نسخه
PDF
شماره ۵۶۹۰ - ۱۹ شهريور ۱۳۸۷ - - ۹ سپتامبر ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
چين، اژدهاى شرق آسيا
100905.jpg
چين بهترين شاهد براى اين مساله است كه با مديريت صحيح و با تكيه بر شكوفايى استعدادهاى انسانى مى توان غيرممكن ها را به ممكن تبديل كرد. به گزارش ايرنا ۳۰ سال قبل از كشور چين به عنوان كشورى فقير با اقتصاد بسته ياد مى شد. اما از ۲۲ سال پيش سياست درهاى باز در چين آغاز گرديد. در حال حاضر سرعت توسعه چين براى بسيارى از پژوهشگران و صاحب نظران اقتصادى و سياسى مايه تعجب و حتى موجب نگرانى گرديده است. زيرا ساختارهاى پيچيده سياسى، اقتصادى و ايدئولوژيكى اين كشور و ارتباط بسيار پيوسته آن با تحولات بازارهاى جهانى به گونه اى شده كه تاثير غير قابل انكارى بر بازارهاى انرژى، سرمايه و تجارت جهانى گذارده است. همچنين رشد و توسعه اقتصادى چين تاثير بسزايى بر بازارهاى نفتى جهانى گذارده و شايد بتوان گفت پويايى اقتصاد جهان از آسيا و قدرت اقتصادى كشورهايى چون چين، ژاپن و هند تاثير مى پذيرد. هر چند، هر از چندگاهى اقتصاد غرب بحران هاى مالى و پولى خود را بصورت هاى گوناگون به آسيا و آسياى جنوب شرقى منتقل مى نمايد ولى با اين اوصاف پايدارى و ماندگارى اقتصاد در اين مناطق به گونه اى است كه تاكنون برقرار مانده اند.
شايد به جرأت بتوان گفت توسعه اقتصادى چين فرايند يك برنامه ريزى كاملا هدفمند مبتنى بر پايه قدرت اقتصادى و قدرت علمى، فنى و فناورى است. از سال ۱۹۷۹ و با اجراى سياست درهاى باز ساختار علمى، تحقيقاتى و فنى اين كشور دچار تحولات چشمگيرى شد. با توجه به اينكه در اين كشور نيروى كار ارزان قيمت وسرمايه (چه داخلى و چه خارجى) به درستى بكار گرفته شده است. منجر به آن گرديد كه بنياد توسعه اقتصادى چين پيوندى مناسب با پيشرفت علوم فناورى و تحقيق و توسعه برقرار نمايد. اين كشور پهناور با بيش از يك ميليارد و سيصد ميليون نفر جمعيت با ايجاد مناطق ويژه توسعه علوم و فناورى و فعال كردن دانشگاه ها در اين مناطق گام هاى مناسبى در جهت ارتقاء و پيشرفت توسعه خود برداشته است. دولت برنامه هاى ملى مختلفى را براى توسعه علوم و فناورى و پيشبرد تحقيق و توسعه در پيش گرفته كه از آن جمله برنامه صاعقه يا مشعل را مى توان نام برد نتيجه اين اقدامات دستيابى چين به رتبه هاى بالاى علوم فناورى بوده است. اين كشور نظر خاصى در جهت گفتگو و تعامل مناسب با سران ديگر كشورها را در دستور كار خود قرار داده است. در حال حاضر ۳۰ هزار موسسه اقتصادى در اين كشور به فعاليت در امور فرامرزى مشغول بوده و در ۱۶۰ كشور و منطقه جهان به سرمايه گذارى مى پردازند. بانك جهانى پيش بينى مى كند كه سهم چين در رشد جى دى پى (رشد ارزش توليدات داخلى كشورهاى دنيا) در سال جارى به ۱۶درصد  برسد و به گفته صندوق بين المللى پول اين كشور در حال تبديل شدن به موتور محركه توسعه اقتصادى جهان است. اگر امروز سرى به كشور چين بزنيد زير پله هايى را خواهيد ديد كه ظرفيت يك يا دو نفر را داشته و به طور ۳ شيفت در حال توليد اقلام گوناگون از قبيل عروسك (اسباب بازيهاى مختلف، كيف، پوشاك و غيره) هستند و يك نظام كاملا مناسب و همچنين مكانيزه محصولات توليد شده را تا مرحله صادرات هدايت و مديريت مى نمايد. اين سيستم بهترين بهره ورى ممكن را  در امر سرمايه گذارى و توليد، كارگاههاى كوچك و زود بازده به بار آورده است و از زمان ايجاد شدن اين گونه كارگاهها بازارهاى آن نيز شناسايى مى گردند تا گره اى در امر فروش و صادرات آن پيش نيايد. اين كشور در امر بازارسنجى داراى يكى از مناسب ترين مديريتهاى موجود در سطح دنيا است. بطوريكه امروزه مى بينيم در كشورهاى مختلف دنيا توليدات چينى بر اساس آخرين نيازها و دلخواههاى مصرف كنندگان توليد و عرضه مى گردد مانند ساعتهاى اذان گو، گوشيهاى قبله نما، نرم افزارهاى دينى مختلف قابل نصب بر كامپيوترهاى شخصى و همچنين گوشيهاى همراه، لوازم و تزئينات خودروها و... اين امر نشانه از دقت نظر بازاريابهاى اين كشور در زمينه شناسايى فرهنگها و ساختارهاى اجتماعى مختلف در ديگر كشورها دارد و در نوع خود قابل تامل است تا به عنوان يك تجربه از آن استفاده گردد. محصولات توليدى اين كشور به پشتوانه توليدات ارزان قيمت داراى كمترين قيمت تمام شده بوده و در هر نقطه از جهان كشورها را با نگرانيهاى خاصى خصوصا در مورد بحران توليدات داخلى مواجه كرده است. توليدات اين كشور در درجات ۱ و ۲ و ۳ عرضه مى گردند. عموما توليدات درجه ۱و ۲ آن به كشورهاى در حال توسعه از قبيل ايران، پاكستان، عراق و... نرفته وارد بازارهاى اروپايى و آمريكايى مى شود. به نظر نگارنده شايد در آينده كه سازمانهاى تجارت جهانى بصورت جدى گسترش يافته و كشورهاى جهان را در بر مى گيرد بسيارى از كشورها توان رقابت با اين اژدهاى شرق را نخواهند داشت اژدهايى كه آرام آرام از خواب بيدار گرديده و به پيش مى رود.
شايد بتوان گفت چين بهترين شاهد براى اين مساله است كه با مديريت صحيح و با تكيه بر شكوفايى استعدادهاى انسانى مى توان غيرممكن ها را به ممكن تبديل كرد. يادآورى اين نكته ضرورى به نظر مى رسد كه شروع پيشرفت چين كمتر از ۳۰ سال پيش آغاز گرديده است و ما نيز مى توانيم با برنامه ريزى صحيح و استفاده مناسبت و بهينه از منابع و استعدادهاى موجود در كشور به گامهاى بلندى در امر توسعه اقتصادى دست يابيم.
اتحاديه اروپا و نياز به انرژى وارداتى
100896.jpg
طبق تحليلهاى آژانس بين المللى انرژى وابستگى اروپا به انرژى وارداتى همچنان افزايش خواهد يافت. به گفته نوبو تاناكا، رئيس اين آژانس، ميزان توليد انرژى داخلى در اروپا رو به كاهش است و اين سير در آينده نيز ادامه خواهد داشت. به گزارش دويچه وله آژانس بين المللى انرژى در پاريس براى نخستين بار گزارشى منتشر كرده كه در آن سياست انرژى كل اتحاديه اروپا مورد بررسى و پژوهش قرار گرفته است. تضمين انرژى رسانى، رشد اقتصادى و حفاظت از محيط زيست در سياست انرژى اتحاديه اروپا از بالاترين اهميت برخوردارند. گزارشى كه آژانس مزبور منتشر كرده، در مجموع موجب آرامش خاطر كشورهاى عضو اتحاديه اروپاست. افزايش وابستگى به روسيه در زمينه تامين انرژى از جمله موضوعاتى است كه نوبو تاكانا، رئيس آژانس بين المللى انرژى به آن اشاره مى كند. او در اين رابطه، وطن خود، ژاپن را مثال مى زند كه تقريبا صد درصد نياز آن به انرژى، از خارج تامين مى شود. عليرغم اين، ژاپن موفق شده است، از طريق همكارى با توليدكنندگان گوناگون، انرژى رسانى در اين كشور را تضمين كند. از اين رو، تاناكا مى كوشد از واهمه اروپاييان، كه ۳۰ درصد نفت و گاز آنها از طريق روسيه تامين مى شود، بكاهد. تاناكا در اين باره تصريح مى كند: «امروزه روسيه به اروپا وابسته تر است تا اروپا به روسيه، زيرا روسيه ۷۰ درصد از انرژى خود را به اروپا صادر مى كند. براى روسيه نيز عاقلانه مى بود كه شمار خريداران خود را بالا برد.» گسترش شمار طرفهاى معامله، از جمله نكاتى است كه آندريس پيپبالگز، كميسار انرژى در اتحاديه اروپا نيز به آن واقف است، به ويژه پس از بروز جنگ قفقاز. او در اين باره مى گويد: «به عقيده من، بعد از رويدادهاى گرجستان، گسترش شمار فروشندگان و نيز راه هاى دريافت انرژى، اهميتى دوچندان يافته است.» با وجود اين تحولات، اتحاديه اروپا همچنان به اجراى پروژه  اى جديد به نام خط لوله نابوكو كه از قفقاز مى گذرد، پايبند است. به عقيده رئيس آژانس بين المللى انرژى، سياست انرژى اروپا در كنار نكات مثبت، نكاتى منفى را نيز در بر مى گيرد، از جمله گرايشهاى ملى در تامين انرژى. اين امر بازدهى نداشته و از آن گذشته، جلوى رقابت را مى گيرد. او براى برون رفت از اين بحران پيشنهاد مى كند كه مالكيت هاى مربوط به توليد انرژى و شبكه هاى انرژى رسانى از هم تفكيك گردد. تاناكا در اين راستا خاطرنشان مى سازد: «به عقيده ما، شركتهاى انرژى رسانى بايد خود را از ديگر بخشهاى اقتصاد انرژى مستقل سازند. تعيين قوانين و موازينى در اين جهت مى تواند تا اندازه اى موثر باشد، اما راه حلى است كه بايد در گام دوم به آن فكر كرد.» بايد اذعان داشت كه به ويژه شركتهاى آلمانى، با توجه به حمايت دولت اين كشور، چنين روندى را بلوكه كردند. اكنون كه فشار اتحاديه اروپا بر شركتهاى انرژى رسانى آلمان شدت يافته، آنان نيز حاضر شده اند، شبكه هاى خود را به معرض فروش بگذارند. رئيس آژانس انرژى اتمى، آلمان و دولت ائتلافى اين كشور را كه همچنان به پايان استفاده از انرژى اتمى در درازمدت پايبند هستند، مورد انتقاد قرار داده است. او در اين باره تصريح مى كند: «بگذاريد قاطعانه بگويم! براى من درك اين مسأله دشوار است كه چگونه مى توان از انرژى اتمى چشم پوشيد و در عين حال توليد انرژى پاكيزه را يكى اهداف خود قرار داد.»
نسيمى ملايم در روابط آمريكا و ليبى
100953.jpg
«بعد از گذشت بيش از۵۰ سال حاكميت روابط ديپلماتيك سرد و يخى بين آمريكا و ليبى، وزير امور خارجه آمريكا طى روزهاى گذشته وارد اين كشور آفريقاى شمالى شد، سفرى كه مى توان آن را قبل از هرچيز، لحظه اى تاريخى در روابط دو كشور دانست.» به گزارش ايسنا دويچه وله در گزارشى با اشاره به روابط ليبى و آمريكا و ديدار كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا از اين كشور، اين ديدار را نقطه عطفى در روابط اين دو كشور خوانده است. طبق گزارش دويچه وله، آخرين وزير امور خارجه آمريكا كه قبل از ديدار رايس از ليبى بازديد كرد، جان فاستر دالس نام داشت. در آن زمان پادشاه ادريس هنوز حاكميت ليبى را در دست داشت و روابط واشنگتن و طرابلس عادى و به نفع دو كشور در جريان بود. البته روابط حسنه ليبى و آمريكا در آن زمان با توجه به مراقبت و نگهدارى آمريكا از پايگاه هاى نظامى موجود در ليبى قابل توجيه است. علاوه بر اين اكتشاف نفت خام در پايان دهه ۱۹۵۰ در ليبى نيز دليل ديگر فشردگى و اهميت روابط ليبى وآمريكا در آن زمان بود. حكومت پادشاه ادريس در سال ۱۹۶۹ فرو پاشيد و معمر القذافى، رهبر انقلابى ليبى روابط دو جانبه ليبى و آمريكا را به چالش كشيد و وارد دورتازه اى كرد. يكسال بعد از كودتاى معمرالقذافى، ارتش آمريكا، ليبى را ترك كرد و اين مساله نقطه آغازين حاكميت روابط سرد بين دو كشور بود. البته انتقادات دو طرفه نيز منجر به سردى بيشتر روابط طرفين شد. از جمله رونالد ريگان، رئيس  جمهور اسبق آمريكا، قذافى را «سگ هار» خواند و اين كشور را در ليست كشورهايى كه از تروريسم بين المللى حمايت مى كنند، قرار داد. علاوه بر اين آمريكا، ليبى را مسئول حمله به يك رستوران در برلين در سال ۱۹۸۶ دانست. سربازان آمريكايى اكثر افرادى بودند كه به اين مكان رفت و آمد مى كردند. علاوه بر آن ليبى دو سال و نيم بعد به عنوان مسئول حمله به هواپيماى پان آمريكن برفراز لاكربى كه در آن ۲۵۹ مسافر حضور داشتند، شناخته شد. اغلب مسافران اين هواپيما نيز شهروندان آمريكا بودند. آمريكا بعد از حمله اى كه به رستوران برلين صورت گرفت، بسيار تلاش كرد كه اين اقدام را از طريق عمليات نظامى عليه قذافى جبران كند. اين كشور اقدام به تحريم گسترده طرابلس بعد از حادثه لاكربى نمود، تحريم هايى كه از سوى كشورهاى اروپايى نيز مورد حمايت قرار گرفت. اين گزارش مى افزايد: عمليات انتقال و تحويل مظنونان به عمليات تروريستى توسط ليبى به آمريكا را كه پيش از اين آمريكا بسيار درخواست آن را داده بود، مى توانيم شروع تغيير در روابط ليبى وآمريكا بدانيم. طبق اين گزارش تلاش هاى اصلى و چشم گيرآمريكا براى تغيير روابط با ليبى بعد از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ به وجود آمد. در آن دوران ليبى از تمام تلاش هاى خود براى توليد سلاح هاى كشتار جمعى صرف نظر كرد و از آن زمان به بعد آمريكا و اروپا با آغوش باز از ليبى در بروكسل و پاريس استقبال كرده و با چاپلوسى به تملق ناگهانى و آشكار از معمر القذافى پرداختند.
دوستى آمريكا و ليبى پس از ۵۵ سال
سايت ديپلماسى ايران نيز در تحليلى در اين باره آورده است كه، كاندواليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا سفر ۸ ساعته خود به ليبى را در حالى به انجام رساند كه پايان دورانش در وزارت امور خارجه اش با گرم شدن روابط طرابلس واشنگتن پس از پنجاه و پنج سال همزمان شده است. قذافى در هنگام استقبال از رايس، لباس سفيد بلندى به تن داشت و كلاه بومى دبوس، كه سمبل آفريقا است را نيز بر سر گذاشته بود. وى همچنين شال بلندى به دوش انداخته بود كه بر آن نقشه قاره آفريقا حكاكى شده بود. ديدار قذافى با رايس به اندازه اى صميمانه بود كه قذافى وى را ليزا صدا مى كرد. رايس در اين ديدار سلام گرم رئيس جمهورى آمريكا را به اطلاع قذافى رساند و گفتگوهاى خود را با گردبادهايى كه به تازگى آمريكا را در نورديده آغاز كرد و پس از آن از مهمان نوازى طرف هاى ليبى خود قدردانى كرد. سپس رايس مذاكرات مفصلى را درباره نفت، تروريسم، ايران و فعاليت هاى هسته اى آن و آموزش و پرورش با رهبر ليبى انجام داد. قذافى چند روز قبل از سفر وزير امور خارجه آمريكا به ليبى گفته بود، آمريكا نه دوست ما است و نه دشمن ما. اما به مصلحت ما نيست كه به مخالفتمان با ايالات متحده ادامه دهيم اما در عين حال هم نمى خواهيم در برابر آمريكايى ها زانو بزنيم. رايس قبل از آن به شلغم گفته بود، انتخاب هاى استراتژيك باعث مى شود، آمريكا به كشورهايى كه قرار نيست تا ابد دشمن باشد، نزديك شود. رايس همچنين خبر از انتخاب سفير جديد آمريكا در طرابلس داد و گفت: «بسيار مهم است كه ما باب گفتگوها را با ليبى باز كرديم. اما بايد درباره حقوق بشر نيز با مقامهاى ارشد اين كشور گفتگو كنيم.» وى همچنين به فتحى الجهمى منتقد دولت ليبى كه در سال ۲۰۰۴ به حبس محكوم شد اشاره كرد و تاكيد كرد، آزادى بيان و رعايت اصول حقوق بشر بايد به هر نحوى شده، رعايت شود. شلغم نيز در پاسخ به اظهارات رايس گفت: «ليبى به امور ملتش اهميت مى دهد و نيازى نيست درباره حقوق بشرى كه از اساس با قوانين كشورمان مغايرت دارد، بحث و گفتگو كنيم. الجهمى نيز در يك دادگاه عادلانه محكوم شد و اكنون در يك بيمارستان ويژه دوره درمان خود را مى گذراند.» شلغم در ادامه تاكيد كرد، دوران رويارويى ليبى و آمريكا به پايان رسيده است و دو كشور همان طور كه دنيا تغيير كرده، تغيير كرده اند. گرچه اختلاف نظرهايى ميان ما و آمريكا وجود دارد كه البته تهديدى براى روابط ما با يكديگر محسوب نمى شود. او همچنين گفت: «در گفتگوهايمان درباره موضوعات عراق و فلسطين، روابط آمريكا با سوريه، اهميت نقش سوريه در دنياى عرب، وضعيت فعلى لبنان، دگرگونى هاى منطقه اى به طور مفصل گفتگو كرديم.» در همين حال وزير امور خارجه آمريكا خبر از امضاى تفاهمنامه نظامى ميان واشنگتن با طرابلس داد و بدون ارائه توضيحات بيشترى گفت: «دو كشور در زمينه مبارزه با تروريسم و همكارى در جلوگيرى از رفتن افراد شورشى و تروريست به عراق با يكديگر به تفاهم رسيده اند.» رايس قبل از رسيدن به ليبى در هواپيما به خبرنگاران همراهش گفته بود، اين سفر سفرى بسيار مهم است. يك لحظه تاريخى كه با صراحت بگويم كه به هيچ وجه گمان نمى كردم روزى آن را انجام دهم. اين سفر آغاز كار است و هنوز كارهاى بسيارى باقى مانده كه براى عادى شدن روابطمان با طرابلس بايد انجام دهيم. سفر رايس به ليبى با انتقادهاى تندى در درون ايالات متحده مواجه شده است. بسيارى از مقام هاى آمريكايى ليبى را متهم مى كنند كه غرامت حادثه ديدگان هواپيماربايى لاكربى را هنوز به طور كامل نپرداخته است. سازمان هاى حقوق بشرى نيز به دليل نقض آشكار قوانين حقوق بشر توسط نظام حاكم بر ليبى از رايس براى سفرش به طرابلس انتقاد كرده اند. شكرى غانم، رئيس شركت ملى نفت ليبى نيز گفت: «سفر رايس به طرابلس نشان از عادى شدن كامل روابط ميان ليبى با آمريكا دارد و نشان داد نفت در گسترش روابط اقتصادى دو جانبه تا چه اندازه اهميت دارد.»