|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
تغيير در سياست خارجى فرانسه
|
|
|
«بعد از جنگ جهانى دوم سياست خارجى فرانسه به گونه اى طراحى شد كه مخالفت با سياست هاى جهانى آمريكا و امتيازگيرى از آن در راستاى منافع، در اولويت بود. اما با روى كار آمدن ساركوزى اين سياست تغيير كرد و وى با دنباله روى از آمريكا نه تنها امتيازى نمى گيرد بلكه منافع ملى خود را نيز زير پا گذاشته است.» به گزارش ايسنا مجله نيوزويك اخيرا گزارشى با عنوان «انقلاب فرانسوى ساركوزى» به چاپ رسانده است. در اين گزارش مى خوانيم: «وقتى دزدان دريايى سومالى قايق بادبانى فرانسوى را با ۳۰ خدمه آن به گروگان گرفتند دولت فرانسه در كمتر از سه ساعت يك حمله متقابل را تدارك ديد. در حالى كه مذاكره كنندگان راجع به پول درخواستى از طرف دزدان دريايى گفتگو مى كردند، كماندو هاى فرانسوى با چتر هايشان در اقيانوس هند فرود آمدند و با كشتى هايى از فرانسه، آمريكا، بريتانيا، كانادا، آلمان و پاكستان از مجموعه نيروى دريايى تشكيل شده در سال ۲۰۰۲ همراه شدند. يك هفته بعد پول درخواستى گروگانگير ها، پرداخت شد و گروگان ها سالم آزاد شدند. پس از آن نيروهاى ويژه فرانسوى وارد عمل شده و با آگاهى از موقعيت يك قايق سوماليايى كه شش دزد دريايى مظنون را جابه جا كرد به گشودن آتش و از كار انداختن موتور آن توسط يك تيرانداز از هلى كوپتر اقدام كردند. افراد مظنون زنده اسير شدند و حالا در فرانسه زندانى هستند. در واقع اين عمليات را نمى شود يك نزاع معمولى ناميد بلكه چيزى در حد يك جنگ بود.» در ادامه اين گزارش مى خوانيم: «اين نوعى از جنگيدن است كه ارتش هاى غربى هر روز بيشتر از پيش آن را انجام مى دهند.
به طوريكه نيروهاى جنگنده نسبتا كوچك و فوق العاده حرفه اى را به فواصل دور اعزام مى كنند تا با نيروهاى نظامى از كشورهاى مختلف از معاهدات گوناگون هماهنگ شوند و براى عملى كردن تصميمات تلاش كنند. اين كارى است كه فرانسه به خوبى انجام مى دهد و شايد راهى براى گسترش نقش محورى آن در سازمان پيمان آتلانتيك شمالى باشد كه از پايان جنگ سرد به طرز قابل توجهى تغيير كرده است. چهار دهه پس از رياست جمهورى دوگل در واقع نيكولا ساركوزى در اولين سال از دوره رياست جمهورى اش از روابط صميمانه با واشنگتن و تشكيلات قوى نظامى اين كشور در آفريقا و بالكان براى كمك به بازسازى چهره عمومى فرانسه رسما به عنوان عامل هدايت كننده ناتو ياد مى كند. در حال حاضر او تلاش مى كند تا فرانسه را پيشرو در نيروى دفاعى اتحاديه اروپا قرار داده و نفوذش را به سمت شرق تا خليج فارس و جنوب آسيا گسترش دهد. اگر فرانسه واقعا به دنبال تثبيت خودش در صحنه جهانى است حالا بهترين زمان است كه نيروهاى آمريكايى در بسيارى از مناطق دنيا درگير هستند و در بيشتر جاها شكست خورده و زمين گير هستند. در واقع در سطوح صرفا نظامى سربازان فرانسوى از اوايل ۱۹۹۰ نقش مهمى در عمليات بين المللى ايفا كرده اند اما استقلال فرانسه ازتصميم گيرى هاى ناتو، با اهميت و از سياست هاى معقول فرانسه بود كه البته باعث اعتباراتش شد. هم اكنون ساركوزى با همكارى ناتو و نيروى دفاعى اروپا در برنامه هاى دولتى اش به افزايش نفوذ و گسترش منابع نظامى محدود مى پردازد.» در ادامه اين گزارش آمده است: «مدت ها بعد از خروج از ناتو حالا او مى خواهد بر سر ميز تصميم گيرى در ناتو قرار داشته باشد. به گفته پيرللوچه، نماينده مجلس فرانسه طرح دفاعى و سياست خارجى را در برنامه مبارزات انتخاباتى ساركوزى بايد انقلابى در دسته بندى ها و روابط كشورهاى اروپايى دانست. قبل از ۱۹۶۶ پيمان ناتو تماما درباره مقاومت گسترده ارتش ها براى مقابله با اتحاد جماهير شوروى در ميدان هاى جنگ اروپا بود. دوگل، رئيس جمهور فرانسه به بهانه ضعيف شدن ارتش و احساس سرافكندگى از خيانت به كشورش و يا احساس قرار گرفتن در اتحاديه تحت سلطه آمريكا از پيمان ناتو خارج شد. پس از آن نيروهاى فرانسه در عمليات ناتو نقش نداشتند تا اينكه پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى اهداف ناتو شروع به تغيير كرد. جنگ تئوريك بزرگ كه در آن هيچ تفنگى شليك نمى كرد مبدل به بسيارى منازعات كوچك اما شديد با انبوهى از شليك هاى واقعى شد. ارتش هاى كوچك توانستند نقش مهمى در كوزوو و بوسنى ايفا كنند و ژاك شيراك، رئيس جمهور وقت اطمينان داد كه فرانسه در آن مناطق حضور دارد. يك فرمانده با تجربه آمريكايى ناتو مى گويد هر گاه همه نيروها دور هم جمع شوند، فرانسه حضورش را اعلام مى كند البته اين تصور همه آمريكايى ها نيست. وقتى ژاك شيراك در سال ۲۰۰۳ با حمله آمريكا به عراق مخالفت كرد، آمريكايى هاى عصبانى فرانسوى ها را ميمون تسليم شده ناميدند. اما پيش بينى شيراك ثابت شد و به جاى ترسويى و فقدان توانايى، نشانگر بردبارى او بود. ساركوزى هم على رغم همه همفكرى اش با آمريكايى ها تمايل براى فرستادن نيروى نظامى به عراق ندارد اما با اين همه عضو ارشد ناتو كه ۱۶ هزار نيروى حافظ صلح را در نقاط بحرانى در زمان اعلام استقلال كوزوو هدايت مى كند، فرانسه است.» در گزارش نيوزويك آمده است: «هم اكنون فرانسه ۸۰ درصد نيروى اتحاديه اروپا را كه در خاورميانه مستقرند تأمين مى كند، پايگاه فرانسه در جيبوتى در شاخ آفريقا و آب هاى پيرامون آن براى عمليات ناتو نقش حياتى دارد. چشمگيرتر از همه يك پايگاه كوچك در ابوظبى است كه فرانسه در حال ساختن آن است و از آنجا به اعزام نيروها به داخل و اطراف خليج فارس مى پردازد. اما بهترين برنامه فرماندهى ساركوزى در افغانستان پر مناقشه مختل شده است. اتينى ديرورانه از مؤسسه مناسبات بين المللى فرانسه مى گويد: آينده ناتو در افغانستان در مخاطره است. اگر ائتلاف در آنجا شكست بخورد ناتو مثل ديگر سازمان هاى بازمانده از جنگ سرد از صحنه خارج خواهد شد. او مى گويد: سازمان هاى بين المللى كه هرگز نمى ميرند اما در واقع مرده متحرك هستند، در افغانستان اطمينان به پيروزى نيست، طالبان و عادات قبلى در حال بازگشتن هستند، در حالى كه كانادايى ها، انگليسى ها، هلندى ها و آمريكايى ها در حال جنگ سختى در جنوب و شرق هستند و آلمانى ها و ايتاليايى ها و ديگران كه به عنوان حافظان صلح و نيروهاى بازسازى ملى اعزام شده اند نسبت به ادامه درگيرى ها بى ميل هستند. يك مقام رسمى ناتو در بروكسل مى گويد : فرانسه در افغانستان با خودش در جنگ است. از يك طرف اگر ساركوزى نيروى نظامى را به مبارزه وارد كند به نوعى آمريكا را در ديگر جبهه ها حمايت كرده است مثل طرح او براى ساختن يك ساختار دفاعى از همه كشورهاى اروپايى كه مى تواند در نقاط مختلف جهان با ناتو هماهنگ شود. تا پيش از اين واشنگتن هر گروهى مثل نيروهاى اتحاديه اروپا را رقيبى براى منافعش مى دانست اما به دليل درگيرى فراوان و جنگ هاى زياد توجه رو به رشدى نسبت به بعضى نزاع ها مثلا در آفريقا و لزوم اتحاد با متحدان اروپايى وجود دارد اما از طرف ديگر براى ساركوزى حضور طولانى مدت در افغانستان سخت است زيرا جنگ هم از طرف جامعه عمومى و مردم مورد قبول نيست. در نهايت ماه آوريل در نشست سران ناتو در بخارست ساركوزى قول داد كه گردانى از ۷۰۰ سرباز را به خاورميانه اعزام كند. بنابراين آمريكايى ها مى توانند نيروى بيشترى به منطقه جنوب اعزام كنند. ساركوزى در طول يك مصاحبه هشدار داده كه نه تنها افغانستان در خطر قرار دارد، بلكه پاكستان هم اين خطر را احساس مى كند و اگر اجازه دهيم افغانستان سقوط كند، پاكستان هم سقوط خواهد كرد.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
لبنان در بن بست سياسى
|
|
|
«اوضاع لبنان اين روزها در حالى سپرى مى شود كه اين كشور هنوز در انتخاب رئيس جمهور با چالشى بزرگ روبروست. در كشورى كه همزمان با ناكامى سياستمداران در انتخاب رئيس جمهور با يك اقتصاد بى رمق و خشونت هاى فرقه اى و جناحى روبرو هستيم به نظر نمى رسد كه اين بحران به اين زودى ها پايان يابد.» به گزارش ايسنا مجله آمريكايى تايم در گزارشى به بررسى اين مناقشات لبنان پرداخته است. در اين گزارش مى خوانيم: «نبيه برى،رئيس پارلمان لبنان اخيرا در بيروت تلاش كرد تا مقامات ارشد اين كشور را براى انجام مذاكرات و پايان اختلافات گردهم آورد اما به نظر مى رسيد كه شانس موفقيت اين مذاكرات اندك باشد. اكثرا معتقدند كه پيش از اينكه مقامات لبنان رئيس جمهور خود را انتخاب كنند رئيس جمهور جديد آمريكا انتخاب خواهد شد و لبنان هنوز بدون رئيس جمهور خواهد ماند.
كارشناسان سياسى نيز معتقدند كه نزاع سياسى لبنان به يك جنگ با واسطه براى قدرت هاى غربى كه در حل اختلافات شان در خاورميانه با يكديگر سر ناسازگارى دارند، تبديل شده است. آمريكا، عربستان و فرانسه از دولت فعلى لبنان حمايت مى كنند و ايران و سوريه نيز حامى مخالفان تحت رهبرى حزب الله هستند.» در اين گزارش آمده است: «پال سالم، مدير مركز خاورميانه كارنگى گفت: تا زمانى كه تعادل منطقه اى شفاف نشود، بازيگران خارجى مهم در لبنان به ايجاد موفقيت و حل اختلافات در اين كشور كمك نخواهند كرد. متاسفانه بازيگران داخلى در لبنان تحت نفوذ زياد خارج از اين كشور براى حصول توافق ميان طرف هاى درگير در اين كشور قرار دارند. به دنبال بحران سياسى بوجود آمده در لبنان قانونگذاران اين كشور تلاش كردند كه از هر وسيله اى استفاده كنند تا اين بحران را حل و فصل كنند. اخيرا نيز نمايندگان براى هجدهمين مرتبه تلاش كردند رئيس جمهور را انتخاب كنند اما بار ديگر انتخاب رئيس جمهور جديد به تعويق افتاد. برى با تصميمش مبنى بر برگزارى اين جلسه به جاى به تعويق انداختن آن تعجب ديگر نمايندگان لبنان را برانگيخت. سياستمداران ائتلاف ۱۴ مارس (ائتلافى ضد سوريه) كه بر دولت تسلط دارند به سرعت به پارلمان رفتند اين در حالى است كه همتايان مخالف اين ائتلاف نيز همراه با سياستمداران ائتلاف ۱۴ مارس به پارلمان آمدند تا ببينند آيا حد نصاب براى انتخاب رئيس جمهور جديد لبنان حاصل مى شود يا خير.» در گزارش تايم مى خوانيم: «البته تمامى احزاب از نتيجه اين راى گيرى آگاه هستند. ماه گذشته موافقت شد كه ژنرال ميشل سليمان، رئيس ارتش لبنان رئيس جمهور آينده لبنان شود. سليمان كانديداى مورد قبول ائتلاف ۱۴ مارس و مخالفان است و تعادل قدرت را در دولت متحدى كه قرار است پس از انتخاب وى تشكيل شود حفظ خواهد كرد. اما مخالفان تحت رهبرى حزب الله از انتخاب سليمان به عنوان رئيس جمهور آينده لبنان امتناع كرده اند مگر اينكه اين موضوع تضمين داده شود كه يك سوم از سهم دولت بعدى در اختيار مخالفان قرار گيرد. برى در جلسه اخير بجاى تعيين جلسه جديد بار ديگر خواستار مذاكره ميان رهبران ارشد سياسى در اين كشور شد. وى گفت: بگذاريد به جاى تلاش براى نزاع با يكديگر مذاكره كنيم، چون ادامه اين نزاع خطرناك خواهد بود. در حالى كه انتخاب رئيس جمهور آينده لبنان همچنان به تعويق مى افتد، هراس از گسترش خشونت ها از زمان كشته شدن دو عضو حزب فالانژ ها در شهر مسيحى Zahle بوجود آمده است. گفته مى شود مهاجمان از حاميان يك قانونگذار مخالف محلى بوده اند. همچنين در بحبوحه درخواست ها براى انتقام و اين اتهام مبنى بر اينكه مخالفان از مهاجمان اين حادثه حفاظت مى كنند، پليس نيز در تعقيب عاملان اين حادثه است. در ديگر نشانه ها از بى ثباتى در لبنان ايمن الظواهرى، فرد شماره دو القاعده قول داد كه لبنان نقش محورى در جنگ عليه يهوديان و مسيحيان ايفا خواهد كرد.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اوباما و رقابتى سخت
|
|
سرويس بين الملل: باراك اوباما چه كار بايد كند تا هيلارى كلينتون از سر راه وى كنار رود، هيلارى كلينتون هم متعجب است كه چرا هيچ وقت پيروزى نصيب او نمى شود. پنسيلوانيا يك پيروزى در يك رقابت بزرگتر بود كه خيلى سريع مشخص شد كه هيلارى كلينتون نمى تواند برنده شود. هيلارى كلينتون پول كمى دارد و پايگاه هاى كمى باقى مانده است. على رغم اينكه هيلارى كلينتون تقريباً رقابت پنسيلوانيا را برده بود، باراك اوباما با اختلاف ۳ به ۱ از او سبقت گرفت. هيلارى كلينتون با وجود خستگى بسيار زياد از رقابت ها و با وجود نگرانى از اينكه رقابت مقدماتى تنها «جان مك كين» را در سالى كه دموكراتها بايد برنده شوند تشجيع مى كند، به پيروزى رسيد. براساس اين نوشته چنين به نظر مى رسد كه هيلارى كلينتون مى تواند با ۸ تا ۱۰ امتياز پيروز شود و اين كمتر از دو برابر رقمى است كه او لازم دارد تا باراك اوباما را مورد شك و ترديد قرار دهد و اين انگيزه بزرگى براى ادامه دادن است! سخنرانى پيروزمندانه هيلارى كلينتون قوى ترين حركت وى در طول مبارزه انتخاباتى اش بود. «ايستادن در نزديكى شكست» آوايى كه او خيلى زودتر از اين ها مى بايست مى شنيد. شايد اگر او يك پيشتاز نبود و يا در مؤسسه سياستمداران محتاط كانديدا نمى شد مى توانست در رقابتها برنده شود.اوباما از اوانسويل، صحبت مى كند. جايى كه هم اكنون در آنجا به سر مى برد. وى در «ميدوست» به چهره مردمى خود برگشته است. هم اكنون وقت آن فرا رسيده كه بازى در واشنگتن را تغيير دهد. اوباما با وجود داشتن فن بيان بالا، رهبرى خود را شكست ناپذير كرده است. اوباما از اينكه چرا هيلارى كلينتون عقب نشينى نمى كند و از سر راه وى كنار نمى رود متعجب است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|