نسخه
PDF
شماره ۵۷۵۰ - ۳ آذر ۱۳۸۷ - ۲۴ ذيقعده ۱۴۲۹ - ۲۳ نوامبر ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
نگاهى به روابط پاكستان و آمريكا
نگاهى به روابط پاكستان و آمريكا
دايره تنگ جنگ و گستره مبارزه با تروريسم
107904.jpg
اين روزها شايد بسيارى از مناطق جهان نگاه غمزده اى به خود گرفته باشند و جنگ امان همه آنها را بريده باشد، اما نقطه اى هست كه در آن مردم از ترس مرگ خانه و كشور امن خود را ترك و به كشور جنگ زده ديگرى فرار مى كنند كه حتى در زمستان سخت آن منطقه هيزم هم به اندازه كافى براى گرم كردن خود ندارند. اين نقطه از جهان كه از دو سو مورد حمله قرار گرفته است، جايى نيست جز وزيرستان شمالى در پاكستان، جايى كه افغان ها ادعاى آن را دارند. به گزارش ديپلماسى ايران، ارتش آمريكا در طول دو ماه گذشته بالغ بر ۲۰ بار اين منطقه را با استفاده از هواپيماهاى بدون سرنشين و موشك هاى هولناك و ويرانگر هلفاير هدف قرار داده است كه طى اين حملات تاكنون صدها تن جان خود را از دست داده  اند و در سرماى كشنده دره سوات و بلندى هاى پامير، خانه هاى بيشترى از اين مردم كه شايد جزء فقيرترين مردم دنيا باشند، ويران شده است. در اين ميان مردم اين مناطق كه از دولت خود براى حمايت نااميد شده اند، راه افغانستان جنگ زده را در پيش گرفته تا حالا كه سرپناهى ندارند، جان به سلامت ببرند. ارتش آمريكا بنا به دستور مقامات بلندپايه كاخ سفيد كه همگى به دنبال يافتن سرنخى از زنده و يا مرده بن لادن و بلندپايگان القاعده بودند تا شايد در ماه هاى پايانى رياست جمهورى جورج بوش، بتوانند سنگى بر ننگ نيافتن فرماندهان شبكه القاعده بگذارند، مناطق مرزى پاكستان را كه به باور آنها محل استقرار و اختفاى اعضاى اين شبكه است، هدف قرار داده اند. در اين حملات كه از بدشانسى جمهورى خواهان تا پيش از برگزارى انتخابات رياست جمهورى آمريكا هيچ تيرى به هدف نخورد تا مك كين نامزد اين حزب به كاخ سفيد راه يافته و سلطه نومحافظه كاران همچنان ادامه يابد، تنها و تنها مردم بى گناه كشته مى شوند، موشك هاى هلفايرى كه از جنگنده هاى بدون سرنشين شليك شده و تنها بر اساس آدرسى كور عمل مى كنند، بى گناه بودن را بلد نيستند و هنگامى كه به صورت دوتايى بر هدفى قرار مى گيرند، مانند گردباد همه چيز را در خود كشيده و آن را متلاشى مى كند، و اين چنين است كه بى گناه و گناهكار با هم به آتش موشك هاى آمريكايى ها گرفتار مى شوند.دولت پاكستان نيز از طرف ديگر مردم اين منطقه را هدف قرار داده است. از روزى كه ژنرال مشرف عصاى سحرآميز قدرت را به كنار گذاشت و در ويلاى زيبايش در اطراف پيشاور رحل اقامت افكند و آصف على زردارى و يوسف رضا گيلانى جاى وى را گرفتند، مشخص بود كه دوران تازه اى در پاكستان آغاز شده است. از روزى كه حملات آمريكا به خاك پاكستان آغاز شد و هر روز تعدادى از مردم اين كشور جان خود را از دست مى دانند، اعتراض ها هم از اسلام آباد برخاست و رسانه هاى اين كشور تجاوز به خاك خود را نشان بى عرضگى حكام كشور تعبير كردند و نمايندگان پارلمان هم بر برخورد تاكيد داشتند، اما امروز اوضاع چگونه است و ارتش بزرگ پاكستان كه تمام امور كشور را به نوعى در دست دارد، چه اقدامى در برابر تجاوز روزانه ارتش آمريكا انجام داده است؟ ارتشى كه روزگارى القاعده و طالبان را بر سر مردم بيچاره افغانستان فرستاد و براى كنترل كشور همسايه از فجيع ترين جنايات در حق مردم اين كشور فروگذار نكرد، امروز آيا مى تواند از تماميت ارضى خود و كسانى كه روزگارى از پول مردم فقير پاكستان براى آنها خرج كرده بود، مراقبت كند؟ ژنرال هاى ارتش پاكستان كه وظيفه خود را دفاع از كشور «پاك» پاكستان مى دانند و از سير تا پياز حوادث رخ داده در اين كشور را مى دانند و به صورت قطع به يقين جاى رهبران القاعده و طالبان را بهتر از اعضاى اين دو شبكه تروريستى مى دانند، چرا حاضر نيستند ردى از اين تروريست هاى بى وطن به آمريكايى ها بدهند تا آنها دست از سر مردم بى گناه وزيرستان بردارند؟ آيا روزگارى كه ژنرال هاى پاكستانى دست در دست برخى از افسران سازمان اطلاعات اين كشور با پول مردم وزيرستان القاعده و طالبان را به جان مردم افغانستان انداخته و اين كشور را به ويرانه اى تبديل كردند، فكر اين روزها را هم مى كردند كه روزى ارتش آمريكا كشور خودشان را به دنبال رهبران اين گروه ها مورد حمله قرار دهد و آنها با تمام دبدبه و كبكبه نتوانند هيچ اقدامى در برابر اين تجاوزها كنند؟ آنچه كه به نظر مى رسد اين مهم است كه امروزه دست ژنرال هاى پاكستانى و سياستمداران اين كشور با سران كاخ سفيد در حمله به خاك پاكستان در يك كاسه است و اگر گاهى وقت ها آنها سر و صدايى راه مى اندازند، تنها به اين خاطر است كه به افكار عمومى اين كشور بگويند ما هم اعتراض داريم و حساب متجاوز را خواهيم رسيد؛ اما ماجرا چيز ديگرى است، در طول هفت سال گذشته كه افغانستان مورد حمله ارتش آمريكا و متحدان اين كشور قرار گرفت، پاكستانى ها با به راه انداختن بازى موش و گربه تلاش كردند بيشترين سود را از اين جنگ به عمل آورند و در حقيقت جنگ براى پاكستانى ها يك نوع تجارت سودآور است، به گفته برخى از مقامات سياسى و دفاعى آمريكا در طول هفت سال گذشته بيش از نيمى از هزينه نظامى پاكستان را آمريكا و برخى از كشورهاى غربى داده اند و از اين رو پاكستانى ها نه تنها از انزواى بين المللى به خاطر آزمايش هسته اى بيرون آمدند، بلكه توانستند برخى از اقلام و تجهيزات نظامى را كه تا آن روز نمى توانستند خريدارى كنند، خريدارى كرده و با بخشش بسيارى از بدهى هاى خود روبه رو شوند، از همين رو جان چند صد دهاتى فقير كه تنها بر روى دست مقامات اسلام آباد هزينه مى گذارند، چه ارزشى دارد؟ حال اگر رهبران القاعده و طالبان پيدا شوند و آمريكايى ها در جنگ خود به پيروزى برسند و موفق شوند بن لادن، ايمن الظواهرى و ملا عمر را بگيرند، دلارهاى مفت و مجانى كجا سراغ پاكستان را خواهد گرفت و آنها چگونه خواهند توانست به ميزان بسيارى خود را شريك مبارزه با تروريسم نشان دهند؟ به نظر مى رسد نه پاكستانى ها مى خواهند سرنخى از اعضاى القاعده به آمريكا بدهند و نه حاضر هستند كه در برابر موج حملات روزانه آمريكايى ها به مناطق مرزى خود واكنش نشان دهند، سود فعلا در اين است كه ببينى و دم نزنى، فردا هم خدا بزرگ است... در كدام صفحه از تاريخ مى توان مشاهده كرد كه مردم يك كشور مستقل از ترس جانشان به كشور اشغال شده و جنگزده همسايه پناه ببرند...
جادوى هرى پاتر و بهبود وضعيت حزب كارگر انگليس
107907.jpg
گوردون براون كه سال گذشته در همين مواقع اعلام كرد مشغول خواندن آخرين رمان «هرى پاتر» است، با بهبود اوضاع در انگليس و افزايش محبوبيت حزب متبوعش بازهم به چنين فراغتى دست يافته است. جديدترين نظرسنجى هاى انجام شده در انگليس از بهبود وضعيت نخست وزير اين كشور به دليل اتخاذ سياست هاى اقتصادى مناسب حكايت دارد.به گزارش ديپلماسى ايران نظرسنجى اخير را روزنامه تايمز به صورت تلفنى و در ميان هزار و ۵۰۳ شهروند انگليسى انجام داده است. بر اساس اين گزارش محبوبيت گوردون براون و حزب كارگر انگليس افزايش يافته و روند صعودى دارد. محبوبيت حزب كارگر در مقايسه با آخرين نظرسنجى هاى انجام شده با پنج درصد رشد به ۳۵ درصد رسيده است. از سوى ديگر محبوبيت حزب محافظه كار انگليس به رهبرى «ديويد كمرون» كه مهم ترين رقيب سياسى حزب حاكم اين كشور محسوب مى شود با ۴ درصد كاهش به ۴۱ درصد رسيده است. مى توان گفت اين ميزان محبوبيت بيشترين محبوبيت حزب كارگر از ژوئن سال ۲۰۰۷ ميلادى تا كنون است كه اغلب كارشناسان دليل آن را اتخاذ سياست هاى اقتصادى كارآمد از سوى دولت دانسته اند. بر اساس نظرسنجى جديد، محبوبيت براون در مقياس صفر تا ۱۰ از ۴.۳۸ درصد به .۰۴ ۵ درصد و محبوبيت ديويد كمرون از .۲۴ ۵ درصد به .۹۴ ۴ درصد رسيده است. حزب كارگر در ماه هاى گذشته وضعيت نامساعد و رو به سقوطى داشت؛ به گونه اى كه حتى طرح كنار رفتن گوردون براون از نخست وزيرى انگليس نيز مطرح شده بود. براون در هفته هاى گذشته تلاش زيادى براى حل بحران هاى اقتصادى انگليس و نيز بحران بازارهاى جهانى صورت داد. او همچنين در سفرى به خاورميانه از كشورهاى صاحب نفت و ثروتمندى چون عربستان خواست كه نسبت به بحران ايجاد شده بى تفاوت نباشند و جهان را در اين امر همراهى كنند. يكى از شاخص هاى واضح وضعيت اقتصادى در انگليس سقوط بازار مسكن در اين كشور بود. طى ماه هاى گذشته قيمت مسكن در انگليس با وجود همه تدابيرى كه انديشيده شد، به شدت در حال سقوط بود و نگرانى بابت ايجاد موج گسترده بازپس گيرى خانه ها توسط بانك هايى كه وام خريد آنها را تامين كردند، در ميان طبقه متوسط اين كشور افزايش يافته بود. اما دولت انگليس خيلى زود چاره هايى براى مقابله با اين روند انديشيد و قوانين جديدى را براى تقويت بازار وضع كرد. همچنين در اين مدت شركت هاى ساختمانى و فروشگاه ها، نگران وخيم تر شدن وضعيت اقتصادى بودند و به همين دليل هزاران نفر از كاركنان خود را اخراج كردند. مى توان اين مشكلات را بخشى از ركود بى سابقه بازارهاى جهانى دانست. منتقدان براون كه تلاش مى كردند در صورت ادامه بحران، طرح بركنارى نخست وزير را پياده كنند معتقد بودند كه حزب كارگر نياز به تجديدنظر در برنامه هاى خود دارد تا اعتماد مردم را به برنامه هايش جلب كند. آنها همچنين تاكيد داشتند كه اين تجديدنظر نبايد فقط به تغيير برخى سياست ها منحصر شود بلكه بايد چارچوب جديدى را براى خروج انگليس از بحران اقتصادى ارائه كند. در اين مدت همچنين شايعات زيادى در مورد آمادگى برخى اعضاى حزب كارگر از جمله ديويد ميليبند وزير خارجه انگليس براى به چالش كشيدن رهبرى براون در حزب كارگر، در رسانه ها و محافل سياسى اين كشور مطرح شد تا جايى كه برخى تحليلگران مسائل سياسى، گوردون براون و شكست هاى اخيرش را با خلع مارگارت تاچر نخست وزير اسبق انگليس تنها يك ماه پس از انتخابات ميان دوره اى در سال ۱۹۹۰ مقايسه كردند. اما يكى از كسانى كه در انگليس به گوردون براون آرامش مى دهد همان خانم جى كى رولينگ نويسنده مشهور هرى پاتر است كه با درآمد حاصل از رمان هاى جادو محورش، كمك هاى مالى شايان توجهى هم به حزب كارگر كرده است. او كه ۳۲۰ ميليون دلار درآمد سالانه دارد و در فاصله سال هاى ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ به طور متوسط هر دقيقه ۵۷۱ دلار درآمد داشته، چند ماه پيش و در شرايط بحرانى حزب مورد علاقه اش يك ميليون پوند به حساب حزب كارگز واريز و اهدا كرد. در آن زمان بى. بى. سى گزارش داد رولينگ با اعطاى اين كمك بلاعوض به حزب كارگر موجودى صندوق آنها را بهبود بخشيده است. به گفته سخنگوى حزب، آنها با اين كمك مالى و نيز حمايت معنوى رولينگ به عنوان يكى از سرشناس ترين نويسنده هاى انگلستان مى توانند در عرصه سياسى چهره قوى تر و موثرترى از خود ارائه كنند. اين اقدام رولينگ در پى بروز بحران هاى سياسى جديد در انگلستان به نوعى حمايت از گوردون براون نخست وزير اين كشور محسوب مى شد. به ويژه كه براون طى فراخوانى علنى همه حاميان آشكار و پنهان اين حزب را به اتحاد و همكارى براى پشت سر گذاشتن مقطع خاص سياسى جارى دعوت كرده بود. در پى آن فراخوان، بسيارى از شخصيت هاى مهم اجتماعى با اهداى كمك ها و يا حضور در فعاليت هاى سياسى حمايت خود را از حزب كارگران انگلستان اعلام كردند و توانستند محبوبيتى نسبى را براى اين حزب احيا كنند. كمك مالى هنگفت رولينگ نيز به عنوان دوست خانوادگى گوردون براون و همسرش حركتى بسيار موثر در اين جهت بوده و به عقيده كارشناسان اقدامى تاكتيكى براى كسب محبوبيت محسوب مى شد. حزب كارگر انگليس در سه ماهه دوم سال جارى ميلادى نزديك به چهار ميليون پوند كمك مالى از اشخاص و سازمان هاى خصوصى دريافت كرد.
پيشنهادات روسيه و واكنش آمريكا
107910.jpg
يك روز پس از آنكه «ولاديمير پوتين» نخست وزير روسيه در كيشينيوف پايتخت مولداوى پيشنهاد داد كه «طرح كوزاك» براى حل جمهورى برسميت شناخته نشده پريدنستروويه كه مولداوى در سال ۲۰۰۳ آن را به مطالبه مصرانه غرب رد كرده بود، مجددا احيا شود، در بخارست رايزنى هايى بين آمريكا و رومانى در رابطه با مناقشه پريدنستروويه انجام شد. به گزارش نووستى يادآور مى سازيم كه پس از فروپاشى شوروى، چند منطقه از مولداوى كه در ساحل غربى رود دنستر قرار داشتند، بدنبال نگرانى از اعلاميه هاى برخى افراد راديكالى در كيشينيوف (پايتخت مولداوى) مبنى بر امكان الحاق به رومانى، ايجاد جمهورى مولداويايى پريدنستروويه را اعلام كردند. مقامات مولداوى چنين تصميمى را نپذيرفته و سعى كردند كه نيروها را وارد اين جمهورى برسميت شناخته نشده سازند كه پس از آن مناقشه مسلحانه آغاز شد و چندين ماه بطول انجاميد. در حال حاضر صلح در منطقه را نيروهاى متحد پاسدار صلح حفظ مى كنند كه متشكل از پاسداران روسى، مولداويايى و پريدنسترويايى هستند. پريدنستروويه همچنان به تلاش براى كسب استقلال ادامه مى دهد، مولداوى موافق چنين چيزى نبوده و واگذارى خودمختارى گسترده بدان را پيشنهاد مى دهد. مذاكرات با حضور ميانجيگران بين المللى در تركيب ۲+۵ (مولداوى، پريدنستروويه، روسيه، اوكراين، سازمان امنيت و همكارى اروپا و نيز دو ناظر: اتحاديه اروپا و آمريكا) در سال ۲۰۰۶ متوقف شدند. واشنگتن نمى خواهد اجازه دهد كه مناقشه طبق طرح مسكو حل شود. نتايج ديدار «ديويد مركل» نماينده وزارت امور خارجه آمريكا با «ردوتسا ماتاكه» دبير دولتى وزارت خارجه رومانى تاكيدى بر حفظ وضعيت كنونى در رابطه با تركيب ۲+۵ بود. «بوگدان تسيرديا» كارشناس سياسى مولداويايى مى گويد: «تا چندى پيش حفظ وضعيت كنونى و تظاهر به مذاكره بيشتر به نفع روسيه، مولداوى و اتحاديه اروپا بود. اتحاديه اروپا تا كنون اميدوار بود كه زمان به نفع آن كار كرده و بتواند دولتمردان پريدنستروويه را بسمت خود بكشد. براى روسيه مهم است كه حضور نظامى خود را در منطقه حفظ كند. براى حزب حاكم مولداوى نيز مهم است كه در آستانه انتخابات ۲۰۰۹ امتياز سياسى بدست آورد». طرح روسيه براى حل مناقشه پريدنستروويه، فدرال سازى مولداوى را در نظر دارد كه طى آن جمهورى برسميت شناخته نشده پريدنستروويه اختيارات گسترده اى بدست آورد و مسكو نيروهاى خود را در منطقه براى كنترل بر روند عمل به توافقات حفظ كند. اما اين طرح اصلا مورد پسند اتحاديه اروپا و نيز آمريكا نيست، چرا كه نفوذ آنها را نه تنها بر مناقشه و بلكه كلا در منطقه كاهش مى دهد. شايان توجه است كه رومانى، نه طرف مناقشه است، نه ضامن، نه ميانجى و نه ناظر. يك منبع آگاه در پارلمان رومانى به RBC Dailyگفت: «رئيس جمهور رومانى با شعارهايى درباره ضرورت متحدسازى «ملت واحد و هميشه باهم» مولداوى و رومانى كه «هيچ گاه از هم جدا نشده اند» روى قدرت آمد. از اين رو طرح روسيه نه براى آن و نه براى آمريكا نمى تواند مطلوب باشد». در سال ۲۰۰۳ فشار بر مولداوى از سوى ديپلمات هاى آمريكايى بسيار زياد بود و از جمله مولداوى را تهديد به محاصره اقتصادى و سياسى كردند كه «ولاديمير وارونين» رئيس جمهور اين كشور نتوانست در مقابل آن بايستد و به مناقشه چندين ساله پايان دهد. از سويى، ديدار اخير در بخارست نيز به نوعى اعمال فشار بود. غرب نمى تواند اجازه دهد كه مناقشه حل شود، بويژه كه بدون خونريزى و از آن مهمتر، تحت حمايت روسيه حل شود. حضور نظامى روسيه در منطقه نيز يك مشكل قلمداد مى شود، چرا كه كشور همسايه- رومانى در هر صورت عضو اتحاديه اروپاست. يك منبع آگاه در دولت مولداوى مى گويد: «سعى دارند از طريق مامورين سازمان امنيت و همكارى اروپا و نيز ساير سازمان هاى اروپايى فشار وارد كنند. اما آقاى وارونين مى گويد كه او اين بار مصمم تر است. احتمالا بدين دليل كه اين بار سرنوشت شخص وى رقم مى خورد».