نسخه
PDF
شماره ۵۴۰۷ - ۱۷ شهريور ۱۳۸۶ - ۲۵ شعبان ۱۴۲۸ - ۸ سپتامبر ۲۰۰۷ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
نهرالبارد و انتخابات رياست جمهورى لبنان
067890.jpg
«در حالى كه جنگ حدود صد روزه نهرالبارد با برجاى گذاشتن تعداد زيادى كشته و مجروح و ويران ساختن اردوگاهى در شمال لبنان سرانجام به اتمام رسيد اما قدرى تامل در آنچه كه طى اين روزها در اين اردوگاه روى دادفرضيه مهمى را مطرح مى سازد كه آيا حقيقتا اين جنگ براى اين رقم نخورده بود تا در تابستانى كه بحث انتخابات رياست جمهورى و جدل در خصوص نحوه انتخاب رئيس جمهور آينده لبنان داغ است، اين كشور در طوفانى از تنش ها و بحران هاى داخلى گرفتار شود تا برخى بتوانند با زد و بندهاى سياسى و سوء استفاده از اين بحران امنيتى، اهداف سياسى ويژه شان را تحقق بخشند؟» به گزارش ايسنا در همين راستا روزنامه السفير- چاپ لبنان- با ارائه تحليلى به ارزيابى حوادث اردوگاه نهرالبارد طى جنگ سه ماه و نيمه اين اردوگاه و ارتباط آن با تحولات سياسى اين كشور پرداخته است. اين روزنامه لبنانى در تحليلش آورده است: «در حالى كه لبنان در چارچوبى از بحران هاى داخلى و منطقه اى كه طول و عرض جغرافيايى اين كشور را فرا گرفته، گرفتار است، اين بار باروت اين تنش ها و بحران ها نه در مرزهاى لبنان بلكه در داخل و شمال آن روى داد تا اين بار تمام چشم ها به نهرالبارد دوخته شود كه بارتمامى اهداف و تهديد هاى شيطانى را كه بر گرفته از بحران داخلى لبنان و هم چنين بحران سوريه و لبنان است، به دوش بكشد.»در ادامه اين تحليل آمده است: «اين بدان معنا است كه تهديدهاى مذكور با پايان حوادث نهرالبارد به طور كامل از بين نرفته است بلكه ممكن است اين بار قرعه به نام جايى ديگر بيفتد و اين سرنوشت براى نطقه اى ديگر از لبنان رقم بخورد؛ در حالى كه بسيارى از مردم لبنان هنوز در نيافته اند كه حقيقتا در شمال كشورشان (نهرالبارد) چه گذشت؟» السفير اين چنين ادامه داده است: «در حالى كه كشور فاقد هر گونه راه حل سياسى براى پايان دادن به بحران حاكم است، ارتش لبنان با شجاعت، عزم و اراده در اين صف آرايى شركت كرده و نمايشى از يك ارتش قدرتمند، مبارز و زنده را به نمايش گذاشت و اين در حالى است كه لبنان با تمام وجود از سمت و سوى مصالحه سياسى دور است و مسلما در چنين شرايطى بايد فرضيه هايى متفاوتى مطرح شود كه اين بار لبنان در قلمرو تجاربى قرار مى گيرد موسوم به اردوگاه نهرالبارد و اين قصه دور و درازى است كه نه آغاز و نه پايان مشخصى ندارد و تاكنون هيچ كس نتوانسته درخصوص علت وقوع جنگ نهرالبارد نتيجه گيرى كند و اين جنگ هم چنان در هاله اى از ابهام باقى مانده است.» در ادامه آمده است: «جنگ نهرالبارد ۱۰۰ روز به طول انجاميد بدون آن كه كسى بداند شبه نظاميان فتح الاسلام كه به رويارويى با ارتش لبنان پرداختند از كجا آمده اند و يا هدفشان از اين اقدام چه بوده است و چنانچه بخواهيم از پاسخ گويى به اين سوالات نيز طفره برويم سوال هاى اساسى ترى مطرح مى شود كه آيا اين جنگ حقيقتا پايان يافته و يا ممكن است بار ديگر در جايى ديگر و در زمانى ديگر تكرار شود؟» اين تحليل در انتها مى افزايد: «وجه تمايز اين جنگ در آن بود كه از روز اول و تاواپسين لحظات خبرهاى مختلفى از نزديك شدن به پايان جنگ منتشر مى شد و در تمام ۱۰۰ روز همه و همه منتظر پايان جنگ و گرفتن جشن پيروزى بودند. اما نكته قابل توجه آن است كه مشكل اين جنگ تنها به شناخت عناصر فتح الاسلام و دريافت اطلاعات از تعداد آنها، كانال هاى ارتباطى شان و يا حاميان مالى و.. ..شان منحصر نيست بلكه مشكل اساسى آن است كه چگونه اين افرادتوانسته اند به راحتى در لبنان حضور يافته و وارد چنين معركه اى با ارتش لبنان شوند و مسلما اين موضوع بايد از نقطه نظر سياسى مورد بحث و تحليل قرار گيرد. در حالى كه نقش ارتش طى سه سال گذشته بسيار كم رنگ بوده امروز اين سؤال مطرح است كه زمانى كه لبنان در آستانه انتخابات رياست جمهورى قرار دارد، دليل پررنگ تر شدن نقش ارتش چيست و آيا ارتباط نزديك اين موسسه ملى با گروه هاى ۱۴ مارس در اين امر دخيل است يا خير؟»
سفر مقامات جهانى به منطقه؛ مقدمه كنفرانسى جديد
067893.jpg
روزنامه الاهرام طى تحليلى سفر مقامات اروپايى و جهانى به منطقه را در راستاى فراهم كردن مقدمات كنفرانس بين المللى صلح كه از سوى جورج بوش مطرح شده، دانسته است. به گزارش ايسنا روزنامه الاهرام مصر در تحليلى تحت عنوان «افزايش سفرهاى مقامات جهان به منطقه در راستاى احياى روند صلح» آورده است: «مقامات جهان كه تاكنون در برنامه هاى خود درخصوص حل بحران منطقه و احياى روند صلح شكست خورده اند بار ديگر در پى دعوت جورج بوش، رئيس جمهور آمريكا مبنى بر برگزارى كنفرانس بين المللى صلح در پاييز آينده تلاش هاى خود را از سرگرفته اند. از ميان مقاماتى كه به منطقه سفر كرده اند مى توان به رومانو پرودى، نخست وزير ايتاليا اشاره كرد. هم چنين سفر خاوير سولانا، مسئول سياست خارجه اتحاديه اروپا به منطقه و ديدارش با محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين نيز در ادامه سفر مقامات اروپايى به منطقه است. سولانا در ابتداى سفرش به منطقه اظهار داشت كه اين سفر مقدمه برگزارى كنفرانس بين المللى صلح است. در اين ميان تونى بلر، فرستاده ويژه كميته كارى چهار جانبه، مسئول ديگر اروپايى است كه به منطقه سفر كرده است.» در اين تحليل آمده است: «در ادامه سفر مقامات اروپايى و جهانى كاندوليزا رايس، وزير خارجه آمريكا نيز به زودى در راستاى فراهم كردن مقدمه برگزارى كنفرانس بين المللى صلح به منطقه سفر خواهد كرد و حال بايد ديد اين ديدارها تا چه حد مى توانددرراستاى زمينه سازى براى كنفرانس بين المللى صلح مثمرثمر باشد. در كنار سفر مقامات اروپايى و آمريكا مقامات كشورهاى منطقه نيز با برگزارى نشست هايى مسايل مختلف منطقه از جمله روند صلح و كنفرانس بين المللى صلح را بررسى مى كنند. در ادامه تلاشها و رايزنى هاى منطقه اى كه با هدف احياى روند صلح در منطقه است مى توان به چند حقيقت مهم اشاره كرد: نخست اينكه مسأله فلسطين كليد حل درگيرى هاى منطقه و ريشه  درگيرى ها است، از اين رو بى توجهى به آن و ناديده گرفتن مسأله فلسطين علت اصلى افزايش بحران هاى منطقه بوده است. مى توانيم بگوييم كه جورج بوش حدود شش سال يعنى از سال ۲۰۰۱ تاكنون زمانى كه تلاش در جهت حل ديپلماتيك و سياسى مشكل فلسطين را ناديده گرفت، شش سال تلاش خود را در منطقه به هدر داد. اين مسأله زمانى كه آمريكا در سال ۲۰۰۳ جنگ عليه عراق را آغاز كرد به روشنى خود را نشان داد. بر اين اساس طرح وبرنامه هاى نومحافظه كاران كه بوش را احاطه  كرده اند ترديد ها در خصوص جديت آمريكا در حل مسأله فلسطين را بر انگيخته  است. نومحافظه كاران همواره حمايت از اسرائيل و دفاع از منافع آن را در نظر داشته اند. دومين حقيقت مهم اين است كه طرح بوش براى برگزارى كنفرانس بين المللى صلح در نتيجه شكست استراتژى وى در جنگ عليه عراق است. در پى شكست استراتژى بوش سناريو هاى متعددى مطرح شد مبنى بر اينكه واشنگتن سعى دارد از طريق ارائه طرحى به پيروزى ديپلماتيك در عراق دست يابد و قبل از انتخابات رياست جمهورى كه در سال آينده برگزار خواهد شد، به اين پيروزى دست يابد.» اين روزنامه در ادامه مى افزايد: «پيش بينى هاى ديگرى مطرح است مبنى بر اينكه بوش از طريق اين كنفرانس بين المللى صلح مى خواهد رهبران منطقه را در يارى به وى براى خروج از بحران كنونى عراق قانع سازد.
سناريوى جديد آمريكا براى عراق
كاخ سفيد در آستانه ارائه گزارش درباره عراق به كنگره، با نوشتن سناريويى جديد با موضوع «ناكارآمد» ى دولت عراق، نيتى جز تحكيم پايه هاى اشغال طولانى مدت اين كشور مسلمان را درسرنمى پروراند.اين هفته «ديويد پترائوس» فرمانده نظاميان آمريكايى در عراق و «رايان كروكر» سفير آمريكا در اين كشور، گزارش خود را از كيفيت پيشرفت راهبرد شش ماهه بوش براى امنيت عراق به كنگره ارائه خواهند كرد. دراين بحبوحه، نهادهاى مختلف تصميم گيرنده در آمريكا به تكاپو افتاده اند و يكى پس از ديگرى گزارش هايى از اوضاع امنيتى عراق ارائه مى دهند. به گزارش ايرنا سناريوى از پيش طراحى شده همه اين گزارش ها يك خط را دنبال مى كند: «ناكارآمد نشان دادن دولت عراق، بالا بودن موج خشونت ها، اختلاف شيعه و سنى و منازعه قوميتى، دخالت همسايگان عراق در امور داخلى اين كشور و هزار و يك بهانه  تراشى هاى ديگر». كاخ سفيد كه براى تداوم فتنه انگيزى اش در عراق هم
تحت فشار موج نارضايتى عمومى داخلى و هم تحت فشار كنگره قرار دارد، با دو بار وتوى پيش نويس مصوبه كنگره، ظاهرا اين نهاد را هم كه مانند سدى مقابل جنگ طلبى بوش در عراق ايستاده است، به زانو در آورده است. سه شنبه گذشته يك نهاد وابسته به كنگره آمريكا در گزارشى از وضعيت عراق، اوضاع اين كشور را «ناراضى كننده» و دولت اين كشور را براى كنترل اوضاع «ناكارآمد» خواند. ماه پيش هم دمكرات هاى آمريكا دولت «نورى المالكى» نخست وزير عراق را شايسته قرار داشتن در راس قدرت ندانسته و خواستار بركنارى وى شده بودند. «جورج بوش» كاخ سفيدنشين، از يك سو بر طبل بى كفايتى دولت عراق و افزايش موج خشونت ها و ناآرامى ها مى زند و از سوى ديگر براى آنكه بتواند در جبهه داخلى بر خشم عمومى ناشى از بالارفتن آمار تلفات آمريكايى ها در عراق فائق آيد، در اعلامى شگفت انگيز از تصميم احتمالى اش براى كاهش شمار نظاميان آمريكايى در عراق خبر مى دهد. پر واضح است كه تصميم رئيس جمهور آمريكا براى كاهش نيرو به منزله ترك خاك عراق نيست. بوش فقط در پى آن است كه با كاستن از تلفات نيروهاى آمريكايى، هزينه خونبار كمترى براى اين آتش افروزى بپردازد و هرگز در صدد تعديل قوا در جنگ عراق نيست. بوش همزمان با اعلام پيشنهاد تعجب برانگيزش بر احتمال كاهش نيروهاى آمريكايى، همه متحدان كليدى اش را در جنگ عراق تشويق به ماندن در عراق و حتى تقويت نيرو مى كند. از جمله اين متحدان، استرالياست. بوش براى تطميع استراليا به حفظ نيروهايش در عراق، يك پيمان دفاعى بسيار مهم با استراليا امضا كرد كه طبق آن فناورى نظامى بسيار محرمانه آمريكا را در اختيار اين متحد خود قرار مى دهد. دولت استراليا كه در جبهه داخلى از سوى گروه هاى اپوزيسيون كه امكان پيروزى انتخاباتى شان هم مى رود، تحت فشار براى خروج از عراق قرار دارد، با امتياز فوق ديگر چاره اى جز تبعيت صرف از سفارش هاى آمريكا در جنگ عراق نمى بيند. ظاهرا باعقب نشينى انگليس از بصره كه آن هم به خاطركاهش تنش هاى داخلى پيش روى دولت «گوردون براون» نخست وزير انگليس صورت مى پذيرد، واشنگتن رو به سوى ديگر متحدان خود در جنگ عراق آورده است.برگ برنده ديگر واشنگتن براى به درازا كشاندن جنگ افروزى در عراق، دولت جديد فرانسه است. دولت قبلى فرانسه به رياست «ژاك شيراك» از مخالفان سرسخت جنگ عراق بود، اما «نيكولا ساركوزى» رئيس جمهور جديد اين كشور، در موافقتى تلويحى با اين جنگ همداستانى كامل خود را با سياست هاى خارجى بوش اعلام داشته است. «برنار كوشنر» وزير امور خارجه فرانسه ماه پيش طى سفر به عراق خواستار بركنارى دولت نورى المالكى شده بود. كوشنر عنوان كرده بود كه دولت عراق ناتوان از برقرارى آشتى ملى و تصويب قانون توزيع ثروت نفت در كشور است. اين اظهارات مداخله جويانه كه هدفى جز عميق تر ساختن فتنه آشوبها درون دستگاه حكومت عراق نداشت، وزير خارجه فرانسه را واداشت تا مفتضحانه عذرخواهى كند. به راستى، غرب چگونه مى تواند دم از «آشتى ملى» در عراق بزند در حالى كه براساس اخبار واطلاعات منتشر شده در همين روزنامه هاى آمريكايى، گروه هاى شورشى سنى عراق توسط نظاميان و يا نيروهاى اطلاعاتى آمريكايى و يا برخى عرب هاى منطقه مسلح مى شوند. اشغالگران اگر از دامن زدن به اختلافات قومى - مذهبى در عراق دست بردارد، بر طبل اختلاف شيعه و سنى كه فقط از زمان تهاجم نظامى و اشغال عراق به گوش مى رسد نكوبد، گروه هاى شورشى سنى را مسلح نكند، دست از سركوب مردم بى دفاع و غيرنظامى عراقى بردارد، به همسايگان شيعه عراق تهمت نزند، دولت وپارلمان عراق را تحت فشار براى تصويب قوانين مورد خواست خود قرار ندهد، مطمئنا «آشتى ملى» در فرآيند سياسى كشور جنگزده و ستمديده عراق محرز مى شود. قوميت هاى مختلف ملت عراق اعم از شيعه، سنى، عرب، كرد، تركمن، مسيحى و.. . براى هزاران سال در كنار يكديگر زيسته اند و نيازى به اين ندارند كه ديگران در پى به آشتى كشاندن آنها باشد. ملت عراق در طول تاريخ چند هزار ساله خود همواره بحران هاى مختلفى را به تنهايى پشت سر گذاشت. غرب استثمارگر زمانى با روشن كردن شعله آتش جنگ ميان دو كشور همسايه ايران و عراق سعى در مقابله با انقلاب كبير ايران داشت و با به خطا رفتن تيرش، اين بار با اشغال خونين عراق و با شعارهاى جنجال برانگيز ناامن بودن اين كشور، توجيهى عوامفريبانه براى تثبيت حضورش در منطقه يافته است.