نسخه
PDF
شماره ۵۶۸۵ - ۱۳ شهريور ۱۳۸۷ - - ۳ سپتامبر ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
تكاپوى ليتوانى براى مقابله با روسيه
100311.jpg
«در هفته گذشته موضوع اصلى رسانه هاى ليتوانى اين سوال بود كه روسيه چگونه ليتوانى را به خاطر حمايتش از گرجستان تنبيه خواهد كرد. در اين باره سياست مداران و مفسران ليتوانى نظرهاى مختلفى دارند: از فرض تهاجم مستقيم در آينده گرفته تا انواع مختلف تحريم هاى اقتصادى. همزمان در وضعيتى كه از سوى رسانه هاى گروهى ليتوانى نسبت به «روسيه غير قابل پيش بينى» ترس به مردم القا مى كنند، عالى ترين مقامات ليتوانى به طور جد بحث آمادگى ارتش خود را براى دفع حملات نيروهاى روسى آغاز كرده اند. يكى از منابع اصلى نگرانى ليتوانى نمونه واضح نيروهاى گرجى است كه به اعتقاد بسيارى از تحليلگران پر تعداد تر و با تجربه تر از نيروهاى ليتوانى بودند ولى با اين وجود در برابر توان ماشين جنگى روسيه نتوانستند هيچ كارى انجام دهند. كافى است تعداد نظاميان آمريكايى حاضر در ماموريت هاى جنگى را از جانب گرجستان و ليتوانى مقايسه كنيد تا متوجه ادعاى بالا شويد. همچنين يوآزاس الكاس، وزير دفاع ليتوانى، اعلام كرده است تمام اقدامات قانونى كه با استراتژى دفاعى كشور ربط دارند بايد با دقت بررسى شده و در صورت لزوم بايد تماما تصحيح شوند.» به گزارش ايسنا خبرگزارى غير دولتى رگنوم روسيه پس از به پايان رسيدن جنگ ميان گرجستان و روسيه بر سر حاكميت اوستياى جنوبى در منطقه قفقاز جنوبى و از سويى حمايت كشورهاى حوزه بالتيك و لهستان و اوكراين از رژيم ميخاييل ساكاشويلى، رييس جمهور گرجستان، به بررسى تحولات منطقه درياى بالتيك پرداخته و به طور ويژه كشور ليتوانى را از آن لحاظ مورد توجه خود قرار داده است كه اين كشور در جريان جنگ ياد شده به طور قاطعانه و علنى از اقدامات رهبران نظامى سياسى جمهورى سابق اتحاد جماهير سوسياليستى شوروى حمايت خود را ابراز داشت اما از قرار معلوم اين كشور كوچك حوزه بالتيك (ليتوانى) از اقدام خود پشيمان گشته و از ترس اقدامات تلافى جويانه «خرس بزرگ» مدام در حال گمانه  زنى در مورد تحولات آينده در روابطش با مسكو و تقويت توان دفاعى خود است تا شايد اگر بتواند جلوى حملات احتمالى روسيه را بگيرد. «الكاس» مى گويد: ما اقدامات مشخصى انجام خواهيم داد زيرا تحولات اوضاع نشان داد كه حتى ارتش نسبتا قوى گرجستان با  ۴۰ هزار سرباز وظيفه نتوانست به طور موثر مقابل حمله روسيه قرار گيرد. اين درسى براى ماست كه به ما ياد داد بايد در آمادگى نظامى خود تجديدنظر كنيم. خاطر نشان مى شود كه امروز تعداد سربازان وظيفه در ارتش ليتوانى از شمار دو هزار تن نمى گذرد. روزنامه ويلنيائوس دنيا به نوبه خود مى نويسد: اگر چه اخيرا به كارشناسان ديپلماتيك سياسى و نظامى ليتوانى وظيفه بررسى تمام اقدامات قانونى آمادگى ارتش براى رفع تهاجم (روسيه) محول شده است، اما والداس آدامكوس، رييس جمهور اين كشور، در تشكيل جلسه اضطرارى «شوراى دفاع كشورى» عجله اى ندارد. اما ميندائوگاس لاديگا، مشاور رييس جمهور در امور امنيت ملى، مى گويد نخست، كارشناسان بايد كار خود را انجام داده و پيشنهاد اعمال تغييرات محسوس را در استراتژى ملى دفاع ارايه دهند و سپس شوراى دفاع كشورى آن ها را بررسى خواهد كرد و تصميم گرفت كه كدامين تغييرات را بپذيرد و كدامين را در نظر نگيرد. لاديگا نيز تاريخ تشكيل شوراى دفاع را اما نگفت و به اين حرف بسنده كرد: در يك زمان خوب تاريخ اين جلسه و دستور كار آن به اطلاع خواهد رسيد. به طور همزمان اما در لتونى شوراى دفاع كشورى سريعا تشكيل شد و روابط با روسيه و درجه آمادگى كشور براى دفاع بررسى شد. از سوى ديگر آندريوس كوبيليوس، رهبر حزب «اتحاديه سرزمين پدرى دموكرات هاى مسيحى ليتوانى»، در پايان نشست شوراى حزب خود طى بيانيه اى خشمگينانه اعلام كرد كه هيچ كسى در ليتوانى نمى خواهد شوراى دفاع كشورى تشكيل شود كه رييس جمهور رهبر آن است و سريعا استراتژى دفاع ليتوانى را در ارتباط با «وقايع روسى» كه گفته مى شود حاكى از آنند كه روسيه ممكن است براى به دست آوردن خاك خود (كشورهاى حوزه بالتيك) جنگى متعارف راه بيندازد، بررسى خواهد كرد. اين گزارش با عنوان اينكه «محافظه كاران خواستار حفظ روند فرا خواندن جوانان به سربازى هستند» افزوده است: «آندريوس كوبيليوس، رهبر حزب اتحاديه سرزمين پدرى دموكرات هاى مسيحى ليتوانى، معتقد است اوضاع گرجستان نشان داد كه كشورهاى غربى بى تفاوتند اما ايثار ليتوانى براى برداشتن ماسك از روى صورت روسيه و آشكار كردن طرح هايش براى اين كشور هزينه در بر خواهد داشت. بنابراين به گفته او ليتوانى بايد در مورد دفاع كشور و اين كه آيا اين كشور واقعا نياز دارد به يك ارتش حرفه اى برسد و يا نياز دارد به اين كه جوانانش ياد نگيرند از كشور خود دفاع كنند، غور و تعمق كند. كوبيليوس مى گويد كه به دليل وقايع گرجستان در فصل پاييز لايحه اى را تقديم «سيم» [پارلمان ليتوانى] خواهد كرد كه در آن پيشنهاد شده است كه به اين سوال انديشيده شود كه آيا ارزش دارد از فراخوان بيشتر سربازان وظيفه امتناع ورزيده شود و ارتش حرفه اى نگردد؟ خاطرنشان مى شود سيم ليتوانى در ۱۵ ژوييه قانونى را تصويب كرد كه در آن آمده است در سال  ۲۰۱۳ اين كشور بايد به سوى يك ارتش حرفه اى پيش رود، يعنى پس از پنج سال ديگر نبايد ارتشى به نام «ارتش  سربازان وظيفه» وجود داشته باشد بلكه در سال  ۲۰۱۲ بايد در ارتش، يك ميليون و شش هزار سرباز وجود داشته باشد. تعداد سربازان فرا خوانده به ارتش از سال  ۲۰۰۲ كاهش يافته است. در اين سال ارتش  ۶۳۰۰ سرباز را فرا خوانده بود. افزون بر اين، به طور همزمان و به تدريج، تعداد نظاميان قراردادى نيز افزايش يافته است. بيشترين تعداد كارمندان دفتر ابتدايى و حرفه اى جنگى، داوطلبان و ديگر سربازان ذخيره در سال جارى بيشتر از  ۱۶ هزار تن است.
خبرگزارى رنگوم با ميان تيتر «حمايت از موشك هاى پاتريوت و استقرار پايگاه هاى ناتو در ليتوانى» مى افزايد: «در بحبوحه هراس هاى ايجاد شده از تهديد نظامى از سوى روسيه، تعدادى از مفسران ليتوانى و سياست مداران اين كشور با تقويت توان نظامى كشورشان با كمك جديد ترين تسليحات شبيه به آنهايى كه بايد از آمريكا وارد لهستان شود، موافقت كرده اند. والنتيناس ميته، مفسر سياسى كمپانى راديو و تلويزيون «ال. آر. تى» ليتوانى در مقاله اى با عنوان «چندين درس از جنگ روسيه -گرجستان» مى نويسد: اما بايد متوجه شد كه اگر چه رييس جمهور گرجستان درصدد رويارويى با تحريكات روسيه بر آمد و تلاش كرد در يك چشم بر هم زدن و نهايتا مشكل اوستياى شمالى را حل كند، ولى در دام روسيه افتاد. ارتش گرجستان ظرف چندين روز محو شد و متوجه شد كه طرف دار ژنرال هاى روسى است. اين كارشناس هم چنين رفتار ساكاشويلى را «احمقانه» خواند و مى نويسد: اين كه اقدامات روسيه پاسخى به رفتار احمقانه ميخاييل ساكاشويلى نبود، حداقل حاكى از آن است كه روسيه از مدت ها قبل ظرف چند ماه بلافاصله پس از آن كه گرجستان و اوكراين در بخارست رومانى قصد خود را براى به عضويت در آمدن در ناتو اعلام كردند، گردآورى نيرو را در اطراف مرزهاى گرجستان آغاز كرده بود. اين تحليلگر با گذر به ليتوانى، خاطرنشان مى كند: دولت هاى حوزه درياى بالتيك بايد به ايجاد عادى و نه تشريفاتى نيروهاى مسلح بينديشند. به دست آوردن سيستم موشكى پاتريوت آمريكا براى ليتوانى ايده خوبى است. » در ادامه اين گزارش با عنوان «روسيه مى تواند به وسيله تانك از ترانزيت به كاليننگراد محافظت كند»، آمده است: «برونيوس ناينيس، يك دانشمند سياسى در مقاله اى با عنوان «ليتوانى در سايه گرجستان» اين سوال را مطرح مى كند كه آيا روسيه به دفاع از راهى كه ترانزيت اين كشور را از طريق ليتوانى به استان كاليننگراد تضمين مى كند با استفاده از زور بر نخواهد خواست و آيا اين كه نياز نيست در ليتوانى تا زمانى كه دير نشده است، پايگاه هايى از ناتو مستقر شود كه در ديگر كشور ها وجود دارد؟ با اين حال بازار ليتوانى از واكنش روسيه مى ترسد؛ پاسخ روسيه اگر نظامى نباشد، بنابراين يك حمله اقتصادى خواهد بود: اكثريت تحليلگران ليتوانى معتقدند روسيه نمى تواند در آينده قابل پيش بينى تصميم بگيرد به ليتوانى حمله مستقيم انجام دهد. زيرا اين به معنى درگيرى مستقيم با كشورهاى عضو ناتو و جنگ سوم جهانى خواهد بود. ليتوانى بر خلاف گرجستان كه فعلا هنوز حتى عضو برنامه آماده سازى عضويت در ناتو نيز نيست، عضو كامل اين پيمان است. اما اگر روسيه ليتوانى را به خاطر حمايتش از گرجستان تنبيه نكند، بنابراين چه كارى خواهد كرد؟ چسلواس ايشكائوسكاس، ستون نويس بخش تحليل وقايع خارجى راديو«Ziniu Radiac» مى نويسد: كرملين به اندازه كافى اهرم هاى اقتصادى در اختيار دارد تا با آن ها كشورهايى را مانند ليتوانى كه به روسيه وابسته هستند، تنبيه كند. اين تحليلگر با مقايسه وضعيت ليتوانى با روس زبان هاى دو كشور ديگر حوزه درياى بالتيك كه از لحاظ تئورى  نيز مى توان  آن ها را «آزاد كرد» مى نويسد: به نظر مى رسد اوضاع براى ليتوانى آرام تر باشد زيرا در اين جا كم ترين روس زبان زندگى مى كنند يعنى فقط  ۳/۶ درصد. ممكن است ليتوانى بدون برق باقى بماند: در همين حال، بر اساس نظرسنجى از تاجران كه توسط جامعه (اداره احياى بدهى ها) انجام شده است،  ۷/۶۶ درصد از پرسش شوندگان معتقدند نقش فعال ليتوانى در درگيرى  گرجستان- روسيه مى تواند تحريم هاى اقتصادى را به همراه خود داشته باشد. رايمونداس كوآديس، مدير دپارتمان اقتصادى بانك ليتوانى (بانك مركزى)، در اين باره مى گويد: روسيه مى تواند به خود اجازه دهد مستكبر شود و جريان كالاها را به بنادر كشورهاى حوزه درياى بالتيك متوقف كند، با روش هاى غير تعرفه اى واردات را محدود كند، قيمت هاى گاز خود را براى ليتوانى افزايش دهد، كالا هاى ليتوانى را تحريم كند و تا زمانى كه اقتصاد ش را ژئوپلتيك كنترل مى كند، ديگر اقدامات بسيار سخت اتخاذ كند. اگر روس ها گاز نفروشند ما از سال  ۲۰۱۰ ديگر بدون برق خواهيم بود و اين بسيار غم انگيز است.» در پايان اين گزارش جامع آمده است: «تحريم  احتمالى روسيه بستن لوله گاز صادراتى به ليتوانى: به اعتقاد واريم تيتارنكو، مشاور رييس بانك DnB Nord، كرملين مى تواند قوى ترين اسلحه خود را نشان دهد انتقال انرژى. به گفته تيتارنكو، ضربه  از بخش انرژى به ليتوانى وارد شود يعنى لوله گاز صادره  از روسيه بسته شود كه اين براى ليتوانى دردناك خواهد بود.»
طوفانى به نام چين
۱۱۲ سال از شروع رقابت هاى جهانگير المپيك بايد مى گذشت تا چين بالاتر از قهرمان هاى هميشگى اين رهاورد بين المللى بر صدر بنشيند. چين ديگر آسيايى نيست و جايگاهش تنها روى نقشه جغرافيايى تعيين نمى شود. المپيك خيلى پيش از دسته بندى هاى نظام بين الملل صاحب بلوك ها و قطب بندى دوگانه شد. هنوز جهان گرفتار نخستين جنگ بزرگ قرن نشده بود كه آمريكا سه بار و انگليس و فرانسه يك بار خود را به عنوان قهرمان معرفى كردند. جنگى خانمان سوز به المپيك ۱۹۱۶ برلين ترجيح داده شد و بعد از آن به جز دو دوره در سال هاى ۱۹۴۰ و ۱۹۴۴ همزمان با دومين جنگ جهانى ديگر همه، استعمارگران را فراموش كردند و اين آمريكا بود كه سربلند و سلامت از منازعات جهانى يك به يك رقبا را پشت سر گذاشت و به چشم انداز و افق ديگران بدل گشت. آمريكا ديگر به دونده پرسرعتى مى مانست كه يك دور كامل از دوندگان جلو افتاده بود. به گزارش ديپلماسى ايران، اين كشور در ۲۹ دوره المپيك ۱۵ بار قهرمان و سه بار ميزبان بود. آنها از هر جهت دست نيافتنى شدند. قطب ديگر اين همايش بزرگ جهانى يعنى همان سويه پشت غرب «شوروى بزرگ» هشت بار فاتح اين ميدان بين المللى بوده است. المپيك همگام با رشد جامعه بشرى، افزايش كشورها و تقسيمات هر دم افزاينده نظام بين الملل در هر دوره گامى به جلو برداشته و تصويرى جديد از وضعيت ملت ها عيان كرده است. المپيك آينه جهان است و هر چهار سال با دعوت عمومى به صلح و همگرايى همه فرصت عرض اندام مى يابند و به سان جلوه گران مدهاى روز در انظار همگان قدم برمى دارند و ناظران يكى شده با هم به نوآورى ها و نوشدگى هاى او نمره مى دهند. المپيك نه اينكه مجالى سياسى و محلى براى تداوم گفتمان هاى دولت ها باشد و نه اينكه نباشد ولى بى شك محملى يگانه براى اقامه شكلى از ديپلماسى، گفتگو و نيز چانه زنى و ابراز قدرت است. اين كاركردها و ده ها هدف و فرصت ديگر، خالى از هر گونه تصنع و جعل و خشونت هر بيننده را به درك پيشرفت ها و پسرفت ها، لمس توسعه يافتگى ها و عقب ماندگى ها و شناخت جلو افتاده ها و جامانده ها مى نشاند. المپيك با فاصله چهار سال يك بار اين مجال را به ملت ها مى دهد تا در فرصتى مناسب به تقويت خود و داشته هايشان برسند و از يكديگر بياموزند و دست هم را بگيرند و رنگ و كينه و حسد را به فراموشى بسپارند و با دستان پر، لباس هاى آراسته و روى هاى خندان بيايند. هر ميدان جهانى و در رأس آن المپيك نمايشگر ثمره سال ها برنامه ريزى، زيرسازى و سازندگى انسانى در اقليم هاى متفاوت است. حتى فردى ترين ورزش ها و هنرها از دل سعى جمعى و نگرش صنعتى بشر مدرن براى نيل به قهرمانى، بهترين بودن و پيشى گرفتن پا مى گيرد. در اينكه المپيك هماوردى ورزشى و با شعارهايى بشرى صلح جويانه است ترديدى وارد نيست اما آيا كسى هم هست كه تاثير و تاثرهاى سياسى و قطب بندى هاى حاكم بر آن را كتمان كند؟ رهبر تبتى هاى چين المپيك را بهترين فرصت براى زير سوال بردن مشروعيت ميزبان و فرياد اعاده حقوق دانست. در عوض چين از تمام امكانات و فناورى هاى روز بهره گرفت و در روز نخست چشم دنيا را خيره نور و رنگ و تصاويرى كرد كه بر همه ضعف ها و نقصان هاى سياسى داخلى اش پرده مى كشيد. مگر ادوارد آلبى نمايشنامه نويس شهير آمريكايى نبود كه در فاصله چند روز مانده به المپيك به نويسندگان و روشنفكران دربند چين اداى احترام كرد و انجمن قلم در تبعيد پكن در اين باره بيانيه صادر كرد؟ همزمان با المپيك بيست و نهم و پيش از رويارويى ورزشكاران روسى و گرجى، جنگ در اوستياى جنوبى آغاز شد و رهبران جهان را كه در پكن حاضر بودند متحير ساخت. گويا جادوى چينيان اثر كرده بود كه آمريكا و ناتو تا چند روز واكنش مورد انتظار همپيمان درگير جنگ را از خود نشان ندادند. در هياهوى برپا شده در اوستيا و در كشاكش جنگ سرد جديد روسيه و ايالات متحده، چين بر فراز آشيانه پرنده اوج گرفت و با فاصله تحقيركننده با فاتحان سابق صدرنشين المپيكى شد كه با بيشترين تعداد كشورها (۲۱۴ كشور) و ورزشكاران (۱۱۰۲۸ نفر) در طول تاريخ رقابت ها برگزار شد. چين در ادوار گذشته نيز خوش مى درخشيد. گام به گام بالا آمد و درست در سالى بر قله ايستاد كه اروپا و آمريكا گرفتار طوفان شده بودند؛ طوفانى به نام چين. المپيك ۲۰۰۸ زنگ خطر را براى ينگه نشينان به صدا درآورد تا بيش از پيش سرخپوشان چينى و اوج گيرى شان را باور كنند. اگر قهرمانى در المپيك به تنهايى نتواند، توسعه يافتگى و نقش آفرينى اقتصادى چين به راحتى مى تواند و توانسته شكاف هاى سياسى و خلاهاى ناشى از فقدان دموكراسى و حقوق بشر را از چشم رقباى بهانه گير پنهان سازد. رشد شاخصه هاى توسعه يافتگى در چين كه در سال هاى گذشته به حوزه هاى سياسى نيز نفوذ مختصرى پيدا كرده، در آينده اى نه چندان دور تاثيرات گسترده اى در نظام بين الملل خواهد گذاشت. اين توسعه يافتگى ناگزير خود چين را نيز به سمت تغييرهايى اجتناب ناپذير سوق خواهد داد.