|
به اعتقاد عطاا... اميدوار، هنرمند معمار:
روح فرهنگ اسلامى در معمارى امروز گم شده است
معمارى حساب جغرافيايى دارد و رياضيات و فرهنگ هم در آن دخيل است
|
|
|
در هر كشورى كه اسلام نفوذ پيدا كرده فرهنگ و اعتقادات اسلامى، معمارى آن سرزمين را تحت تاثير قرار داده و بر اساس فرهنگ اسلامى، معمارى نيز دستخوش تحول شده است. عطاا... اميدوار؛ هنرمند معمار؛ درباره منبع معمارى در تاريخ اسلام گفت: «معمارى اسلام تا ۳۰۰ سال پس از بعثت به صورت مدون نبوده است و ما هيچ نوشته اى مبنى بر معمارى اسلامى در دست نداريم. بعد از فتوحات و گسترش اسلام به دليل رويارويى اسلام با تمدن هاى نيرومندى چون ايران و روم معمارى متاثر از اين تمدن ها رشد يافت. در آن زمان ساختمان هاى مذهبى ايران به صورت چهارطاقى بوده كه اين چهارطاقى در آتشكده ها كاربرد داشته و امروزه در نطنز و كاشان و فراوان ديده مى شود.» وى تصريح كرد: «سابقه گنبد كه مشخصه مسجد است در معمارى ايران زمان ساسانى موجود بوده و مسلمان ها گنبد را از ايرانى ها اقتباس كرده اند و كاخ فيروزآباد فارس به عنوان نمونه تاريخى كه داراى گنبد است، در اين زمينه قابل ذكر است. گنبد عملكردى براى مسجد ندارد و كاربرد مناره نيز، براى گفتن اذان بر بالاى آن بوده است. مناره ها را دو طرف ايوان مى گذارند كه ايوان از جا درنرود و بعد مناره به عنوان سمبل مسجد شد و به صورت سنت درآمد كه بهترين آن را از نظر معمارى، مناره مسجد سپهسالار و مساجد اصفهان و... مى توان نام برد.» اين معمار در توضيحات بيشتر درباره معمارى مساجد عنوان كرد: «شرايط جغرافيايى مشخص كننده نوع معمارى است. مساجد با تمامى انواع و اقسامش به نسبت شرايط جغرافيايى محل ساخته مى شود.» وى در ادامه افزود: «از اصول ديگر معمارى بر اساس فرهنگ اسلامى اين است كه نظافت نشانه ايمان است بنابراين در محوطه كنار مسجد، حمام تعبيه مى كنند، همچنين فرهنگ اسلامى توسعه دانش را ارج مى نهد و به تجارت اهميت داده بنابراين در اطراف مساجد، مدارس و بازار ساخته مى شوند و به تبع وجود بازار، كاروانسراها نيز براى پذيرايى از تجار و كسبه و ديگر ابنيه ها ساخته مى شوند كه مى توان آنها را در بافت هاى تاريخى شهرهاى بزرگ ما مشاهده كرد. فرهنگ اسلامى در كشورهاى مختلف، يك نوع معمارى خاص را به وجود مى آورد كه اين معمارى با استفاده از اصول فرهنگ اسلامى و بر پايه اصول هنرى و فنى معمارى همان منطقه جغرافيايى شكل مى گيرد.» اميدوار درباره وجه مميزه معمارى بر اساس فرهنگ اسلامى با ديگر معمارى ها بيان داشت: «آنچه در معمارى با فرهنگ اسلامى مى بينيم يك ديد و نماى شهرى است. به طور مثال در نقاشى شواليه شاردن كه در زمان صفويه از شهر اصفهان كشيده، شهرى را مى بينيد كه وجود مناره ها در آن كاملا مشهود است و به عبارتى شهر مناره ها است و با ديدن اين مناره ها درمى يابيد كه اين شهر، شهر مسلمانان است.» وى شرايط زندگى امروز را كه به سبب كمبود زمين از آسمان نيز در معمارى استفاده مى شود را علت نابسامانى نماى كلى شهر دانست و توضيح داد: «در شرايط فعلى كه مجبوريم در ارتفاع زندگى كنيم ديگر مساجد به صورت نماى شهرى خود را نشان نمى دهند مگر آن كه بر روى آن هزينه كنيم طورى كه در نگاه كلى مساجد و مناره هاى آن از ارتفاع بيشترى از ساختمان هاى چند طبقه شهرى برخوردار و به راحتى قابل مشاهده باشند.» وى افزود: «معمارى حساب جغرافيايى دارد و رياضيات و فرهنگ هم در آن دخيل است. مثلا در معمارى اسلامى عدد ۵ كاربرد فراوانى دارد و علت استفاده از آن پنج تن آل عبا است و ۶ به نيت قبر شش گوشه امام حسين(ع) و عدد ۱۲ به منزله دوازده امام(ع) است و معماران سعى مى كنند در معمارى اين معانى را بگنجانند كه تمام اين اعداد بر اساس اعتقادات است.» وى در پاسخ به اين پرسش كه چگونه مى توان اصولى از معمارى اسلامى استخراج كرد كه تابع زمان و مكان نبوده و قابل انطباق با الگوهاى شهرسازى معاصر باشد، به ايكنا گفت: «شهرسازى معاصر در جهان امروز مثل هم و شبيه به هم شده است و از آنجايى كه زمين كم است ساختمان ها را روى هوا مى سازند بنابراين راهى براى اسلامى كردن معمارى نيست.» وى دليل اين مشكلات را چنين عنوان كرد: «در ۵۰ سال اخير كمتر مديرى داشتيم كه اين مفهوم را درك كند و بدترين ساختمان هاى ما بعد از انقلاب، ساختمان هاى اطراف مكان زيارتى و سياحتى است كه به نام اماكن مذهبى است. اين ساختمان ها را طورى مى سازند كه اصولى نيست و بعد از ساختن، روى آن چيزهايى وصل مى كنند و مثلا كاشى كارى مى كنند ولى اين كار به قدرى غيراصولى است كه بعد از مدتى كاشى ها كنده مى شوند و مى ريزند و يا مقبره امام رضا(ع) در مشهد گم شده است چون ساختمان ها را طورى مى سازند كه حرم به سختى ديده مى شود.» برپاكننده نمايشگاه هزاره سوم اهم مشكلات شهرسازى امروز را چنين برشمرد: «شهرسازى امروز بر اساس معمارى غيراصولى شكل گرفته است به ويژه در ۵۰ ساله اخير هيچ نمادى از اسلامى بودن در فضاهاى كوچك شهرى ديده نمى شود، ميادين شهرى به قدرى بزرگ و غيرقابل ورود افراد به داخل آن است كه افراد در گرداگرد آن همديگر را نمى توانند شناسايى كنند، وجود اين ميادين هيچ كاربردى براى زندگى شهرى ندارد، اماكن زيارتى به صورت غيراصولى ساخته مى شوند و بعد براى اسلامى جلوه دادن آن ها عناصرى اسلامى را بر روى آن مى چسبانند مثل كاشى كارى هاى نوشته و... غيراصولى كه پس از مدتى نيز به دليل غيراصولى بودن ريزش مى كنند.» اميدوار در پايان سخنان خود راه حل اين مشكلات را چنين عنوان كرد: «تحقيق و پژوهش بيشتر در زمينه معمارى و تدوين معمارى اصولى كه با نحوه زندگى امروز همخوانى داشته باشد، محدودكردن وسعت ميادين شهرى عارى از ماشين در داخل در حد استاندارد، بازگشت به سيستم معمارى بازار كه البته ساخت پاساژها نمونه اين بازگشت است، توجه به عنصر سايه در معمارى براى جلوگيرى از اثرات سوء اشعه هاى مضر آفتاب، گرته بردارى از يك كار خوب كامل به مراتب بهتر از ساختن يك كار مدرن بد است.»
|