نسخه
PDF
شماره ۵۷۱۴ - ۲۰ مهر ۱۳۸۷ - - ۱۱ اكتبر ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
آژانس انرژى اتمى در پى سكاندارى جديد
103836.jpg
رايزنى براى انتخاب جانشين محمد البرادعى مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى پس از ۱۲ سال تصدى اين مسئوليت آغاز شده است و نام چهار تن براى نامزدى يكى از پرچالش ترين سازمان هاى بين المللى، در محافل خبرى به چشم مى خورد. «عبدالصمد مينتى» « نماينده آفريقاى جنوبى در آژانس»، «يوكيا آمانو» نماينده ژاپن در آژانس، « اولى هاينونن»، معاون البرادعى، «راجليو فيرتر» رئيس آرژانتينى سازمان منع گسترش تسليحات شيميايى در لاهه از جمله افرادى هستند كه نام آنها در رسانه هاى براى نامزدى مديركلى IAEA مطرح شده كه از اين ميان، آفريقاى جنوبى به طور رسمى نماينده خود را نامزد كرده است. گرچه ژاپن رسماً نامزد خودرا براى جانشينى البرادعى معرفى نكرده ولى ديپلمات ها IAEA آمانو را كانديداى احتمالى توكيو معرفى كرده اند و گفته مى شود كه رقابت بين ژاپن و آفريقاى جنوبى براى تصدى اين پست شدت گرفته است. «بويلوا سونجيكا» وزير انرژى آفريقاى جنوبى گفت كه «عبدالصمد مينتى» نماينده پورتوريا در آژانس بين المللى انرژى هسته اى در جهت استفاده از كاربردهاى صلح آميز انرژى هسته اى در آفريقاى جنوبى بعد از توقف برنامه تسليحات هسته اى رژيم آپارتايد تلاش گسترده اى كرده است. وزير فناورى ژاپن «يوكيا آمانو» نماينده اين كشور در آژانس را به خاطر تجربيات وى در مسائل مربوط به منع و جلوگيرى از تسليحات هسته اى تحسين كرده و بهترين گزينه براى به عهده گرفتن پست رياست آژانس اعلام كرد. ۳۱ دسامبر ۲۰۰۸ آخرين فرصت براى نامزدى رياست آژانس بين المللى انرژى هسته اى است و جانشين البرادعى در ۶ اكتبر انتخاب و در ژوئن ۲۰۰۹ آغاز بكار مى كند.
مديران كل آژانس از آغاز تاكنون
انديشه ايجاد يك نهاد بين المللى براى استفاده صلح جويانه از انرژى اتمى در سال ۱۹۵۳ پاگرفت و فعاليت ها براى سازماندهى و تشكيل آن آغاز گرديد كه سرانجام در سال ۱۹۵۶ پيش نويس اساسنامه آن در كنفرانسى با شركت ۸۰ كشور جهان در مقر سازمان ملل تصويب شد و در ۲۹ ژوئيه ۱۹۵۷ آژانس بين المللى انرژى اتمى رسماً موجوديت يافت و از آن زمان تاكنون چهار تن بر مصدر رياست آژانس بين المللى انرژى اتمى تكيه زدند:.
1- استرلينك كول
كول نخستين مديرآپانس انرژى اتمى است كه رياست اين سازمان را از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۱ برعهده داشت، در زمان وى اساسنامه سازمان و بدنه اصلى آن متشكل از سه مجموعه - شوراى حكام، اجلاس عمومى و مديركل سازمان شكل گرفت و ابعاد سازمانى و حقوقى اين مجموعه مستقل از سازمان ملل، اما وابسته به آن تشكيل شد و دواير و سازمان هاى مربوط به اين نهاد نوپا كم كم به وجود آمد.
2- سيگوارد اكلاند
دومين رئيس سازمان به مدت ۲۰ سال از ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۱ مسئوليت رياست اين سازمان را برعهده گرفت و طى اين مدت طولانى نهاد آژانس توانست در اوج جنگ سرد زيرساخت هاى بين المللى خود را تشكيل دهد. هر چند ساختار اوليه سازمان در دوره رياست نخستين رئيس آن ريخته شد اما در دوره ۲۰ ساله رياست سيگوارد اكلاند، انسجام فعلى را پيدا كرد. هدف اصلى آژانس طى اين مدت همكارى هاى علمى - فنى مبتنى بر فناورى هسته اى با جوامع دنيا بود و ظاهراً براى رسيدن به اين اهداف، شوراى حكام كه يكى از دو نهاد واقعى سياستگذار آژانس است، شروع به تكميل كادرهاى تشكيلاتى خود نمود، در اين دوره شورا اعضاى خود را به ۳۵ عضو رساند.
3- هانس بليكس
وى از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۷ ميلادى رياست اين سازمان را برعهده داشت جنگ ايران و عراق و اين كه دولت بعثى عراق داراى سلاح كشتار جمعى است، دايره فعاليت سازمان انرژى اتمى خصوصاً، رئيس آن را در ايران فعال نمود، حادثه چرنوبيل به سال ۱۹۸۶ در دوره هانس بليكس، اهميت سازمان را در بخش مهم امنيت هسته اى برملا نمود، هرچند حادثه بروز تشعشعات اتمى در دوره ميخائيل گورباچف و در اوج شعار اصلاح طلبى او به وقوع پيوست و جهان را كه تا اين تاريخ تنها به انفجار اتمى هيروشيما و ناكازاكى چهره نموده بود، متوجه خود كرد.
4- محمد البرادعى
محمد البرادعى هفدهم ژوئن ۱۹۴۲ در خانواده اى  متوسط  در قاهره، پايتخت مصر به دنيا آمد. پدرش مصطفى البرادعى وكيلى متبحر بود. البرادعى در سال ۱۹۶۲ از دانشكده حقوق دانشگاه قاهره موفق به اخذ ليسانس شد، دو سال بعد به خدمت وزارت امور خارجه مصر درآمد و به عضويت هيات نمايندگى اين كشور در سازمان ملل  متحد منصوب شد. عزيمت او به ايالات  متحده آمريكا فرصتى شد تا با پشت سرگذاشتن دوره تحصيلات تكميلى در مدرسه حقوق دانشگاه  ايالتى نيويورك در سال ۱۹۷۴ موفق به كسب درجه دكتراى حقوق بين الملل شود. آشنايى البرادعى با آژانس از زمانى آغاز شد كه دو بار از سوى وزارت امور خارجه  مصر ماموريت يافت به عنوان نماينده حقوقى و كنترل تسليحاتى مصر در سازمان ملل  متحد در نيويورك و ژنو خدمت كند. وى طى يك دوره چهارساله دستيار ارشد وزير خارجه مصر شد اما آغاز به كار او در سازمان  ملل نقطه پايان فعاليتش در وزارت  خارجه اين كشور بود، همكارى البرادعى با نهادهاى وابسته به سازمان  ملل  متحد با پذيرفتن مسئوليت برنامه  حقوق  بين الملل انستيتو تحقيقات  و آموزش ملل  متحد در سال ۱۹۸۰ آغاز شد. در سال ۱۹۸۴ به عضويت دبيرخانه آژانس  بين المللى  انرژى اتمى درآمد. مهمترين سمت هاى او پيش از آن كه در سال ۱۹۹۳ به عنوان دستيار دبيركل  آژانس در امور روابط  خارجى منصوب شود، مشاور حقوقى آژانس بوده است. البرادعى در سال ۱۹۹۷ به عنوان چهارمين مديركل آژانس بين المللى انرژى  اتمى انتخاب شد و در ۸ اكتبر ۲۰۰۵ براى بار سوم در اين سمت ابقا شد، در اين دوره اكثر كشورهاى در حال توسعه، كه حدود يك سوم از ۳۵ عضو شوراى حكام را تشكيل مى دهند، از ادامه خدمت البرادعى حمايت مى كرند در حالى كه ايالات متحده تنها كشور مخالف انتخاب مجدد البرادعى خواستار تغيير در مديريت اين نهاد بود. برخى تحليلگران معتقد بودند كه آمريكا به دليل اين كه وى مسلمان بوده، بر تغيير البرادعى تاكيد داشته اما برخى نيز مخالفت واشنگتن را به دليل رويكرد و مواضع البرادعى نسبت به برخى مسايل آژانس از جمله برنامه هاى هسته اى ايران و نحوه برخورد وى در جريان بازرسى هاى تسليحاتى از عراق مى دانستند. در حالى كه ايالات متحده ،ايران را به دنبال كردن برنامه هاى پنهانى براى دستيابى به تسليحات اتمى متهم مى كند، آقاى البرادعى در گزارش هاى خود، ضمن انتقاد از برخى اقدامات ايران، تاكيد داشته كه هيچ نشانه اى از انحراف در فعاليت هاى هسته اى تهران يافت نشده است. در آن زمان ايالات متحده از البرادعى خواسته بود كه از نامزدى خود براى تصدى مجدد سمت مديركل آژانس براى يك دوره چهارساله ديگر خوددارى ورزد اما وى اين درخواست را نپذيرفت. معمولا مديركل به اتفاق آرا و بدون مخالفت كشورهاى عضو شوراى حكام به اين سمت انتخاب مى شود و موضع ايالات متحده، كه عضو شوراى حكام است، اين سنت را به مخاطره انداخته بود تا اين كه سرانجام در پى ديدار البرادعى و كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا، واشنگتن به ادامه رياست وى راى مثبت داد. آژانس بين المللى انرژى اتمى و به تبع آن البرادعى در سال هاى اخير بيش از هر چيز درگير سه پرونده هسته اى در ارتباط با سه كشور عراق، كره شمالى و ايران بود.
پنجمين مديركل و چالش هاى پيش روى
رايزنى براى انتخاب پنجمين مديركل آژانس در حالى آغاز شده كه البرادعى اعلام كرد كه ديگر نامزد تصدى اين مسئوليت نخواهد بود و برخى منابع علت تمايل نداشتن به نامزدى مجدد را اختلافات وى با كشورهاى غربى بر سر به رسميت نشناختن حقوق ملت ها در استفاده از انرژى صلح آميز هسته اى مى دانند اين در حالى است كه برخى معتقدند كه البرادعى در دوره سوم تصدى اين مسئوليت كاملاً تحت تاثير و نفوذ كشورهاى غربى به ويژه آمريكا عمل كرده است. ناظران سياسى در ارزيابى از نامزدهاى آفريقاى جنوبى و ژاپن براى تصدى مديريت آژانس آنها را داراى ديدگاه هاى مخالف آمريكا دانستند وخبرگزارى فرانسه نامزد آفريقاى جنوبى را فردى معتقد به برابرى هسته اى در جهان ارزيابى كرد و نماينده ژاپن را داراى فعاليت هاى گسترده در زمينه جلوگيرى از منع و تكثير سلاح هاى هسته اى اعلام نمود.آمانو، نامزد ژاپنى اين سمت در اجلاس شوراى حكام گفت: آژانس بايد خود را به قدر كفايت تقويت نمايد تا توانايى مواجهه با چالش هاى بزرگ و تازه را داشته باشد، چالش هايى همچون تروريسم هسته اى، پاكسازى هسته اى، بحران هاى بين المللى كمبود انرژى، گرمايش جهانى كه مى تواند با استفاده صلح آميز از انرژى اتمى به جاى سوخت هاى فسيلى كنترل شود. وى عملكرد آژانس در قبال ايران و سوريه را دچار آفت سياسى كارى دانست و گفت: متأسفانه ما نمى توانيم كشورها را مجبور به همكارى كنيم. ما چاره اى نداريم جز اين كه صبورى پيشه كرده و تلاش نماييم دولت ها را قانع كنيم. نماينده آفريقاى جنوبى از حمايت ۵۳ عضو اتحاديه آفريقا برخوردار است و پيش بينى مى شود كه اعضاى گروه نم (غيرمتعهدها) نيز از «عبدالصمد مينتى» پشتيبانى كنند. از سوى ديگر در صورت نامزد شدن اولى هاينونن معاون محمد البرادعى پيش بينى مى شود كه آمريكا و متحدانش از وى براى تصدى مديركلى آژانس حمايت كنند و در غير اين صورت احتمالاً نماينده ژاپن با توجه به همسويى توكيو با سياست هاى دولت واشنگتن و مساله برنامه هسته اى كره شمالى مورد حمايت غربى ها قرار خواهد گرفت. معيار آمريكا براى انتخاب مديركل آينده آژانس، همسويى با سياست هاى واشنگتن و باور و مواضع مدير جديد درباره برنامه هسته اى ايران خواهد بود و هم اكنون قابل پيش بينى است كه آمريكا براى دستيابى به اهداف خود از هيچ تلاشى فروگذار نخواهد بود و در اين راه ديگر همپيمانان خود را با خود همسو و هم راى خواهد كرد. پنجمين مديركل آژانس انرژى اتمى فارغ از اين كه چه كسى و از چه كشورى خواهد بود، در شرايطى اين مسئوليت را برعهده مى گيرد كه نقش و استقلال آژانس تحت فشار قدرتهاى بزرگ به ويژه آمريكا كمرنگ تر شده است و تصميمات آژانس كه بايد براساس آيين نامه و اساسنامه و مبتنى بر جنبه هاى حقوقى و فنى باشد بيشتر تحت تاثير مسايل سياسى است و اين امر قدرت و اختيارات مديركل را تحت الشعاع خود قرار مى دهد. بى ترديد، برنامه صلح آميز هسته اى ايران و برقراى توزان بين فشارهاى قدرت هاى بزرگ و حقوق حقه كشورهاى عضو آژانس در برخور دارى از دانش صلح آميز هسته اى براساس آيين نامه IAEA، يكى از چالش هاى مهم پيش روى پنجمين مديركل اين سازمان بين المللى خواهد بود.
بحران اقتصادى و آينده جهان
103758.jpg
يورو براى نخستين بار طى ۱۳ ماه گذشته سقوط ارزش خود در برابر دلار را تجربه كرد. همچنين بازارهاى بورس آسيا نيز در نخستين روز كارى خود پس از تصويب كنگره ملى آمريكا به طرح ۷۰۰ ميليارد دلارى كاخ سفيد، به شدت كاهش يافت تا همزمان قيمت نفت نيز به زير ۹۲ دلار برسد. بر همين اساس شاخص سهام نيكى به كمترين ارزش خود طى چهار سال اخير رسيد. به گزارش ديپلماسى ايران ارزش يورو در برابر دلار در معاملات روز دوشنبه ۶ اكتبر ۹/۰ درصد كاهش يافت و به رقم ۳۶۴۲/۱ دلار رسيد. ارزش يورو در برابر ين ژاپن نيز به كمترين قيمت خود از سال ۲۰۰۶ تاكنون يعنى به رقم ۱۸/۱۴۲ ين رسيد. در همين حال مقام هاى آلمانى و فرانسوى روز يكشنبه پنج اكتبر تشكيل صندوق مشترك براى نجات بانك هاى اروپايى از خطر ورشكستگى را رد كردند. كارشناسان امور انرژى در موسسه كيرون و گيرتز در سنگاپور نيز در برابر كاهش قيمت نفت اعلام كردند، با وجود اين كه طرح نجات خزانه دارى آمريكا بازار آزاد را از خطر نابودى نجات داد اما تقاضاى كشورهاى مصرف كننده نفت به ويژه در كشورهاى صنعتى چندان اميدوار كننده نيست و پيش بينى مى شود قيمت نفت باز هم پايين بيايد. از سوى ديگر جان گرى، نويسنده، فيلسوف و استاد علوم اقتصاد و اقتصاد سياسى در مقاله اى كه روز دوشنبه ۶ اكتبر در روزنامه آبزرور منتشر كرد، با عنوان شكست در سقوط قدرت آمريكا نوشت، هيمنه و رهبرى آمريكا بر اقتصاد جهانى به پايان رسيده است. وى كه كتاب «بردگان شيطان: دين يوحنايى و مرگ مدينه فاضله» را به رشته تحرير در آورده درباره بحران مالى كه ايالات متحده اكنون تجربه مى كند همچنين مى نويسد، بحرانى كه اكنون ايالات متحده با آن رو به رو است باعث سقوط كشور مى شود و همان اتفاقى كه باعث شد اتحاد جماهير شوروى از هم فرو بپاشد و ديوار برلين فرو بريزد اكنون بر سر ايالات متحده خواهد آمد. گرى در ادامه يادداشت خود همچنين يادآور مى شود، آنچه اكنون باعث غليان بازار شده فراتر از يك بحران مالى است، بايد گفت به زودى شاهد يك تغيير جئوسياسى تاريخى كه مى تواند موازنه قوا را در دنيا برهم بزند را شاهد خواهيم بود و رهبرى آمريكا بر دنياى سرمايه دارى كه پس از جنگ جهانى دوم تا كنون آن را بر عهده داشته به پايان خواهد رسيد. گرى درباره آينده بازارهاى مالى جهانى مى نويسد، اگر ايالات متحده را به اجزاى زنده در نظام هاى مالى تقسيم كنيم به اين نتيجه مى رسيم كه نظام آمريكا به طور ويژه بازار آزاد، خود را نابود مى كند در حالى كه كشورهاى ديگرى كه بازارهاى خود را تحت كنترل دارند در امان خواهند ماند. وى درباره طرح هاى نجاتى كه كشورهاى خارجى براى نجات بازار اقتصادى خود طراحى كرده اند نيز مى نويسد: كشورهايى كه نظام مالى آمريكا را تحقير كرده و خود را از آن دور ساختند همان ها نظام مالى آمريكا را بازسازى خواهند كرد. گرى در نهايت مقاله خود را اين گونه به پايان مى رساند كه ايالات متحده مى توانست به عنوان بزرگترين اقتصاد جهان براى مدت طولانى ترى به رهبرى خود بر بازار سرمايه ادامه دهد اما كشورهاى تازه اى ظهور خواهند كرد كه از اين بحران جان سالم به در برده و در كنار آمريكا اقتصاد جهانى را خواهند گرداند. بى شك ايالات متحده همچنان يكى از قدرت هاى اقتصادى باقى خواهد ماند اما در كنار قدرت هاى تازه كه بدون آنها نمى تواند آينده خود را ترسيم كند.
چگونه بانك هاى اروپا را نجات دهيم
روزنامه نيويورك تايمز سرمقاله هاى خود را به بحران مالى جهان اختصاص داده و با عنوان بحران عملياتى، نوشته است، هنگامى كه هفته گذشته بازارهاى بورس جهانى آغاز به كار كردند با حجمى از وام هاى متوقف شده و قرض هاى غيرقابل پرداخت مواجه شدند. مشاوران بوش اعلام كردند، از روز جمعه تزريق ۷۰۰ ميليارد دلارى را به بازارهاى جهانى آغاز خواهند كرد. رئيس خزانه دارى آمريكا گفت كه خيلى زود به بازارهاى جهانى كمك خواهد كرد كه با تزريق پول مديران موسسات بانكى بتوانند برنامه هاى خود را به گونه اى تنظيم كنند كه از خطر ورشكستگى دور شوند و خيلى سريع مجدداً خود را براى رقابت در بازار سرمايه دارى آماده كنند. در ادامه اين يادداشت آمده است، آيا اين تعجب آور نيست كه بازار اعتماد به نفس خود را از دست داده است؟ يك روز پس از تصويب طرح اجراى تزريق مالى وزارت خزانه دارى آمريكا، شاخص هاى بورس، يورش به سمت سقوط را آغاز كردند. يعنى اين كه كيفيت بازار به شدت پايين آمده است. من نمى دانم چرا باراك اوباما و جان مك كين به دنبال آدرس هاى غلط هستند. بايد يكى به آنها بفهماند آدرس صحيح همان چيزى است كه روز پنجشنبه اتفاق افتاد. آغاز بحران شديد مالى جهان. روزنامه فايننشال تايمز نيز همانند ديگر روزنامه هاى مطرح دنيا به بحران مالى دنيا به ويژه اروپا پرداخته و با عنوان چگونه بانك هاى اروپا را نجات دهيم، نوشته است، رهبران اروپا به اين نتيجه رسيده اند كه نظام هاى بانكيشان در وضعيت بسيار وحشتناكى گرفتار شده اند. آنها بايد چه كنند؟ بسيار آسان است كه به آنها بگوييم چه كارهايى را نبايد انجام دهند اما مسأله اين است كه آنها چه كارهايى را بايد بكنند. لحظه اى كه چشمانشان را باز مى كنند، مى بينند بانك هايشان يا بهتر بگوييم نبض اقتصادى كشورشان يك به يك در حال ورشكستگى هستند. در ادامه اين يادداشت آمده است، آنها بايد طرح هاى حباب گونه را به اجرا نگذارند و اجازه ندهند مشكلات بانكى فقط به صورت ظاهرى رفع شوند. آنها بايد بانك ها را يك مجموعه واحد اقتصادى تصور كنند و به كمك بسيارى از كارشناسان، كارگزاران و صرف ساعت ها زمان بحران را از سر رفع كنند. آنها نبايد اجازه دهند امنيت اقتصادى و اجتماعى بانك ها به مخاطره بيفتد، ماليات ها به تعويق بيفتند و در كل وضعيت اقتصادى كشور و قاره به بحران كشيده شود. اما همان طور كه گفتم نبايدها بيسار است اما بايدها چه؟