|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
به بهانه درگذشت سيدنى پولاك
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«زن ها فرشته اند» مرثيه اى براى سينماى اجتماعى
|
|
|
پرداخت به مباحث اجتماعى بخصوص روابط خانوادگى و زندگى روزمره به عنوان موضوعى جذاب همواره در سينما مورد توجه بوده به نحوى كه توجه به اين امر همواره در دل خود بوجودآورنده آثار ماندگارى بوده است. سينماى اجتماعى در ايران به دليل گستره وسيع موضوعى و جذابيت هاى خاص بويژه براى مخاطب عام همواره مورد توجه فيلمسازان بوده و از سويى اين بيم كه توجه به مضمون و داستانى خاص منجر به توليد فيلم هاى كليشه اى و شبيه به هم را موجب شود در اين عرصه وجود داشته است. اين سينما در دوره اى به دليل توفيق چند فيلم انگشت شمار دچار سرى سازى از نوع فيلم هاى كافه اى و ظهور جاهل ها ى كلاه مخملى در قبل از انقلاب شد و در دوره اى توليد آثار دختر و پسرى (تين ايجرى) را در مقابل خود ديد و چند سالى است كه به دليل موفقيت چند فيلم از جمله چهارشنبه سورى دوباره گرفتار مضامينى از نوع سوء ظن هاى خانوادگى شده است. خيانت مردان به زنان، بى وفايى زنان به مردان، لج و لجبازى زوج هاى جوان در قالب طرح مباحثى از نوع زن دوم، ازدواج مجدد و از اين قبيل مسايل كه در برخى آثار موفق نشان داده در اين دوره محور روايى آثار قرار گرفته است. فيلم هايى چون «زن ها فرشته اند»، «انعكاس»، «همخانه»، «كلاغ پر»، «مجنون ليلى» و.. . در اين زمره جاى مى گيرند. فيلم «زن ها فرشته اند» ساخته شهرام شاه حسينى از اين دست آثار به شمار مى رود كه به تازگى در جدول اكران سينماها جاى گرفته و با وجود اقبال نسبى فاقد محتوا و مضمون به عنوان فيلم سينمايى در گونه اجتماعى است. فرهاد و ليلا زوج عاشق پيشه كه زندگى مى گذرانند و ناگهان زن ديگرى به نام سيمين زندگى را با مخاطره روبه رو مى سازد، ليلا پى به خيانت دوست خود و سرك كشيدن او به زندگى اش به عنوان زن دوم مى برد و نازنين كه به عنوان يك ناجى وارد زندگى آن دو مى شود و در نهايت فرهاد كه به دليل عدم تعهد به زندگى مشترك طرد و تنها رها مى شود. زن ها فرشته اند صرفا با بهره گيرى از چهره هاى سينمايى گيشه پسند همچون ديگر ساخته كارگردان كلاغ پر كه در زمان خود پرفروش نشان داد، روانه اكران شده و هيچ نقطه شاخصى در بازى بازيگران از جمله «امين حيايى»، «مهتاب كرامتى»، «نيكى كريمى» و «محمد رضا شريفى نيا» در هيبت مرد پرخور، مكار و هوس باز ديده نمى شود. اين فيلم با وجود جاى كار در نوع روايت داستان به دليل ساختار قصه، ناتوان از بيان آن در سطح باقى مانده و صرفا به ايجاد موقعيت هاى به ظاهر طنز و فريبنده به دليل نوع فيزيك بازيگران بسنده كرده و فقط محيطى ديدارى براى مخاطب عام به عنوان اثرى كاملا متوسط و رو به پايين بوجود آورده است. زن ها فرشته اند به دليل نپرداختن به لايه هاى شخصيتى، شخصيت هاى اصلى داستان خود، و غفلت از ترسيم فضا و نوع روابط آدم ها در جامعه و پرهيز از واقعه نگارى به ترسيم فضاى غير واقعى و تبيين تعدادى از آدم هاى مرفه كه يا در كنار استخر و جكوزى و يا در كافى شاپ ديده مى شوند و يا به ارائه مد لباس بازيگران زن و مرد مى پردازد. پرداخت به مباحث مهم خانوادگى كه مى تواند به عنوان يك دغدغه در ميان جامعه مطرح شود نيازمند پرداخت صحيح و عميق و توليد فيلم هاى جذاب و محتوايى است و صرف توجه به درآمدزايى و داشتن گيشه شيوه خوبى براى ساخت آثار كليشه اى و شبيه هم از سوى كارگردانان و تهيه كنندگان مشخص در سينما نيست. به عقيده نگارنده زن ها فرشته اند در مقايسه با ساير آثار از اين دست هيچ وجه تمايزى نداشته با اين تفاوت كه يك موضوع و داستان با شاخ و برگ هاى اضافه و افراد مختلف روايت شده است. اكنون كه ساخت فيلم به زعم تهيه كنندگان دشوار و بازگشت سرمايه مشكل و تأمين بودجه نيازمند عبور از هفت خان است، توليد سرى فيلم هاى بى ارزش آپارتمانى در گونه اجتماعى كه مروج فرهنگ مصرف گرايى و نشانگر گسست نسل ها و ميل به سمت تهى شدن روابط خانوادگى است، چه دستاوردى به همراه خواهد داشت. به هر سوى با احترام به ذائقه مخاطب عام و ضرورت توجه به مقوله اقتصاد فيلم و رونق سينماها، توليد آثارى چون زن ها فرشته اند مترادف با اتلاف سرمايه، انرژى، نيروى انسانى و در نهايت دلزدگى مخاطب در ميان مدت بوده و به تعبيرى مرثيه اى براى سينماى با فرهنگ اجتماعى است. سينماى اجتماعى، بخش انديشه گرا و عميق نگر سينماست، نمى توان به بهانه توليد فيلم هاى ارزان و ارائه تصوير از مضامين غلو شده و شخصيت هاى غير ملموس، شناسنامه توليد در سينما را با فهرست آثار نازل، كدر كرد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مورگان فريمن بازيگرى كه تماشاگران را شوكه كرد
سينماى به ظاهر جذاب و فريبنده آمريكا همواره به دليل تبعيض نژادى بويژه در حوزه بازيگرى مورد انتقاد بوده، هرچند بازيگران و كارگردانان رنگين پوست توانايى چون «مورگان فريمن» در اين ميان تاريخ ساز بوده اند. به گزارش ايرنا، فريمن از آن دست كارگردان - بازيگران سينماى آمريكاست كه به دليل چهره سياه خود در دوره اى مورد بى مهرى و تبعيض آزار دهنده هاليوود قرار گرفته و در مقابل با ارائه توانايى و خلق شخصيت هاى توانا و ماندگار در حوزه بازيگرى، خود را تثبيت و موفقيت هاى چشمگيرى را در كارنامه خود ثبت كرده است. اين بازيگر ۱۱ خردادماه سال ۱۹۳۷ در تنسى آمريكا متولد شد. بازيگر بلند قد و سيه چرده سينما با سابقه اى طولانى در نقش هاى مكمل و دوم توانسته به عنوان يكى از قطب هاى كاراكترهاى فرعى در هاليوود خودش را تثبيت كند. خيلى بيش از آنكه سينما روهاى حرفه اى با چهره او آشنا شوند اين بچه ها بودند كه او را در نقش هاى ايزى ريدر در مجموعه عامه پسند شبكه پى بى اس با نام شركت برقى شناختند. فريمن پس از مدتها كسب تجربه در صحنه نمايش و صفحه كوچك تلويزيون، با اولين حضور خود در اثرى به نام زبل خيابان گرد تماشاگران را شوكه كرد و به خاطر همين نقش نامزد اسكار بهترين بازيگر نقش مكمل سال ۱۹۸۷ شد. پس از آن نقش هاى كوچكى در فيلم هايى چون بربيكر ،۱۹۸۰ چشم شاهد ،۱۹۸۱ معلمين ۱۹۸۴ مارى، يك قصه حقيقى و آنطور بود اينطور شد هر دو محصول ۱۹۸۵ نقش ايفا كرد. مورگان در فاصله اين ايام كوشيد با حضور در فيلم هايى چون شيك و پيك ،۱۹۸۸ آتش خود پرستى، رابين هود و شاهزاده دزدان ۱۹۹۱ به يك ستاره در سينما بدل شود. آنچه در نهايت موجب حيرت منتقدان از نقش آفرينى او در سينما شد، حضورش در نقش شوفر يك خانم پير در فيلم رانندگى براى خانم ديزى بود كه به خاطر آن برنده اسكار شد. او با نقش يك پليس فاسد در فيلم جانى خوش تيپ مسير جديدى را در بازيگرى آغاز كرد، سپس به خاستگاه ديرينش نمايش بازگشت و كمتر در آثار هاليوودى ظاهر شد و سرانجام با «نابخشوده» كلينت ايستوود در سال ۱۹۹۲ به پرده نقره اى بازگشت و با فيلم «هفت» نيز صفحه جديدى از بازيگرى در سينما ايجاد كرد. فريمن ۷۱ ساله يك نامزدى اسكار ديگر نيز به خاطر فيلم «رستگارى در شاوشنگ» به دست آورد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
به بهانه درگذشت سيدنى پولاك
خاموشى يك ستاره
سرويس سينمايى: «زندگى حرفه اى من در هاليوود با بازيگران مطرح و فيلم هاى مستقل و جذابى كه در آنجا ساخته ام، شناخته مى شود.» اين گفته سيدنى پولاك كارگردان مطرح سينما بود كه هاليوود چند روز گذشته در غم از دست دادن او به سوگ نشست. سيدنى پولاك فيلمسازى مستقل بود كه در فيلم هاى مختلف اعم از تريلى، رومانتيك و كمدى كه اغلب با موضوعات اجتماعى سر و كار داشتند، هوشمندانه داستان را روايت مى كرد. او بازيگر و كارگردانى بود كه با آثار برجسته، موفقيت هاى بسيارى در دوره حرفه اى اش، به دست آورد. سيدنى آيروين پولاك جولاى ۱۹۳۴ در ايالت ايندياناى آمريكا ديده به جهان گشود. پس از سپرى كردن دوره دبيرستان به نيويورك عزيمت كرده و در مدرسه تئاتر «Neighbor hood play house» ثبت نام نمود. او هفت سال در آنجا به تحصيل پرداخت. اگر چه پولاك بيشتر به عنوان كارگردان و تهيه كننده شناخته شده، اما كارش را با علاقه به بازيگرى آغاز كرد. او خود درباره بازيگرى گفته است: «من از زمان كودكى به بازيگرى علاقه داشتم و نمى توانستم مانع اين اشتياقم شوم.» سيدنى پولاك پس از حضور در نمايش هايى كه در برادوى روى صحنه مى رفتند، بازى در تعداد زيادى مجموعه تلويزيونى و كارگردانى آنها، موفق شد در سال ۱۹۶۵ اولين فيلم خود را با عنوان «رابطه سست» جلوى دوربين ببرد. او در دوره حرفه اى اش كه نزديك به پنج دهه بود، بيست و يك فيلم و مجموعه تلويزيونى را كارگردانى كرد، در سى فيلم به نقش آفرينى پرداخت و تهيه كنندگى چهل و چهار فيلم را برعهده داشت. پولاك بيشتر با بازى گرفتن از ستارگان هاليوودى چون رابرت ردفورد، داستين هافمن، نيكول كيدمن و جين فاندا، به شهرت رسيد. موفق ترين كارهايش در مقام كارگردان، «توتسى» (۱۹۸۲) و «خارج از آفريقا» (۱۹۸۵) بود نشانه هاى خستگى در پولاك هيچگاه مشاهده نمى شد. او سال ۲۰۰۰ مجرى توليد فيلم «شمارش مجدد» درباره انتخابات رياست جمهورى بود. او درمقام كارگردان با همه بازيگران درجه يك هاليوود كار كرد. از رابرت ميچام تا آل پاچينو. اما با رابرت ردفورد بيش از سايرين همكارى كرده بود. ردفورد در فيلم هاى «خارج از آفريقا»، «شيوه اى كه ما بوديم» (۱۹۷۳) ، «سه روز از كوندور» (۱۹۷۵) و «اسب سوار الكتريكى» (۱۹۷۹) پولاك به ايفاى نقش پرداخته بود. آنها چهل سال ارتباط دوستانه و حرفه اى داشتند. بازيگران بسيارى، توانايى حرفه اى و منش و اخلاق او را تحسين نموده اند. از جمله باربرا استريساند بازيگر فيلم رومانتيك «شيوه اى كه بوديم» گفته است پولاك مى دانست چگونه داستان عاشقانه را روايت كند. او كارگردان بزرگى بود، چون بازيگر بزرگى بود. همچنين تام كروز كه در فيلم «شركت» (۱۹۹۳) او به ايفاى نقش پرداخته بود و در فيلم «چشمان بازبسته» (۱۹۹۹) ساخته استنلى كوبريك با پولاك همبازى بود، از او به عنوان شخصى فروتن و دوستى خوب ياد كرده است. پولاك پاييز سال گذشته در فيلم «مايكل كلايتون» نقش رئيس قانون را در مقابل جرج كلونى ايفا كرد. اين فيلم كه پولاك در تهيه آن نيز شريك بود، نامزد دريافت هفت جايزه اسكار شد. جرج كلونى نيز پولاك را به موجب ساخت درام هايى پيچيده، واقع گرايانه وبا حساسيت هاى سياسى، تحسين كرده است. پولاك در مصاحبه اى گفته بود: «زندگى حرفه اى من با هاليوود، ستاره هاى سينما و فيلم هاى مستقل شناخته مى شود.» اوبا فيلم «آنها به اسب ها شليك مى كنند، مگر نه؟» نامزد دريافت نه جايزه اسكار از جمله بهترين كارگردانى شد. نامزدى دريافت جايزه اسكار بهترين كارگردانى براى فيلم «توتسى» يكى ديگر از موفقيت هاى پولاك محسوب مى شود. سيدنى توانا در مقام كارگردان و تهيه كننده فيلم «خارج از آفريقا» موفق به دريافت هفت جايزه اسكارشد. يكى از تجارب كارگردانى پولاك فيلم «غيبت ماليك» (۱۹۸۱) است كه با بودجه دوازده ميليون دلارى اكنون كه بيست و هفت سال از اكرانش مى گذرد، ماندگار شده است. آخرين نقش آفرينى او مربوط به فيلم «نديمه» است كه اكنون بر پرده سينماهاى آمريكا قرار دارد. سيدنى پولاك دوشنبه گذشته در سن ۷۳ سالگى بر اثر بيمارى سرطان ديده از جهان فرو بست.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ستار اوركى موسيقى «پاتو زمين نذار» را مى سازد
|
|
سرويس سينمايى: ستار اوركى موسيقى فيلم جديد ايرج قادرى باعنوان «پاتو زمين نذار» را مى سازد. «پاتو زمين نذار» براساس فيلمنامه اى از سيروس تسليمى ساخته شده است و داستان مردى را روايت مى كند كه از قدرت و وضعيت مالى خوبى برخوردار است، اما اتفاقى باعث دگرگونى و تحول در زندگى او مى شود. ايرج قادرى، شيلا خداداد، مهرانه مهين ترابى، مهدى سلوكى، ميرطاهر مظلومى،سحر ريحانى، حشمت آرميده و شهرام تيموريان در اين فيلم به ايفاى نقش مى پردازند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|