|
افغانستان؛ چالش بعدى ژنرال پترائوس
|
|
|
در كمتر از دو سال ژنرال پترائوس به مهم ترين ژنرال فعلى ارتش آمريكا تبديل شد و پيش بينى وى در مورد نتيجه بخش بودن استراتژى افزايش نيروهاى آمريكايى در عراق درست از كار در آمد و تصميم هاى وى به عنوان فرمانده نيروهاى آمريكايى در عراق باعث كاهش خشونت ها در اين كشور شد. به گزارش ايسنا، هفته نامه اكونوميست در تحليلى آورده است: ژنرال ديويد پترائوس كه فرماندهى مركزى نيروهاى آمريكايى در خاورميانه را بر عهده گرفته است، از سوى جان مك كين و باراك اوباما، كانديداهاى جمهورى خواهان و دموكرات ها در انتخابات رياست جمهورى ۲۰۰۸ آمريكا، مورد تحسين قرار گرفته است. مك كين به پترائوس «ژنرال بزرگ» گفته و اوباما نيز او را ژنرالى ناميده كه دستاوردهاى بزرگى داشته است. حتى بعضى ها نيز گفته اند، پترائوس به خاطر هوش، ذكاوت و جاه طلبى اش در آينده مى تواند كانديداى رياست جمهورى آمريكا شود. حال اين سوال مطرح است كه پترائوس پس از حضور در سمت فرمانده نيروهاى مركزى آمريكا در خاورميانه و آسياى مركزى مى تواند تا اين حد موفق باشد؟ آيا افكار او مى تواند در راستاى سياست هاى رييس جمهور بعدى آمريكا به خصوص در مورد مبارزه با تروريسم باشد؟ آيا دستاورد هاى پترائوس در عراق مى تواند در افغانستان دست يافتنى باشد؟ مواضع آينده پترائوس از اين لحاظ اهميت دارند كه او در چارچوب برنامه هاى رييس جمهور آمريكا نقش بسيار مهمى را ايفا خواهد كرد و انتظارات از او هم بسيار زياد است. همزمان با اينكه اوضاع امنيتى در عراق بهبود يافته، اوضاع در افغانستان بسيار پرتنش شده و با توجه به پايان موضوع افزايش نيروها در عراق به نظر مى رسد موضوع افزايش نيروها در افغانستان يك امر ضرورى محسوب مى شود. جورج بوش كه روزهاى آخر خود را در كاخ سفيد سپرى مى كند، خواهان تجديدنظر در رويكرد واشنگتن در افغانستان شده و پترائوس هم اخيرا مذاكرات مهمى در لندن و پاريس با مقامات اروپايى داشته است. وى در ماه اوت با مقامات پاكستان نيز گفت وگو كرده تا تصميم هاى جديدى براى سياست آمريكا در اقيانوس هند اتخاذ كند.
اين ژنرال موفق آمريكايى به درستى به اين موضوع پى برده كه تاكتيك هاى بكار گرفته شده در عراق را نمى توان به سادگى در افغانستان به كار گرفت. چون عراق و افغانستان دو كشور متفاوت هستند. عراق كشورى است با منابع غنى، نيروهاى خارجى و نيروهاى داخلى آموزش ديده كه تعليم ديده و مجهز هستند و مى توان راحت تر آنها را مديريت كرد. از سوى ديگر نيروهاى شبه نظامى دردسر آفرين در عراق نمى توانند مانند همتايان خود در افغانستان به آشفتگى مرزها و پناه گرفتن در خاك كشورهاى همسايه حضور يابند و به همين جهت مقابله با آنها آسانتر است. در مقابل شبه نظاميانى كه در افغانستان فعاليت دارند، مى توانند به راحتى در مناطق مرزى با پاكستان پنهان شوند و حتى خود را در ميان قبايل منطقه اى قرار بدهند. افزايش شمار نيروهاى آمريكايى در افغانستان به طور مستقيم به روند خروج نيروهاى آمريكايى از عراق بستگى دارد و بر اساس اين، گروهى از نظاميان آمريكايى كه قرار بود سال آينده به عراق اعزام شوند عازم افغانستان مى شوند و حتى فرماندهان آمريكايى در افغانستان خواهان اعزام سه گروه ديگر از اين نيروها به افغانستان نيز شده اند. اين در حالى است كه ژنرال پترائوس با توجه به موفقيتى كه در عراق به دست آورده با خروج بخش بزرگى از نيروهاى آمريكايى تا اواخر سال ۲۰۱۰ در عراق موافق است. در حال حاضر فرماندهان آمريكايى تلاش مى كنند به هر وسيله اى بهترين استفاده را از نيروهاى خود در افغانستان ببرند و همزمان نيروهاى افغان را هم تربيت و مجهز كنند اما مشكلى كه در اين راستا وجود دارد، فعاليت نيروهاى ويژه آمريكا است كه عمليات آنها معمولا تلفات غير نظامى زيادى داشته و اخيرا نيز انتقاد هاى فراوانى را به همراه داشته است. ناتو نيز هنوز با مشكلات فراوانى براى فعاليت در افغانستان روبروست. بسيارى از كشورها تمايلى به اعزام نيروهاى بيشتر به افغانستان نشان نداده اند و بسيارى از نيروهاى قبلى نيز در حال خارج كردن نيروهايشان از افغانستان هستند. نيروهاى كانادايى و هلندى نيز قراراست تا دو سال آينده فعاليت هاى خود را در افغانستان به پايان برسانند.
آمريكا نيز بسيار دير به فكر افتاده كه شمار نيروهاى ارتش افغانستان را از ۸۰ هزار نفر به ۱۳۰ هزار نفر برساند، اما متحدان آمريكا تمايل چندانى به فرستادن نيرو و تجهيزات لازم براى تامين اين هدف نشان نداده اند و به همين جهت رابرت گيتس، وزير دفاع آمريكا از آنها خواسته تا حداقل منابع مالى براى انجام اين برنامه را تامين كنند. طبيعت برنامه اى كه ژنرال پترائوس در عراق اجرا كرده چندين اصول مهم داشته كه وى قصد دارد آن را در افغانستان پياده كند. اين ژنرال آمريكايى به نيروهاى آمريكايى در عراق دستور داده بود تا به جاى گشت زنى به ميان مردم بروند و اعتماد آن ها را به دست آورند. اگر پترائوس بخواهد مبناى استراتژى آمريكا در افغانستان را نيز بر همين مساله قرار بدهد، قطعا با شرايط متفاوتى از عراق روبرو خواهد شد. چون نيروهاى بسيار كمترى در افغانستان حضور دارند و در عين حال احتمال اين كه پترائوس بتواند گروه هاى مسلح ناراضى در افغانستان را به الگويى شبيه شوراهاى بيدارى در عراق تبديل كند چندان زياد نيست. پترائوس نيز بر اين موضوع تاكيد كرده كه نبايد فراموش كرد هر استراتژى اى كه امروز مفيد است ممكن است در آينده نتيجه بخش نباشد و هر استراتژى در يك جايى جواب بدهد شايد در جاى ديگر مفيد نباشد. در بخش پايانى تحليل اكونوميست مى خوانيم: همگان به اين موضوع پى برده اند كه موفقيت در افغانستان هنوز هم با شك و ترديد همراه است و ممكن است سالها به طول بينجامد. پترائوس قطعا مى داند كه شرايط افغانستان به طور كامل با عراق متفاوت است. نبود منابع كافى، شرايط نابسامان امنيتى و بى ثبات جدى در پاكستان باعث شده اوضاع در افغانستان بسيار پيچيده شود.
|