نسخه
PDF
شماره ۵۷۴۹ - ۲ آذر ۱۳۸۷ - ۲۳ ذيقعده ۱۴۲۹ - ۲۲ نوامبر ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
اقتصاد متزلزل عامل مهاجرت در آسياى مركزى
107733.jpg
ركود و كاهش فعاليت هاى اقتصادى در قزاقستان و روسيه كه بحران در اقتصاد جهانى نيز مزيدى بر تشديد آن بوده، مهاجران و خانواده آنها در آسياى مركزى را به نحو محسوسى به صورت منفى تحت تأثير قرار داده است. بر اساس آمارهاى موجود بين دو تا سه ميليون مهاجر فصلى از كشور هاى قرقيزستان، تاجيكستان و ازبكستان در مناطق مختلف روسيه و قزاقستان مشغول به كار هستند كه شرايط سخت اقتصادى در اين دو كشور در وضعيت آنها نيز تأثيرگذار بوده است. به نظر مى رسد اگر ترتيبى مؤثر براى حمايت از آنها و خانواده هايشان انديشيده نشود، هم كشورهاى مبدأ و هم كشور هاى پذيرنده از قبل اين شرايط متضرر خواهند شد. به گزارش ايراس فروپاشى شوروى باعث ايجاد اخلال مؤثر در روابط اقتصادى، اجتماعى و بازرگانى بين جمهورى هاى آسياى مركزى بين خود و با روسيه بوده كه اين امر فضاى اقتصادى و اجتماعى منطقه آسياى مركزى را به صورت منفى تحت تاثير منفى قرار داده است. با اين وجود طى سال هاى اخير نوع جديدى از همكارى هاى اقتصادى در زمينه هاى گوناگون بين كشورهاى اين منطقه از يك سو و با روسيه از سوى ديگر پديدار شده كه توسعه بازار كار در برخى از كشورها از آن جمله است. از اواسط دهه ۱۹۹۰ و اوايل دهه ابتدايى هزاره جديد قزاقستان و روسيه اقتصاد هاى خود را به تبع درآمد هاى فزاينده انرژى بازسازى كردند و اين درآمدها باعث سرازير شدن ميليون ها دلار به زيرساخت ها و پروژه هاى مختلف اقتصادى در اين كشور و به تبع آن افزايش سطح دستمزدها در اين كشورها شد. يكى از تبعات محسوس اين تحول مثبت، افزايش تقاضا براى نيروى كارى از جمله از ساير كشورهاى منطقه بود.
مهاجرت و مهاجرين آسياى مركزى
طى سال هاى اخير تقاضا براى كار در قزاقستان و روسيه بطور قابل توجهى از سوى كارگران مهاجر كشورهاى آسياى مركزى (قرقيزستان، تاجيكستان و ازبكستان) صورت پذيرفته، جايى كه رشد سريع جمعيت و ركود اقتصادى، بازار كار بومى را مشكل اشتغال مواجه كرده است. دولت هاى آسياى مركزى زير فشارهاى اقتصادى يارانه هاى  بخش هاى كشاورزى و صنعتى را قطع كرده  و موفق به جذب سرمايه هاى قابل توجه خارجى براى نجات اقتصادهاى خود نشده اند. در اين وضعيت، صدها و هزارها كارگر شاغل در اين كشورها شغل خودرا از دست داده و فقر و بيكارى به ويژه در مناطق پرجمعيت شهرى و روستايى نمود بيشترى يافته است. به عنوان مثال اواخر دهه ،۱۹۹۰ حقوق متوسط معلمان در تاجيكستان ۱۵ دلار در ماه بود.اين شرايط سبب شد بسيارى از كارگران بيكار به ويژه جوانان بار سفر بسته و براى يافتن فرصت هاى شغلى مناسب تر به ساير كشورها عزيمت نمودند. آنها در ابتدا در كشورهاى ميزبان در مشاغل خدماتى مشغول به كار  شده و به دستمزد كمتر از ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار قناعت كردند. اما به تدريج اين وضعيت تغيير كرد و مهاجران آسياى مركزى توانستند در مشاغل سطح بالاتر از جمله در حوزه مسكن، معاملات زمين، خرده فروشى، كشاورزى و تجارت مواد غذايى ورود يايند. از اواسط دهه ،۱۹۹۰ ميليون ها نفر از كارگران از جمهورى هاى آسياى مركزى در مهاجرت فصلى به كشورهاى پر رونق در شمال روسيه و قزاقستان شركت داشتند تا اينكه درآمد بالاتر ى پيدا كنند. هرچند آمار دقيقى از تعداد مهاجران آسياى مركزى در كشورهاى مختلف وجود ندارد، اما متوسط اين تعداد در منابع مختلف بين ۱۵ و ۳۰ درصد از جمعيت فعال در كشورهاى مبدأ تخمين زده مى شود كه به صورت موقت و دائم به كشورهاى ديگر به ويژه روسيه و قزاقستان عزيمت كرده اند. اين ارقام برابر است با ۳۵۰ تا ۸۰۰ هزار مهاجر از قرقيزستان، ۷۰۰ هزار تا ۱.۲ ميليون مهاجر از تاجيكستان و ۷۰۰ تا دو ميليون مهاجر از ازبكستان. براى مثال، پايگاه اينترنتى روزنامه Gazeta.kz اخيرا در گزارشى تأكيد كرده كه در سال ۲۰۰۸ تعداد دو ميليون مهاجر در واحد هاى اقتصادى موقت يا دائم اين كشور مشغول به كار بوده اند. صرفه نظر از تأثيرات مثبت كارگران مهاجر آسياى مركزى براى اقتصاد كشورهاى پذيرنده، اين مهاجرين براى فضاى اقتصادى و اجتماعى كشورهاى خود نيز مفيد به فايده بوده اند. براساس اطلاعات موجود تخمين زده مى شود كه اين مهاجران سالانه بين يك تا سه ميليارد دلار به صورت نقد و غيرنقد از جمله براى كمك به خانواده هاى خود به كشورهاى متبوع خود باز مى گردانند. از سوى ديگر خروج اين تعداد مهاجر مرهمى موقتى بر فشار سطح بيكارى در كشورهاى آنها است و افزون بر اين دولت نيازى به ايجاد رديف هاى بودجه براى تامين خدمات اجتماعى و بهداشتى اين تعداد از شهروندان خود ندارد. علاوه بر اين نيروهاى كار مهاجر بين كشورهاى فرستنده (قرقيزستان، تاجيكستان و ازبكستان) و كشور پذيرنده (روسيه و قزاقستان) وابستگى هاى اقتصادى ايجاد و آنها را به سرنوشت اقتصادى يكديگر علاقه مند كرده است. با اين وجود همان طور كه كارشناسان بر تأثيرات منفى مهاجرت اين كارگران بر روندهاى اقتصادى و اجتماعى كشورهاى مبدأ نيز تأكيد دارند. فرار مغزها، جدايى و دورى از خانواده و نهادهاى اجتماعى، تقويت اقتصاد سايه، شبكه هاى قاچاق انسان و افزايش وابستگى اقتصادى كشورهاى مبدأ به نوسانات اقتصادى كشورهاى پذيرنده از جمله مهم ترين تأثيرات اين امر است.
تأثير بحران اقتصاد جهانى بر وضعيت مهاجرين
كاهش فعاليت اقتصادى و وضعيت بحرانى در اقتصاد جهانى تأثيرات منفى محسوسى بر تعادل بازار و روندهاى اقتصادى كشورهاى آسياى مركزى و روسيه داشته است. روزنامه نزاوى سى مايا كازى يتا ۱۰ اكتبر سال جارى ميلادى طى گزارش اعلام كرد واحد پولى روسيه  (روبل) ۱۶‎/۶ درصد از ارزش خود را از دست داده و چند طرح بزرگ عمرانى اين كشور به تعويق افتاده است. به دليل همين مشكلات اقتصادى، تقاضاى كار در اين كشور كه از جمله مهم ترين كشورهاى پذيرنده نيروى كار در منطقه است، رو به كاهش نهاده است، در قزاقستان نيز بسيارى از فعاليت هاى عمرانى و صنعتى نيز به صور موقت متوقف شده يا به تأخير افتاده و به طور كلى رها شده كه اين امر نيز به نوبه خود تأثير محسوسى بر وضعيت اشتغال در اين كشور داشته است. به تبع اين وضعيت صدها و هزاران كارگر مهاجر در اين كشورها نيز شغل و فرصت  درآمد خود را از دست داده اند. با التفات به اينكه اين دسته از كارگران اغلب از مهارت هاى كارى و امكانات اجتماعى براى يافتن كار ديگر برخوردار نيستند، وضع  آنها نسبت به شهروندان كشورهاى پذيرنده به مراتب بدتر است كه اين وضعيت تبعات منفى بر خود آنها و خانواده هاى آنها در كشورهاى مبدأ دارد. اول اينكه، خانواده هاى مهاجران در آسياى مركزى كه نياز مبرمى به پول هاى حواله شده از سوى آنها دارند، دريافت هاى بسيار كمترى از اين ناحيه خواهند داشت و در مواردى اين دريافت ها كاملاً قطع شده و خواهد شد. در صورتى كه اين روند ادامه پيدا كند، بسيارى از خانواده هاى آنها شرايط سختى براى گذران زندگى به ويژه زمستان سخت در پيش خواهند داشت. دوم اينكه، انتظار مى رود كه به دليل مشكلات اقتصادى به مراتب حادتر در كشورهاى مبداء، تصميم  آنها به بازگشت با تنش هاى اجتماعى و اقتصادى بسيار از جمله براى در اختيار گرفتن فرصت هاى كارى محدود همراه باشد. سوم اينكه، بازگشت توده اى و ناگهانى كارگران مهاجر باعث افزايش فشار بر بهداشت ضعيف و رفاه اجتماعى در بسيارى از جوامع محلى خواهد شد. چهارم، كمبود فرصت هاى اقتصادى و بيكارى به ويژه جوانان را به سوى بازارهاى سياه از جمله قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان، باندهاى تبهكارى يا گروه هاى سياسى غيرقانونى سوق مى دهد. آن دسته از مهاجرانى كه تصميم به ماندن در كشور پذيرنده بگيرند، نيز با شرايط حاد اقتصادى مواجه خواهند بود. تحت اين شرايط تلاش آنها براى مقابله با مشكلات و پيدا كردن كار ممكن است اسباب چالش با مردم بومى كشورهاى پذيرنده شود.
جمع بندى
بحران اقتصادى جهانى و كاهش فعاليت هاى اقتصادى تأثيرات منفى خود را تقريباً بر همه كشورهاى منطقه آسياى مركزى و روسيه گذاشته است. اين وضعيت به ويژه وضعيت مهاجرين در كشورهاى پذيرنده از جمله روسيه و قزاقستان را نيز متأثر كرده و مشكلات عديده اى را ايجاد كرده است. زير اين شرايط و براى برون رفت از مشكلات پيش رو هم كشور مبدأ و هم پذيرنده بايد در يك روند تعاملى به حل اين مشكلات اقدام نمايند. يكى از مهمترين راه كارهاى حل اين مشكل، آشنايى با نيازهاى اشتغال و تسهيل مراحل اجرايى كار براى كارگران مهاجر و با ايجاد بانك اطلاعاتى جامع كار در كشورهاى پذيرنده است. بايد فرصت هاى بيشترى براى آموزش و بازآموزى كارگران مهاجر در هر دو كشور فرستنده و پذيرنده ايجاد شود كه اين امر به مردم جهت به دست آوردن مهارت هاى جديد و انعطاف پذيرى در شرايط بحرانى كمك مى كند.
تحرك سبزهاى آلمان براى حفظ محيط زيست
107736.jpg
در نشست سالانه حزب سبزهاى آلمان، با شعار «تحرك بيشتر» ۲ /۷۹ درصد نمايندگان شركت كننده، جم اوزدمير، نماينده ترك تبار حزب را به عنوان يكى از رهبران دوگانه خود برگزيدند. به گزارش دويچه وله نشست سراسرى حزب سبزها با سخنان راينهارد بوتيكوفر (Reinhard Bأtikofer)، يكى از رهبران دوگانه اين حزب، آغاز شد. او در سخنرانى خود بر يافتن شعارهايى كه ويژگى هاى سياست حزب  سبزها را مشخص  كنند، تأكيد كرد و گفت كه شعارها و اهداف اصلى اين حزب، مثل حفظ محيط زيست، اكنون به شعار احزاب ديگر نيز تبديل شده اند و دستيابى به آن ها، تنها در دستور روز حزب سبزها قرار ندارد. بوتيكوفر گفت، حزب سبزها، شعارهايى كه «جامعه آلمان را به حركت درمى آورد»، به اهداف خود بدل مى سازد. راينر بوتيكوفر كه تا به حال، به همراهى كلوديا روت (Claudia Roth)، رهبرى دوگانه اين حزب را تشكيل مى داد، خود را در دوره جديد، براى تصدى اين سمت نامزد نكرده است. او مايل است، به عنوان عضو حزب سبزها، در انتخابات نمايندگى پارلمان اروپا شركت كند.
مبارزه با بحران مالى
سخنران ديگر نشست سالانه حزب سبزها، كلوديا روت بود. او با اشاره به بحران مالى جهانى، تأكيد كرد كه حزبش خواهان «دگرگونى اساسى رابطه بين اقتصاد و سياست» است. او گفت كه دولت آنگلا مركل، صدراعظم آلمان، با بسته نجات خود، تنها به بانك ها و صنايع خودروسازى آلمان، بدون توجه به موازين محيط   زيستى، كمك مى كند. رئيس فراكسيون حزب سبزها در پارلمان آلمان، فريتس كوهن (Fritz Kuhn) نيز از راه كارهاى دولت انتقاد كرد و گفت: در حال حاضر «بانك ها، خود نوع كمكى كه مى خواهند از دولت بگيرند، به آن ديكته مى كنند». كوهن گفت، در مقابله با بحران مالى، تنظيم برنامه هدفمندى كه در جهت بهبود وضعيت جوى جهان و نيز شرايط آموزشى در آلمان باشد، ضرورى است.
تصويب دو برنامه
نشست سراسرى حزب سبزها، پس از اين بحث، برنامه اى را به تصويب رساند كه مفاد آن بر اساس اصول (New Deal) پيشنهادى رئيس جمهور آمريكا، فرانكلين روزولت، در سال هاى بحرانى دهه ۳۰ ميلادى تنظيم شده است. اين برنامه كه (New Deal سبزها) خوانده شده، بر نقش دولت در تنظيم برنامه اقتصادى و كنترل نهادهاى مالى تأكيد مى كند و شامل نكاتى در جهت حفظ محيط زيست، آموزش و تأمين اجتماعى است. يكى ديگر از برنامه هايى كه در نشست سراسرى حزب سبزها به تصويب رسيد، طرح «دگرگونى اساسى در مورد چگونگى توليد و مصرف انرژى» بود. بر اساس برنامه سبزها، آلمان بايد تا سال ۲۰۳۰ تنها انرژى زيستى (بيو انرژى) و تا سال ۲۰۴۰ فقط انرژى تجديد پذير توليد و مصرف كند. توليد انرژى در سراسر اروپا، بايد تا سال ۲۰۵۰ تنها از راه انرژى تجديد پذير صورت گيرد. در اين برنامه آمده است كه فقط به اين وسيله مى توان به «هدف محدود كردن درجه دماى زمين تا حد دو درجه»، دست يافت.
رهبران آينده حزب
نمايندگان شركت كننده در اين نشست، همچنين رهبران دوگانه حزب سبزها را برگزيدند: كلوديا روت و جم اوزدمير. جم اوزدمير، اولين رهبر ترك تبار يك حزب آلمانى است. او ۶۱۷ راى از آراى ۸۵۰ نماينده شركت كننده در اين نشست را به خود اختصاص داد. ۱۰۷ نماينده به او راى منفى دادند. لارس اولدنبورگ كه خود را براى تصدى مقام رهبرى در اين حزب نامزد كرده بود و در جلسه حضور نداشت، تنها ۹ راى نمايندگان را از آن خود كرد. ۴۶ نفر، راى ممتنع به صندوق ها ريختند. جم اوزدمير، به جناح «واقع گرايان» حزب مهاجرت كردند. حزب سبزها اوزدمير را در سال ۱۹۹۴ به عنوان اولين نماينده ترك تبار خود به پارلمان آلمان فرستاد. او در اين سمت، بيشتر به مسائل مربوط به مهاجرت و شرايط مهاجران پرداخت. اوزدمير در سال ۲۰۰۲ از اين مقام استعفا كرد، چون ازيك شركت خصوصى، به اعتبار نمايندگى خود، وامى شخصى دريافت كرده بود. جم اوزدمير پس از چندى دوباره به صحنه سياست بازگشت و به عنوان نماينده حزب سبزها در پارلمان اروپا مشغول به كار شد.