|
نصرا... امامى، پژوهشگر ادبى و مدرس دانشگاه:
مبارزه با ريا، ميراث ابدى حافظ است
حافظ مخاطب خود را تنها در طبقه فرهيخته جامعه، جستجو نمى كند
نصرا... امامى با بيان اين كه حافظ مخاطب شناس ترين شاعر شعر فارسى است، شعر او را شعرى دانست كه همه طيف هاى جامعه را مورد توجه و خطاب قرار داده است و در ميان سطوح مختلف جامعه، جاذبه هايى دارد. اين مدرس دانشگاه به مناسبت روز بزرگداشت حافظ در گفتگو با خبرگزارى دانشجويان، اظهار داشت: «جهان بينى حافظ درواقع، مشرب اعتقادى حافظ است؛ آنچنان كه از ديوان او برداشت مى شود و از آن جا كه اين برداشت ها مى تواند متفاوت باشد، توصيف اين جهان بينى هم از نظر حافظ پژوهان متفاوت است. اين تفاوت گاه تا آن حد است كه حتى به تحميل هايى بر حافظ مى انجامد؛ گروهى او را عارفى كامل، بعضى رندى خوش باش و شادخوار و دم غنيمتى و حتى بعضى او را سراينده اى با مشرب خيامى و نسبت به مبانى اعتقادى، بدبين و شكاك دانسته اند.» وى همچنين عنوان كرد: «واقعيت اين است كه حافظ سراينده اى است با گرايش هاى عرفانى و نه عارفى كامل. او منتقد به مسائل اجتماعى و سياسى روزگار خود است و در عين حال، اهل پرهيز و پروا؛ زيرا مايل است تا خود را درگير ستيزه مستقيم و رو در رو با صاحبان قدرت نكند. بدين سبب آنچه را كه مى خواهد بگويد، رندانه مى گويد و در عين حال، گراينده به ضرورت بهره مندى از حيات و زندگى گذراى دنيايى است.» نصرا... امامى عرفان حافظ را عرفانى واقع بينانه دانست و افزود: «عرفان حافظ عرفانى به دور از مبالغه هاى رياكارانه است. عرفان او نوعى عرفان اجتماعى است كه يادآور منش بزرگانى چون ابوسعيد ابوالخير است كه مقاماتش را در كتاب اسرارالتوحيد نوشته اند و اين عرفان در حقيقت، بعدى از جهان بينى حافظ را به ما نشان مى دهد.» اين پژوهشگر افزود: «پيام پايدار حافظ و ميراث ابدى او كه نمودى ديگر از جهان بينى اين شاعر است، ارمغانى است براى همه نسل هاى بشر و اين پيام، اساس ضرورت مبارزه با ريا و تزويراست. حافظ با هرچيز كه ريايى باشد، در ستيز است. دنياى آرمانى او، دنيايى است كه در آن، انسان ها از ريا بپرهيزند و در عين پيوند معنوى با خداى خود، بهره مندى از حيات دنيايى خويش را نيز فراموش نكنند و در مقام سازگارى با ديگران، اصل مدارا را سرلوحه رفتار خود قرار دهند.» اين نويسنده درباره اين كه چگونه شعر حافظ مورد توجه همزمان عوام و خواص قرار مى گيرد، اظهار داشت: «اين مسأله به آن سبب است كه حافظ مخاطب خود را تنها در طبقه فرهيخته و دانش آموخته جامعه جستجو نمى كند؛ بلكه در عين حال كه فرهيختگان و خردمندان و سطوح دانش آموخته را پيش چشم دارد، پيوند و دلبستگى خود را با توده هاى ديگر اجتماع، به ويژه عوام مردم، رها نكرده است و به همين سبب به گونه اى شعر مى سرايد كه عوام از سطوح بالايى و رويه بيرونى و ظاهرتر شعر او بهره مى برند و خواص نيز با تعمق در جزييات و دقايق سخن وى، نكته ها و ظرافت هايى را متناسب با درك و فهم خويش استنباط مى كنند.»
|