نسخه
PDF
شماره ۵۷۴۸ - ۳۰ آبان ۱۳۸۷ - ۲۱ ذيقعده ۱۴۲۹ - ۲۰ نوامبر ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
بازگشت نظامى غرب به آسياى مركزى
107658.jpg
با عنايت به بحث هايى در خصوص خروج نظاميان آمريكا از عراق، اين كشور به واسطه اهميت ژئوراهبردى و ژئوپوليتيكى منطقه، به حضور نظامى خود در اين حوزه به شكلى متفاوت از جمله از طريق انتقال نيروهاى خود به آسياى مركزى تداوم خواهد بخشيد. آمريكايى ها كه پس از حملات ۱۱ سپتامبر و به بهانه مبارزه با تروريسم در افغانستان نيروهاى نظامى خود را وارد آسياى مركزى كرده و اقدام به تأسيس پايگاه نظامى در اين منطقه از جمله در قرقيزستان و ازبكستان كردند، از ابتدا تأكيد كرده بودند كه بعد از اتمام جنگ در افغانستان به اين حضور خاتمه خواهند بخشيد. اما بر همگان روشن بود كه اين كشور اهداف بلندمدت ترى از جنگ افغانستان و مبارزه با تروريسم را دنبال مى كند و حضور نظامى آن در آسياى مركزى به جنگ در افغانستان محدود نخواهد شد. به گزارش ايراس تحولات منطقه از جمله نااميدى كشورهاى آسياى مركزى از كمك هاى موثر غرب و درگير شدن اين كشور در جنگ عراق باعث شد كه حضور نظامى اين كشور در آسياى مركزى در درجه دوم اهميت قرار گيرد. به همين سبب بود كه واشنگتن در برابر درخواست دولت ازبكستان به خروج نظاميان خود از اين كشور كه البته با فشارهاى روسيه و چين انجام شده بود، مقاومتى نكرد و اين نيروها را از اين كشور خارج كرد. بحث خروج نيروهاى آمريكايى از عراق، مشكلات و چالش هاى واشنگتن در افغانستان و همچنين تلاش هاى اخير روسيه براى تقويت حضور نظامى خود در آسياى مركزى اسباب توجه بيشتر واشنگتن به اين منطقه شده است. در اين بين بحث خروج نيروهاى آمريكايى از عراق كه به تكرار در سخنان باراك اوباما در خصوص آن صحبت شده متغيرى عمده محسوب مى شود. آمريكايى ها به واسطه اهميت ژئوپوليتيكى و ژئو راهبردى منطقه خاورميانه و مناطق اطراف آن از جمله آسياى مركزى، تلاش خواهند كرد، پس از خروج از عراق، حضور نظامى خود در اين حوزه را به شكل هاى ديگر از جمله ايجاد پايگاه هايى در آسياى مركزى و انتقال نظاميان خود از عراق به اين منطقه حفظ كنند. تشديد تلاش هاى روسيه براى تثبيت حضور و موقعيت نظامى خود در آسياى مركزى از جمله از طريق ايجاد پايگاه هاى دوم در قرقيزستان و تاجيكستان مؤلفه  مهم  ديگرى است كه باعث معطوف شدن مجدد نظر آمريكايى ها به تقويت حضور نظامى خود در اين منطقه شده است. آمريكايى ها درصدد آنند كه از قبل توسعه نفوذ نظامى خود در منطقه، از رقابت هاى ژئوپوليتيكى در آسياى مركزى عقب نمانده و عرصه را به طور كامل به روسيه واگذار نكنند. سفرهاى متعدد و متنوع مقامات آمريكايى به آسياى مركزى طى ماه هاى اخير در همين راستا و براى ايجاد بستر عملياتى كردن هدف بازگفته تفسير مى شود. در همين راستا، جرج كرول، نماينده وزارت خارجه آمريكا در كنفرانسى كه اخيراً در دوشنبه (پايتخت تاجيكستان) زير عنوان «آسياى مركزى و افغانستان؛ مشكلات، احتمالات و روندهاى آتى» تشكيل شد شركت كرده كه به نظر مى رسد يكى از اهداف اصلى سفر وى ارزيابى دقيق ترى از شرايط حضور نظامى آمريكا در آسياى مركزى است.او در ملاقات با امام على رحمان، رئيس جمهور تاجيكستان تأكيد كرد كه تغيير قدرت در كاخ سفيد تأثيرى بر سياست ها و راهبرد آمريكا در آسياى مركزى نخواهد داشت. او در اين ديدار تأكيد كرد كه ثبات در آسياى مركزى به نحو قابل ملاحظه اى بر ثبات كل آسيا تأثير دارد. كرول بر اين مهم نيز تأكيد كرد كه بحران در اقتصاد بين الملل و اقتصاد آمريكا نيز خللى در برنامه كمك هاى مالى واشنگتن به كشورهاى منطقه نخواهد داشت و اين كمك ها كاهش نمى يابد. او در عين حال تأكيد كرد كه تلاش آمريكا براى همكارى با كشوهاى حاضر در منطقه آسياى مركزى ، صرفاً  اقدامى از جنس همكارى است و اين كشور قصدى براى بيرون انداختن چين و يا روسيه از اين منطقه ندارد. الكساندر كنيازف، رئيس بخش بيشكك موسسه كشورهاى سازمان كشورهاى هم سود، معتقد است؛ «على رغم اعلام سفر كرول به عنوان سفرى كارى، هدف اصلى سفر وى، ايجاد بسترهاى لازم براى تقويت نفوذ آمريكا در آسياى مركزى به ويژه در تاجيكستان بود». به اعتقاد آگاهان امر آمريكايى ها با عنايت به موقعيت مركزى ازبكستان در آسياى مركزى، براى بازگشت نظامى مجدد به اين كشور نيز اهميت خاصى قائل هستند و بعد از توافق با تاجيكستان بر توافق نظامى با مقامات اين كشور متمركز خواهند شد. شايان ذكر است كه هرچند روسيه در سال ۲۰۰۱ از جمله به واسطه اينكه حضور نظامى آمريكا در آسياى مركزى اسبابى براى كاهش تهديدهاى امنيتى از جانب افغانستان به ويژه از ناحيه گسترش بنيادگرايى اسلامى از نوع طالبانى به منطقه آسياى مركزى و به تبع آن بى ثباتى در مرزهاى جنوبى اين كشور بود، با اين حضور موافقت كرد، اما به نظر مى رسد در شرايط حاضر مقامات مسكو به هيچ وجه موافق بازگشت نظامى آمريكا به اين منطقه نيستند.افزون بر اين، توافقات نظامى كشورهاى منطقه با آمريكا ممكن است مانعى مهم براى تحقق تلاش هاى اخير روسيه براى توسعه حضور نظامى خود در منطقه از جمله از طريق ايجاد پايگاه نظامى «عينى» در تاجيكستان باشد. از سوى ديگر هر چند كشورهاى منطقه طى سال هاى اخير متنوع سازى شركاء خارجى و سياست خارجى چندوجهى را در حوزه هاى مختلف به ويژه اقتصادى مد نظر قرار داده و به تكرار نيز اين راهبرد را عملياتى كرده اند، اما به واسطه حساسيت هاى موضوع همكارى هاى نظامى،  به نظر مى رسد آنها در وضعيت سخت انتخاب همكارى نظامى با روسيه و آمريكا قرار داشته باشند. همكارى هاى امنيتى و نظامى اين كشورها با روسيه (و چين) از جمله در چارچوب سازمان شانگهاى و سازمان امنيت جمعى نيز مى تواند مزيدى بر مشكل بودن مسير آمريكا به توسعه مجدد همكارى هاى نظامى خود با كشورهاى منطقه آسياى مركزى باشد.
۷ سال تلاش افغانها براى يك زندگى امن
۷ سال پيش با جنگى كه منجر به بركنارى طالبان از قدرت شد، سفرى به افغانستان آغاز شد و در اين راه اقدامات زيادى براى افغانستان و دنيا صورت پذيرفت. طى سال ۲۰۰۱ در كمتر از ۴۵ روز افغان ها از گزند تروريسم و طالبان رهايى يافتند. مردم افغانستان پس از اين واقعه به اميد دستيابى به آينده اى روشن به كشورشان بازگشتند. برخى از اين اميدها تحقق يافت. كودكان به مدرسه بازگشتند. حدود ۸۵ درصد از افغان ها اكنون به خدمات درمانى دست يافته اند. اين رقم ۹ درصد بيشتر از سال گذشته است. به گزارش ديپلماسى ايران مرگ و مير كودكان ۲۵ درصد كاهش يافته است. دموكراسى، مطبوعات آزاد، دستاوردهاى اقتصادى و معاش بهتر همگى در افغانستان محقق شده اند. با اين حال متاسفانه ما هنوز در حال مبارزه با طالبان و القاعده هستيم. چه كارى بوده كه بايد انجام مى داديم و نداديم كه اين چنين موجب نا امنى ما و جهان شده است؟ پس از آزادسازى افغانستان در سال ۲۰۰۱ جامعه جهانى براى مبارزه با تروريسم تمام تلاش هاى خود را در افغانستان متمركز ساخت، اين در حالى بود كه ما مى گفتيم افغانستان كشورى نيست كه بايد عليه تروريسم در آن جنگيد. اين جنگ نبايد در روستاهاى افغانستان ادامه داشته باشد. بايد يك رويكرد منطقه اى به مورد اجرا گذاشته شود. اين جنگ بايد بر تحريم كسانى متمركز شود كه تروريست ها را آموزش داده، آنها را تجهيز و تحريك شان كرده و براى آزار ما به اين كشور گسيل مى كنند. اما صداى ما شنيده نشد. صرف نظر از اين كه آيا اين موضوع منبعث از عدم آگاهى يا عدم تمايل است، رويدادها ثابت كردند كه ما درست مى گفتيم. متاسفانه طى دو سال گذشته پاكستان به اندازه و حتى بيشتر از افغانستان متضرر شده است. تقريبا كمربند قبيله اى حائل مرز افغانستان و پاكستان از اين وضعيت دچار آسيب شد. همان طور كه مدرسه هاى افغانستان از سال ۲۰۰۴ به اين سو آتش مى گرفتند و مى سوختند، از يك سال پيش تاكنون مدرسه هاى پاكستان نيز به ويژه مدرسه هاى دختران شاهد آتش سوزى بودند و ۸۰ هزار دانش آموز از امكانات تحصيلى محروم شدند. پل هاى بسيار تخريب شدند و سربازان و پليس به قتل رسيدند. بمب هاى بسيارى از كراچى تا لاهور و اسلام آباد منفجر شده اند. خشونت به هند نيز سرايت كرده است و شهرهاى گجرات، بنگلادش و دهلى با انفجار بمب هاى متعدد به لرزه درآمدند. بدين ترتيب بايد گفت كه اين مشكل منطقه اى است و در برگيرنده حمايتى نهادينه از تندروهايى است كه به تروريسم دامن مى زنند. تا زمانى كه از طريق ممانعت از آن نوع حمايت ها و همچنين پشتيبانى هاى مالى از راديكاليسم در تمام اشكال، ريشه هاى اين مشكل مورد خطاب قرار ندهيم، نمى توانيم تروريسم را شكست دهيم. اين مشكل به خوبى از سوى غرب درك نشده است. غرب با علائم و نشانه هاى تروريسم مبارزه كرده و در مواجهه با ريشه هاى اصلى آن ناكام مانده است. خوشبختانه امروز شاهد بروز علائمى از درك اين مرض هستيم. تغييرات دموكراتيك در پاكستان خبر خوبى براى افغان ها است. اين خبر خوشى براى مردم پاكستان و ساير جهانيان نيز هست. آصف على زردارى، نخست وزير جديد پاكستان نيز مانند ما از تروريسم آسيب ديده است. بى نظير بوتو، همسر وى توسط تروريست ها به قتل رسيد. اگر همه كشورها از جمله افغانستان، پاكستان و هند به همراه ساير هم پيمانان دست به دست هم دهند، اين امكان وجود دارد از روزهايى كه يك دولت تندرويى را به ابزارى در جهت سياست هاى خود تبديل كند، فاصله خواهيم گرفت. زمانى كه تمام دولت هاى منطقه تندروى را طرد كنند، براى تروريسم و تندروها فرصتى وجود نخواهد داشت كه گسترش يابند. اما اين رويه همچنين نيازمند كمك به افرادى است كه از روى فقر و بيچارگى خود را در اختيار نيروهاى تندرو قرار مى دهند. سال گذشته پسر ۱۴ ساله اى از منطقه قبايلى پاكستان را كه براى انجام يك بمب گذارى انتخارى به افغانستان آمده بود، بخشيدم. فقط نااميدى مفرط است كه مى تواند يك جوان را به چنين اعمالى بكشاند. ما بايد اين افراد را با فراهم ساختن آينده اى بهتر نظير آموزش بيشتر و ايجاد فرصت هاى جديد برايشان، از اين وضعيت نجات دهيم. فقر و نوميدى از جمله ابزارهايى است كه نيروهاى شيطانى براى ايجاد گروه هايى تروريستى مورد بهره بردارى قرار مى دهند. اما اين فضا تغيير نمى كند مگر اين كه دولت ها دست به كار شوند و اقدامى از سوى دولت هاى منطقه به منظور ايجاد مشاغل جديد صورت گيرد. افزون بر اين براى اين كه حمايت نهادينه از تروريسم ها پايان يابد، بايد كمك هاى نهادينه به افغانستان وجود داشته باشد. ما بايد افغان ها را قادر سازيم كه از كشورشان دفاع كرده تا آينده اى روشن را براى خود رقم بزنند و نسبت به پرورش كودكانشان اميد پيدا كنند. آينده معتبر يعنى امنيت و نداشتن دغذغه نان. ما تلاش كرديم كه با آموزش افغان هاى جوان، اميدوارى را ايجاد كنيم. اما تا كنون نتوانستيم كه زندگى امنى را برايشان فراهم كنيم. زندگى اى كه از خطر بمب گذارى و بمباران هوايى در امان باشد. تنها زمانى كه چنين موقعيتى به وجود بيايد، افغانستان در امان خواهد بود. و اگر شرايط ديگرى كه پيشتر گفتم يعنى محو حمايت سياسى از راديكاليسم و ايجاد نوميدى در ميان جوانان نيز مهيا شوند، اما زندگى امن ترى را نه تنها در افغانستان كه در پاكستان، هند و ساير نقاط جهان خواهيم داشت.
زمستان سختى كه پيش روست
در همين راستا، خبرگزارى دويچه وله آورده است: زمستان هنوز فرانرسيده، اما سختى آن از هم اكنون محسوس است. در كابل نيز مردم از كمبود سوخت و قطع برق در رنج اند، چه برسد به شهرهاى ديگر افغانستان. يك مشكل بزرگ، كمبود آب آشاميدنى است. همين كه نام فصل زمستان مى آيد مردم افغانستان در هر اس مى شوند چه برسد به اينكه واقعاً فصل زمستان آغاز شود. سرماى شديد بدون آب و برق و امكانات حرارتى حتى در كابل پايتخت افغانستان، اكثريت را دچار نگرانى كرده است. مشكل عمده در افغانستان نبود سوخت در زمستان است. كشورهاى همسايه افغانستان در زمستان براى توليد گرما از گاز و برق استفاده مى كنند، اما مردم افغانستان نه تنها گاز و برق براى گرم كردن ندارند بلكه حتى از داشتن برق براى روشنايى در شب محروم اند. البته دركابل مردم هفته اى ۲ شب برق دارند كه آن هم تنها سه ساعت به شكل جيره بندى است. مردم افغانستان براى گرم كردن منازل شان از چوب استفاده مى كنند. فقط ثروتمندان مى توانند چوب بخرند، اماافرادى كه توانايى خريد چوب را ندارند از همين حالا به هنگام برگ ريزان پاييز برگ درختان را جمع كرده وبراى زمستان ذخيره مى كنند . گاهى اوقات كودكان خردسال ، سرگردان به دنبال تكه اى كاغذ و يا كارتن مى گردند تا بتوانند آن را در زمستان در بخارى هايشان بياندازند و حداقل لحظه اى خود را گرم كنند. مردم افغانستان از نبود برق هنوز هم شكايت چندانى ندارند. شكايت متوجه كمبود آب آشاميدنى است كه خانواده هاى زيادى را در زمستان رنج مى دهد. خردسالان نيز در تلاش براى تهيه آب هستند. كمتر كسى در كابل است كه در منزلش آب لوله كشى شهرى داشته باشد. اكثر خانواده ها از چاه هاى واقع در نقاط دوردست آب تهيه مى كنند.اگر به نبود اين تسهيلات فقر را نيز اضافه كنيم، روشن مى شود كه چرا در افغانستان بسيارى از شدت سرما جان مى دهند. محمد آصف رحيمى وزير زراعت افغانستان مى گويد: بر اساس تحقيقات ۲۰۰هزار نفر در زمستان آينده با گرسنگى مواجه خواهند شد، اما كميته حالات اضطرار افغانستان تنها توانايى رساندن كمك به نيمى از آنها را دارد. مردم از نحوه  توزيع كمك هاى خارجى راضى نيستند و مى گويند اين كمك ها به آنها در هنگام ضرورت نرسيده است. به گفته سفارت آلمان در كابل از سال ۲۰۰۱ ميلادى تا كنون دولت آلمان ۸۱ ميليون يورو كمك اضطرارى در زمستان نموده است. محمد يونس قانونى رييس مجلس (ولسى جرگه ) افغانستان در نشستى در مجلس از سرماى زمستان امسال ابراز نگرانى كرد و گفت: خانه ملت جداً نگران دو فاجعه كمبود مواد غذايى و سرماى زمستان است.