نسخه
PDF
شماره ۵۷۱۵ - ۲۱ مهر ۱۳۸۷ - - ۱۲ اكتبر ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
بحران اقتصادى بين المللى؛
بحران اقتصادى بين المللى؛
پايان عصر كاپيتاليسم
103893.jpg
بحران مالى اخير آمريكا به عقيده بسيارى از ناظران سياسى و تحليلگران اقتصادى، نقطه آغازى بر پايان دوره مكتب ليبراليسم سياسى و اقتصاد مبتنى بر سرمايه دارى، در جهان است. بحران اخير مالى آمريكا تا حد زيادى به تصميمات حوزه سياسى دولتمردان آمريكايى مربوط مى شود آنجا كه پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى در اوايل دهه نود قرن بيستم آمريكايى ها را تا آنجا سرمست كرد كه خود را منجى بشريت بنامند و داعيه دار تحقق آزادى باشند. به گزارش ايرنا، كارشناسان معتقدند حركت آمريكا براى قبضه نظام بين الملل در قالب مكتب ليبراليسم از فرداى پس از فروپاشى شوروى آغاز شد و در نهايت با وقوع حوادث ۱۱ سپتامبر در نخستين سال از هزاره سوم ميلادى وارد فاز اجرايى جهت تحقق اين مهم شد. آمريكا كه تنها مانع خود براى بسط ارزشهاى اخلاقى مكتب ليبراليسم را در تمدن اسلامى و هسته مركزى اين تمدن يعنى خاورميانه مى ديد پس ازحوادث ۱۱ سپتامبر عازم اين منطقه شد تا به اين ترتيب با حذف كانون هاى مخالف مكتب ليبراليسم به روياى ديرين خود دست يابد. اين حركت با اشغال دو كشور مسلمان افغانستان و عراق تحت نام هجوم براى آزاد سازى و استقرار دموكراسى آغاز شد. از زمان اشغال افغانستان در سال ۲۰۰۱ و عراق در سال ۲۰۰۳ آمريكايى ها در قالب ائتلاف غرب قادر به تحقق اهداف سياسى خود نشدند. سرمايه گذارى كلان آمريكا در جنگ افغانستان و عراق از يك سو و هزينه حضور اين نظاميان پس از اشغال در كنار شكست آنان در برقرارى امنيت در دو كشور ياد شده سبب شد تا رفته رفته اعتراض ها ابتدا به عملكرد امنيتى و نظامى غرب و سپس به استراتژى سياسى افزايش يابد. استراتژى سياسى اى كه بدون اعتنا به بافت دينى و فرهنگى كشورهاى اشغال شده مى گفت كه ارزشهاى وارداتى را مى توان در بين مردم منطقه منتشر كرد. طرح خاورميانه بزرگ آمريكا و گروه جى هشت دقيقا ناظر بر اين عملكرد آمريكا و غرب عليه منطقه اسلامى خاورميانه بود. طرحى كه خواستار زدودن شاخص هاى اسلامى فرهنگ كشورهاى منطقه و جايگزينى ارزشهاى غربى در قالب استقرار دموكراسى بود. از آنجا كه ابزار تحميل مكتب ليبراليسم بر كشورهاى اسلامى از ديد غرب ابزار نظامى و اقتصادى بود لاجرم با شكست نظامى و امنيتى ائتلاف بين المللى غرب به رهبرى آمريكا در ايجاد امنيت در افغانستان و عراق، زمينه هاى سياسى مكتب غرب را نيز به سمت شكست هدايت كرد. از آنجا كه از ديدگاه غربى ها سياست و اقتصاد دو مولفه لازم و ملزوم همديگر هستند، بنابراين پس از شكست سياسى غرب در خاورميانه پشت پرده هزينه هاى اقتصادى لشكر كشى غرب به اين منطقه نيز از لايه هاى زيرين به سطح آمد.
تب بحران مالى آمريكا اقتصاد جهان را بيمار كرد
وب سايت ديپلماسى ايران نيز در تحليلى در اين رابطه آورده است: «بحران اقتصادى و سقوط شاخص سهام ها براى چندمين روز متوالى باز هم به شدت سقوط كرد تا ثابت شود بحران اقتصادى آمريكا جهانى شده و سراسر جهان را در خود در نورديده است. افزايش نگرانى ها نسبت به بروز يك ركود عميق اقتصادى در اثر بحرانى كه بازارهاى مالى را فراگرفته است، شاخص بازارهاى سهام آمريكا را به پايين تر سطح خود در پنج سال گذشته رساند. بازارهاى سهام آمريكا پس از آنكه بن برنانكه، رئيس بانك مركزى اين كشور گفت كه به نظر او وضع اقتصاد آمريكا از اين بدتر خواهد شد، شديدا افت كرد، به گونه اى كه شاخص سهام داو جونز كه متشكل از سهام شركت هاى صنعتى است ۵۰۸ واحد معادل بيش از پنج درصد سقوط كرد. اين بازار طى پنج روز كارى اخير خود ۱۴۰۰ واحد يعنى تقريبا ۱۳ درصد سقوط كرده است. در همين حال شاخص فوتسى ۱۰۰ لندن و عمده ترين بازار بورس فرانسه نيز در پايان روز كمى بالاتر از آغاز روز بسته شد. در روز سه شنبه گذشته بازار نيكى ژاپن سه درصد از ارزش خود را از دست داد. با اين حال در استراليا بازارهاى بورس پس از آنكه بانك مركزى نرخ سود بانكى را از هفت به شش درصد كاهش داد، جهش كردند. بن برنانكه، رئيس بانك مركزى آمريكا همچنين گفت: «آمريكا با يك بحران مالى در ابعاد تاريخى روبروست و بانك مركزى ممكن است آماده كاهش نرخ سود براى كمك به رشد اقتصادى باشد. البته با توجه به افت بهاى نفت و ساير كالاهاى اساسى، چشم انداز تورم بهبود يافته است.» اسپانيا، بلژيك و هلند به طور چشمگيرى رقم ضمانت شده سپرده هاى بانكى را بالا برده اند. رقم ضمانت مبلغى است كه دولت تضمين مى كند در صورت ورشكستى بانك به سپرده گذاران پرداخت مى كند. وزيران دارايى اتحاديه اروپا نيز با تضمين حداقل ۵۰ هزار يورو از سپرده هاى مردم در بانك هاى خصوصى در سراسر اتحاديه اروپا موافقت كرده اند. همزمان صندوق بين المللى پول گزارش داد كه ادامه سقوط بازار مسكن در آمريكا و گسترش ركود اقتصادى به اين معنى است كه مشكلات بازپرداخت وام ها افزايش خواهد يافت و هنوز بحران به اوج خود نرسيده است. از سوى ديگر بانك هاى مركزى آمريكا، انگليس، اتحاديه اروپا و برخى ديگر از كشورهاى صنعتى در اقدامى هماهنگ نرخ بهره بانكى را به ميزان نيم درصد كاهش دادند. اين اقدام در زمانى اتخاذ شده است كه تصويب طرح ۷۰۰ ميليارد دلارى بوش در كنگره نتوانسته است آرامش را به بازارهاى اين كشور بازگرداند. كشورهاى صنعتى اميدوارند كاهش نيم درصدى نرخ بهره بتواند تا حدودى از شدت بحران در بازارهاى مالى بكاهد. بانك هاى مركزى كانادا، سوئد، سوئيس نيز نرخ هاى بهره را كاهش دا ده اند. هنوز دولت ژاپن برنامه خود را در اين باره اعلام نكرده است. دولت انگليس هم اعلام كرد براى مقابله با بحران مالى ۵۰ ميليارد پوند معادل ۸۷ ميليارد دلار به نظام بانكى اين كشور تزريق مى كند. وزارت خزانه دارى انگليس در بيانيه اى طرح مزبور را طرح ويژه نقدينگى ناميد و اعلام كرد بر اساس اين طرح، دولت بخشى از سهام بانك ها را خريدارى مى كند و بانك مركزى انگليس نيز ۲۰۰ ميليارد پوند به صورت وام در اختيار بانك ها قرار مى دهد. همچنين مبلغ ۲۵۰ ميليارد پوند از مطالبات مالى بانك ها توسط دولت تضمين مى شود. در همين رابطه جوزف استيگليتز برنده نوبل اقتصاد با تاكيد بر اين موضوع خواهان پايان دادن به «بنيادگرايى اقتصاد بازار» شده است. برخى كارشناسان معتقدند اقدام دولت انگليس در تزريق ميلياردها پوند به بازار نمى تواند آرامش را به نظام بانكى بازگرداند. رابرت زوليك، رييس بانك جهانى نيز تاكيد كرد، بحران مالى كنونى نشانگر ناكارآمدى گروه هفت است. رابرت زوليك با انتفاد شديد از وضعيت بازارهاى مالى گفت: «بحران مالى كنونى نشان دهنده ناكارآمدى نظام گروه هفت كشور پيشرفته جهان است و بايد با يك نظام نوين بين المللى كه شامل جوامع اقتصادى عمده جديد نيز مى شود، با بحران كنونى مقابله كرد.» زوليك در سخنرانى خود درباره اقتصاد بين المللى در پژوهشگاهى در شهر واشنگتن تصريح كرد، نظام گروه هفت در حل بحران مالى كنونى نقشى ندارد و جامعه بين المللى بايد تاسيس يك گروه جديد شامل اعضاى گروه هفت، چين، برزيل، هند، مكزيك، روسيه، عربستان سعودى و آفريقاى جنوبى را بررسى كند. اين نظام بايد به حق مالكيت كشورهاى مختلف احترام گذاشته و به طور عملى با تعداد زيادى از مسائل مهم فرامرزى برخورد كند. برايان ساك، مشاور رييس جمهور آمريكا نيز در اين باره گفت: «اقتصاد آمريكا در شرايط سختى قرار دارد و خيلى سخت مى توان از وقوع ركود اقتصادى آمريكا جلوگيرى كرد. به اعتقاد كارشناسان، حتى اگر طرح نجات بوش موجب خروج بازارهاى مالى از بحران شود، رشد اقتصادى آمريكا تا پايان امسال به شدت كاهش خواهد يافت.» از سوى ديگر ميگل آنخل فرناندز، رئيس بانك اسپانيا ضمن دعوت از شهروندان اين كشور به حفظ آرامش تاكيد كرد، هيچ چيز سپرده هاى آنها را به خطر نمى اندازد. رئيس بانك اسپانيا كه روز گذشته در برابر كميسيون بودجه كنگره نمايندگان اين كشور سخن مى گفت، در ادامه افزود: «بانك هاى اسپانيا در برابر بحران مالى جارى مقاومت زيادى از خود نشان داده اند و احتمال نمى رود اين بانك ها با ورشكستگى مواجه شوند.» فرناندز در عين حال از احتمال منفى شدن رشد اقتصادى اسپانيا در ماههاى آخر سال ۲۰۰۸ و اوايل سال آتى خبر داد و دليل اين امر را بحران مالى بين المللى و نگرانى شديد بابت چشم انداز اقتصاد اين كشور دانست. در پى سقوط سهام بازارهاى جهانى، شاخص سهام در كشورهاى عربى نيز سير صعودى به خود گرفت. خسارت هاى وارده به بازارهاى مالى امارات متحده عربى در معاملات روز  سه شنبه ۷ اكتبر از مرز ۲۷ ميليارد و۲۰۰ ميليون درهم گذشت. در پى شدت يافتن بحران در بازارهاى مالى امارات سرمايه گذاران در بازارهاى مالى دبى و ابوظبى كارشناسان براى چندمين بار در دو ماهه اخير از دولت درخواست مداخله كردند و اين در حالى است كه وزارت اقتصاد امارات تاكنون هيچ نظرى براى دخالت در بازارهاى مالى ارائه نمى كند. راشد البلوشى، مدير اجرايى بورس ابوظبى نيز از دولت درخواست كرد براى گريز از بحران در بازارهاى مالى مداخله كند. وى بهترين راه حل مسايل پيش آمده در بازارهاى مالى امارات را مداخله مستقيم دولت ذكر كرد. مشابه چنين وضعيتى دامنگير بازارهاى بورس عربستان سعودى، مصر و بحرين نيز شده است. از سوى ديگر در پى افزايش بحران اقتصادى جهان قيمت نفت ناگهان سقوط كرد و به مرز ۸۶ دلار در هر بشكه رسيد. شكيب خليل، رييس سازمان كشورهاى صادر كننده نفت اوپك تاكيد كرد، بحران مالى غرب موجب كاهش سه ميليون بشكه اى تقاضاى جهانى نفت در ماه هاى اخير شده است. وى تصريح كرد، در ماه هاى آينده تنها عرضه و تقاضا، قيمت نفت را تعيين خواهد كرد و اوپك به وظيفه خود براى برقرارى ثبات در بازار نفت ادامه خواهد داد. وى افزود: «مهمترين موضوع نشست ۱۷ دسامبر اوپك، اتخاذ تصميمى مناسب براى تضمين ثبات و آرامش در بازار خواهد بود. بحران مالى غرب مشكلات اقتصادى زيادى را براى جهان ايجاد كرده و موجب افت سه ميليون بشكه اى تقاضاى جهانى نفت شده است. اوپك در نشست آتى خود سعى مى كند، آثار منفى بحران مالى جهان را بر قيمت نفت، كنترل كند.»
وب سايت ديپلماسى ايران
www.irdiplomacy. ir
افغانستان؛ چالش بعدى ژنرال پترائوس
103884.jpg
در كمتر از دو سال ژنرال پترائوس به مهم ترين ژنرال فعلى ارتش آمريكا تبديل شد و پيش بينى وى در مورد نتيجه بخش بودن استراتژى افزايش نيروهاى آمريكايى در عراق درست از كار در آمد و تصميم هاى وى به عنوان فرمانده نيروهاى آمريكايى در عراق باعث كاهش خشونت ها در اين كشور شد. به گزارش ايسنا، هفته نامه اكونوميست در تحليلى آورده است: ژنرال ديويد پترائوس كه فرماندهى مركزى نيروهاى آمريكايى در خاورميانه را بر عهده گرفته است، از سوى جان مك كين و باراك اوباما، كانديداهاى جمهورى خواهان و دموكرات ها در انتخابات رياست جمهورى ۲۰۰۸ آمريكا، مورد تحسين قرار گرفته است. مك كين به پترائوس «ژنرال بزرگ» گفته و اوباما نيز او را ژنرالى ناميده كه دستاوردهاى بزرگى داشته است. حتى بعضى ها نيز گفته اند، پترائوس به خاطر هوش، ذكاوت و جاه طلبى اش در آينده مى تواند كانديداى رياست جمهورى آمريكا شود. حال اين سوال مطرح است كه پترائوس پس از حضور در سمت فرمانده نيروهاى مركزى آمريكا در خاورميانه و آسياى مركزى مى تواند تا اين حد موفق باشد؟ آيا افكار او مى تواند در راستاى سياست هاى رييس جمهور بعدى آمريكا به خصوص در مورد مبارزه با تروريسم باشد؟ آيا دستاورد هاى پترائوس در عراق مى تواند در افغانستان دست يافتنى باشد؟  مواضع آينده پترائوس از اين لحاظ اهميت دارند كه او در چارچوب برنامه هاى رييس  جمهور آمريكا نقش بسيار مهمى را ايفا خواهد كرد و انتظارات از او هم بسيار زياد است. همزمان با اينكه اوضاع امنيتى در عراق بهبود يافته، اوضاع در افغانستان بسيار پرتنش شده و با توجه به پايان موضوع افزايش نيروها در عراق به نظر مى رسد موضوع افزايش نيروها در افغانستان يك امر ضرورى محسوب مى شود. جورج بوش كه روزهاى آخر خود را در كاخ سفيد سپرى مى كند، خواهان تجديدنظر در رويكرد واشنگتن در افغانستان شده و پترائوس هم اخيرا مذاكرات مهمى در لندن و پاريس با مقامات اروپايى داشته است. وى در ماه اوت با مقامات پاكستان نيز گفت وگو كرده تا تصميم هاى جديدى براى سياست آمريكا در اقيانوس هند اتخاذ كند.
اين ژنرال موفق آمريكايى به درستى به اين موضوع پى برده كه تاكتيك هاى بكار گرفته شده در عراق را نمى توان به سادگى در افغانستان به كار گرفت. چون عراق و افغانستان دو كشور متفاوت هستند. عراق كشورى است با منابع غنى، نيروهاى خارجى و نيروهاى داخلى آموزش ديده كه تعليم ديده و مجهز هستند و مى توان راحت تر آنها را مديريت كرد. از سوى ديگر نيروهاى شبه نظامى دردسر آفرين در عراق نمى توانند مانند همتايان خود در افغانستان به آشفتگى مرزها و پناه گرفتن در خاك كشورهاى همسايه حضور يابند و به همين جهت مقابله با آنها آسانتر است. در مقابل شبه نظاميانى كه در افغانستان فعاليت دارند، مى توانند به راحتى در مناطق مرزى با پاكستان پنهان شوند و حتى خود را در ميان قبايل منطقه اى قرار بدهند. افزايش شمار نيروهاى آمريكايى در افغانستان به طور مستقيم به روند خروج نيروهاى آمريكايى از عراق بستگى دارد و بر اساس اين، گروهى از نظاميان آمريكايى كه قرار بود سال آينده به عراق اعزام شوند عازم افغانستان مى شوند و حتى فرماندهان آمريكايى در افغانستان خواهان اعزام سه گروه ديگر از اين نيروها به افغانستان نيز شده اند. اين در حالى است كه ژنرال پترائوس با توجه به موفقيتى كه در عراق به دست آورده با خروج بخش بزرگى از نيروهاى آمريكايى تا اواخر سال ۲۰۱۰ در عراق موافق است. در حال حاضر فرماندهان آمريكايى تلاش مى كنند به هر وسيله اى بهترين استفاده را از نيروهاى خود در افغانستان ببرند و همزمان نيروهاى افغان را هم تربيت و مجهز كنند اما مشكلى كه در اين راستا وجود دارد، فعاليت نيروهاى ويژه آمريكا است كه عمليات آنها معمولا تلفات غير نظامى زيادى داشته و اخيرا نيز انتقاد هاى فراوانى را به همراه داشته است. ناتو نيز هنوز با مشكلات فراوانى براى فعاليت در افغانستان روبروست. بسيارى از كشورها تمايلى به اعزام نيروهاى بيشتر به افغانستان نشان نداده اند و بسيارى از نيروهاى قبلى نيز در حال خارج كردن نيروهايشان از افغانستان هستند. نيروهاى كانادايى و هلندى نيز قراراست تا دو سال آينده فعاليت هاى خود را در افغانستان به پايان برسانند.
آمريكا نيز بسيار دير به فكر افتاده كه شمار نيروهاى ارتش افغانستان را از ۸۰ هزار نفر به ۱۳۰ هزار نفر برساند، اما متحدان آمريكا تمايل چندانى به فرستادن نيرو و تجهيزات لازم براى تامين اين هدف نشان نداده اند و به همين جهت رابرت گيتس، وزير دفاع آمريكا از آنها خواسته تا حداقل منابع مالى براى انجام اين برنامه را تامين كنند. طبيعت برنامه اى كه ژنرال پترائوس در عراق اجرا كرده چندين اصول مهم داشته كه وى قصد دارد آن را در افغانستان پياده كند. اين ژنرال آمريكايى به نيروهاى آمريكايى در عراق دستور داده بود تا به جاى گشت زنى به ميان مردم بروند و اعتماد آن ها را به دست آورند. اگر پترائوس بخواهد مبناى استراتژى آمريكا در افغانستان را نيز بر همين مساله قرار بدهد، قطعا با شرايط متفاوتى از عراق روبرو خواهد شد. چون نيروهاى بسيار كمترى در افغانستان حضور دارند و در عين حال احتمال اين كه پترائوس بتواند گروه هاى مسلح ناراضى در افغانستان را به الگويى شبيه شوراهاى بيدارى در عراق تبديل كند چندان زياد نيست. پترائوس نيز بر اين موضوع تاكيد كرده كه نبايد فراموش كرد هر استراتژى اى كه امروز مفيد است ممكن است در آينده نتيجه بخش نباشد و هر استراتژى در يك جايى جواب بدهد شايد در جاى ديگر مفيد نباشد. در بخش پايانى تحليل اكونوميست مى خوانيم: همگان به اين موضوع پى برده اند كه موفقيت در افغانستان هنوز هم با شك و ترديد همراه است و ممكن است سالها به طول بينجامد. پترائوس قطعا مى داند كه شرايط افغانستان به طور كامل با عراق متفاوت است. نبود منابع كافى، شرايط نابسامان امنيتى و بى ثبات جدى در پاكستان باعث شده اوضاع در افغانستان بسيار پيچيده شود.