|
|
|
|
|
«آرتور بالت» وظيفه دراماتورگ را اينگونه توصيف مى كند: «دراماتورگ بايد وجدان دائمى تئاتر باشد»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دراماتورگ فهم جانبى كارگردان
«آرتور بالت» وظيفه دراماتورگ را اينگونه توصيف مى كند: «دراماتورگ بايد وجدان دائمى تئاتر باشد»
|
|
|
حدود يك نسل پيش، دراماتورگ هيچ جايگاهى در تئاتر آمريكا نداشت. اما امروزه به نظر مى رسد كه تا پنبه نمايشنامه را خوب نزده باشى، نمى توانى از آن استفاده كنى. ضرورت وجود دراماتورگ يا علت ايجابى آن، با تنزل هنر كارگردانى رخ نموده است. دراماتورگى واژه اى نچسب اما ايده اى حياتى است. دراماتورگ متخصصى است كه بر روى سويه هاى فيزيكى، اجتماعى، سياسى و قلمرو اقتصادى كه نمايش در آنها دسته بندى مى شود، زيربناهاى روانشناختى كاراكترها و توصيفات استعاره اى مختلف از مفاهيم تماتيك نمايشنامه و به همان اندازه ملاحظات تكنيكى نمايشنامه به عنوان يك نوشتار: ساختار، ريتم، سير تحول و حتى انتخاب هاى خاص كلمات آن، سوار است. چند جور دراماتورگ متفاوت با مسئوليت هاى مختلف وجود دارند، نوع خالص آن بسيار كم يافت مى شود و عموما چند نوع مختلف را تحت پوشش دارند. دراماتورگهاى رسمى (۱) در پيدا كردن و انتخاب نمايشنامه يارى مى رسانند، در حالى كه دراماتورگهاى آموزشى(۲) فعاليت ها و لوازم كار را براى گروههاى مدرسه اى آماده و گفتگوهاى تماشاچيان را هدايت مى كنند. اما آنچه دراين نوشتار به آن مى پردازيم و وظايفش را بر مى رسيم، دراماتورگ محصول(۳) است كه از اعضاى تيم هنرى محسوب شده و نمايش را جمع و جور مى كند. دراماتورگ محصول، به نوعى نقش ديوان دادرسى را براى نمايشنامه ايفا مى كند و بدون اينكه موقعيت خود را به خطر بياندازد مى تواند در طى مراحل شكل گيرى نمايش حامى متن باشد، به شكل گيرى آن كمك كند و از طرف ديگر حقيقت آنرا حفظ نمايد. دراماتورگ غرق در تاريخ تئاتر و ادبيات حضور دارد تا طى شكل گيرى نمايشنامه اى كه از اين قواعد سود مى برد، كارگردان را همراهى كند. همچنين حضور او منبع اطلاعاتى ساير هنرمندانى است كه بر روى متن كار مى كنند. الزاماتى كه دراماتورگ را فرا مى خواند همواره وجود داشته اند، بنابراين مى توان گفت كه دراماتورگى عمرى به بلنداى خود هنر نمايش دارد. هميشه لازم بوده كه يك نمايشنامه تا حد امكان خوب نگاشته شود و درست به همان اندازه اجرا و طراحى قابل قبولى داشته باشد و بازيگران بفهمند كه كاراكترهايى كه نقششان را ايفا مى كنند، دارند درباره چه حرف مى زنند. اشخاصى كه پيشتر نگران اين موضوعات مى شدند نمايشنامه نويس، بازيگر و طراح بودند، اما از ۱۸۷۵ به بعد، كارگردان نيز به آنان اضافه شد. دراماتورگى به عنوان يك حرفه مجزا، پديده جديدى در تئاتر است. حرفه كارگردانى متولد شد چراكه وظيفه جديدى در زمينه اجراى تئاتر، نضج يافته بود. رشد و گسترش رئاليسم، توجه بيشتر به تمرين و جزئيات اثر اجرايى را به نسبت آنچه كه يك بازيگر؛ كارگردان سيستم تك ستاره اى سابق؛ مى توانست انجام دهد، مى طلبيد و در نتيجه نياز به چشمانى مستقل كه كنترل دقيقى بر عناصر محصول اعمال كنند، زاده شد. طبيعت مقلد هنر از خلأ بيزار است. آنچنان كه كارگردان معاصر انرژى اش را صرف مؤلف بودن مى كند، فرد ديگرى (دراماتورگ) آورده مى شود تا كارهاى متنى را انجام دهد و پس از تحقيق كافى به فهم عميقى از نمايشنامه برسد. امروزه دراماتورگ وظيفه جديدى به عهده ندارد. كليه مسائل بنيادين دراماتورگى همانند آن موقعى هستند كه آشيل مى نشست تا محاسبه كند كه كدام كاراكترهاى ايلياد، ممكن است نمايشنامه خوبى بسازند. تحويل كار به يك دراماتورگ محصول، كاملا بى ضرر است و تنها كارى كه بايد انجام گيرد، آن است كه وظايف از شانه هاى كارگردان زمين گذاشته شوند. وب سايت dramaturgy. net كه مخصوص دراماتورگهاى حرفه اى و دراماتورگهاى كارآموز است، درباره كار دراماتورگ چنين تعريفى به دست مى دهد: «طى تمرينات، وظيفه يك دراماتورگ اغلب اين است كه به محصول كمك كند تا ازچشم اندازى كه براى آن تصور شده است، عدول نكند. بسيارى از كارگردانان در دسترس بودن يك دراماتورگ را كه تمام هوش و حواسش بر روى داستان متمركز باشد، مفيد ارزيابى مى دانند. دراماتورگ پلى بين نويسنده و كارگردان است، آنچه را كه يكى مى خواهد بگويد، به نحوى ترجمه مى كند كه آن ديگرى بتواند اجرا كند.» «آرتور بالت»، يكى از پيشگامان اين حرفه - دراماتورگ تئاتر «گوتريه» در دهه ۱۹۸۰ - وقتى مى خواهد نقش دراماتورگ را خلاصه كند، مشهورترين توصيف شناخته شده اين حرفه را در جمله اى خلاصه مى كند: «دراماتورگ بايد وجدان دائمى تئاتر باشد.» اسكار گروث براكت، مورخ بزرگ تئاتر، معتقد است كه وجود دراماتورگ الزامى است، زيرا مشكل كارگردانان تنها در كمبود اطلاعات تاريخى، ادبيات و نقد كه دراماتورگها به طور معمول به آنها تسلط دارند، نيست، بلكه در بحبوحه توليد و برنامه هاى شلوغ كارى، ضيق زمان است كه مانع مى شود كارگردانها همه چيزهايى كه درخور نمايشنامه است را بدانند. بحث درباره ضرورت وجود دراماتورگى كه روى پيشينه يك نمايشنامه جديد كار كند، حتى در تئورى هم نچسب است. دراماتورگها مدعى هستند كه اهميت شان براى يك محصول اين است كه «كليد ورود به گوشهاى كارگردان در دستان آنهاست و مى توانند از زاويه ديد او ببينند». اين بدان معنيست كه دراماتورگ تلاش مى كند تا درك غريزى كارگردان را دريابد و به آن درك از طريق بخشيدن يك دورنماى مكمل خدمت كند. ولى دراماتورگها ادعاى «وكيل مدافع نمايشنامه» بودن، را نيز دارند و حرفه آنها اين است كه از تماميت متن دفاع كنند. اما در شرايطى كه هم كارگردان و هم نمايشنامه نويس ديدگاه معمول درباره متن را در اجرا، جعل مى كنند، دورنماى دراماتورگ صرفاً تبديل به يك حشو مى شود و نيازبه وكالت دراماتورگ از دست مى رود. در اين شرايط، دوماموريت دراماتورگ باهم به ستيز در مى آيند. حال شما چطور چشم انداز يك اجرا نمايشى را كه با نمايشنامه اى كه بايد از آن حفاظت كنيد متضاد است، به پيش مبريد و گسترش مى دهيد؟ با نظر به اين ، دراماتورگ چرخ كمكى ماشين است كه وقتى ماشين به نرمى در حركت است، نيازى به آن نيست و هنگامى كه جاده ناهموار مى شود، در جايگاهى نيست كه بتواند كمك كند. وقتى يك دراماتورگ كارگردان را با توده اى از اقلام تحقيقاتى، يارى مى رساند، شانس هاى ديگر براى اكتشافات اتفاقى از بين مى رود و فرايند تصميم گيرى در اين مورد كه كدام پژوهش به درد بخور است و كداميك خير، اين تصور را ايجاد مى كند كه درون متن به اندازه كافى كاويده شده است و كارگردان كه اين فرايند را از شانه خود به زمين نهاده است، توانايى حرفه اى خود را محدود مى كند. اگر دراماتورگى وسيله اى گردد كه بخواهيم از طريق آن به برداشت درستى از تك تك كلمات نمايشنامه برسيم، آنگاه كسى كه بايد مورد عتاب واقع شود، بى شك كارگردان است. هرچه كارگردان معاصر بر روى سويه هاى فيزيكى محصول بيشتر تمركز كند، كم كم توجه به اين سويه ها براى بيشتر مردم به تنها تعريف كارگردانى تبديل مى شود. اما اين تعريف بسيارى از كاركردهاى ضرورى كارگردان را مد نظر قرار نمى دهد. و در نتيجه اين كوتاهى كارگردان، بسيارى از دراماتورگهاى با استعداد را واداشته آنچه را كه بايد قبلا انجام مى شد، انجام دهند. چنانچه اين روند ادامه يابد كارگردان به جاى يك هنرمند به يك صنعتگر تبديل خواهد شد. اين وظيفه كارگردان است كه متن را درك كند و مفهوم آنرا به ديگران نيز منتقل كند. اگر اين كار به ديگرى واگذار شود - آنچه ذره ذره روى مى دهد- تبديل كارگردان به چيزى كمى بيشتر از متصدى صحنه ارسطو خواهد بود كه تنها وظيفه اش تپاندن مقدارى افكت تصويرى داخل صحنه است.
پانوشت ها:
۱) institutional dramaturg
۲) education dramaturg
۳) production dramaturg
* theater. ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سجل گمشده
مردى كه در كوچه مى رفت هنوز به صرافت نيفتاده بود به ياد بياورد كه سيزده سالى مى گذرد كه او به چهره خودش در آينه نگاه نكرده است. همچنين دليلى نمى ديد به ياد بياورد كه زمانى در همين حدود مى گذرد كه او خنديدن خود را حس نكرده است. قطعاً به ياد گم شدن شناسنامه اش هم نمى افتاد اگر راديو اعلام نكرده بود كه افراد مى بايد شناسنامه خود را نو كنند. وقتى اعلام شد كه شهروندان عزيز موظف اند شناسنامه قبلى شان را از طريق پست به محل صدور ارسال دارند تا بعد از چهار هفته بتوانند شناسنامه جديد خود را دريافت كنند، مرد به صرافت افتاد دست به كار جستن شناسنامه اش بشود و خيلى زود ملتفت شد كه شناسنامه اش را گم كرده است. اما اين كه چرا تصور مى شود سيزده سال از گم شدن شناسنامه او مى گذرد، علت اين كه مرد ناچار بود به ياد بياورد چه زمانى با شناسنامه اش سر وكار داشته است و آن برمى گشت به حدود سيزده سال پيش يا- شايد هم- سى و سه سال پيش، چون او در زمانى بسيار پيش از اين، در يك روز تاريخى شناسنامه اش را گذاشته بود جيب بغل بارانى اش تا... بعد از آن تاريخ ديگر با شناسنامه اش كارى نداشت تا لازم باشد بداند آن را در كجا گذاشته يا در كجا گم كرده است. حالا يك واقعه تاريخى ديگر پيش آمده بود كه احتياج به شناسنامه داشت و شناسنامه گم شده بود. اول فكر كرد شايد شناسنامه در جيب بارانى مانده باشد، اما نبود. بعد به نظرش رسيد ممكن است آن را در مجرى گذاشته باشد، اما نه... آنجا هم نبود. كوچه را طى كرد، سوار اتوبوس خط واحد شد و يكراست رفت به اداره سجل احوال. در اداره سجل احوال جواب صريح نگرفت و برگشت، اما به خانه اش كه رسيد، به ياد آورد كه- انگار- به او گفته شده برود يك استشهاد محلى درست كند و بياورد اداره. بله. همين طور بود. به او اين جور گفته شده بود. اما... اين استشهاد را چه جور بايد نوشت؟ نشست روى صندلى و مداد و كاغذ را گذاشت دم دستش، روى ميز. خوب... بايد نوشته شود ما امضا كنندگان ذيل گواهى مى كنيم كه شناسنامه آقاى... مفقودالاثر شده است. آنچه را كه نوشته بود با قلم فرانسه پاكنويس كرد و از خانه بيرون آمد و يكراست رفت به دكان بقالى كه هفته اى يك بار از آنجا خريد مى كرد. اما دكاندار كه از دردسر خوشش نمى آمد، گفت او را مى شناسد. نه اين كه نشناسدش، بلكه اسم او را نمى داند، چون تا امروز به صرافت نيفتاده اسم ايشان را بخواهد بداند. «به خصوص كه خودتان هم جاى اسم را خالى گذاشته ايد! » بله، درست است.
* محمود دولت آبادى پاره اى از قصه «آينه»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
تقدير از ۳ پيشكسوت زن تئاتر ايران
آيينه هنر: همزمان با ولادت بانوى دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) در مراسم افتتاحيه هفتمين جشنواره سراسرى تئاتر بانوان از سال ها تلاش هنرمندانه سه بانوى پيشكسوت تئاتر ايران تقدير مى شود. به گزارش روابط عمومى هفتمين جشنواره سراسرى تئاتر بانوان، همزمان با برپايى هفتمين جشنواره سراسرى تئاتر بانوان به پاس سال ها تلاش صادقانه و هنرمندانه، خانم ها «مهين شهابى»، «پرى اميرحمزه» و «ثريا قاسمى» مورد تقدير قرار مى گيرند. هفتمين جشنواره سراسرى تئاتر بانوان از ۴ تيرماه همزمان با ولادت حضرت فاطمه (س) در دو بخش تئاتر صحنه اى و نمايش خيابانى در تهران برپا مى شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اجراى «پاى پياده» مروژك در تالار سايه
نمايش «پاى پياده» نوشته اسلاومير مروژك به كارگردانى داود دانشور از ۱۹ خرداد ماه در تالار «سايه» مجموعه تئاتر شهر به صحنه مى رود. دانشور درباره تغييرات احتمالى اين نمايش در مقايسه با متن اصلى به ايسنا، گفت: «تغيير عمده اى در متن مروژك نداده ايم با اين حال نمايشنامه را متناسب با مقتضيات و شرايط جامعه خودمان اجرا مى كنيم.» دراين نمايش بازيگرانى همچون قدرت ا... صالحى، مينو زاهدى، نسيم ادبى، محمود هنديانى، رضا امامى، خليل مولودى، افشين زارعى، بيژن افشار، حوريه ميرمحمدى و سهندجاهدى به ايفاى نقش مى پردازند و طراحى صحنه و لباس آن را شيوا رشيديان انجام مى دهد. اين نمايش جزو تعهدات سال گذشته است كه به دليل بازسازى تئاترشهر اجراى آن به سال جارى موكول شد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آغاز روياى نيمه شب پاييز
|
|
|
آيينه هنر: تالارهاى نمايشى تهران با اجراى ۱۴ نمايش در هفته جديد فعاليت خود را پى مى گيرند. نمايش «كانال كميل» با كارگردانى كورش زارعى ساعت ۱۹ در تالار اصلى مجموعه تئاترشهر به صحنه مى رود. كارگاه نمايش نيز در ساعت ۲۰ ميزبان اجراى نمايش «ماكاندو» به كارگردانى آزاده انصارى است و نمايش «روياى نيمه شب پاييزى» به نويسندگى نغمه ثمينى و كارگردانى كيومرث مرادى ساعت ۱۹:۳۰ در تالار قشقايى به صحنه مى رود. منيژه محامدى نيز با نمايش «تبرئه شدگان» نوشته مشترك اريك جنسن و جسيكا بلك در ساعت ۲۰ در تالار چهارسو اجرا مى شود. در تالار سايه هم نمايش «غلتشن ها» به كارگردانى حميد پورآذرى در ساعت :۱۵ ۲۰ اجرا دارد. تماشاخانه سنگلج نيز اين هفته با نمايش آيينى «متهمين بيله نار» با نويسندگى و كارگردانى بهمن مرتضوى فعاليت خود را در ساعت ۱۹ ادامه مى دهد. تالار مولوى نيز همچنان اجراى دو نمايش را ميزبانى مى كند. تالار اصلى مولوى ساعت ۲۰ ميزبان نمايش «صبحانه اى براى ايكاروس» نوشته حميدرضا نعيمى با كارگردانى آرش دادگر است و در ساعت ۱۷:۳۰ نمايش «بزرگراه» نوشته افروز فروزند و با كارگردانى شكوفه ماسورى در اين تالار به صحنه مى رود. تالار كوچك و سالن انتظار مولوى نيز ميزبان نمايش هاى دهمين جشنواره تئاتر تجربه است. تالار «هنر» نيز اين هفته با نمايش هاى «وقتى نخودى غول مى شود» با كارگردانى افسانه زمانى و نمايش «عروسك» با كارگردانى على محمد رحيمى فعاليت خود را به ترتيب در ساعت هاى ۱۹ و ۱۷ پى مى گيرد. نمايش «شعله در زمهرير» به كارگردانى محمدرضا مداحيان هم ساعت ۱۹ در تالار وحدت به صحنه مى رود. خانه نمايش اداره تئاتر نيز ساعت ۱۸:۳۰ ميزبان نمايش «كات» به كارگردانى فرامرز قليچ خانى است. تالار اصلى فرهنگسراى نياوران نيز با نمايش «كمدى مرگ» نوشته وودى آلن و با كارگردانى محسن ميرزاخوانى فعاليت خود را در ساعت :۴۵ ۱۸ ادامه مى دهد. گفتنى است: مركز توليد تئاتر كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان هم با نمايش «آبى ترين آسمون» نوشته عليرضا دهقانى و با كارگردانى ماندانا عبقرى در ساعت هاى ۱۰ و ۱۶ فعاليت خود را پى مى گيرد.
|
|
|
|
|
|
|
|