|
|
|
|
|
|
|
|
لوپن از اميدوارى هاى خود سخن مى گويد؛
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
لوپن از اميدوارى هاى خود سخن مى گويد؛
پيرمرد لجوج در انديشه دور دوم انتخابات
|
|
|
ژان مارى لوپن رهبرجبهه ملى فرانسه ازاحتمال راهيابى خود به دور دوم انتخابات رياست جمهورى فرانسه و رقابت با سگولن روايال نامزدحزب سوسياليست خبرداد.به گزارش ايرنا برخى از نظرسنجى ها درفرانسه نيز پيش تراز راهيابى لوپن به دور دوم اين انتخابات و تكرار نتيجه دوراول انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۲ فرانسه كه به زلزله سياسى معروف شد، سخن گفته بودند.ژان مارى لوپن رهبر حزب جبهه ملى فرانسه در سال ۲۰۰۲ ميلادى توانست با كسب ۱۷درصد آراى مردم به دوره دوم انتخابات رياست جمهورى راه يابد و موفق شد ليونل ژوسپن نامزد حزب سوسياليست را براى سالها از صحنه سياست دور نگه دارد.اما در دور دوم اين انتخابات، چپ هاى سوسياليست براى جلوگيرى از به قدرت رسيدن لوپن، با جناح راست فرانسه دست به ائتلاف زد. دراين راستا حزب دست راستى «يو.ام.پ»جايگزين حزب «آر.پ.آر» شد و حزب سوسياليست نيز به حمايت از ژاك شيراك پا به ميدان گذاشت و بر خلاف ميل باطنى خود تنها براى جلوگيرى از به قدرت رسيدن لوپن از شيراك حمايت كرد و سبب شد كه وى با كسب بيش از ۸۰ درصد آراى مردمى راهى اليزه شود.ژان مارى لوپن رهبر حزب جبهه ملى فرانسه مدعى شد كه در انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۷ ميلادى فرانسه نيز خود را رقيب سگولن روايال نامزد سوسياليست ها، مى بيند.وى كه براساس آخرين نظرسنجى ها بيش از ۱۶ درصد آراى مردمى را به خود اختصاص داده، معتقد است كه تا زمان انتخابات رياست جمهورى كه كمتراز چهارماه باقى مانده ، ميزان آراى مردمى اش به ۲۰ درصد برسيد.لوپن درصدد است ، دراين دوره انتخابات رياست جمهورى فرانسه، نيكولا ساركوزى رهبرحزب حاكم فرانسه « يو.ام.پ» را همچون ژوسپن كه درجريان انتخابات سال ۲۰۰۲ ميلادى كنار زد ، ازصحنه انتخابات بدر كند.لوپن معتقد است كه احتمال پيروزى نهايى اش اين بار نسبت به دوره قبل بيشتراست چرا كه با نامزدى به رقابت خواهد پرداخت (روايال) كه كاملا با يكديگر اختلاف موضع دارند.با اين همه لوپن تاكيد مى كند كه انتخابات سختى در پيش رواست و اين انتخابات يك استثنااست.لوپن درعين حال نسبت به جمع آورى ۵۰۰ راى اعتماد ازمعتمدين سياسى براى نامزدى اش درانتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۷ فرانسه اظهارنگرانى كرده است.امروزه رقباى سياسى لوپن به ويژه روساى اليزه گمان نمى كنند كه او بتواند اين تعداد امضاى مورد نياز براى ورود به صحنه انتخابات را جذب كند، همين احتمال براى ورود او به انتخابات سال ۲۰۰۲ نيز مى رفت كه لوپن با عدم توفيق در جمع آورى امضا بطور خودكار از دور رقابت ها حذف شود، ولى عكس اين پيش بينى اتفاق افتاد.با زمزمه بى اعتمادى دراين دور از انتخابات رياست جمهورى و اينكه لوپن نتواند از حمايت كافى معتمدين سياسى بهره ببرد، رهبران جبهه ملى و طرفداران او اين مسأله را رد كرده وآن را به شانتاژ تبليغاتى رقبا تشبيه مى كنند.علاوه بر اين جبهه ملى تهديد كرده است كه اگر رهبراين حزب نتواند به امضاهاى كافى از سوى معتمدين دست يابد اداره كشور فرانسه براى هر دولتى مشكل خواهد بود، چرا كه اين حزب از طرفداران خود خواهد خواست تا انتخابات مجالس و شوراهاى مناطق را تحريم كنند و بنابراين هر دولتى را از دست يابى به اكثريت محروم خواهد كرد.بنابرقانون ششم نوامبر سال ۱۹۶۲ فرانسه تمامى داوطلبان نامزدى انتخابات رياست جمهورى موظف اند ۵۰۰ امضا از معتمدين سياسى كشور جمع آورى كرده وآن را به شوراى قانون اساسى فرانسه تحويل دهند.معتمدين سياسى عبارتند از: اعضاى پارلمان و شوراهاى استان، شهرداران شهرها و مناطق، روساى شوراهاى محلى و شهرهاى كوچك و بالاخره نمايندگان فرانسوى پارلمان اروپا.برخى ازشهرداران كه خود را به پيروى از حزب خويش موظف مى دانند ، اين تاييد را منوط به تاييد رهبرى حزب خود از لوپن مى كنند ولى برخى ديگر استقلال راى خود را به حزب نمى فروشند و بطور آزادانه در مورد تاييد لوپن و يا ديگران تصميم مى گيرند.برخى از اين شهرداران سوسياليست گفته اند كه با دفاع از لوپن متحمل خسارت و ضرر شده اند و ديگر حاضر نيستند اين ريسك را بجان بخرند. برخى از آنان مورد انتقام جويى سياسى قرار گرفته اند، پست خود را از دست داده اند و يا در منظر و ملاء عام مورد توهين و يا فحاشى قرار گرفته اند.ژان لوپن درگفتگو با راديو خبرى فرانسه «فرانس انفو» تلويحااز ژاك شيراك رييس جمهورى فرانسه براى جمع آورى اين ميزان راى اعتماد كمك خواست.اين پيرمرد لجوج سياسى كه سالهاست «جبهه ملى» فرانسه را رهبرى مى كند چندين دوره متوالى درانتخابات رياست جمهورى شركت كرده و آنچه مايه تشويق او تا امروز بوده است رشد تدريجى و قابل توجه آراى او است.نام جبهه ملى با نام لوپن گره خورده است و امروزه كمتر كسى است كه اين حزب را بيش از آنكه حزب بداند دستگاه سياسى قبيله لوپن و يا محل آمال و بازيهاى سياسى خانواده لوپن و ياران او تلقى نكند.اين حزب با همه انشعاباتى كه تاكنون داشته و ريزش هايى كه تاكنون كرده است هنوزسرپاست و چهره كاريزماتيك رهبرى اين حزب نشانه و نماد آرمانهاى آن به شمار مى رود.جبهه ملى هرچند كه به سبب گرايشهاى افراطى راست و نژاد پرستى، در ميان مردم فرانسه از وجهه خوبى برخوردار نيست ولى با اين همه طرفداران و هواداران حزبى خود را دارد و به دليل جانبدارى از برخى سياست هاى اجتماعى بخشى از بدنه مردمى را با خود دراين ساليان اخير همراه كرده است.راست افراطى از آنجا كه خود تاكنون زمام امور را در دست نداشته مى تواند به كارنامه آنان مدام ايراد گرفته و عملكرد دولت هاى پيشين را در زمينه هاى امنيت عمومى، تروريسم، مهاجرت،جهانى سازى ، مشكلات مربوطه به حومه هاى شهرى ، بيكارى و غيره به نقد كشيده و آنان را در منظر عام رسوا نمايد.با اين نگاه مى توان دريافت كه چگونه محبوبيت رييس اين جريان افراطى كه در سال ۲۰۰۱ در حدود شش درصد بود، اينك در پايان سال ۲۰۰۶ به ۱۶ درصد رسيده است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ونزوئلا پرچمدار انقلابهاى آمريكاى لاتين
|
|
|
جمهورى فدرال ونزوئلا ششمين كشور بزرگ آمريكاى جنوبى و يكى ازثروتمند ترين كشورهاى اين منطقه است كه از غرب با كلمبيا ، از شرق با گويان و از جنوب با برزيل و از شمال با درياى كارائيب هم مرز است.انتخاب نام اين كشور به سال ۱۴۹۹ باز مى گردد. در آن سال جهانگردى به نام «آلنسون اوژدا لد» در حال عبور از دهكده اى كه سرخپوستان در آن خانه هايى از چوب بر روى درياچه «ماراكايبو» بنا كرده بودند، آنجا را به «ونيز» ايتاليا تشبيه كرد، همين امر باعث شد نام «ونيز كوچك» به اين منطقه اطلاق شود و با گذشت زمان به صورت كنونى ونزوئلا در آيد. اين كشور با بيش از ۹۱۲ هزاركيلومتر مربع مساحت و افزون بر ۲۶ ميليون نفر جمعيت در تاريخ پنجم جولاى سال ۱۸۱۱ ميلادى موفق به كسب استقلال از اسپانيا شد. مردم ونزوئلا مركب از نژاد و قوميت اسپانيولى، ايتاليايى، پرتغالى، عرب آلمانى و آفريقايى هستند و ۹۶ درصد از آنان كاتوليك رم و دو درصد مذهب پروتستان دارند. ۶۰ درصد مردم به زبان اسپانيولى و مابقى به گويشهاى محلى و سرخپوستى تكلم مى كنند. اين كشور داراى ۲۳ ايالت است و ايالت آمازون يكى از بزرگ ترين و در عين حال دورافتاده ترين ايالات آن است. كاراكاس پايتخت ونزوئلا است و از ديگر شهرهاى مهم آن مى توان از «ماراكايبو»، «والنسيا» و «ماراكى» نام برد.به گزارش ايسنا، كاراكاس و بويژه شمال غرب آن با بيش از پنج ميليون نفر جمعيت پيشينه اى كهن دارد و «كريستف كلمب» كاشف معروف نخستين بار در سال ۱۴۹۸ ميلادى به وارد اين ناحيه از ونزوئلا شد. شهر ساحلى «ايسلا دمارگاريتا» نيز براى بسيارى از ساكنان كشور ونزوئلا يادآور تعطيلات سالانه است. وضعيت آب و هوايى اين كشور استوايى، گرم و مرطوب و بسيار متنوع و رشته كوه هاى «آند» از شرق تا غرب اين كشور امتداد دارد. در منطقه جنوب شرقى اين كشور نيز آبشار «آنجل» قرار دارد. موقعيت كم نظير جغرافيايى ونزوئلا باعث شده كه اين كشور مجموعه اى از زيباييها و جذابيتهاى آمريكاى جنوبى را شامل جنگلهاى انبوه آمازون تا سواحل كارائيب و حتى نواحى صحرايى را در خود داشته باشد.ونزوئلا را از نظر طبيعى مى توان به چهار منطقه شامل كوههاى آند در غرب زمينهاى كم ارتفاع و مرطوب در اطراف درياچه «ماراكايبو» در شمال، پوشش ساوان در جلگه مركزى و ارتفاعات گويان تقسيم كرد.در اين كشور فعاليت ها و خدمات نفتى مهمترين صنعت است و اكثر شركت هاى خارجى منطقه نيز به فعاليتهايى مرتبط با نفت مشغولند. بطور كلى از صنايع ونزوئلا مى توان به نفت خام، آهن، استيل، آلومينيوم، ماهيگيرى ، كشاورزى و گردشگرى اشاره كرد. ونزوئلا پنجمين صادركننده نفت خام و سومين توليدكننده اوپك است و از نظر ذخاير گاز رتبه هشتم را در جهان به خود اختصاص داده است. نفت و مشتقات آن ۸۰ درصد و آلومينيوم چهار درصد از صادرات اين كشور را به خود اختصاص داده است و از ديگر صادرات آن مى توان به بوكسيت، سنگ آهن، منگنز و باريم اشاره كرد. ونزوئلا در دهه ۱۹۹۰ يكى از مهمترين كشورهاى توليدكننده زغال سنگ، آهن، فولاد، آلومينيوم، طلا و الماس و ديگر مواد معدنى بود.توليد ناخالص داخلى اين كشور بر اساس آمار سال ۲۰۰۴ ميلادى ۱۳۳ ميليارد دلار، ميزان صادرات در سال ۲۰۰۳ ميلادى ۲۵/۸ ميليارد دلار و ميزان واردات نيز در همين سال ۱۰/۷ ميليارد دلار بود. بر اساس آمار موجود ميزان بدهيهاى خارجى ونزوئلا در سال ۲۰۰۳ميلادى ۳۸/۴ ميليارد دلار برآورد شده است. اين كشور همچنين مهمترين صادركننده سيمان در منطقه محسوب مى شود كه صادرات آن حدود ۱۱۵ميليون دلار درآمد عايد اين كشور مى كند. در ماه فوريه سال ۱۹۹۲ سربازان ارتش ونزوئلا به رهبرى سروان «هوگو چاوز» براى سرنگونى حكومت فاسد كشورشان دست به كودتايى نافرجام زدند كه كودتا شكست خورد و چاوز روانه زندان شد. وى پس از دو سال بر اثر فشار افكار عمومى آزاد شد و به فعاليت سياسى روى آورد. چاوز در سال ۱۹۹۸ به مقام رياست جمهورى رسيد و در اين كشور «انقلاب بوليوارى» اعلام كرد كه بارزترين مشخصه اين انقلاب مقاومت آشتى ناپذير در برابر سياست سلطه گرانه آمريكا است. واشنگتن در آوريل سال ۲۰۰۲ با استفاده از برخى عناصر داخلى ونزوئلا كودتايى را ترتيب داد اما با هوشيارى مردم ونزوئلا اين كودتا پس از ۴۸ ساعت شكست خورد و چاوز با حمايت اكثريت مردم بار ديگر قدرت را در دست گرفت.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پيشرفت كند دموكراسى در افغانستان
|
|
|
بيم آن مى رود كه دموكراسى نوپاى افغانستان شكست بخورد. نگاهى به رويدادهاى سال گذشته ميلادى دلايل اين امر را روشن مى سازد. از ژانويه تاكنون بيش از ۱۰۰ سوء قصد انتحارى در اين كشور بوقوع پيوست. مقاومت نيروهاى اسلام گرا به قيمت جان حدود چهار هزار نفر تمام شد. توليد مواد مخدر حدود ۵۰ درصد افزايش يافت. خطر هرج و مرج بر افغانستان سايه افكنده، با وجود اين جامعه بين الملل هنوز هم درصدد است تا نهال دموكراسى را باور كرده و از مرگ برهاند. از سقوط طالبان در افغانستان بيش از پنج سال گذشت. با وجود اين ثبات و امنيت در كشور نه تنها برقرار نشد بلكه اوضاع امنيتى سيرى نزولى را طى كرد. اوضاع در سال ۲۰۰۶ از هميشه وخيم تر بود و هراس از شكست مردم سالارى نوپا از هر زمانى بيشتر شد. به گزارش دويچه وله جامعه بين الملل در طول سال هاى پس از سقوط طالبان هر ساله حدود دو ميليارد دلار آمريكا را هزينه طرح هاى بازسازى افغانستان كرد. آلمان سالانه بيش از ۱۰۰ ميليون دلار صرف تأمين صلح در افغانستان مى كند.
با وجود اين افغانستان هنوز هم فاقد راهبردى توانمند در زمينه بازسازى و توسعه است. در حاليكه توسعه اقتصادى و اجتماعى افغانستان كه لازمه ثبات پايدار است به چنين راهبردى نيازمند است.يورگن ويلهلم رييس خدمات عمرانى آلمان در توضيح مى گويد: همكارى هاى عمرانى آلمان در افغانستان زمينه هاى مختلفى را دربرمى گيرد. آلمان در عرصه هاى توسعه اقتصادى، تأمين آب آشاميدنى ، انرژى، آموزش مقدماتى تحصيلى و بازسازى موسسات و ظرفيت هاى مربوطه فعاليت دارد.خدمات عمرانى آلمان همچنين كمك به استقرار دموكراسى، جامعه مدنى و توسعه مناطق مختلف افغانستان را نيز شامل مى شود. حدود ۸۰ تن از كاركنان DED در زمينه هاى نامبرده در استان هاى شمالى افغانستان فعاليت مى كنندبا اين وجود پيشرفت دموكراسى در افغانستان كند است و نارضايتى مردم روز بروز افزايش مى يابد. رييس خدمات عمرانى آلمان بى تجربگى نمايندگان پارلمان افغانستان و كاستى هاى موجود در فراكسيون هاى حزبى پارلمان را از علل عدم موفقيت كشور مى شمارد. او ضعف ساختارهاى منطقه اى مانند شهرداريها و شوراهاى شهر را از جمله دلايل شكست پيشرفت افغانستان مى داند. واقعيت اين است كه رويارويى هاى نظامى تاكنون نتوانسته امنيت را در افغانستان برقرار كند. امنيت و توسعه عواملى جداناپذيرند. بدون توسعه نمى توان صلح پايدار را ايجاد كرد و تا زمانيكه عمران افغانستان به پيش نرود شكست طالبان ميسر نخواهد شد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ژاپن و بازگشت به اقتدار
|
|
رويكرد جديد ژاپن در سياست خارجى بويژه پس از به قدرت رسيدن شينزو آبه نشانگر خود آگاهى نوين اين كشور در مورد نقش ژاپن در معادلات بين المللى است.به گزارش ايسنا روزنامه فرانكفورتر آلگماينه -چاپ آلمان- در گزارشى درباره ژاپن و رويكردهاى جديد اين كشور نوشته است: ژاپن طى دهه اخير شاهد تغييرات فراوانى در راس قدرت اجرايى اين كشور بوده است اما با روى كار آمدن شينزو آبه در سپتامبر ۲۰۰۶ سياست خارجى ژاپن دچار تحولات چشمگيرى شده است.اين روزنامه مى نويسد: جونيچرو كوايزومى، نخست وزير پيشين ژاپن سياست خارجى كشورش را از حالت سكون پس از جنگ جهانى دوم خارج كرد و وارد مرحله جديدى نمود ولى اقدامات او بيشتر از اينكه درك و همكارى همسايگان ژاپن را بر انگيزد به ترديدهاى آنان دامن زد.اكنون آبه قصد دارد گام را از اين فراتر نهاده و با اعتماد به نفس بيشتر درهاى سياست خارجى ژاپن را رو به جهان با تمام درگيرى هايش بگشايد و در اين ميان از مواجهه با مسايل مورد اختلاف با همسايگانش آشكارا سرباز مى زند.آبه در گفتگويى كه در برلين با خبرنگار روزنامه فرانكفورتر آلگماينه انجام داد، گفت: ژاپن مى خواهد مسووليت جهانى خود را بعهده گيرد و در سطوح بين المللى فعال باشد. او با ديدار از مقر ناتو در بروكسل بر اين گفته خود صحه گذاشت. گذشته پنجشنبه نيز آبه ميهمان كميسيون اروپايى بود و همكارى با اتحاديه اروپايى و كشورهاى ناتو را براى ژاپن ارزشمند خواند و در همين راستا پيشنهاد همكارى روز افزون با اين دو را مطرح كرد. او از واسطه گرى كشورش در اجراى اهداف ناتو و همكارى با كشورهاى غير عضو اين پيمان براى حل مسايل استقبال نموده و آمادگى ژاپن را براى همكارى فعال با ناتو اعلام كرد. به اعتقاد آبه همكارى ژاپن با ناتو در افغانستان مى تواند نتايج مثبتى به همراه داشته باشد.اين روزنامه آلمانى مى افزايد: تمايل ژاپن براى حضور در عرصه سياست جهانى با تلاش اين كشور به همراه آلمان براى تصاحب كرسى دايم در شوراى امنيت سازمان ملل بارزتر مى شود. تلاشى كه نتيجه اى در بر نداشته و به نظر مى رسد با كارشكنى تعدادى از كشورهاى آسيايى رسيدن به اين هدف با مشكلات فراوانى روبرو شود.با اين حال آبه در نظر دارد دوباره روى اين پرونده تمركز كند. براى اين كار او به سراغ صدراعظم آلمان رفته و با آلمان هم راى شده است، چرا كه براى ايجاد امنيت و ثبات در جهان بايد ساختار سازمان ملل اصلاح شود؛ اصلاحى كه بتواند سازمان ملل را با نيازهاى قرن ۲۱ هماهنگ كند. اين چيزى است كه اعضاى گروه ۴ (آلمان، ژاپن، برزيل و هند) بر آن پافشارى مى كنند و براى اجراى اين هدف مى خواهند تا جايى كه ممكن است با مخالفان اصلاح مذاكره نمايند.اين در حالى است كه آبه اعلام كرده در آينده اى نزديك ژاپن طرح اصلاحى خود را كه كاملا متفاوت با توافقات گروه ۴ است، عنوان خواهد كرد. هم چنين آبه از تصوير يك ژاپن مدرن و زيبا به عنوان سرزمينى كه او قصد دارد از كشورش بسازد، سخن گفته است. شركاى آبه انتظارات فراوانى از توكيو دارند، اينكه او از اين انتظارات درست در آلمانى سخن به ميان مى آورد كه در مركز هجوم انتظارات قرار گرفته ، بى دليل نيست.توكيو سالهاست كمك هايش را براى پيشرفت منطقه نثار مى كند، تنها مشكل اينجاست كه با اين كارها نمى تواند چهره نامطلوب اين كشور را در نظر جهانيان تغيير دهد. آبه اعتراض خود را با مقايسه ژاپن مدرن امروز با قدرت نظامى ديروز در تكرار شمارش اعلام مى كند: ما مى خواهيم كه ژاپن در دنيا محبوب شده و مورد احترام قرار گيرد. تنها مشكل عمده كشور خويشاوند همسايه است كه طى سالهاى اخير به عنوان رقيب جدى براى ژاپن قد علم كرده است. آبه اهميت اين موضوع را درك كرده و در اولين روزهاى به قدرت رسيدن به پكن سفر مى كند. گفتگوها با رهبر جمهورى خلق چين به خوبى پيش مى رود، مشكلات و سوءتفاهم ها به راحتى با گفتگو حل مى شود. چين بار ديگر خطر بازگشت ژاپن به وطن پرستى تهاجمى را گوشزد مى كند و اجازه مى دهد تظاهرات ضد ژاپنى در خيابان هاى پكن برگزار شود.آبه حالت حساسيت برانگيز ژاپن در مقابل پكن را اين بار با درخواستش در مورد علنى كردن فعاليت وزارت دفاع ژاپن مزين مى كند و آمادگى كشورش را در مورد شفاف سازى اقدامات دفاعى براى چين اعلام مى كند. اما موضوع كره شمالى جايگاه ويژه اى در گفتگوهاى دو طرف دارد.آزمايش هسته اى كره شمالى اوضاع منطقه را بحرانى مى كند و چين به عنوان رييس مذاكرات شش جانبه مسووليت بزرگ اين اقدام را بر عهده دارد. آبه معتقد است: «بايد سعى كنيم .همكارى بيشترى با چين داشته باشيم و تلاش كنيم كره شمالى را متقاعد سازيم به حساسيت هاى بين المللى واكنش نشان دهد و از تمام كشورها انتظار داريم تحريم هاى سازمان ملل عليه پيونگ يانگ را به رسميت بشناسند.»به نظر مى رسد اين پيام بيشتر از چين متوجه كره جنوبى است كه سعى دارد خود را از اين موضوع دور نگه دارد. آبه بر اين باور است كه به هيچ وجه نبايد اجازه ساخت سلاح هسته اى به پيونگ يانگ داده شود.ميانجى گرى هاى توكيو در مساله كره شمالى موجى از نااميدى به همراه دارد. آبه امتناع پيونگ يانگ را در پاسخ دادن به راه حل هاى ارايه شده جديد ضمن توجه دادن به تحريم هاى اقتصادى آمريكا نمى پسندد.اما ژاپن مشكل ديگرى نيز با پيونگ يانگ دارد؛ كره شمالى در ساليان گذشته تعدادى از ژاپنى ها را براى آموزش نيروهاى اطلاعاتى خود ربوده است، تعدادى از آنان به ژاپن بازگردانده شده و تعدادى نيز جان سپرده اند. همين مساله باعث شده كه ژاپن تحريم هايى را عليه كره شمالى به اجرا بگذارد و اين موضوع يكى از موارد عدم توافق طرفين در مذاكرات شش جانبه است.نخست وزير ژاپن عملكرد كره شمالى را موجب وخامت اوضاع و دشوار شدن روند مذاكرات شش جانبه مى داند و بخشى از آن را هم تقصير چين مى داند چرا كه چين رياست اين مذاكرات را به عهده دارد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|