱۳۸۲ هستند كه آنها هم از اساطير گرفته شده اند و چهارمين اثر مربوط به مجسمه «فردوسى» است و بالاخره آخرين آنها مجسمه«مولانا» است كه در سال جارى به پايان رسيد و كارهاى تحقيقاتى آن يك سال و ساخت آن يك سال و نيم به طول كشيد. البته ۶ مجسمه ديگر نيز در واحد ثبت كتابخانه ملى به ثبت رسيده كه آنها جز آثار مدرن به شمار مى آيند.»
نيك سيرت فر همچنين ضمن علاقه اى كه به هريك از مجسمه ها و روايت  آنها دارد،علاقه مخاطبانش را دليل ادامه كارش ابراز مى كند و اميدوار است، همانطور كه آثارش بازتاب گسترده اى به ويژه در خارج از كشور داشته، بتواند حمايت هاى داخلى را نيز جذب كند:«گرچه براثر يك اتفاق با مجسمه سازى آشنا شدم اما مجسمه سازى و خواندن اسطوره هاى قديمى به بخشى از وجود و زندگى من تبديل شده است. مخاطبين و كسانى كه براى تماشاى آثارم مى آيند، انرژى فوق العاده اى به من مى دهند كه باعث شده با وجود آنكه كسى حمايت مالى از من نمى كند اما همين حمايت هاى معنوى و اشتياقى كه برخى از دانشگاه هاى خارجى براى همكارى و ساخت مجسمه عنوان كرده اند، بزرگ ترين انرژى من براى ادامه كارم باشند و به همين خاطر ۷ اسطوره ديگر نيز در حال آماده كردن دارم كه با همكارى آقاى ناظر روايت اصلى آن نوشته و ترجمه شده است تا ساخت آنها را شروع كنم.»
*ميراث خبر
خوانش نمايشنامه اى از «على حاتمى» در اداره تئاتر
002280.jpg
نمايشنامه فوتبال  نوشته مرحوم «على حاتمى» آغازگر نخستين جلسه نمايشنامه خوانى دهه چهل اداره تئاتر است.
به گزارش ايسنا، نمايشنامه فوتبال  جزو نخستين آثار نمايشى على حاتمى است كه فضاى ايران متداول كارهاى وى كمتر در آن به چشم مى خورد و تنها ديالوگهاى فلسفى در آن ذكر شده كه خاص جوامع شرقى است. نمايشنامه داستان بازى فوتبال بين دو تيم است كه با يك توپ فرضى قصد بازى كردن دارند ولى برسر همين توپ دچار مشكلاتى مى شوند و قصد دارند كه به يك تساوى نفر بين دو گروه برسند و سير بازى را ادامه دهند. اين نمايشنامه قرار است امروز در بخش ويژه نمايشنامه هاى دهه چهل در اداره تئاتر توسط گروه تى آرت  روخوانى شود، به مانند كارهاى پيشين گروه تلفيقى از موسيقى و خوانش است و از مخاطبان جلسه به عنوان تماشاگران بازى فوتبال استفاده مى كند. كارگردان اين برنامه داود بنى  اردلان، مشاور كارگردان نگين زمانى و دستيار كارگردان سميرا سپهرنيا است.
آيينه خبر
قضاوت داوران مخفى در جشن بازيگر
حميد مظفرى، رئيس هيات مديره انجمن بازيگران خانه تئاتر از احتمال ايجاد تغييراتى در برگزارى جشن بازيگر خبر داد.
وى دراين باره به ايسنا، گفت: به دليل برخى از مشكلات احتمال دارد تغييراتى در برگزارى سومين دوره جشن بازيگر ايجاد كنيم. مظفرى ادامه داد: البته اين تغييرات ابتدا بايد در هيات مديره انجمن مطرح شود و بعد به صورت يك طرح مكتوب به هيات مديره مركزى خانه تئاتر ارائه شود و درصورت تصويب، نحوه برگزارى جشن تغيير مى كند. وى احتمال داد: شيوه داورى جشن و كل نحوه برگزارى آن تغييراتى داشته باشد. جشن بازيگر به منظور انتخاب بهترين بازيگران زن و مرد تئاتر كه در طول سال به ايفاى نقش پرداخته اند، برگزار مى شود. بر اساس اين گزارش،سيستم داورى جشن به اين صورت است كه تعدادى داور كه نام آنها مخفى مى ماند در طول سال به ديدن تمام نمايش ها مى روند و در يك جمع بندى و بعد از امتياز دهى، بهترين بازيگران را انتخاب مى كنند.
غزل واره اى از چرمشير در جشنواره تئاتر فجر
نمايش «كبوترى ناگهان» نوشته محمد چرمشير و به كارگردانى عباس غفارى در جشنواره تئاتر فجر اجرا مى شود.
به گزارش ايسنا، «كبوترى ناگهان» كه جزو غزل واره هاى نمايشى چرمشير است، با كارگردانى عباس غفارى در آذر ماه به اجراى عمومى درآمد. نمايش داستان زندگى نزهت، زنى از دوران قاجار است كه به گناه نابارورى در دالان تاريك زندگى رها شده است و ديگران مى آيند تا به او آرامش دهند. در اين نمايش كه درتالار نو مجموعه تئاترشهر اجرا شده بود، بازيگرانى چون نگار عابدى، مريم معينى، مريم سرمدى، شبنم مقدمى، آتيه جاويد، نسرين درخشان زاده و ندا مقصودى نقش آفرينى مى كنند. عباس غفارى پيش از اين نمايش «حريم خلوت دل» را به نويسندگى محمد چرمشير درجشنواره بيست و سوم تئاتر فجر اجرا كرده بود و به دليل رد شدن متن براى اجراى عمومى «كبوترى ناگهان» را به اجرا درآورد كه قرار است مجددا نمايش در بخش مرور جشنواره بيست و چهارم فجر هم اجرا شود.
جشنواره موسيقى در قشم
برگزارى جشنواره موسيقى در قشم، بهانه  خوبى براى سفر گردشگران به جزيره خواهد بود.
على اكبر عين اللهى، مديرعامل هولدينگ سياحتى قشم و رييس ارشاد شهرستان قشم، در گفت و گو با ايلنا، با بيان اين مطلب، گفت: جزيره قشم از تاريخ ۲۱ لغايت ۲۳ دى ماه سال جارى ميزبان برگزارى جشنواره موسيقى استان هرمزگان خواهد بود. وى، هدف از برگزارى اين جشنواره در قشم را علاوه بر انجام يك كار فرهنگى، ايجاد بهانه اى براى سفر مردم به جزيره قشم دانست. مديرعامل هولدينگ سياحتى قشم، تاكيدكرد: از آنجا كه جشنواره هاى موسيقى بسيار جذاب هستند، اميدواريم با برگزارى اين جشنواره گردشگران زيادى به جزيره سفر كنند.
پيشنهادات كتابخانه آستان مقدس به حافظه جهانى
نسخه هاى خطى آستان قدس رضوى براى پيشنهاد ثبت در حافظه جهانى مشخص شدند.
به گزارش ميراث خبر اين نسخه هاى خطى در سيزدهمين جلسه هيأت مديره سازمان مطرح و مورد موافقت قرار گرفت.اين آثار عبارتند از:مجموعه قرآنهاى پوست آهو منسوب به ائمه اطهار عليه السلام در كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى، كتب خطى رياضيات در جهان اسلام، مكتب هنرى تيموريان ايران شامل كاشى، مدارس پريزاد و دو در، حمام رضوى(مسجد شاه)، قرآن هاى دستخط ابراهيم سلطان، دستخط باسينقر ميرزا، كتب خطى به خط ميرعلى هروى، خليل پاشاه قلم، مكتب هنرى سلجوقى شامل اولين كاشيهاى منصوب در حرم مطهر، ديوان هاى غزليات حافظ شيرازى به خطوط درويش، يزدانى، آثار هنرى هند و كشمير در كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى، جلدهاى نسخ خطى و كتاب آرايى دور سلجوقيان، مجموعه نسخ خطى سبك ادبى هندى، كتب خطى و چاپ سنگى عهد عتيق در كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى، كتب مصور چاپ سنگى. به گزارش ميراث خبر اين نسخ قرار است پس از بررسى  نهايى كارشناسان كتابخانه آستان قدس رضوى به كميته مشتركى كه براى همين منظور در يونسكو تشكيل شده است، ارائه شود.
سنگلج، در انتظار اعلام ليست نمايش ها
مدير تالار سنگلج گفت: امسال قرارنيست فقط ميزبان آثار شهرستانى باشيم بلكه پذيراى كارهايى از بخش هاى گوناگون جشنواره خواهيم بود.
محمود فرهنگ با بيان اين مطلب به ايسنا، گفت: قرار است ميان نمايش هايى كه سال گذشته در تالار سنگلج اجرا شده اند، نمايش هايى در بخش مرور جشنواره اجرا شوند. وى ادامه داد: هنوز ليست اجراهاى تالار سنگلج اعلام نشده است اما جدول طبق تصميم هيات انتخاب جشنواره بسته خواهد شد و گويا امسال كارهاى گوناگون ميان تالارهاى متفاوت پخش مى شود.
نمايشگاه «خليج هميشه فارس» در خانه كاريكاتورنمايشگاه آثار كاريكاتور با عنوان «خليج هميشه فارس» در خانه كاريكاتور ايران افتتاح شد.
به گزارش مهر، در نمايشگاه گروهى آثار كاريكاتور «خليج هميشه فارس» بيش از ۵۰ اثر از برجسته ترين كاريكاتوريست ها به نمايش عموم درمى آيد. بهمن عبدى، جواد عليزاده، بهرام عظيمى، داود شهيدى، كيارش زندى، جمال رحمتى، افشين سبوكى، داود كاظمى، فيروزه مظفرى، على درخشى، ابوالفضل محترمى، حسن كريم زاده و تنى چند از كاريكاتوريست هاى معاصر از صاحبان آثار در نمايشگاه «خليج هميشه فارس» به شمار مى روند. اين آثار به سفارش خانه كاريكاتور ايران و به دنبال اعلام نام مجعول خليج عربى توسط موسسه نشنال جئوگرافيك در سال گذشته جمع آورى شد و به طور دوره اى در مراكز فرهنگى مختلف به معرض نمايش گذاشته شد. نمايشگاه «خليج هميشه فارس» تا پايان دى ماه در خانه كاريكاتور ايران داير است. علاقمندان مى توانند براى بازديد به خيابان شريعتى، تقاطع همت، خيابان گل نبى غربى، بعد از ميدان كتابى، پلاك ۶۰
مراجعه كنند.
صابرى، نويسنده و كارگردان تئاتر:
مسوولان به پيشينه كارى هنرمند اعتماد كنند
در چارچوب قانون، هرهنرمندى را بايد آزاد گذاشت
002289.jpg
هنرمند بايد در چارچوب قانونى آزاد باشد تا بتواند به راحتى به فعاليت خود ادامه دهد.
«پرى صابرى» نويسنده و كارگردان تئاتر در گفت وگو با ايلنا با بيان اين مطلب گفت: من به رعايت قانون در هر كشورى معتقدم اما هنرمند بايد استقلال داشته باشد زيرا هيچ كس نمى تواند دست يك نقاش را بگيرد و بگويد بايد اين طور نقاشى كنيد زايش هنرى در رهايى انجام مى شود.
وى افزود: قانون مانند چاقوى دولبه مى ماند؛ اين در حالى است كه در چارچوب قانون هر هنرمندى بايد آزاد گذاشته شود تا كار كنند، البته با برخى نظارت ها كه گاهى اوقات اعمال مى شود هنر خفه مى شود.
صابرى با تاكيد بر آزادى هنرمندان در چارچوب هاى قانونى گفت: من پس از گذشت اين چند سال كاملا مى دانم كه چه نوع نمايشى را مى توانيم پيشنهاد كنم و آن را به اجرا در آورم پس مسوولان نيز بايد به من اعتماد كنند؛ و همه هنرمندان نيز مى دانند كه چارچوب قانونى چيست و در همان محدوده فعاليت مى كنند پس بايد در اين چارچوب آزاد باشند، اين كار درست مثل اين است كه پس از گرفتن گواهينامه هيچ مامورى كنار دست رانندگان نمى نشيند تا به آنان بگويد چطور رانندگى كنند.
وى ادامه داد: به نظر من با در نظر گرفتن چارچوب هاى قانونى برخى بازبينى هاى سختگيرانه لزومى نخواهد داشت و رو در روى هم قرار گرفتن هنرمندان و بازبين ها نيز نتايجى در پى ندارد.
شور مولانا
روضه اميد تويى
روضه اميد تويى
يار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
يارتويى غارتويى خواجه نگهدار مرا
نوح تويى روح تويى فاتح و مفتوح تويى
سينه مشروح تويى بر در اسرار مرا
نور تويى سور تويى دولت منصور تويى
مرغ كه طور تويى خسته به منقار مرا
قطره تويى بحر تويى لطف تويى قهر تويى
قند تويى زهر تويى بيش ميازار مرا
حجره خورشيد تويى خانه ناهيد تويى
روضه اميد تويى راه ده اى يار مرا
روز تويى روزه تويى حاصل دريوزه تويى
آب تويى كوزه تويى آب ده اين بار مرا
دانه تويى دام تويى باده تويى جام تويى
پخته تويى خام تويى خام بمگذار مرا
اين تن اگر كم تندى راه دلم كم زندى
راه شدى تا نبدى اين همه گفتار مرا