نسخه
PDF
شماره ۵۶۰۸ - ۶ خرداد ۱۳۸۷ - - ۲۶ مى ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
زلزله چين از نگاهى ديگر
091410.jpg
نخست وزير چين «وين جيابائو» پس از زمين لرزه عظيم در ۱۲ مى در «سى چوان» واكنش خود را به صورت غمخوارى نشان داد. در حالى كه به يك دانش آموز به دام افتاده مى گفت: «من پدربزرگ «وين» هستم تحمل كن بچه، ما تو را نجات خواهيم داد.» نظارت و بازرسى پى درپى وى براى نجات منطقه زلزله زده و حضور آشكار متخصصين خارجى، درست در نقطه مقابل حزب بى رحم برما (طى طوفان ۲ مى برمه) به چشم مى خورد. در هر دو فجايع از هر ۱۰۰ نفر، ۱۰ نفر كشته شدند. به استثناى Shwe كه حتى يك تماس هم از طرف دبيركل سازمان ملل متحد دريافت نكرد. مأموران خارجى را به حال خود واگذار كرد تا بى درنگ به ميليونها بازمانده كمك كرده و به خاكسپارى كشته شدگان بپردازند. حتى براى حزب كمونيست چين ، عكس العمل «وين» در مورد زلزله غيرمعمول به نظر مى رسيد. مقامات رسمى حزب بر روى رسانه ها اعمال نفوذ كرده و مانع از حضور خبرنگاران خارجى شدند. اما با توجه به مقياس ۹/۷ ريشترى زلزله، اين فاجعه توجه همگان را به خود جلب كرد و شايد به دليل اينكه اين فاجعه ساخته دست انسان نبود، حتى رسانه هاى دولتى نيز قوانين نشان دهنده داستانهاى مثبت را نقض كردند. در طى اعتراضات پرو دموكراسى در سال ،۱۹۸۹ «وين» در كنار نخست وزير اصلاح طلب «زائو زيانگ» ايستاد، كسى كه از دانشجويان خواست تا قبل از برخورد شديد نظاميان ميدان «تيان آن من» را ترك كنند و اين همان شخصى است كه به خاطر وقوع اين فجايع گريست و هنگام جارى شدن سيل در سال ۱۹۹۸ «وين» باز هم واكنش نشان داد. زمستان گذشته، بارش برف شديد باعث متوقف شدن قطار مسافرتى و معطلى ميليونها چينى در طول تعطيلات شد در همين حين وى در ايستگاه ها از مسافران به علت نادانى دولت عذرخواهى كرد. رهبران چينى، با توجه به اشتباهات گذشته انتخاب كوچكى دارند. پس از سال ۲۰۰۳ ميلادى يك رهبرى جديد، ربع قرن حكومت اقتصادى بى نظم را لغو و سعى در اجراى حكومتى كرد كه مردم در رأس آن قرار دارند. اين امر براى آنان آسان نيست. تا ۳ سال پيش چنين مى پنداشتند كه بهتر است تعداد تلفات حوادث مخفى بماند. اما پس از روبه رويى با بيمارى واگيردار سارس و تهديد آنفلوانزاى مرغى در سالهاى اخير، حزب به اين نتيجه رسيد كه پنهان كردن خبرهاى بد مى تواند نتيجه اى معكوس داشته باشد و در ماه مارس در ابتدا حزب سعى كرد با اعتراضات، در نهايت آرامش برخورد كند اما در نهايت مجبور به سخت گيرى جدى شد. با نزديك شدن به بازيهاى المپيك كه در ۸ آگوست آغاز مى شود، رهبران چينى تلاش مى كنند تا هويت جديدى كه بر مردم گرايى برترى دارد پيدا كنند. يك چين ثروتمند با مردمان تحصيلكرده فراوان احتياج به نظارت زياد ندارد. يكى از دلايلى كه لازم است تا نخست وزير در يك فاجعه سهيم باشد، مردمى هستند كه در مناطق روستايى زندگى كرده و خواستار رهبرى محلى اند نگهداشتن چين به صورت كشورى پايدار و با ثبات دربردارنده مهارتهاى جديدى در بين رهبران خواهد بود. حتى اگر اين كشور به سرعت تغيير كرده و به دنياى بيرون تكيه كند. اظهار تاسف و غمخوارى «وين» مى تواند نمونه  اى از آن حركت كوچك باشد.اين اقدامات ميليونها چينى را وادار كرد تا در فعاليت هاى كشور شركت كرده و به بازماندگان زمين لرزه به خصوص يتيمان كمك كنند. چنانچه اين چين جديد است، دنيا تنها مى تواند آن را تحسين كند.
در سى چوان زندگى جريان دارد
هنوز هم نيروهاى امدادگر در حال جمع كردن ويرانه ها هستند. هنوز هم وضعيت بهداشتى بازماندگان بسيار اسف بار است و ترس از بروز بيمارى هاى واگير دار وجود دارد. با اين حال مردم تلاش مى كنند تا آرام آرام به زندگى عادى خود بازگردند. هنوز معلوم نيست كه چند نفر قربانى زمين لرزه هولناك در استان سى چوان چين شده اند. در آمارهاى رسمى صحبت از ۴۰ هزار نفر است. از آنجايى كه هزاران دبستان ويران شده اند، بخش اعظم قربانيان را كودكان تشكيل مى دهند. اما اكنون براى كودكانى كه جان سالم بدر برده اند، چادرهايى نصب شده تا در آنجا به مدرسه بروند و بتوانند به درس خود ادامه دهند. به گزارش دويچه وله تلويزيون دولتى تصاويرى از شهر ميان يانگ را نشان مى دهد كه به سختى ويران شده است. در ميان ويرانه ها۱۲ چادر ديده مى شود كه قرار است موقتا بعنوان مدرسه براى كودكان از آن استفاده شود. براى اينكه كودكان احساس كنند، زندگى ادامه دارد، اين چادرها شباهت به كلاس هاى درس قبلى شان دارد و در آنها ميزهاى تاشو، تخته سياه و صندلى هاى كوچك قرار داده اند. معلم مدرسه مى گويد: «اين چادر كلاس سوم است، درون آن زياد روشن نيست، زيرا ما هنوز امكان استفاده از برق نداريم. اول بايد كابل كشى صورت گيرد». در حالى كه نيروهاى امدادگر بى وقفه، مجروحين را به بيمارستانها مى رسانند و اجساد قربانيان را از زير آوار بيرون مى كشند، بخش ديگرى از امدادگران براى جلوگيرى از شيوع بيمارى هاى واگير به بازماندگان اين زمين لرزه آموزش هاى لازم بهداشتى مى دهند، به ضد عفونى كردن مناطق مى پردازند و در بين مردم قرص هاى تصفيه آب تقسيم مى كنند.
امدادگران خستگى ناپذير
تلويزيون دولتى چين اصلا تصاويرى از عزادارى و يا وضعيت دشوار مردم در مناطق آسيب ديده پخش نمى كند. آنچه ديده مى شود، تصاويرى از امدادگران خستگى ناپذيرى است كه شبانه روز در حال كمك رسانى هستند و يا بازماندگانى كه در حال جمع آورى آوار و يا بازسازى ويرانه ها. بر اساس گزارش خبرگزارى رسمى شين هوا، بر اثر اين زلزله ۵ ميليون نفر بى خانمان شده اند. يك گزارش گر تلويزيون چين مى گويد: «من از كودكان در مورد وضعيت شان پرسيدم، آنها گفتند با وحدت بر همه مشكلات غلبه خواهند كرد. آنها گفتند، هرچند كه از مناطق زلزله زده مى آيند و ظاهرشان با ديگران فرق مى كند، اما مردم اين سرزمين به آنها كمك خواهند كرد. كودكان گفتند: آنها نيز بخشى از ملت چين هستند.»
مترجم:هليا فردحسينى
آمريكا و مبارزه با القاعده
091425.jpg
«شبكه تروريستى القاعده درصدد تلاش براى القاى اين تصور به پيروان خود است كه اين شبكه تنها براى آزادى و گسترش خير و خوبى در جهان مى جنگند. اسامه بن لادن و همكاران وى اكنون تلاش خود را بر سر ارائه وجهه خوب از مبارزان سركوب شده و تشكيلات محرمانه اى كه به قول خودشان تنها هدف شان حاكم ساختن خوبى در جهان است، متمركز ساخته اند.»به گزارش ايسنا پايگاه اينترنتى دى ولت در گزارشى نوشته است: «دولت جورج بوش درحالى كه كمتر از هشت ماه ديگر به پايان حياتش باقى مانده، اكنون با چالش ديگرى از سوى القاعده روبرو شده است. سران كاخ سفيد در حال حاضر به اهميت اين مسأله واقف شده اند كه مبارزه پيگير و جدى با ايدئولوژى هاى القاعده به اندازه دستگير كردن و كشتن تروريست ها داراى اهميت است. از اين رو كاخ سفيد درصدد است با تغيير استراتژى  و سياست هاى ضد تروريستى خود هدف خود را بر سر مبارزه با ايدئولوژى هاى القاعده متمركز كند، ايدئولوژى هايى كه به القاعده براى سرباز گيرى از جوانان كم سن و سال و جمع آورى پول براى انجام عمليات هاى تروريستى كمك مى كند.» دى ولت نوشته است: «بن لادن قبلا هم با انتقاد شديد از پادشاهى عربستان اظهار داشته بود كه سربازان آمريكا در كشورى كه اسلام در آنجا زاده شد، مستقر هستند و از اين رو وى مجبور است كه اين كشور را ترك كند. وى از همان ابتدا سياست هاى آمريكا را در تقابل با سياست هاى اسلام قرارداد. بن لادن بعد از خارج شدن از كشورش تلاش كرد خود را به عنوان يك مبارز مخالف مسلمان كه عليه مخالفان اسلام مى جنگند، معرفى كند؛ كسى كه نسبت به تحريم هاى سابق سازمان ملل عليه عراق و حمايت آمريكا از اسرائيل نيز واكنش نشان داد. اسامه بن لادن علاوه بر آن اظهار مى كند كه غرب به صورت هدفدار جنگ عليه اسلام را برنامه ريزى كرده است. وى درگيرى هاى تاجيكستان، ميانمار، كشمير، فيليپين، سومالى، اريتره، چك، بوسنى وهرزه گوين را دليل ادعاى خود و مسئول اصلى اين خشونت ها را آمريكا مى داند. ايمن الظواهرى، نماينده بن لادن و ايدئولوژيست القاعده نيز در ژانويه ۲۰۰۵ با تأكيد بر خط مشى فكرى القاعده آن را به سه دسته تقسيم كرده بود: اول آنكه القاعده تمام تلاش خود را براى استقرار دولتى اسلامى متمركز خواهد كرد. دومين هدف اصلى القاعده كه براى دستيابى به آن تمام فعاليت هاى خود را هدفمند دنبال مى كند، آزاد كردن و رهايى تمام كشورهاى اسلامى است. به علاوه اين سازمان دستيابى به تمام منابع انرژى خاورميانه را در سر دارد. در ماه مى سال ۲۰۰۵ نيز فرماندهى نظامى القاعده حوادث ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ را اقدامى تلافى جويانه در برابر جنگ آمريكا عليه اسلام معرفى كرد.» اين پايگاه اينترنتى در ادامه اين طور آورده است: «به طور خلاصه مى توان گفت بن لادن خود را تركيبى از چه گوارا، انقلابى آرژانتين و رابين هود مى داند چرا كه القاعده وجود خود را به عنوان دفاعى بر حق عليه بى دينان مى داند. دقيقا در همين شرايط و به همين دليل است كه آمريكا در به كارگيرى استراتژى خود عليه اين سازمان و ايدئولوژى هاى خود احساس نياز مى كند و تلاش مى كند كه القاعده را به عنوان سازمانى وحشى و بى رحم معرفى كند كه سعى دارد با انجام عمليات هاى انتحارى و به كارگيرى معلولان ذهنى عمليات هاى خود را به هر نحو ممكن اجرايى كند كه البته گفته هاى بالا مطمئنا نمى تواند تصويرى از دفاع به حق از اسلام باشد.» اين گزارش در ادامه مى افزايد: «به عقيده بسيارى از كارشناسان در آمريكا رواج و گسترش حقيقت ها و اعمال ضد انسانى سازمان القاعده مهمترين سلاح آمريكا براى مبارزه با ايدئولوژى هاى اين سازمان است. القاعده بيش از آن  چيزى كه تصور مى شود بزرگ جلوه كرده است و شايد علت آن به اظهارات و ديدگاه جورج بوش نسبت به اين سازمان بر مى گردد چرا كه بوش القاعده را به عنوان بزرگترين تهديد براى جهانى آزاد معرفى كرده بود. عليرغم گفته هاى بوش كه گويا القاعده را بسيار خطرناك تر از ديگر مقامات آمريكا مى داند، رئيس پليس فدرال آمريكا (اف بى آى) اخيرا اظهار كرد: سركوب القاعده چيزى است كه تنها به چند سال زمان نياز دارد.»
منحنى توليد نفت در نقطه اوج
091422.jpg
بهاى نفت روز پنجشنبه (۲۲ مى) ، به ۱۳۵ دلار در هر بشكه رسيد؛ يعنى دو برابر بهاى آن در مقايسه با سال قبل. برخى كارشناسان مى گويند، نقطه اوج توليد نفت در جهان به زودى فراخواهد رسيد. عبدالله سالم البدرى، رئيس اوپك (سازمان كشورهاى صادر كننده نفت) ، عامل اصلى افزايش بهاى نفت را نه ناهمخوانى عرضه و تقاضا، بلكه گمانه زنى درباره آينده اين ماده سوختى توسط دلالان، در بازارهاى نفتى مى داند. به گزارش دويچه وله البدرى در ديدار خود از اكوادور، با اظهار ناخشنودى از افزايش بى سابقه بهاى نفت، تأكيد كرده است كه اپك نه توليد خود را افزايش مى دهد و نه قصد دارد مبادلات خود را با يورو انجام  دهد.
آيا به زودى منابع موجود تمام مى شود؟
برخى از كارشناسان معتقدند كه منحنى توليد نفت امروزه به نقطه اوج خود (Peak Oil) رسيده است و به اين ترتيب انسان وارد عصر جديدى شده است. بنا بر نظريه پيك اويل، بشر در ۱۶۵ سال گذشته تاكنون تقريباً نيمى از نفت قابل استخراج در سراسر جهان را مصرف كرده است. اگر اين تئورى صحيح باشد، به اين معناست كه ذخاير نفتى موجود بر روى كره زمين با افزايش بى سابقه تقاضا، كمتر از ۱۶۰ سال آينده به پايان خواهند رسيد. بنابراين تئورى، با رسيدن به اوج قله استخراج نفت، منحنى توليد سال به سال نزول خواهد كرد و به زودى به پايان خواهد رسيد. آغاز يك فاجعه؟
سودبرندگان از افزايش بهاى نفت، تئورى پيك اويل را رد مى كنند
اتحاديه اقتصادى نفت در آلمان در پيش بينى هاى خود براى سال ۲۰۲۵ مى نويسد، ذخاير نفتى جهان در آينده نزديك به پايان نمى رسند. برخى از كارشناسان نيز با اين اتحاديه هم عقيده اند. سخنگوى مطبوعاتى شل، راينر وينتسن ريد، معتقد است، فاكتورهايى مانند كمبود نيروى متخصص وتجهييزات حفارى براى استخراج نفت، عامل اصلى محدوديت ها در توليد اين ماده سوختى هستند و نه تقليل منابع نفتى. به اعتقاد اين كارشناسان، در محاسبات مربوط به تئورى پيك اويل، حوزه هاى نفتى غيرمرسوم در نظر گرفته نشده اند. مخالفان اين تئورى معتقدند كه با افزايش بهاى نفت و كاهش منابع موجود، فناورى هاى جديد براى استخراج نفت مثلاً از اعماق دريا، به وجود خواهند آمد. پيام اين كارشناسان؛ دليلى براى وحشت زدگى وجود ندارد. از سوى ديگر اما نهاد فدرال علوم زمين شناسى و مواد خام آلمان پيش بينى مى كند، «پيك اويل مى آيد و نقطه اوج توليد نفت در سال ۲۰۲۰ خواهد بود». ولفگانگ بلنديگر، قائم مقام بخش آلمانى انجمن مطالعات پيك نفت و گاز (ASPO) و تنها استاد رشته جغرافياى نفت خام در آلمان هم معتقد است كه نقطه اوج منحنى توليد در سال ۲۰۱۰ فرا خواهد رسيد. او معتقد است كه حوزه هاى غير متداول نفتى را نبايد در نظر گرفت، چرا كه از پيشرفت هاى تكنيكى سال هاست كه سخن مى رود و هيچ كارى عملاً در اين زمينه نشده است. او مى افزايد، براى به دست آوردن يك ليتر نفت خام از برخى از اين منابع، بايد دو ليتر نفت خام مصرف شود. قضيه در مورد منابع دريايى هم همين گونه است. عمليات هاى حفارى در عمق زياد و كوچك بودن وسعت اين حوزه هاى نفتى، استخراج نفت را مقرون به صرفه نمى كند. به اعتقاد او بشر در آينده تنها با يك واقعيت روبروست و آن هم اين كه با پايان يافتن منابع موجود «هيچ گزينه اى براى آينده نداريم».
پيك اويل تا چه اندازه واقعيت دارد؟
اما شركت هاى بزرگ نفتى مشكلى با كمبود توليد اين ماده سوختى ندارند. بازار تجارت با نفت سكه است. آنها مى توانند در روزگار «بى نفتى» با سرمايه اندوخته شده، در بخش هاى ديگر سرمايه گذارى كنند. كمبود نفت مشكل جدى بشريت است نه صنعت نفت. اكنون ده ها سال از عمر تئورى پيك اويل مى گذرد. برخى كارشناسان صنعت نفت، در سال ۱۹۵۶ نقطه اوج توليد در حوزه هاى نفتى ايالات متحده را براى سال ۱۹۷۰پيش  بينى كرده بودند؛ پيش بينى كه درست از آب درآمد. زنگ هاى خطر مدت هاست كه به صدا درآمده اند. نفت پايه و اساس اقتصاد، جابجايى و در يك كلام، زندگى بشر امروزى است۹۶. درصد از حجم عبور و مرور با وسائل نقليه زمينى، هوايى و دريايى امروزه بر دوش نفت است. جهان بدون نفت براى انسان امروزى غير قابل تصور است. براى مقابله با روز بى نفتى چه بايد كرد؟ تنها راه حل واقعى و عملى براى مقابله با پايان منابع نفتى، به اعتقاد برخى از كارشناسان، سرمايه گذارى در بخش انرژى هاى تجديدپذيرو ذخيره انرژى هاى كنونى است.
ميشل سليمان؛ نماد اتحاد در لبنان آشفته
091443.jpg
ژنرال ميشل سليمان كه به عنوان رئيس جمهور لبنان انتخاب شد، ارتش اين كشور را در طول سه سال ناآرامى و آشوب فرماندهى كرده است. اين ناآرامى ها كشور را تا آستانه وقوع جنگ داخلى به پيش برده بود. به گزارش ايسنا ، خبرگزارى رويتر با انتشار مطلب فوق در گزارشى در اين زمينه آورده است: «مهمترين چالش هايى كه ميشل سليمان به عنوان رئيس جمهور با آنها روبرو است، تلاش  وى براى آشتى دادن سياستمداران مخالف يكديگر در اين كشور خواهد بود. اين سياستمداران با يكديگر توافق كرده اند تا سليمان، لبنان را كه به دليل اغتشاشات بر سر قدرت بسيار تضعيف شده است، اداره كند. سليمان به يك روزنامه لبنانى گفت: من به تنهايى نمى توانم كشور را نجات دهم. اين ماموريت به تلاش همه نياز دارد. سليمان كه فرماندهى ارتش لبنان را به مدت يك دهه در اختيار داشته است، در طول ماه جارى و همزمان با بحرانى ترين مناقشات داخلى لبنان ارتش اين كشور را خارج از درگيرى ها نگه داشته است. سليمان به جاى به كارگيرى تفنگداران خود در درگيرى ها، سربازان خود را تنها براى حفظ صلح بعد از درگيرى هايى كه با پيروزى حزب الله همراه بود، به كار گرفت. حزب الله قدرتمندترين گروه لبنان مى باشد و همچنين سازمانى است كه سليمان در گذشته روابط خوبى با آن داشته است. سليمان گفت: امنيت با زور برقرار نمى شود، بلكه از طريق اتفاق آراى سياسى حاصل مى شود. حزب الله، مديريت سليمان را در بحران اخير لبنان مورد تحسين قرار داده است؛ اما حزب حاكم عملكرد وى را در درگيرى هاى اخير اين كشور تأييد نكرده است. به رغم انتقادات موجود عليه ارتش، احزاب مخالف سوريه در لبنان از حمايت سليمان به عنوان نامزدى توافقى براى رهبرى اين كشور صرف نظر نكرده اند. سليمان ۵۹ ساله در سال ۱۹۹۸ و زمانى كه سوريه در لبنان حضور داشت، به عنوان رئيس ارتش انتخاب شد. وى با سربازان سورى تا قبل از خروج نيروى سوريه از لبنان، همكارى نزديكى داشت. نيروهاى سورى در سال ۲۰۰۵ و پس از ترور رفيق حريرى و وارد شدن فشارهاى فزاينده از سوى لبنانى ها و مجامع بين المللى از اين كشور خارج شدند. سليمان به عنوان رئيس جمهور لبنان با مسائلى نظير قطعنامه شوراى امنيت سازمان ملل روبه رو خواهد شد. اين قطعنامه خلع سلاح تمامى شبه نظاميان لبنان را خواستار شده اين درخواست از سوى مخالفان لبنانى حزب الله مورد حمايت قرار گرفته است.»