|
|
|
|
|
درباره سينماى پليسى؛
منوچهر اكبرلو
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
درباره سينماى پليسى؛
فرهنگ سازى هيجان انگيز!
منوچهر اكبرلو
|
|
|
آنچه كه در سينماى ايران معمول شده - اگر بشود به آن ژانر پليسى اطلاق كرد - عموما ملودرام هايى با حضور پليس هستند با اندكى پيچيدگى و تعليق كه آن هم در لا به لاى پرحرفى ها و صحنه هاى كش دار، كم رنگ و بى رمق مى شود. البته زياد هم نبايد بى انصافى كرد. فيلمسازانى كه اقدام به ساختن اين گونه فيلم ها مى كنند، با مشكلات و محدوديت هاى ريز و درشتى روبه رو هستند كه نهايتا منتهى به ساخته شدن چنين آثار بى رمقى مى شود. هرچند كه مسأله ياد شده در مورد بقيه فيلم ها نيز صادق است اما در اينجا فقط به موارد خاصى كه در مورد اين گونه فيلم ها صدق مى كند، اشاره خواهيم كرد. يكى از وظايف فيلم هاى پليسى ـ جنايى هشدار دادن به جامعه و مسئولين است، مسأله اى كه از همان ابتدا دست و پاى فيلمساز را مى بندد. نيروى انتظامى و حتى مسئولان امور هنرى توقعى كه از فيلمساز در تصوير كردن چهره پليس دارند، پليسى است مودب، فداكار و تميز كه لفظ قلم حرف مى زند و در مقابل مجرمين رفتارى انسانى و بدون خشونت دارد. زيرك، آگاه و هميشه در مواجهه با مجرمين، برتر و برنده است. اين تصوير كليشه اى كه تقريبا در تمام فيلم ها به يك شكل ارائه مى شود، شخصيتى يك بعدى و استريليزه را تصوير مى كند و به همين دليل تماشاچى، سمپاتى كمى با شخصيت ارائه شده برقرار مى كند. اين مسأله در مورد شخصيت هاى منفى نيز صادق است. باتوجه به محدوديت هاى در نظر گرفته شده براى شخصيت پردازى نقش هاى منفى، تماشاچى وقتى بلافاصله با شخصيت هايى داراى صورت تراشيده شده، لباس هاى نسبتا شيك و دستمال گردن و نام هايى مانند كامى، فرامرز و منوچهر روبه رو مى شود، پى به منفى بودن نقش آنها مى برد و در اين مورد هم آن قدر اين كليشه تكرار شده كه ديگر هيچ جذابيتى براى مخاطب ندارد. جالب تر اين كه حتى شخصيت هاى منفى نيز نبايد ناجور صحبت كنند و سيگار بكشند. بنابراين فاصله بين شخصيت هاى منفى و مثبت فيلم به حداقل مى رسد. در فيلم هاى پليسى ـ جنايى، عامل اصلى جرم يا جنايتى است كه اتفاق مى افتد. بنابراين، خلاصه داستان فيلم هاى پليسى ما اين مى شود كه رهبر يك باند مخوف كه اوج شرارتش پوشيدن ربدشامبر است و همراه با صبحانه آب پرتقال مى خورد، چند نوچه خشن به نام هاى منوچ و فرى و يا اسى در اختيار دارد و مى خواهد چيزى از ميراث فرهنگى ما را از مملكت خارج يا محموله اى را وارد ايران كند، و يا برج سازان خطرناكى هستند كه مى خواهند برج هاى مرتفع بسازند. از طرفى پليس وظيفه شناس و مودبى نيز هست كه گرفتارى هاى شخصى مهمى دارد يا فرزندش مريض است و براى معالجه اش پول كافى در اختيار ندارد؛ و يا يك روز مانده به عروسى اش به ماموريت فرستاده مى شود يا همسرش پا به ماه است. خلاصه، به هر ترتيب در جريان مسائل باند خطرناك فوق الذكر قرار مى گيرد و منطقى غير از منطق سرنخ ها به دست مى آورد. چندين بار گرفتار و اسير آنها مى شود و بالاخره با همكارى سايرين، باند مخوف را منهدم مى كند و البته چندين فصل تعقيب و گريز كه تعدادى كارتن خالى به هوا بلند مى شود و فصل هاى تيراندازى كه در آنها بى خود و بى جهت، گلدان ها و خمره هايى كه بى دليل لب تاقچه و كنار پنجره چيده شده اند منفجر مى شوند، چاشنى اين فيلم ها هستند. خوب البته اين موارد براى ارضاى تماشاچى كافى نيست و بايد گفت كه ما تماشاچيان خوب و نجيبى داريم كه تن به ديدن اين گونه فيلم ها مى دهند و دم بر نمى آورند. اما فيلم هاى ژانر پليسى بايد هشداردهنده باشند، بايد افشاگر باشند و با عنوان كردن بعضى از معضلات موجود در اجتماع به پيشگيرى از حوادث ناگوار بپردازند. همين مسأله قاتلى كه به عنوان خفاش شب معروف شد و جامعه را تكان داد، اگر قبل از آن فيلمنامه اى با اين مضمون ارائه مى گرديد، مسلما مردود مى شد و چه بسا همين الان همچنين فيلمنامه اى نتواند از سد مميزى بگذرد. هر روز در روزنامه هاى كشور خبرهايى از فساد مالى بعضى از مديران مى خوانيم؛ ولى آيا فيلمسازان ما اجازه پرداختن به چنين مسائلى را دارند؟ كه اگر داشتند و از آ نها حمايت مى شد، چه بسا خيلى از اين اتفاقات نمى افتاد. جمع بندى محدوديت هاى موضوعى كه به قسمت كوچكى از آن اشاره شد، اين نكته را مشخص مى كند كه فيلمساز باتوجه به محدوديت هايى كه در نوشتن و ساختن دارد، يكى از مهمترين شاخصه هاى سينماى پليسى را از دست مى دهد؛ يعنى همان چيزى كه به عنوان وجه تمايز فيلم هاى پليسى نسبت به يكديگر عنوان مى شود: طرح و توطئه. در اينجا به مطلب ديگرى نيز اشاره كنيم كه البته صرفا به سينماى پليسى مربوط نمى شود بلكه در برگيرنده كل سينماست و آن مسأله تهيه است. اگر بخواهيم در مورد ارزش يك فيلم و درجه مقبوليت و موفقيت آن (فعلا از نظر تماشاچى و اقبال عمومى) صحبت كنيم، احتياج به فراهم كردن چند عامل مشخص داريم: يك ـ ايده اى بكر و داستان و فيلمنامه اى منسجم؛ دو ـ بودجه مناسب براى تهيه آن فيلم؛ سه ـ گردآورى عوامل مناسب و منطبق با فيلم؛ چهار ـ ساختار منسجم و مناسب فيلم. تهيه يك فيلم، مقوله اى پيچيده و تهيه كننده در درجه موفقيت آن سهيم است. يكى از عواملى كه شديدا به سينماى ما ضربه وارد مى كند، همين مسأله است. معمولا ما با بودجه سى ميليونى، فيلمى پنجاه ميليونى مى سازيم و با بودجه اى پنجاه ميليونى، فيلمى صد ميليونى. و اين البته آثار مخرب خودش را در فيلم به جا مى گذارد. محدوديت هاى مالى به هنگام تهيه فيلم باعث مى شود كه فيلمساز در هنگام اجرا از گرفتن بعضى از صحنه ها اجتناب كند يا به قول معروف صحنه ا ى را سرهم بندى كند. اگر ما فيلمى پليسى مى سازيم كه در آن صحنه تعقيبى وجود دارد، اين صحنه بايد به بهترين شكل در بيايد. سرهم بندى كردن صحنه هاى تعقيب و گريز، ضمن تنوع در لوكيشن ها، كم حرف و پرتحرك و با جلوه هاى ويژه حيرت انگيز هستند و اين چيزى است كه با بودجه ما جور در نمى آيد. بنابراين به يكى دو صحنه تعقيب با چند اسپيشال افكت آبكى بسنده مى كنيم كه در تيزر و پوستر از آن استفاده شده و مابقى فيلم را با پرگويى هاى خارج از تحمل تماشاچى پر مى سازيم. اگر از لحاظ مالى قدرت تهيه چنين فيلم هايى را نداريم، بهتر است به ساختن فيلمى كه كمتر احتياج به اين نوع تخصص و فناورى دارد، اقدام كنيم.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«شمر كجاست؟» هفته آينده جلوى دوربين مى رود
سرويس سينمايى: با انتخاب بازيگران «شمر كجاست؟» به كارگردانى مهدى جعفرى و تهيه كنندگى احمد زالى، اين فيلم تلويزيونى هفته آينده كليد مى خورد. فيلم ۲۴ شخصيت اصلى دارد و داستان تعدادى از بچه هاى يك مدرسه روستايى را روايت مى كند كه تصميم مى گيرند در قصه تعزيه اى كه هر سال آن را اجرا مى كنند تغييرى خاص بدهند. ستاره پسيانى، محمود عزيزى، پرويز فلاحى پور، منوچهر على پور، محمد مختارى،آتش تقى پور، سعيد شجاعى و مصطفى ساسانى تعدادى از بازيگران اين فيلم تلويزيونى هستند. لازم به ذكر است پيش از اين قرار بود اين فيلم را كمال تبريزى در قالب يك فيلم سينمايى كارگردانى كند اما با انصراف او از ساخت اين اثر اين فيلم در قالب يك كار تلويزيونى ساخته خواهد شد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«مسأله نان و مرگ» از اسكار جا ماند
|
|
|
سازندگان فيلم تلويزيونى و كوتاه «مسأله نان و مرگ» براى حضور در بخش اسكار بهترين فيلم انيميشن كوتاه بايد تا سال ۲۰۱۰ صبر كنند. به گزارش مهر، نيك پارك خالق فيلم جديد عروسك هاى خميرى و محبوب والاس و گروميت كه اولين بار كريسمس امسال از شبكه يك بى بى سى پخش مى شود، در اين باره گفت: ما اسكار امسال را از دست داديم، اما براى سال بعد فرصت داريم. «شلوارهاى اشتباهى» و «خطر بيخ گوش» دو فيلم كوتاه قبلى مجموعه والاس و گروميت جوايز اسكار بخش بهترين فيلم انيميشن كوتاه را دريافت كردند. پارك بريتانيايى نيز سال ۲۰۰۶ براى انيميشن بلند «والاس و گروميت در نفرين خرگوش نما» برنده اسكار شد. «يك روز بزرگ بيرون»، اولين فيلم مبتكر عجيب و غريب و سگ باوفاى او نيز نامزد اسكار شد. «مسأله نان و مرگ» براى حضور در اسكار امسال بايد تا اول اكتبر ۲۰۰۸ به آكادمى علوم و هنرهاى سينمايى ارائه مى شد كه اين اتفاق نيفتاد. والاس (با صداى پيتر ساليس) و گروميت سگ او در فيلم ۳۰ دقيقه اى «مسأله نان و مرگ» صاحب يك نانوايى هستند. آنها درگير يك پرونده قتل مى شوند، اما وقتى والاس عاشق مى شود گروميت بايد به تنهايى قضيه را حل كند. عنوان «مسأله نان و مرگ» شوخى با فيلم «مسأله زندگى و مرگ» فيلم ۱۹۴۶ ديويد نيون است. پارك ۴۹ ساله پس از هشت سال كار روى دو فيلم بلند «نفرين خرگوش نما» و انيميشن سال ۲۰۰۰ «فرار جوجه اى» فرصت ساخت يك فيلم كوتاه را غنيمت شمرد. او در اين باره گفت: فرمت نيم ساعتى انسانى تر به نظر مى رسد. روند كار در يك فيلم بلند بسيار طولانى است، اما هنگام ساخت يك فيلم كوتاه حس مى كنم بايد زودتر ايده بدهم. استوديو بريتانيايى آردمن، خالق«والاس و گروميت» و «فرار مرغى» پارسال پس از پايان قرارداد با شركت دريم وركس با سونى پيكچرز قراردادى سه ساله بست.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
واتس و بنينگ در فيلم «گارسيا» بازى مى كنند
«نوامى واتس» و «آنت بنينگ» در فيلم جديد «رودريگو گارسيا» با عنوان «مادر و كودك» به نقش آفرينى مى پردازند. به گزارش ايسنا، «رودريگو گارسيا» علاوه بر كارگردانى اين پروژه سينمايى، نگارش فيلمنامه آن را نيز برعهده گرفته است. مادر و كودك از يك داستان تركيبى بهره مى برد. مادرى دختر كوچك خود را رها كرده است و زن ديگرى در پى به فرزندى پذيرفتن يك كودك بايد مراحلى سخت را پشت سر بگذارند. بازيگرانى چون «كرى واشنگتن» و «شاركا اپس» نيز دراين درام احساسى به ايفاى نقش خواهند پرداخت. شركت هاى فيلمسازى «وستند فيلمز» با همكارى «انديوور» حقوق پخش و توليد فيلم «مادر و كودك» را برعهده گرفته اند. «نوامى واتس» بازيگر آثارى چون «كينگ كونگ» و «۲۱ گرم» فيلم «بين المللى» را آماده نمايش دارد و در بازسازى فيلم «پرندگان»، «هيچكاك» و «شاه لير» حضور خواهد يافت. «بنينگ» امسال در فيلم زنان به ايفاى نقش پرداخته است. او براى بازى در فيلم «شيادان»،«زيباى آمريكايى» و «جوليا بودن» نامزد دريافت اسكار بوده است. مادر و كودك با بودجه اى هفت ميليون دلارى در نيمه اول سال ۲۰۰۹ ميلادى مقابل دوربين مى رود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
«رد كليف» پرفروش ترين فيلم ژاپن شد
فيلم سينمايى «رد كليف» ساخته جان وو براى سومين هفته پياپى در بازار ژاپن پرفروشترين فيلم شد و مجموع فروش خود را به ۲۵ ميليون دلار رساند. به گزارش خبرنگار مهر، فيلم جديد وو در ۱۶ روز اول اكران بيش از دو ميليون بليت فروش داشته است. تونى ليونگ چيو واى، تاكشى كانشيرو، ژانگ فنگى، چانگ چن و لين چيلينگ در فيلم ۸۰ ميليون دلارى «رد كليف» بازى مى كنند. داستان در آخرين روزهاى حكمرانى سلسله هان در سال ۲۰۸ روى مى دهد و درباره نبردهايى است كه دوره «سه امپراتورى» و حكمرانى سه امپراتور در چين را به همراه داشت. از «رد كليف» به عنوان پرهزينه ترين فيلم تاريخ سينماى آسيا ياد مى شود. اين فيلم در دو قسمت ساخته شده و بخش دوم آن آوريل ۲۰۰۹ اكران مى شود. «رد كليف» تنها فيلمى است كه امسال سه هفته پشت سر هم در صدر جدول بازار فروش ژاپن قرار گرفته است. انتظار مى رود اين فيلم در نهايت ۵۰ ميليون دلار بفروشد. فيلم كمدى «پرواز شاد» با بازى هاروكا آياسه با ۲۵/۲ ميليون دلار و ۱۶۴ هزار بليت فروش فيلم دوم شد. «متهم ايكس» نيز پس از هفت هفته در رده چهارم قرار گرفت. اين فيلم با ۴۰ ميليون دلار يكى از پنج فيلم پرفروش ژاپنى اين كشور در سال ۲۰۰۸ است. «اينديانا جونز و قلمرو جمجمه بلورين» استيون اسپيلبرگ با ۵۹ ميليون دلار پرفروشترين فيلم خارجى اكران شده در ژاپن در سال ۲۰۰۸ است.
|
|
|
|
|
|
|
|