نسخه
PDF
شماره ۵۰۶۸ - ۶ تير ۱۳۸۵ - ۱ جمادى الثانى ۱۴۲۷ - ۲۷ ژوئن ۲۰۰۶ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
دنياى رايانه
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
گذرى كوتاه بر روابط چين با كشورهاى آفريقايى؛
انتخابات رياست جمهورى فرانسه و تبليغات زودهنگام نامزدها
025680.jpg
درحالى كه هنوز يك سال به برگزارى انتخابات رياست جمهورى فرانسه باقى مانده و اغلب احزاب بزرگ اين كشور نامزدهاى خود را بطور رسمى معرفى نكرده اند، تبليغات زودرس و رقابت بين «سگولن روايال» و «نيكلا ساركوزى» از هم اكنون آغاز شده است.
به گزارش ايرنا، ساركوزى به عنوان وزير كشور و رييس حزب حاكم فرانسه «يو.ام.پ» كه در زمان حاضر هم دولت و هم مجلس ملى اين كشور را در اختيار دارد، براى تبليغات و بيان عقايد خود از موقعيت بهترى نسبت به روايال برخوردار است.
به عقيده برخى كارشناسان، روايال با وجود نمايندگى مجلس و رياست شوراى استان و همچنين موقعيت همسرش به عنوان دبير اول حزب سوسياليست فرانسه، از جايگاه مناسبى براى تبليغات زودرس برخوردار نيست زيرا درگيرى داخلى حزب سوسياليست و مخالفت با نظرات روايال وضعيت وى را متزلزل كرده است.
اين دو رقيب انتخاباتى بدون توجه به سياست هاى ديكته شده احزاب خود، سعى مى كنند در سخنان و مصاحبه ها بيشتر به نيازهاى عمومى مردم توجه و راه حلى براى آن ارايه دهند.
ساركوزى با يك چرخش در سياست ليبرالى در سومين نشست دوره اى در شهرستان هاى فرانسه، درصدد ارايه چهره ديگرى از خود برآمد. چهره اى كه متفاوت از ايده هاى حزب يو.ام.پ بوده و به روايتى بايد گفت كه نيازهاى مردم فرانسه سبب شده تا ساركوزى تا حدى رنگ و لعاب سوسياليستى به تفكرات خود بدهد.
وى اين روزها براى پاسخ به سوالات نمايندگان مجلس ملى فرانسه كمتر در اين نهاد ملى حاضر مى شود و بيشتر معاونان خود را به اين مجلس اعزام مى كند.
وزير كشور فرانسه سعى مى كند از بحران موسسه مالى «كلى يراستريم» كه «دومينيك دو ويلپن» با آن درگير شده، زيركانه فاصله بگيرد و در واقع اين طور وانمود كند كه اقدامات نخست وزير از حمايت حداقل رييس حزب حاكم برخوردار است.
«فرانسوا اولاند» دبير اول حزب سوسياليست فرانسه در درگيرى لفظى هفته پيش خود با دو ويلپن در مجلس فرانسه با انتقاد از سياست هاى وى كه عدم اعتماد فرانسويان را به همراه داشته، گفت: در درون حزب يو.ام.پ بين ساركوزى و دو ويلپن به عنوان رييس دولت به حدى اختلاف شديد است كه ساركوزى چندين هفته براى پاسخ به سوالات نمايندگان، در مجلس فرانسه حضور نمى يابد اگرچه «ژاك شيراك» تاكنون بارها حمايت خود را از دو ويلپن اعلام كرده ولى اين حمايت نتوانسته اختلاف روزافزون بين نخست وزير و وزير كشور و طرفداران اين دو را كاهش دهد.
025698.jpg
درهرحال در اين بازى دو جانبه ساركوزى نه تنها با دو ويلپن تسويه حساب مى كند بلكه با فاصله گرفتن از ايده هاى ليبرالى حزب، درصدد جداكردن راه خود از دولت فرانسه است. وى در نشست اخير شهر «اژن» در مقابل پنج هزار نفر از طرفداران حزب حاكم فرانسه اعلام كرد كه نه تنها حقوق حداقل پايه، بلكه حقوق همگى كارمندان را افزايش خواهد داد و به آنان سهام واگذار خواهد كرد. وى در اين نشست از سياست هاى بانك مركزى اروپايى و شكاف بيشتر اجتماعى نيز انتقاد كرد.
اين سخنان ساركوزى نه تنها حزب سوسياليست بلكه جناح چپ فرانسه را نيز به واكنش واداشت.
از سوى ديگر سگولن روايال نيز كه از هم اكنون ايده هاى خود را براى حل مشكلاتى كه جامعه فرانسه را درگير كرده در مصاحبه ها مطرح مى كند، اما اين افكار نيز چندان مطابقتى با ايده هاى حزب سوسياليست ندارد.
وى با انتقاد از سياست هاى خشن ساركوزى براى ايجاد امنيت، در صدد است چهره اى انسانى از خود ارايه دهد و به مخاطبان بگويد كه مى توان سياست امنيتى را با روحيه انسانى نيز همراه كرد.
روايال در شعارهاى خود به تلاش براى ايجاد امنيت بيشتر و وضع قوانين براى مقابله با بزهكاران خارجى اشاره و تاكيد كرده كه بزهكاران خطرناك خارجى به محض پايان دوره محكوميت بايد از فرانسه اخراج شوند.
وى همچنين خواستار استخدام بزهكاران در ارتش شده تا بتوانند با استفاده از نظم ارتش بزهكارى را نيز ترك كرده و وارد بازار كار شوند.
اين موضوع با واكنش شديد اعضاى حزب سوسياليست مواجه شد بطورى كه آن را اظهار نظر شخصى روايال دانستند.
در هر حال بايد منتظر ماه ژانويه ۲۰۰۷بود تا احزاب فرانسه نامزدهاى رسمى خود را برگزينند و بايد ديد آيا همين افراد، نامزدهاى اصلى انتخابات رياست جمهورى فرانسه خواهند بود يا افراد ديگرى در پشت صحنه هستند كه به موقع وارد عرصه رقابت انتخاباتى خواهند شد.
شيراك رئيس جمهورى فرانسه از جناح راست و «ليونل ژوسپن» از جناح چپ هنوز براى شركت در اين انتخابات اظهار نظرى نكرده اند اما برخى تحليل ها حاكى از آن است كه اين دو بار ديگر در مقابل هم قرار مى گيرند.
«ژان مارى لوپن» از حزب جبهه ملى فرانسه نيز اعلام كرد كه نامزد انتخابات رياست جمهورى فرانسه خواهد شد و در دوره دوم نيز با نامزد يكى از دو حزب راست و چپ به رقابت خواهد پرداخت.
گذرى كوتاه بر روابط چين با كشورهاى آفريقايى؛
اژدهاى زرد در كمين قاره سياه
025707.jpg
چين سال ۲۰۰۶ ميلادى را «سال آفريقا» نام گذارى كرده و اين كشور ۱‎/۳ ميلياردى كه اكنون كارخانه بزرگ جهان لقب يافته است، قاره بزرگ آفريقا را در اولويت سياست خارجى خود قرار داده است.
اقتصاد شتابنده چين در دهه هاى اخير كه به پديده اى بى سابقه در تاريخ اقتصادهاى جهان تبديل شده است، تاثيرات شگرفى را بر موقعيت جهانى اين كشور برجاى گذاشته است. چين از يك سو با تكيه بر رويكردهاى تاريخى و پايگاه سياسى و اجتماعى اش، خود را در زمره كشورهاى در حال توسعه جهان مى داند و از سوى ديگر به مدد موفقيتهاى اقتصادى و قرار گرفتن در صف قدرتهاى جهانى، به بلوك كشورهاى توسعه يافته تعلق دارد.
به گزارش ايرنا ، موفقيتهاى اقتصادى چين در عرصه جهانى مديون تغييرات ماهوى در سياست خارجى اين كشور و تفسير پكن از بلوك بنديهاى سياسى در عرصه مناسبات بين المللى بوده است.
اما پكن معتقد است، هنوز ظرفيتهاى زيادى در آفريقا وجود دارد كه مى تواند درصد سهم آفريقا را در مجموع تجارت خارجى چين به مقدار زيادى افزايش دهد.
سرمايه گذاريهاى شركتهاى چينى در قاره آفريقا نيز در دهه هاى اخيرافزايش قابل ملاحظه اى يافته است، به طوريكه تا ماه ژوئن سال ۲۰۰۴ميلادى ۶۷۴ كمپانى چينى با مجموع سرمايه گذارى يك ميليارد و ۵۰۰ميليون دلار در كشورهاى آفريقايى فعال بودند.
«هوانگ جو» معاون نخست وزير چين در نوامبر سال ۲۰۰۵ميلادى اعلام كرد، اين كشور قصد دارد حجم تجارت خارجى خود را با آفريقا طى يك دوره ۵ساله به سه برابر ميزان فعلى آن افزايش دهد.
هوانگ جو كه در همايش تجارت و همكاريهاى اقتصادى در «ماداگاسكار» سخن مى گفت، از برنامه پيشنهادى ۵ماده اى پكن سخن به ميان آورد كه به گفته وى، ظرفيت افزايش حجم تجارت چين با آفريقا را از ۳۰ميليارد ( در سال ۲۰۰۴ميلادى) به ۱۰۰ميليارد در سال ۲۰۱۰ميلادى دارد.
منتقدان سياست خارجى چين معتقدند، پكن نيز مانند اسلاف غربى خود به بهره كشى از آفريقا و دست درازى به منابع طبيعى اين قاره براى تغذيه موتور اقتصادى خود مى انديشد.
با اين حال، بسيارى از تحليلگران مسايل منطقه معتقدند، روابط چين با آفريقا از پيچيدگيهاى بسيارى برخوردار است و مسايل تنيده اقتصادى وسياسى را نمى توان به راحتى از يكديگر مجزا كرد.
مشروط كردن قراردادهاى اقتصادى آفريقا با چين به مشاركت پكن در برنامه هاى توسعه اقتصادى و اجتماعى، از جمله توسعه زيرساختها، ايجاد فضاهاى آموزشى و بهداشتى و تامين پيش نياز بخشهاى توليدى در كشورهاى آفريقايى، از جمله اقداماتى هستند كه رهبران آفريقايى بايد در بسته هاى معاملات اقتصادى خود لحاظ كنند.
تشويق سرمايه گذاريهاى مستقيم و مشاركتى چين در كشورهاى آفريقايى، انتقال تكنولوژيهاى جديد و كمك به توسعه بخشهايى از اقتصاد آفريقا كه بتوانند از فرصتهاى بوجود آمده در شرايط جهانى شدن اقتصاد به نفع اين قاره بهره بردارى كنند، از جمله سياستهايى هستند كه رهبران آفريقايى بايد در مناسبات خود با چين به آن بيانديشند.
با اين حال، ورود چين به بازارهاى آفريقايى خطرات بالقوه اى را براى اقتصادهاى كم بنيه آفريقايى به ويژه در بخش صنايع توليدى كه از شكنندگى زيادى در برابر تغييرات بازار معاملات برخوردارند، به همراه داشته است.
با در نظر گرفتن قدرت رقابتى بسيار بالاى كالاهاى چينى، اولين نتيجه اى كه تجارت با چين براى آفريقا بدنبال داشته، برهم خوردن شديد موازنه تجارت به نفع چين از يكسو و به مخاطره افتادن آينده صنايع توليدى آفريقا (در نتيجه ورود كالاهاى ارزان قيمت چين به اين بازارها) از سوى ديگر بوده است.
چنين فرايندى سبب گرديده تا منتقدان سياستهاى اقتصادى چين در آفريقا، دولتهاى خود را تحت فشارهاى سياسى براى اعمال مكانيزم هاى كنترلى در جهت حمايت از صنايع ملى قرار دهند.
بسيارى از اين منتقدان بر اين باورند، كشورهاى آفريقايى بايد چين را براى قبول نظامنامه هاى جديد تجارت مجبور كنند كه در آنها شرايط لازم براى ايجاد يك رقابت سالم بين واردكنندگان و صادركنندگان دوطرف، از طريق اعمال تعرفه هاى گمركى ترجيحى، ايجاد شود.
آموزش و استفاده از نيروى كار مجرب آفريقايى توسط سرمايه گذاران چينى نيز از جمله موضوعاتى هستند كه منتقدان آفريقايى اميدوارند در قبال امتيازاتى كه چين در بهره بردارى از منابع غنى اين قاره به خود اختصاص مى دهد، بپذيرد.
براساس برآوردهاى موسسه آمريكايى «مركز مطالعات راهبردى بين المللى» كشور چين در سال ۲۰۱۰ ميلادى مجبور خواهد بود ۴۵ درصد از نيازهاى انرژى خود را از طريق واردات تامين كند كه مهم ترين نگرانى رهبران چين را تشكيل مى دهد.
براى مقابله با بحران انرژى ، چين در جستجوى منابع جديد انرژى تلاشهاى گسترده اى را آغاز كرده است، به ويژه آنكه منطقه خاورميانه بعنوان مهم ترين منبع انرژى جهان، همچنان آبستن حوادث بحرانى است. چين علاوه بر محروم بودن از منابع طبيعى زير زمينى، بدليل رشد شتابنده بخشهاى صنعتى و افزايش جمعيت، در سالهاى اخير با مشكلات روز افزونى در زمينه تامين مواد غذايى شهروندان خود روبرو شده است.
سطح كشت گندم چين از ۹۰‎/۸ميليون هكتار در سال ۱۹۹۰ميلادى به ۸۵‎/۷ ميليون هكتار در سال ۱۹۹۴ميلادى كاهش يافت كه به طورمتوسط يك نرخ كاهش ۱‎/۴درصدى را نشان مى داد.
در چنين شرايطى، چين تمايل خود را براى سرمايه گذارى در بخشهاى كشاورزى آفريقا نشان داده است، هر چند ميزان موفقيت اين برنامه نيز با توجه به كاستى هاى شديدى كه در زيرساختهاى اين قاره مشهود است، به آسانى قابل پيش بينى نيست.
چين در مقايسه با قدرتهاى غربى از امتيازات ويژه اى در قاره آفريقا برخوردار است كه هويت چين به عنوان يك كشور در حال توسعه، مركز گرايى نظام سياسى چين و آسان بودن فرايند تصميم گيريهاى سياسى در اين كشور، اقتصاد شتابنده، برخوردارى از فناوريهاى ارزان قيمت و آمادگى چينى ها براى كار در شرايط سخت، از جمله اين ويژگيها هستند.
چين در تاريخ مبارزات استقلال طلبانه آفريقا بر عليه استعمارگران غربى، سهمى داشته است و همين امتيازى است كه به پكن امكان مى دهد درك بهترى از شرايط كشورهايى كه اكنون تلاش مى كنند ثمره مبارزات خود را با ارمغان زندگى بهترى براى شهروندان خود تجربه كنند، داشته باشد.
بسيارى از كشورهاى آفريقايى بر اين باورند كه حضور چين در اين قاره به ترميم موازنه قدرت كه در گذشته با حاكميت مطلق غرب بر اقتصاد هاى آفريقايى شناخته مى شد، كمك كرده است.
در كنار همه انتقادهايى كه از سياستهاى سودجويانه چين در آفريقا مى شود، حضور چين در آفريقا در شرايطى كه ملتهاى آفريقا طى قرنهاى متمادى همواره هدف مطامع قدرتهاى غربى قرار داشته اند، به عنوان قوه محركه اى در جهت بهبود شرايط اقتصادى در اين قاره ارج نهاده مى شود.
چين طى حداقل يك دهه گذشته كمكهاى خارجى قابل ملاحظه اى را به كشورهاى آفريقايى اختصاص داده است و از فعاليتهاى صلح جويانه در جهت بازگرداندن امنيت و آرامش سياسى به اين منطقه از جهان كمك كرده است. چين همچنين از موضع كشورهاى آفريقايى در خصوص ضرورت حضور جدى تر آفريقا در نهادهاى اصلى تصميم گيرى جهانى، به ويژه در شوراى امنيت سازمان ملل متحد، حمايت كرده است و تامين خواسته هاى آفريقا در چارچوب برنامه اصلاحات سازمان ملل را يك ضرورت تلقى مى كند.
بااين حال، پكن همچنان متهم است كه نسبت به وضعيت حقوق بشر در آفريقا و رفتار رژيم هاى خودكامه از خود بى اعتنايى نشان مى دهد وصرفا به نيازهاى اوليه اقتصاد خزنده خود به منابع خام اوليه مى انديشد.
منتقدان سياست خارجى چين در آفريقا معتقدند، اين كشور توانسته است از طريق فروش كالاهاى ارزان قيمت، جاى پاى خود را در قاره آفريقا محكم كند، ولى واقعيت آزاردهنده اين است كه چين بهره جويى از منابع غنى آفريقا را براى تامين نيازهاى اقتصاد پرشتاب خود به عنوان اصل «اساسى تر» دنبال مى كند. منتقدان پكن همچنين استدلال مى كنند كه كمكهاى چين به كشورهاى آفريقايى از آنجا حائز اهميت است كه اين كمكها بدون پيش شرطهاى سياسى ، صرفنظر از اعتبار سياسى و اجتماعى دولتهاى دريافت كننده اين كمكها و صرفا با اهداف اقتصادى انجام مى شود.
رهبران چين همچنين در راستاى تقويت راهبرد جهانى اين كشور به تقويت مناسبات نظامى با كشورهاى آفريقايى روى آورده اند.
در سال ۲۰۰۰ميلادى براى نخستين بار از زمان تشكيل «ارتش آزاديبخش خلق چين» ( ۱۹۴۹ميلادى) يك ناوگان چين براى انجام ديدارى دوستانه برسواحل كشور تانزانيا لنگر انداخت.
بر اساس گزارش مركز مطالعات راهبردى بين المللى آمريكا  CSISچين در فاصله بين سالهاى ۱۹۹۸تا ۲۰۰۰ميلادى بيش از يك ميليارد دلار اسلحه به طرفهاى درگير در اتيوپى و اريتره فروخت.
در سالهاى بين ۱۹۹۷تا ۱۹۹۸ميلادى چين تامين كننده اصلى تجهيزات سنگين نظامى به رژيم «كابيلا» در كنگو محسوب مى شد. پكن همچنين بخاطر همكاريهاى نزديك نظامى با دولت سودان مورد انتقادات شديد كشورهاى غربى قرار داشته است.
مجموعه تحولات حاضر اين نگرانى را در واشنگتن و پايتخت هاى اروپايى بوجود آورده است كه آفريقا مانند سابق حيات خلوت غرب نيست و حضور قدرتمند چين در اين قاره تجديد نظر آنان را در سياستهاى راهبردى خود در قبال اين منطقه اجتناب ناپذير مى سازد.
«جك استراو» وزير امور خارجه پيشين انگلستان به هنگام ديدارش از نيجريه در تشريح اين نگرانى غرب گفت: «براى غرب اين واقعيت مهم نيست كه چين در آفريقا حضور يافته، بلكه چنين حضورى بايد با حمايت از دموكراسى، مديريت پاسخگو، شفافيت فعاليتهاى اقتصادى، كاهش موثر فقر، حقوق بشر و حاكميت قانون همراه باشد.» اين كشورهاى آفريقايى هستند كه بايد در راستاى منافع ملى و منطقه اى خود درباره بهره گيرى از مناسبات خود با چين، بگونه اى كه تامين كننده منافع ملتهاى آفريقايى باشد، تصميم گيرى كنند.
اكنون بيش از هر زمان اين واقعيت آشكار شده است كه چين نيز مانند ديگر قدرتهاى اقتصادى جهان، به فرصتهاى در پيش روى در آفريقا مى انديشد و اين آفريقاست كه بايد با تكيه بر تجارب تلخ گذشته، قاعده بازى را به سمت برد برد بجاى برد باخت تغيير دهد.
روشنفكران آفريقايى مى گويند، اكنون اين وظيفه رهبران آفريقايى و جامعه مدنى اين قاره است تا مراقب باشند، چين به وعده هايش در قبال اين قاره عمل كند و به قول معروف، در قبال منافع عظيمى كه نصيبش مى شود، حساب پس دهد.
نگاهى به تحولات الجزاير از كودتاى ۱۹۶۵ تا طرح آشتى ملى؛
۲ چهره متفاوت از الجزاير
025719.jpg
۱۹ژوئن ۱۹۶۵ملت الجزاير شاهد كودتاى سرهنگ «هوارى بومدين» عليه «احمد بن بلا» بود كه سرآغاز روند دگرگونى هاى سياسى در اين كشور و منطقه شد.
«فرانتس فانون» نويسنده و روزنامه نگار شهير درباره الجزاير مى گويد: در آفريقا هيچ سرزمين اشغال شده اى نيست كه الجزاير وضع آن را تغيير نداده باشد.
جايگاه جغرافياى سياسى و راهبردى الجزاير در عرصه جهانى، منطقه اى و دنياى اسلام بگونه اى شكل گرفته كه اين كشور در بسيارى از معادلات سياسى نقش تاثيرگذارى دارد.
بسيارى از متفكران، رهبران و مبارزان آفريقايى، مبارزات مردم الجزاير برضد استعمارگران فرانسوى را الگوى استقلال طلبى قرار دادند بگونه اى كه به بخشى از هويت اين قاره تبديل شده است.
الجزايرى ها در سال ۱۹۶۲با پايان دادن به استعمار فرانسوى ها، استقلال يافتند و بن بلا نيز به عنوان نخستين رئيس جمهورى قدرت را در دست گرفت. بن بلا در سال ۱۹۵۰در كنار مبارزان ديگرى مانند «حسين آيت احمد»، «محمد بوضياف»، «يوسف بن خده»، «ديدوش مراد» و «رابح بيطاط» سازمان مخفى (او.اس ) را با ماموريت سياسى نظامى عليه فرانسويان پايه گذارى كرد كه چهار سال بعد به شكل گيرى جبهه آزاديبخش ملى منجر شد.
وى در اوت سال ۱۹۵۶هنگامى كه مى خواست پنهانى از مغرب راهى الجزاير شود بازداشت و تا ۱۹۶۲در فرانسه زندانى شد.
پس از همه پرسى اول ژوئيه ۱۹۶۲كه نزديك به ۹۰درصد مردم الجزاير به استقلال اين كشور راى دادند ارتش آزاديبخش بن بلا را به قدرت رساند.
پيامد شرايط نابسامان پس از استقلال سبب شد كه، نظاميان كه نقش اساسى در كسب استقلال داشتند در صدد تحكيم هرچه بيشتر قدرت خود در ساختار سياسى الجزاير بربيايند.
كودتا با انتقاد تند از بن بلا آغاز شد. در بامداد روز كودتا بومدين در حضور «عبدالعزيز بوتفليقه» وزير امورخارجه دولت خود (رئيس جمهورى كنونى) بن بلا را متهم كرد كه نتوانسته براى ملت الجزاير گام مثبتى بردارد.
پس از اين انتقاد نامنتظره، افسران طرفدار «بومدين »به فرماندهى سرهنگ «طاهر زبيرى» با اشغال مراكز حساس الجزاير، عمليات كودتا را آغاز كردند. بن بلا دو روز پس از كودتا در نقطه دوردستى زندانى شد تا اينكه در سال « ۱۹۸۰شاذلى بن جديد» رئيس جمهورى وقت اجازه داد با خروج از الجزاير راهى سوييس شود.
025731.jpg
بومدين پس از پيروزى در كودتا به كمك بوتفليقه، پست نخست وزيرى، وزارت دفاع و نيز رياست شوراى انقلاب را شخصا برعهده گرفت و مجلس ملى را نيز تعطيل كرد.
اما اتحاد كودتاگران دوام نيافت و در ۱۴دسامبر ۱۹۶۷سرهنگ «طاهر زبيرى» كودتايى را عليه بومدين تدارك ديد كه با شكست مواجه شد و در ۲۵ آوريل ۱۹۶۸نيز از يك حمله مسلحانه جان سالم بدر برد.
با انتشار منشور ملى الجزاير در سال ۱۹۶۷اين كشور با رژيم تك حزبى و آرمان سوسياليستى به دنيا معرفى شد.
در ۱۹نوامبر ۱۹۷۶مردم به قانون اساسى جديد راى دادند و چند ماه بعد بومدين باكسب ۹۹درصد آرا به رياست جمهورى رسيد كه پس از چند سال مسووليت در پست هاى مختلف، در سال ۱۹۷۸بر اثر ابتلا به سرطان كبد درگذشت.
اكنون الجزاير پس از تجربه تحولات بزرگ در عرصه سياسى پس از بن بلا و بومدين، با حاكميت بوتفليقه، منتظر عملى شدن طرح آشتى ملى است تا «دهه سياه» جنگ و خونريزى كه هزاران نظامى و غيرنظامى را قربانى كرده پايان يابد.