نسخه
PDF
شماره ۵۰۱۶ - ۴ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۵ ربيع الاول ۱۴۲۷ - ۲۴ آوريل ۲۰۰۶ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
سحر امينيان
به بهانه پخش از برنامه سينما چهار
على اصغر غلامرضايى:
«حيات وحش» تخيل كودكان را فعال مى كند
سحر امينيان
016542.jpg
016533.jpg
016539.jpg
016530.jpg
مدتى است كه فيلم هاى انيميشنى و كودكانه مورد توجه طرفداران سينمايى واقع شده و در جدول پرفروش ها قرار گرفته اند. چندى پيش فيلمى كه نخستين رتبه جدول را به خود اختصاص داده بود،  «سقوط عصر يخبندان» نام داشت. اينك فيلم جذاب «حيات وحش» در يكى از رده هاى اوليه جدول جاى گرفته است.
اين فيلم انيميشنى و كمدى،  ماجراجويى گروهى از حيوانات را نقل مى كند. اين حيوانات شامل: شير، زرافه، مار، خرس كوالا و سنجاب هستند و محل زندگى شان باغ وحش نيويورك مى باشد. آنها در كنار يكديگر زندگى مى كنند تا اينكه يكى از دوستانشان اشتباهى به جنگل مى رود. قهرمانان داستان كه تاكنون زندگى در جنگل را تجربه نكرده اند، كنجكاو هستند و سوالات فراوانى ذهنشان را مشغول مى كند. به عنوان مثال، آيا يك جنگل شبيه شهر است؟ در نهايت آنها براى نجات رفيق خود، ماموريتى خطرناك را آغاز مى كنند. «استيو اسپاز ويليامز» در مقام كارگردان «حيات وحش» قرار گرفته است و «كيفر ساترلند»، «ادى لزارد»، «ويليام شاتنر»، «جيمز بلوشى» و «جنين گاروفالو» از جمله هنرمندانى هستند كه به جاى شخصيت هاى اين فيلم صحبت مى كنند بنابراين «كيفر ساترلند»، «جيمز بلوشى»، «جنين گاروفالو» و «ادى لزارد» به ترتيب صداى خود را به كاراكترهاى شير راهنما «سمسون»، سنجاب «بنى»، زرافه زرنگ و خرس كوالا «نيگل» وام داده اند. به طور كلى مجموعه اى از هنرهاى آوايى در اين فيلم به چشم مى خورد. «حيات وحش» به عنوان يكى از فيلم هاى والت ديزنى، نمايانگر ويژگى هاى متعدد است. گويا اين فيلم از طرح داستان و كاراكترهاى رقيبش فيلم «كارهاى تخيلى» بى نصيب نبوده است. داستان «حيات وحش» روى شخصيت  يك شير جوان به نام «ريان» متمركز است، «ريان» تحت تاثير اقتدار پدرش «سمسون» مى باشد. اگرچه «سمسون» سلطان نيست، اما شكوه و عظمت خاص خود را داراست. او داستانهاى يك گوزن آفريقايى را براى پسرش شرح مى دهد. مى توان گفت كه «حيات وحش» سرشار از نكته هاى جالبى است كه به كودكان مى آموزد. همچنين از لحاظ تكنيكى شگفت انگيز و هنرمندانه بوده و جذابيت هايش از «سقوط عصر يخبندان» بيشتر است. «حيات وحش» بعد از «جى اورج كنجكاو» و «سقوط عصر يخبندان» سومين فيلمى است كه هدفش فعال كردن تخيل كودكان مى باشد. «استيو اسپاز ويليامز» با استفاده از استراتژى هاى بصرى ويژه و نماهاى نزديك و غيرقابل باور، بر جاذبه هاى اين فيلم افزوده است. علاوه بر اين، داستان «حيات وحش» به «ماداگاسكار» رقيب سال گذشته اش شبيه است. يكى از دلايل شباهت هاى فراوان اين است كه امروزه، افكار جديدى در سينماى هاليوود ارائه نمى شود. شايان ذكر است كه به علت بهره بردن از شيوه  انيميشنى خيره كننده «حيات وحش» به مراتب از «ماداگاسكار» بهتر است همچنين مهارت هاى كثيرى را دربر گرفته و سراسر فيلم سرزندگى و شادابى است.
به نظر مى رسد كه در كنار اين مشخصه هاى مثبت «حيات وحش» فيلم انيميشنى شايسته، بى ضرر و برجسته اى است كه دربر گرفته يك عقيده و ديدگاه هنرى جداگانه نيست. لازم به ذكر است كه در طرح داستان نقش خرس كوالا، «نيگل» بهتر از نقش هاى ديگر طراحى شده است. بعد از هماهنگى  عجيبى كه در فيلم «دوگال» بين حيوانات گاو و حلزون ايجاده شده بود،  در «حيات وحش» نيز دو جانورى كه هيچ سنخيتى با هم ندارند، سنجاب و زرافه ارتباط دوستى جالبى با يكديگر برقرار مى كنند. متاسفانه فيلم موفق «حيات وحش» كه شامل تعدادى از شاخصه هاى چشمگير است با فروش ۹ ميليون دلارى مواجه شده است.
به بهانه پخش از برنامه سينما چهار
«باران ساز»؛ فيلمى كه براى كاپولا افتخار نياورد
016560.jpg
فيلم سينمايى «باران ساز» از آخرين ساخته هاى سينمايى فرانسيس فورد كاپولا، براى كارگردانش نقطه اى طلايى و افتخارآميز به شمار نمى رود.
به گزارش «مهر»، فيلم سينمايى«باران ساز» در سال ۱۹۹۷ بر اساس رمانى از جان گريشام ساخته شد. اين فيلم يك اثر اجتماعى با مايه هاى حادثه اى و ترسناك است و بخشى از روابط ناسالم تجارى و فعاليت در جهت به دست آوردن سود از هر طريق به وسيله شركت هاى بزرگ را به تصوير مى كشد. اين اثر نوعى اعتراض به نظام نابرابر و بى رحم سرمايه دارى آمريكاست كه از بهره كشى طبقات محروم و ضعيف اجتماع، افرادى محدود و خاص ثروتمند مى شوند و در اين راه هيچ محدوديت يا قاعده و قانونى براى خود قايل نيستند.
اين فيلم با مدت زمان ۱۳۵ دقيقه داستان زوج سالخورده اى را روايت مى كند كه از نظر مالى در شرايط نامناسبى قرار دارند و براى درمان فرزند خود به بيمه مراجعه مى كنند تا بتواند مخارج عمل جراحى فرزندشان را مطالبه كنند. اما بيمه به شكل هاى مختلف از اين كار طفره مى رود و به نوعى قصد پرداخت اين پول را ندارد. اين زوج با فردى به نام رودى بيلريك برخورد مى كنند كه وكيلى جوان اما بيكار است. آنها به نوعى توافق مى كنند كه بيلريك پرونده آنها را قبول كند تا در دادگاه پيروز شوند و اين وكيل كم تجربه راهى سخت براى رسيدن به مقصود و به دست آوردن موفقيت را طى مى كند.
016554.jpg
مضمون اين اثر هر چند آيينه تمام نماى جامعه سرمايه دارى آمريكاست و بخشى از مشكلات عمومى اجتماع را مطرح مى كند، اما در برقرارى ارتباط با مخاطب چندان موفق نيست. چون فضاى كلى داستان از ديدگاه جامعه شناختى و برخوردارى از نگاهى منتقدانه نسبت به روابط اجتماعى گاه چنان سنگين و پيچيده مى شود كه فهم فيلم براى بيننده عام دشوار مى شود. از طرف ديگر، فيلم برخلاف داستان پركشش و برخوردار از تعليق و كنش در اجرا چندان پرتحرك از آب در نمى آيد و تغيير ريتم داستان در زمانهاى مختلف فيلم و گاه كشدار شدن آن، تماشاگر را از تماشاى اثر دچار خستگى مى كند. از طرف ديگر، فضاى اين فيلم برخوردار از نوعى اندوه و دلزدگى است كه بيننده عام را تا حدود زيادى از خود دور مى كند و همين مساله موجب مى شود كه فيلم در اكران عمومى سينماهاى آمريكا ۴۵ ميليون و ۹۱۶ هزار دلار بفروشد كه اين رقم فاصله اندكى با هزينه صرف شده براى فيلم دارد و نوعى شكست براى فيلم محسوب مى شود.
فورد كاپولا براى اجراى اين فيلم از مت ديمون، دنى دوويتو، كلر دنس، جان وويت، مارى كاى پلس، دين استوك ويل، ترزا رايت، ويرجينيا مدسن، ميكى روركى، اندرو شاو، رد وست و جانى ويت ورس به عنوان بازيگران اصلى استفاده مى كند. اما اين كارگردان كه تبحر خاصى در بازى گرفتن از بازيگران خود دارد و حتى نقش پردازان حرفه اى و بزرگ هاليوود در فيلم هاى او همواره كاراكترى متفاوت را به نمايش مى گذارند، اما هنرمندان مذكور در اين اثر چندان خوش نمى درخشند و همين مساله يكى از دلايلى است كه فيلم چندان اثر شاخص و درخشانى در كارنامه اين كارگردان صاحب نام سينما به شمار نمى رود.
فرانسيس فورد كاپولا كه ساخت فيلم هايى همچون «پدرخوانده»، «گفت وگو» و «اينك آخرالزمان» را ساخته است،
«باران ساز» را به گونه اى ارايه مى كند كه چندان با شاخصه ها و مولفه هاى توليد اين كارگردان هماهنگ نيست. كارگردان در اين اثر نه تنها از توانايى هاى بازيگردانى خود بهره نمى برد، بلكه در استفاده از ساير عناصر فيلم همانند موسيقى، فيلمبردارى و طراحى صحنه نيز چندان موفق عمل نمى كند و همين مساله موجب مى شود كه فيلم درخشش چندانى نداشته باشد. اين مساله در نوع نگاه منتقدان سينمايى آمريكا و استقبال اندك محافل و جشنواره هاى سينمايى از اين فيلم نيز به خوبى ديده مى شود.
نامزدى براى دريافت جايزه گلدن گلاب به خاطر بهترين بازيگر نقش مكمل مرد براى جان ويت در سال ،۱۹۹۸ نامزدى براى دريافت جايزه تصوير به خاطر بهترين بازيگر نقش مكمل مرد براى دنى گلاور در سال ۱۹۹۸ و دريافت جايزه سيرا از انجمن منتقدان فيلم لاس وگاس به خاطر بهترين بازيگر مرد براى مت ديمون در سال ۱۹۹۸ مهمترين عناوين حضور اين فيلم در مراسم و جشنواره هاى بين المللى سينمايى را تشكيل مى دهد.
على اصغر غلامرضايى:
فيلم هاى خارجى سال ۸۴ به لحاظ كيفى شاخص هاى بالايى
داشتند
016563.jpg
على اصغر غلامرضايى در گفت وگو با «مهر» اشاره اى به اولويت خريد آثار خارجى، هزينه سالانه اداره كل تامين برنامه خارجى سيما و ممنوعيت پخش فيلم هاى خشن داشت. در اين گفت وگو اشاره اى هم به پخش برخى فيلم هاى خارجى به ويژه در ژانر وحشت از شبكه هاى مختلف سيما شد كه به اعتقاد غلامرضايى اين ايراد به خود شبكه ها برمى گردد، چون محدوديت ها همچنان پابرجاست. گفت وگوى «مهر» را با مديركل تأمين برنامه خارجى سيما مى خوانيد.
*چه نوع آثارى (فيلم، سريال، انيميشن و مستند) در اولويت خريد و پخش قرار دارند و چرا؟
على اصغر غلامرضايى: آثار خريدارى شده بايد تاثيرگذار باشند. ما در اولويت خريد آثار، برنامه ريزى سالانه داريم كه معاونت برنامه ريزى سيما مشخص مى كند كه چقدر برنامه مستند تامين كنيم و براى چه شبكه اى. همچنين حجم سريال و فيلم ها را مشخص مى كند. ما هم بر اساس اين اولويت ها، برنامه ريزى مى كنيم، چرا كه بر اين اساس هم به ما بودجه مى دهند. علاوه بر آن تاثير فيلم، سريال، انيميشن و مستند هر كدام متفاوت است. البته من شخصاً معتقدم كه تاثير برنامه هاى كودك بيشتر است و بايد دقت شود. ما هم خيلى در اين رابطه مصر هستيم، به همين دليل معتقديم كه بايد كارشناسان كودك كار را ببينند و ارزيابى كنند. البته از نظر مديران گروه و كارشناسان روانشناسى كه اكثراً خانم هستند بهره مى بريم. البته خانم ها عمدتا با كارهاى كودك نزديك هستند و تجربه هم دارند. بنابراين انيميشن ها تاثيرگذار هستند و بعد سريال ها تاثير دارند و بعد فيلم ها. به لحاظ حجم كمى، مستندها در سال ۸۴ با توجه به استقبال مخاطبان افزايش پيدا كرده است. قبلاً كارهاى مستند جذابيت نداشت يا مستندهاى طبيعت پخش مى شد. ما سعى كرديم مستندهاى جذاب براى پخش انتخاب كنيم. همچنين در گذشته مستندها آگهى خور نبودند، ولى به مرور زمان با پخش مستندهاى جذاب آگهى هاى خور شده اند، به همين دليل مستندها در اولويت عمده ما هستند. خريد فيلم ها را در اولويت داريم، چرا كه تلويزيون با در نظر گرفتن ۱۵ تا ۲۰ درصد در سال حدود ۵۰۰ فيلم در بخش داخلى و خارجى نياز دارد.
*آيا آمارى داريد كه نشان دهنده افزايش يا كاهش خريد فيلم ها باشد؟
سال ۸۴ نسبت به سال ۸۳ تغيير عمده اى نداشتيم و باكس هاى خارجى هم باكس هاى سال ۸۴ بود. فقط باكس هاى برنامه اى اضافه شد، مثل سينما ماوراء كه از باكس هاى معمول جدا مى شود. سينما يك يا صد فيلم اين تيپ باكس هاى اضافه شده هستند. باكس سريال ها هم تغيير نكرده است. امسال هم بحث بودجه تصويب نشده است، ولى فكر مى كنم همان روال سال قبل است. فقط نكته اى در خريد آثار كودك است كه به جهت افزايش توليدات داخلى كاهش خريد داريم. همچنين ما در حدود يك ميليارد و دويست ميليون تومان بودجه براى خريد برنامه از توليد داخلى داشتيم كه عملكرد ما تا انتهاى سال معادل سه ميليارد و دويست ميليون تومان وعمده آن خريد فيلم هاى كوتاه از فيلمسازان جوان و بلند و كليپ بوده است.
*شما براى خريد آثار مختلف تلويزيونى چون داستانى، سريال و مستند و كودك نيازمند بودجه مناسب هستيد، هزينه سالانه خريد آثار خارجى صدا و سيما به چه ميزان است؟
هزينه بودجه سال ۸۴ نسبت به سال قبل تغيير چندانى نكرده بود، مگر اينكه برخى از شبكه ها وظيفه تامين شان به ما محول شد. به عنوان نمونه شبكه هاى العالم و سحر به مجموع كارهاى ما اضافه شد و تا حدودى هم افزايش داشتيم. ما يك فيلم سينمايى را در حدود ۲۰۰۰ تا ۳۵۰۰ دلار خريدارى مى كنيم، درحالى كه براى يك فيلم سينمايى ايرانى ۳۵ تا ۴۰ ميليون تومان پول مى دهيم، تقريبا يك دهم تا يك دوازدهم مى شود. قيمت كليپ ها و مستندها براى تلويزيون متفاوت است. بودجه امسال هم مثل بودجه سال گذشته است. ما يك ميليارد و دويست ميليون تومان براى خريد كارهاى داخلى بودجه داشتيم كه نزديك به سه ميليارد و دويست ميليون عملكرد داشتيم و چيزى حدود سه ميليارد تومان هم براى خريد آثار خارجى اعم از فيلم، سريال و مستند عمل شده است. در مجموع نسبت به كارى كه براى تلويزيون توليد مى شود، بودجه خيلى نيست. البته ما در سال گذشته سعى كرديم كارهايى پخش نكنيم كه ده سال از زمان پخش آن گذشته باشد، حتى پخش برخى از سريال ها با تاخير اندكى يا همزمان با شبكه هاى آسيايى و اروپايى پخش شد. در مجموع تنوع و تازگى را رعايت كرديم، به همين دليل فيلم هاى سال ۲۰۰۴ يا ۲۰۰۵ را خريدارى و پخش كرديم. در مجموع به لحاظ حجم كمى باكس ها افزايشى نداشته، اما از لحاظ حجم كيفى سعى كرديم افزايش داشته باشيم.
*بسيارى از برنامه هاى ماهواره اى قابليت پخش از تلويزيون را ايران دارند، آيا براى استفاده متنوع تر از شبكه هاى ماهواره اى برنامه ريزى خاصى صورت گرفته است؟
مركز مونيتورينگ كه جزو يكى از ورودى هاى خريد آثار خارجى است، كارهاى مختلفى انجام مى دهد. اين بخش الگوهاى متفاوتى براى ساخت مسابقه ها و... در اختيار برنامه سازان قرار مى دهد. علاوه بر آن برنامه سازان هم وقتى براى ساخت برنامه ها نياز به تصاوير خاصى دارند در اختيار آنها قرار مى دهد. يكى از كارهاى اصلى اين مركز اين است كه برنامه هايى كه پخش مى شود و در ايران قابل دريافت است، ضبط مى كند و به بخش هاى بازبينى مى دهد و اين برنامه ها در سير بازبينى قرار مى گيرد و بعد از تاييد از كمپانى مخصوص خريدارى مى شود.
*اخيراً پخش فيلم هاى خارجى متنوع ترى در ژانرهاى ديگر مثل وحشت در شبكه هاى مختلف تلويزيونى افزايش يافته است، آيا محدوديت ها كمتر شده است؟
ما يك اصطلاحى در پخش برنامه هاى تلويزيون درخارج از ايران داريم و معمولا روى صفحه گيرنده ها حك مى شود. اين اصطلاح مشخص مى كند فيلمى كه پخش مى شود مخصوص چه سنى است. البته از هشت ماه قبل وقتى فيلمى پخش مى شود كه براى افراد زير چهارده سال مناسب نيست از قبل اعلام مى كنند يا در نقدها عنوان مى شود، حتى بعضى خرده گرفتند كه اين قوانين در داخل متفاوت است. بله اين نكته را بايد بگويم برنامه هايى كه pg يا R دارد، هر كدام تعريف خاص خودشان را دارند. معمولاً فيلم هايى كه صحنه خشونت يا وحشت دارد يا پخش فيلم هايى كه به لحاظ اخلاقى مناسب نيست اين علامت حك مى شود. از سوى ديگر صحنه هاى خشونت و غيراخلاقى آثار خارجى براى پخش از تلويزيون در هنگام اديت گرفته مى شود. در زبان گردانى تغييراتى اعمال مى شود. همچنين در ضوابط كتابچه تامين برنامه پخش اين نوع فيلم ها ممنوع است. در واقع محدوديت ها برداشته نشده و ما نمى توانيم فيلم هايى در ژانر وحشت را نشان دهيم يا فيلم هاى را پخش كنيم كه ترويج خرافه مى كنند. اين محدوديت ها وجود دارد. تلويزيون عضو تاثيرگذار است و پدر و مادرها نمى توانند در كنار كارهايى كه انجام مى دهند كه بچه ها را مدام كنترل كنند كه بچه ها فلان فيلم را ببينند يا نبينند. به طور طبيعى كنترل ها بايد در داخل تلويزيون انجام شود. اين محدوديت ها هم تغيير نكرده است. حال اگر شما مصداقى در اين زمينه داريد، بفرماييد تا بتوانيم در اين باره بحث كنيم. البته در سينما يك، دو تا سه فيلم جنگ ويتنام پخش شده كه بعضا صحنه هاى جنگى هم داشته است، ولى صحنه هاى خشن فيلم گرفته شد. علاوه بر آن از سوى معاونت سيما هم از قبل تذكرات به شبكه ها داده مى شود.
*ولى فيلم «حلقه» سال گذشته در شبكه دو سيما در روز جمعه ساعت شش بعداز ظهر پخش شد، ساعتى كه پرمخاطب بود، اما از قبل تذكرى داده نشده بود كه چه مخاطبانى نمى توانند اين فيلم را ببينند؟
من خودم يكى دو مورد اينچنينى ديدم. حالا شما اين مثال را زديد. برخى از اين نوع اشكالات در شبكه ها وجود دارد، ولى آن را در حد خود شبكه بايد در نظر بگيريد، چرا كه محدوديت ها برداشته نشده است و هميشه رعايت شود. البته ممكن است اين نوع از مشكلات به وجود بيايد، ولى شورايى در اداره كل است كه از شش يا هشت ماه قبل تشكيل شده است. كار اين شورا مطالعات و برنامه ريزى است. به عنوان نمونه چگونه برنامه ريزى اصولى كنيم كه فيلم ها در ساعات مناسبى پخش شوند. كنداكتور مناسب باشد تا روى هم افتادگى پيش نيايد. يا فيلمى كه بيش از سه تا چهار درصد اصلاح دارد و قابل پخش نيست، كنار گذاشته مى شود و نمى خريم. در مجموع نتايج اين شورا جمع شده است و ما اميدواريم تا يك ماه ديگر اين جمع آورى در نشست هاى كلان مطرح شود. علاوه بر آن ممكن است فيلم هايى در شبكه چهار سيما پخش شود كه بگويم تنها قشر خاص بيننده اين فيلم هستند، اما ممكن است مخاطبان عادى هم بيننده اين فيلم ها باشند، بنابراين بايد تمامى اين موارد در نظر گرفته شود، به همين دليل نوع نقد و زمان پخش تعريف بيشترى پيدا مى كند. همچنين درست است كارهاى داخلى بودجه زيادى مى برد، ولى اولويت ما اين است كه كارى انتخاب كنيم كه مخاطب مى پسندد. فيلم هاى ايرانى علاقه مندان بيشترى دارد. قصد ما اين است كه حجم برنامه هاى توليدات داخل بيشتر شود و اميدواريم روزى برسد كه نسبت خريد برنامه هاى داخلى بيشتر از آثار خارجى شود. البته خيلى پيش آمده كه ما قبل از اينكه فيلم اكران شود هزينه آن را پرداخت و از تلويزيون پخش كرديم.
«اگر عشق نبود» به پايان تصويربردارى نزديك مى شود
016545.jpg
تصويربردارى سريال داستانى «اگر عشق نبود» به زودى در يكى از لوكيشن هاى اصلى اين سريال ـ خانه سهراب ـ پايان مى يابد.
به گزارش ايسنا، «اگر عشق نبود» يكى از سريال هاى در دست توليد شبكه يك سيما است كه به تهيه كنندگى محمد رضايى و به كارگردانى فياض موسوى بر اساس فيلمنامه اى از اين كارگردان مقابل دوربين رفته است و داستانى معاصر دارد.
حوادث محورى اين سريال در جمع اعضاى چند خانواده رخ مى دهد. در هر يك از اين خانواده ها جوانانى حضور دارند كه با يكديگر تضادها و تفاوت هاى عميقى دارند و اين مساله در موقعيت هاى مختلف، حوادث اين سريال را رقم مى زند و در ادامه پاى بزرگ ترها نيز به ماجراها باز مى شود. اين جوانان بعد از فارغ التحصيلى از دانشگاه، شركتى تاسيس كرده اند كه خدمات و مشاوره هاى گوناگونى را در زمينه ساختمان سازى ارائه مى دهد. اما به دليل بروز مشكلى در مسير آنها، اين شراكت طى ماجراهايى به هم مى خورد و با به زندان افتادن سهراب كه سرپرستى شركت را به عهده دارد، هر يك از جوانان به مسيرى مى رود و پيگيرى سرنوشت هر يك از اين جوانان، ماجراهاى اين سريال  ۲۶ قسمتى را رقم مى زند.
در اين سريال داستانى بازيگران مختلفى تاكنون مقابل دوربين «ايرج عاشورى» رفته اند كه از ميان آنها مى توان به: مهدى پاكدل،شبنم قلى خانى، سام درخشانى،اسماعيل شنگله، برزو ارجمند، بهرام ابراهيمى، مژگان غلامى، عبدالرضا اكبرى، زهرا سعيدى، مهدى سلوكى، رزا آرايش، فرشيد زارعى فر،امير محمد زند،سميرا حسينى،نرسى كركيا،آزاده صمدى،حسن خوانسارى و... اشاره كرد.
امير رضا دلاورى نيز به تازگى به جمع بازيگران اين سريال اضافه شده است. دلاورى در ايام نوروز سريال پايان نمايش را در شبكه سيما داشت و تاكنون در آثارى همچون: آبى مثل دريا، آهوى ماه نهم، قلب يخى، و تله تئاتر هاى مرگ دستفروش و زمستان  ۶۶ ايفاى نقش كرده است. او در اين سريال نقش يكى از شخصيت هاى محورى و پيچيده داستان با نام «افراسياب» را ايفا خواهد كرد. او با نرسى كركيا نقش يك پدر و پسر را ايفا مى كند؛ پسرى كه بعد از سال ها زندگى در خارج از كشور از سوى پدر خود ماموريت مى يابد تا براى تحويل گرفتن امانت پدرش به ايران بيايد اما حضور او در جمع شخصيت هاى قصه و رويارويى او با اين شخصيت ها ماجراهاى متعددى را در قصه رقم مى زند.
بر اساس اين خبر، «اگر عشق نبود» يكى از توليدات الف شبكه يك سيما است كه توليد آن از اواخر بهمن ماه سال گذشته در گروه فيلم و سريال شبكه يك سيما آغاز شده است. تصوير بردارى بخش هايى از داستان كه در خانه سهراب رخ مى دهد به زودى پايان مى يابد و گروه توليد اين سريال خود را آماده حضور در لوكيشن  ديگر مى كنند. البته تا پايان كار چهار ماه ديگر مانده و در اين مدت لوكيشن هاى مختلفى در بخش هاى مختلف شهر تهران و هويزه در جنوب كشور مورد استفاده گروه قرار خواهد گرفت.
سينماى ايران در كن ۲۰۰۶ نماينده ندارد
سازمان دهندگان و مديران جشنواره بين المللى فيلم كن برپايى يك كنفرانس خبرى، اسامى فيلم هاى شركت كننده در بخش هاى مختلف و داوران بخش مسابقه بين الملل و ساير بخش هاى رقابتى پنجاه و نهمين دوره مهمترين رويداد سينمايى جهان را اعلام كردند، بدون اينكه نامى از نمايندگان سينماى ايران به ميان بيايد. به گزارش «مهر»، در پنجاه و نهمين دوره جشنواره بين المللى فيلم كن كه از روز ۱۷ ماه مى (چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت) با نمايش فيلم «رمز داوينچى» ران هوارد افتتاح مى شود، ۱۹ فيلم براى به دست آوردن جايزه نخل طلا مسابقه مى دهند كه در مقايسه با سال قبل يك فيلم كمتر است. فيلم اختتاميه كن ۲۰۰۶ هم «ترنسيلوانيا» به كارگردانى تونى گاتليف است كه روز ۲۸ مى روى پرده مى رود. اين فيلمساز دو سال پيش جايزه بهترين كارگردان را از همين جشنواره دريافت كرده بود. جالب اينجاست كه هر دو فيلم در بخش خارج از مسابقه به نمايش درمى آيند.
فرزاد مؤتمن
يك درام ماورايى راجلوى دوربين مى برد
فرزاد موتمن، با دريافت پروانه ساخت «جعبه موسيقى» يك درام ماورايى را جلوى دوربين مى برد.
وى درباره زمان فيلمبردارى اين فيلم گفت:به تازگى پروانه ساخت اين فيلم را دريافت كرديم، بنابراين طى دو تا سه هفته آينده پيش توليد اين پروژه را آغاز خواهيم كرد. كارگردان «شبهاى روشن» در پاسخ به اينكه اين پروژه همان «آفتاب پرست» است كه قرار بود چندى قبل جلوى دوربين برود، گفت: خير، اين پروژه كه فيلمنامه آن توسط مسعود احمديان به نگارش درآمده است با آن پروژه فرق مى كند و از سال گذشته درخواست پروانه اين پروژه را داديم كه سرانجام با مساعدت اداره كل نظارت و ارزشيابى مشكل اين پروژه حل شد و قرار است بزودى جلوى دوربين برود. وى همچنين از انتخاب هنرپيشه هاى حرفه اى براى جعبه موسيقى خبر داد. به گزارش ايسنا و به نقل از روابط عمومى معاونت امور سينمايى و سمعى و بصرى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سه پروژه سينمايى به اسامى «مستقيم... دربست» به كارگردانى محمد متوسلانى و تهيه كنندگى هوشنگ نوراللهى، «جعبه موسيقى» به كارگردانى فرزاد موتمن و تهيه كنندگى محمد خزائى و «ميهمان» به كارگردانى سعيد اسدى پروانه ساخت دريافت كردند. بنابراين گزارش، با تغيير نام فيلم سينمايى «چابهار» به كارگردانى ابوالفضل صفارى و تهيه كنندگى مسعود اطيابى به «به انتهاى زمين» موافقت به عمل آمد. همچنين شورا با تمديد اعتبار پروانه ساخت پروژه سينمايى«مادرزن سلام» به تهيه كنندگى و كارگردانى خسرو ملكان نيز موافقت نمود.