|
گزارشى از يك تراژدى تكرارى؛
وقتى تنبيه بدنى در آموزش و پرورش باب مى شود
|
|
|
سال گذشته تقريبا همين روزها بود كه خبرى را چاپ كرديم از ضرب و جرح دانش آموز ۱۳ ساله اى توسط معلمش. آن حادثه اما مصادف شد با استيضاح وزير وقت آموزش و پرورش. آن قدر همه از صدر تا ذيل وزارتخانه و حتى دولت وقتشان صرف دفاع از آن وزير ناتوان شد كه داستان آن دانش آموز را ديگر حتى كسى يادش نماند و ديگر كسى نپرسيد كه چه بر سر آن نامعلم آمد. بعد هم كه آن وزير معزول رفت همه فكر كردند كه حالا آموزش و پرورش با آمدن وزير جديد متحول شده است! اما گويا آن وزير معزول ميراثش را فراموش كرد كه با خود به همراه ببرد و آن را براى وزير جديد به ارث گذاشت. بازهم داستان تكرار شد اما اين بار در اهواز . نامعلمى كه معلوم نيست سر خورده از چه بوده و هست ابزارى نيافت براى التيام عقده هايش جز كودكى بينوا كه آرام و از زير چشم معلمش را مى نگريست. بهانه اى پيداكرد و آواز سر داد كه «كابل را بياوريد» كودك بينوا ناباورانه چشم از معلمش بر نمى داشت. ديده بود كه چند بارى همكلاسى هايش چگونه از درد ضربات آن كابل به خود مى پيچيدند اما لابد چون نمرات خوبى داشت فكر نمى كرد كه روزى او هم ... غافل از اينكه براى آن نامعلم نه نمره مهم است و نه رفتار.حالا او مقابل كسى ايستاده بود كه بنا بود به او بياموزد كه چگونه بخواند و چگونه بنويسد و چگونه رفتار كند! چشمانش را بست. كلاس پر شد از صداى آه و فرياد و التماس على. چه حكايت غريبى است و اين شايد نمايشى بود تا آن نامعلم قدرتش را به همه آن جمع كه كودكانى بيش نبودند! بنماياند و شايد فرصتى براى خالى شدن عقده هاى فردى كه شغلش، ميراث انبياست. و اما بعد ... حكايت شكنجه اين دانش آموزان كامل مى شود با آنچه بر او و خانواده اش در اين چند روز گذشته است. خبرنگاران ابرار به سراغ او كه در بيمارستان لقمان بسترى است رفتند تا شرح ماجرا را از زبان او و والدينش بشنوند.
از معلمم مى خواهم كه ديگر كسى را مثل من تنبيه نكند
على كه روز تهيه گزارش تازه از بيمارستان امام خمينى(ره) كه براى آنژيوگرافى رفته بود بازگشته بود به خبرنگار ما در باره آن روز چنين توضيح مى دهد؛ روز پنجشنبه زنگ آخر مدرسه، معلم ما چند نفر را به همراه من با كابل تنبيه كرد. ۴ مرتبه با كابل به گردن و پشتم زد. بعد دست هايم خشك شد به حدى كه ديگر نمى توانستم تكانشان بدهم، پاهايم قفل شده بود، سرم گيج مى رفت. بچه ها فهميدند كه حالم بد شده ولى مسئولان مدرسه متوجه نشدند. در هنگام برگشت به خانه بين راه حالم بد شدو افتادم. با كمك يكى از اهالى به خانه رفتم. مرا به بيمارستان اهواز بردند. يازده روز آنجا بودم كه به خاطر وضعيت بدم به تهران اعزام شدم. حالا حالم خوب نيست. نمى توانم راه بروم.از معلمم مى خواهم كه ديگر كسى را مثل من تنبيه نكند.
مسئولين مربوط مى گويند اگر با خبرنگاران صحبت كنيد هزينه درمان را تقبل نمى كنيم
مادر على به خبرنگار ما مى گويد: على از نظر وضعيت درسى در شرايط بسيار خوبى قرار دارد و تاكنون تقديرنامه هاى زيادى از معلمانش دريافت كرده است و سال گذشته با معدل ۲۰ قبول شده است.
ما از دست آن معلم شكايت كرده ايم اما چون دنبال درمان على هستيم نمى توانيم شكايتمان را پيگيرى كنيم. فعلا منتظر جواب كميسيون پزشكى هستيم . آموزش و پرورش بايد هزينه درمان بچه مرا قبول كند و على را مثل روز اول تحويل بدهد. وقتى حرف مى زنيم مسئولين مربوطه مى گويند اگر با خبرنگاران صحبت كنيد هزينه درمان را تقبل نمى كنيم و شما هم برويد با قانون طرف شويد، معلم را دست خودتان مى دهيم و هركارى خواستيد بكنيد!
تاكنون ۳ ميليون و پانصد هزار تومان به ما داده اند. مادر على ادامه مى دهد: معاون وزير به ما گفته كه در صورت خبرى نشدن اين موضوع خودمان مسأله را پيگيرى مى كنيم.آنها به ما گفته اند كه معلم اخراج شده است و براساس مراحل قانونى با اين معلم برخورد خواهد شد.
آبروى يك اداره مهم است يا به خطر افتادن جان يك بچه
در ادامه با پدر على هم گفتگو كرديم. او به خبرنگاران ما گفت: كه معلم سابقه تنبيه دانش آموزان ديگر را نيز داشته است. من كارگر ساده ساختمان هستم وخانه و زندگى ام را فروخته ام تا خرج درمان على را بتوانم بدهم. من به غير از على ۴ بچه ديگر هم دارم. آموزش و پرورش هم گفته تنها در صورتى كه كميسيون پزشكى اعلام كند كه مشكل على به خاطر تنبيه معلم بوده هزينه را تقبل مى كند. آيا آبروى يك اداره مهم است يا به خطر افتادن جان يك بچه كه در ده سالگى فلج بشود و كسى هم به دادش نمى رسد؟ ما انتظار داريم فرزندمان در بيمارستان بهترى تحت درمان قرار بگيرد و مسأله ديگر اين است كه آموزش و پرورش حتما بايد رفتار معلمان را تحت نظر داشته باشد.
اين تنبيه ها،آسيب هاى جدى فيزيكى و عاطفى به همراه دارد
در ادامه با مريم رامشت، روانشناس در رابطه با اتفاقات اينچنينى و آثارى كه در دانش آموزان بر جاى مى گذارد، صحبت كرديم.او معتقد است چنين رفتارهايى آثار روانى و فيزيكى بسيارى بر جاى خواهد گذاشت اين تنبيه ها آسيب هاى جدى عاطفى به همراه دارد و ممكن است دركوتاه مدت تمايل به مدرسه رفتن را در دانش آموز كاهش دهد. كودكان را آسيب پذير مى كند و مقاومت آنها را پايين مى آورد. در صورت تداوم تنبيه، اين كودكان پرخاشگر خواهند شد. آنچه مسلم است تنبيه نمى تواند به عنوان عامل بازدارنده افراد را به سمت رفتار مناسب سوق دهد. اين روانشناس مى گويد: اين نوع رفتارها در مورد دبستانى ها بيشتر است چرا كه باتوجه به كم بودن سن عكس العمل از خود نشان نمى دهند.
معلمى شغل انبيا است
همين ديروز تيتر بسيارى از روزنامه ها و از جمله جريده ما از جانفشانى و ايثار معلمى حكايت مى كرد كه با كنار زدن دانش آموزش خود را به جاى وى به زير تيرك دروازه انداخت و به دليل ضربه مغزى پس از دو روز بسترى شدن در بيمارستان جان باخت.كاش معلم اهوازى به جاى چشاندن درد كابل به جان دانش آموزانش اندكى طعم ايثار را مزه مزه كرده بود و باز هم اى كاش «ايثار جان» معلم نيشابورى لوحى شود برسر همه تخته هاى سبز و سياه كلاس هاى درس تا هر روز و هميشه يادمان باشد كه معلمى يعنى عشق و ايثار.يادمان باشد كه معلمى شغل انبيا است.دراين ديار كه مهد مردان و زنان قهرمان بسيارى در طول تاريخ بوده است، چه بسيارند معلمانى كه خون دل خورده اند تا به ما بياموزند كه چگونه بخوانيم، چگونه بنويسيم و چگونه رفتار كنيم و چه كم و قليل اند انسان هايى نمونه آن معلم اهوازى كه شايد به تعداد انگشت دست هم نرسد.آنچه مهم است اين كه آموزش و پرورش به عنوان نهادى كه بيشترين ارتباط را با مردم دارد جايگاهى است كه نظارت بر آن بسيار مهم و حياتى است و اگر چنين حادثه هايى كه رخ دهد با غفلت مواجه و به فراموشى سپرده شود هزينه هاى گزافى در پى دارد و شايد اين رفتارها به اپيدمى تبديل شود.
آموزش و پرورش در دسترس نبود!
توضيح ابرار: در طول تهيه اين گزارش هرچه سعى كرديم تا با مسئولان و مديران وزارتخانه صحبت كنيم يا صداى «تلفن مورد نظر خاموش مى باشد» را شنيديم و يا «در دسترس نمى باشد» از قرار همه آنها از صبح كه ما پيگيرى كرديم همگى با هم در جلسه اى بودند و تا لحظه تنظيم خبر و حتى چاپ روزنامه آن جلسه كذايى ادامه داشت! البته دوستان روابط عمومى كه همكاران رسانه اى ما نيز هستند تلاش بسيارى كردند تا لااقل يكى از آن تلفن ها يا روشن شود يا در دسترس قرار گيرد، اما لابد در جلسه مسأله مهمتر مطرح بوده و يا شايد هم . ... اما به هر حال آمادگى داريم تا رسالتمان را كامل كنيم با اظهارات وزير يا حتى مديركل مربوطه در مورد اين خبر.
|