سرويس سينمايى: تغييرات بنيادينى كه از سال ۱۹۸۹ در اروپا به وقوع پيوسته اند، اثرات مطلوبى از خود برجاى گذاشته اند كه مى توان پيشرفت ابعاد مختلف زندگى مردم را از جمله اين تحولات نام برد. با بررسى اين موضوع در حوزه انيميشن و سينما متوجه مى شويم كه حضور اكثر توليدات فيلم انيميشنى كشورهاى سوسياليستى آشكارا كمرنگ شدند؛ مجموعه اى از فيلم هاى انيميشنى كه به طور هنرمندانه در جوامع سوسياليستى پيشين خلق شده بودند. در برهه اى از زمان هنرمندان اروپايى در حوزه هاى كارى منظم و معين فعاليت كرده و هدفشان ارايه آثارى در جهت اهداف سوسياليستى بود به نحوى كه مى كوشيند تا در فيلمهاى خود از سوسياليسم فايده برده و مقاصد سياسى شان را جامه عمل بپوشانند. انبوهى از فيلم هاى ژاپنى، انيميشن هاى رنگارنگ والت ديزنى و آثارى با ويژگى هاى تكنولوژى پيشرفته از فيلمسازانى چون لوكاس در واقع تهديدى نسبت به فيلمهاى طنزگونه محسوب شدند. گويا تنها تعدادى از استوديوها، فيلمهايى را در اين حوزه ارايه مى كردند. در اين ميان انيميشن زاگرب نمونه برجسته اى در حيطه طنز است. اگر جشنواره فيلم كوتاه «اوبرهاوزن» به نتايج چهل ساله خلاقان توانمند انيميشن زاگرب ارج مى نهد، تنها به علت ارتباط تاريخى نزديك بين جشنواره «اوبرهاوزن» و اين استوديوى منحصر به فرد نبوده است بلكه دليل اصلى آن را مى توان توجه كردن بلوك شرق در حال انقراض اروپا به انيميشن زاگرب به عنوان يك رسانه ذكر كرد.
|
|
|
«فاديل هادزيك» يكى از پيشكسوتان فيلم انيميشنى است. با جست وجوى آثار كارتونيست ها پى مى بريم كه «هادزيك» توانست منافع قابل توجهى را براى نخستين كشورهاى توليدكننده انيميشن به ارمغان آورد. يكى از آثار او به نام (جلسه Veliki) يا جلسه بزرگ كه در سال ۱۹۴۱ به اتمام رسيد، به عنوان داستانى تمثيل وار شكست يوگسلاوى را به تصوير مى كشيد. بدين ترتيب «هادزيك» از حمايت دولت برخوردار شد و سرانجام توانست استوديوى فيلم دوگا را جهت عرضه آثار انيميشنى تاسيس كند. «والتر نيوگباور» كه سبكش به وضوح تحت تاثير ديزنى بود، در مقام كارگردان گروه توليد آثار برجسته قرار گرفت. «دوسان ووكتيك» نيز فردى بودكه با اختيارات فراوان موفق به هدايت گروه ديگرى و ساخت يك فيلم ملى براى يوگسلاوى شد؛ فيلمى كه رفتار و منش ويژه اى را در كشور انعكاس داد. به طور كلى تلاش گروههاى فوق در جهت جمع آورى اطلاعات و ساخت يك كارتون انيميشنى بود. به همان نسبت كه يوگسلاوى از دنيا فاصله مى گرفت، تعداد كتب در اين حوزه كاهش مى يافت. تا زمانى كه كتاب «چطور انيميشن بسازيم» از «پرستون بلير» در دسترس همگان قرار گرفت و به يك كتاب مقدس تبديل شد. البته همپاى آن منبع ديگرى از اطلاعات وجود داشت. فيلم هاى عروسكى «ترنكس زچ» كه كاملا با سبك آمريكايى اين فيلمها متفاوت بودند. بدين ترتيب آنها به نوعى كاراكتر ملى دست يافته بودند كه آن را جست وجو مى كردند. اما به علت گران بودن هزينه هاى فيلم هاى انيميشنى، اين تجربه تنها يك سال به طول انجاميد و استوديو بسته شد. چندى بعد نقاشى هاى كمدى و تصويرسازى كتاب ها و مجله ها، گروهى از هنرمندان فيلم دوگا را به تنگ آورده بود؛ به همين جهت آنها به سرمايه گذارى روى فيلم هاى انيميشنى پرداخته و مجدداً آنها را توليد كردند. فيلم زاگرب كه در آن دوره حوزه فعاليتش منحصرا مستند بود، مسووليت كپى و پخش فيلمها را به عهده گرفت. در حقيقت استوديوى آنها اتاق يك هتل بود كه در آنجا توسط ماشين تايپ و به واسطه نقاشى هاى خود، ايده هايشان را به تفصيل ارايه مى كردند.
|
|
|
هرچه روند كار پيچيده تر مى شد، هنرمندان از افرادى چون: نويسندگان، معماران و مجسمه سازان درخواست كمك كرده و آنها نيز كاملا تخصصى و كارشناسانه يارى شان مى كردند. علاوه بر اين به علت كمبود مواد اوليه، پروژه هاى كم هزينه گسترش يافتند و بدين ترتيب پايه گذاران فيلم كارتونى، مشخصه هاى مطلق و غير مشروط نقاشى ها را به حداقل رساندند. باوجود اين از جذابيت و انرژى نقاشى ها كاسته نشد و در نهايت به جلوه هاى بصرى آنها انجاميد. نكته حايز اهميت اين است كه نبايد اين پروژه هاى كم درآمد را كه «نقاشى هاى آزاد» را رواج دادند، ناديده گرفت؛ نوعى از نقاشى كه تجسم يك واقعيت مشخص بود. در واقع اين نقاشى پيشرو آثار تجارتى مدرن شد. همزمان با انيميشن كم درآمد، كارتونيست هاى زاگرب به آزادى جديدى دست يافتند و كيفيت آثارشان ارتقا يافت. افزايش سرعت فيلمها و قوت يافتن انيميشن هاى تك پلان را از طريق شيوه هاى بيانى نو مى توان نمونه اى از اين تحولات مثبت نام برد.
ريزپردازى در انيميشن، توجه به ظرايف بصرى و زمانبندى دقيق را تداعى مى كرد كه سرانجام باعث ايجاد حركت در فيلم هاى كارتونى شد. در استوديو هاى دوگا يك فيلم انيميشنى معمولا ۱۲۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ نقاشى را شامل مى شد در حالى كه پروژه انيميشنى كم درآمد تنها محدود به ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ نقاشى بود. در سال ۱۹۵۶ استوديوى جديد انيميشنى فيلم زاگرب تاسيس و در همان سال (نستاسنى روبات) يا روبات بازيگوش به عنوان اولين فيلم انيميشنى اين استوديوى جديد، توليد شد. به دنبال اين تحول دويست و هشتاد فيلم انيميشنى در فهرست شاهكارهاى كارتونى زاگرب قرارگرفتند. بالغ بر پنجاه و نه اثر از مجموعه «پروفسور بالتازار» سيزده فيلم از مجموعه «بازرس ماسك»، بيست و چهار فيلم از مجموعه «گربه مكسى» و بيشتر از صد فيلم كوتاه يا (ترش و شيرين) و فيلمهاى خرس كوچك پرنده جزو نخستين آثار انيميشنى زاگرب هستند.
|
|
|
در بهار ۱۹۵۸ فيلمسازان انيميشنى زاگرب نخستين موفقيت خود را در جشنواره «اوبرهاوزن» تجربه كردند. آنها زمانى شاهد اين پيروزى بودند كه يكى از برنامه هاى خود را در «كانز» پشت سرگذاشته بودند. جايى كه فيلم هاى آنها منتقدانى را تحت تاثير قرار داده بودند كه تكنيك پيشرفته وجه اشتراك آثارشان با فيلم هاى هنرمندان زاگرب به شمار مى رفت. يكى از تاريخ نگاران فيلم به نام (جى اورجس سادل) با دادن مجوز «مدرسه فيلم انيميشنى زاگرب» به فيلمسازان زاگرب، فعاليت آنها را رسميت بخشيد و (ساماك) با دو اثر به نامهاى «ميميكا» و «ماركس» موفق به دريافت جايزه بهترين فيلم انيميشنى شد كه اولين جايزه بين المللى براى فيلم زاگرب به شمار مى رفت. همچنين هنرمندان زاگرب به افتخار كسب جوايز اسكار نايل آمدند. متاسفانه اين موفقيت ها با سوءظن و حسادت مواجه شدند. شخص ديگرى كه در روند گسترش فيلمهاى زاگرب تاثير ويژه اى برجاى گذاشت، «ولاديمير كريستل» نام داشت كه در زمان اوج پيروزى سوسياليسم رئاليستى شهره عام و خاص شد. نيمى از شهرت او مديون خلاقيت هايش در فيلم هاى متعدد بود. «دون كيشوت» نخستين فيلمى بود كه «ولاديمير كريستل» مسووليت كليه كارهاى گرافيكى آن را به عهده داشت و به دليل اين شاهكارهاى هنرى جايزه اصلى جشنواره «اوبرهاوزن» را به دست آورد. در واقع هدف «ولاديمير كريستل» يارى رساندن به هنرمندان زاگرب در جهت آزادى آنها بود.
در سال ۱۹۶۲ او كارش را با فيلم (General i resniclovek) يا (موجوديت واقعى انسانى) آغاز كرد كه يك فيلم كوتاه هزلى بود و او بخش ديگرى از خلاقيت هاى خويش را در اين فيلم به نمايش گذاشت. در سينماى زاگرب «ولاديمير كريستل» در جايگاه يك هنرمند برجسته مورد تحسين همگان قرار گرفت. معيارهاى پيچيده «كريستل» موجب شد تا ساير هنرمندان از فيلمهاى زاگرب به عنوان ميراثى عظيم الهام بگيرند. همان طور كه پيشتر ذكر شد، «جى اورجس سادل» در به وجود آمدن «مدرسه فيلم هاى انيميشنى زاگرب» نقش اساسى داشته است. او در كتاب «z=Zagreb» بيان مى كند كه استوديوى فيلم زاگرب خانواده اى است كه در جوى دوستانه با يكديگر فعاليت مى كنند. در سينماى زاگرب آنچه اهميت دارد، كيفيت است و به نظر مى رسد كه اكثر فيلمسازانش، انديشه ها و ايده هاى خود را به سمتى هدايت مى كنند كه ديدگاه شخصى آنها در هر يك از آثارشان به چشم مى خورد.