نسخه
PDF
شماره ۵۷۵۲ - ۵ آذر ۱۳۸۷ - ۲۶ ذيقعده ۱۴۲۹ - ۲۵ نوامبر ۲۰۰۸ 
حوادث
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
متهم به قتل زن باردار محاكمه مى شود
مردى كه به كشتن زن باردار خود متهم شده است براى دومين بار در دادگاه كيفرى تهران محاكمه مى شود. در نشست پيشين رسيدگى به اين پرونده كه در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى تهران به رياست قاضى «نورالله عزيز محمدى» برگزار شد ابتدا نماينده دادستان، كيفر خواست را خواند. «محمد رضا حيدرى» اعلام كرد: عيسى ۲۹ ساله متهم است همسرش «سوده» را كه پنج ماهه باردار بود خفه كرد. حالا با توجه به تحقيق پليس، اختلاف كهنه اين زن وشوهر آشكار است و نظر به اعتراف هاى «عيسى» برايش حكم مرگ مى خواهم. سپس پدر و مادر قربانى در جايگاه ويژه قرار گرفتند و براى داماد پيشين خود اشد مجازات خواستند. مادر «سوده» گفت: «عيسى» ازهمان روز اول با دخترم اختلاف داشت و چندين بار او را به شدت كتك زد. دختر و دامادم بچه دار نمى شدند و «سوده» مى گفت يك دعا نويس سفارش كرده جدا شوند و پس از مدتى دوباره به عقد هم درآيند تا مشكلشان حل شود. زن داغدار ادامه داد: با اين توصيه، دخترم از عيسى طلاق گرفت و به خانه ما آمد اما چند روز بعد شوهرش اصرار كرد با هم زندگى كنند. بدين ترتيب دوباره عقد كردند تا اين كه شش ماه بعد جنازه دخترم در بيابان هاى شهريار پيدا شد و.. . قاضى «عزيز محمدى» از على ۳۵ ساله كه دوست و همكار «عيسى» است خواست به عنوان مطلع به تشريح ماجرا بپردازد. اين مرد اظهار داشت: «عيسى» كارگر من بود و يك روز تماس گرفتند و گفتند زن تنهايى در بيمارستان بسترى شده و پول كافى ندارد. سراسيمه به آنجا رفتم و در كمال تعجب، زن عيسى را ديدم كه دستش را با ليوان بريده بود. وى توضيح داد: «سوده» را پس از مداوا به خانه اش رساندم كه از من دعوت كرد وارد ساختمان شوم. همان موقع گفتم زن وبچه دارم تا دست از سرم بردارد كه طلاق نامه را نشانم داد. به خاطر اين كه از «عيسى» جدا شده بود تعجب كردم و براى چند ساعت او را صيغه كردم. ديگر هيچ خبرى از «سوده» نداشتم تا اين كه فهميدم دوباره به عقد «عيسى» در آمده است. «على» اضافه كرد: بهمن ۱۳۸۳ بود كه «عيسى» با من تماس گرفت و گفت «سوده» از ۴۸ ساعت پيش گم شده است. خيلى زود پيش او رفتم و با هم در بيمارستانها به جست و جو پرداختيم كه فايده اى نداشت. از «عيسى» خواستم به اداره آگاهى، خبر بدهد اما قبول نكرد. سرانجام ۱۳ بهمن به سردخانه يك قبرستان در شهريار رفتيم و جنازه «سوده» را آنجا ديديم. وى ادامه داد: وقتى ناچار شديم به اداره آگاهى برويم ناگهان «عيسى» به صورتم سيلى زد و مرا به عنوان مظنون اصلى به پليس معرفى كرد. رابطه با «سوده» را قبول دارم اما باوركنيد دستى در جنايت نداشتم. گزارش ايسكانيوز حاكيست، وقتى نوبت دفاع به «عيسى» رسيد گفت: اتهام آدمكشى را قبول ندارم؛ على زن مرا را كشته است. متهم، اظهار داشت:چهارم بهمن ۸۳ بود كه «سوده» با چشم گريان گفت روزى كه بسترى بود «على» به سراغش رفت، آزارش داد و تهديد كرد به من حرفى نزند. آن موقع از زنم خواستم از تلفن عمومى سر كوچه با «على» تماس بگيرد و او را به خانه مان دعوت كند. «سوده» هم رفت و ديگر خبرى از او نشد تا اين كه شش روز بعد جنازه اش را پيدا كردند.
•قاضى گفت:جنين پنج ماهه سوده، فرزند خودت بود؟
ـ عيسى در جواب گفت:نه، على به من خيانت كرد.
رئيس شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى تهران به شهادت همسايگان كه داد و فرياد «سوده» و «عيسى» را شنيده بودند اشاره كرد و متهم گفت: زنم حقيقت را به من گفته بود و دليلى براى كشتن او نداشتم. با پايان حرفهاى «عيسى» هيأت قضايى وارد شور شد و هر دو متهم را تبرئه كرد. راى به خاطر برخى ايرادها در شعبه ۳۱ ديوان عالى كشور شكست و اين بار پرونده به شعبه همعرض (۷۴) سپرده شد. «عيسى» و «على» كه با قرار قانونى، آزاد هستند به زودى در همين شعبه محاكمه خواهند شد.
ناكامى سارقان بانك
دو پسر كه در جنوب كشور، سوداى دستبرد مسلحانه به يك بانك را در سر داشتند با هوشيارى پليس نقره داغ شدند. افسران كلانترى ۱۴ بندرعباس، هنگام گشتزنى در سطح شهر به دو پسر موتورسوار كه رو به روى شعبه مركزى بانك صادرات پرسه مى زدند مشكوك شدند و آنان را نامحسوس زير نظر گرفتند. سپس «عبدى ـ ت » و «فرخ ـ ع» كه به ترتيب ۱۷ و ۱۹ ساله اند پيش از هفت تيركشى در بانك، غافلگير و دستگير شدند. پليس در بازرسى بدنى يك قبضه سلاح كمرى با فشنگ هاى جنگى به دست آورد و به بازجويى از مجرمان نوجوان پرداخت. «عبدى» و «فرخ» مى خواستند با دروغگويى، تحقيق را به بيراهه بكشند كه نتوانستند و سرانجام لب به اعتراف گشودند. دو رفيق تبهكار، علت اصلى جرم را فقر مالى عنوان كردند و در حالى روانه بازداشتگاه شدند كه تلاش پليس آگاهى هرمزگان براى بازداشت فروشنده سلاح ادامه دارد.
نزاع دسته جمعى ۹ مجروح برجاى گذاشت
معاون عمليات فوريت هاى پزشكى استان خوزستان از زخمى شدن ۱۰ سرنشين ۲ خودرو سوارى در جاده هاى ايذه و سربندر و همچنين از مجروح شدن ۹ نفر به دنبال درگيرى در جايزون بهبهان خبر داد. رضا عباسى در گفتگو با ايسنا، افزود: بعدازظهر روز جمعه (يكم آذرماه) ساعت :۲۹ ۱۶ گزارشى از وقوع يك حادثه رانندگى در جاده امام زاده سلطان ابراهيم واقع در شهرستان ايذه به دست ما رسيد كه نيروهاى اورژانس به سرعت در محل حاضر شدند. وى عنوان كرد: در اين حادثه كه يك خودروى سوارى واژگون شده بود، ۵ سرنشين به شدت مجروح و توسط نيروهاى اورژانس به بيمارستان هاى ۱۷ شهريور ايذه و گلستان اهواز منتقل شدند. معاون عمليات فوريت هاى پزشكى استان خوزستان گفت: همچنين در ساعت :۳۹ ۱۸عصر همان روز در سربندر ۵ نفر سرنشين يك دستگاه خودرو پرايد بر اثر واژگونى خودرو مجروح شدند. شدت جراحات به قدرى بود كه ماموران اورژانس آسيب ديدگان حادثه را به بيمارستان گلستان اهواز منتقل كردند.عباسى با اشاره به نزاع دسته جمعى افرادى در منطقه جايزان بهبهان اظهار داشت: در اين درگيرى كه با شليك گلوله همراه بود، ۸ نفر بر اثر اصابت گلوله مجروح شدند و يك نفر به علت ضربات چاقو راهى بيمارستان شد. ۴ نفر از اين حادثه ديدگان به علت شدت جراحات به بيمارستان هاى امام خمينى و گلستان اهواز انتقال يافتند.
رباينده گلنار به دادگاه رسيد
كيفرخواست مردى كه به جرم ربودن يك زن جوان بازداشت شده است،ديروز در دادسراى جنايى تهران صادر شد. رسيدگى به اين پرونده پس از آن آغاز شد كه زن ۳۰ساله اى به نام «گلنار» به اداره آگاهى تهران رفت و شكايتى تسليم كرد. وى گفت: در خيابان «پاسداران» منتظر تاكسى بودم تا به «لويزان» بروم كه يك پژو ۴۰۵ مشكى جلوى پايم ترمز زد. من كه خيال مى كردم راننده، مسافربر است سوار ماشينش شدم. راننده اما بدون سوار كردن مسافران ديگر به حركت خود ادامه داد. پرسيدم چرا آنها را سوار نكردى؟ لبخند زد و جواب داد:«نشنيدم مسيرشان كجاست». «گلنار» توضيح داد: من اول حرفش را باور كردم تا اين كه بين راه متوجه تغيير مسير پژو به سمت اتوبان شهيد «باقرى» شدم. دلشوره به جانم افتاده بود و از راننده پرسيدم چرا از اين مسير مى روى؟ او ناگهان مرا با چاقو به سكوت تهديد كرد و به طرف بومهن رفت. وى اضافه كرد: به فكر راهى براى نجات جانم بودم كه نزديك يك رستوران، سرعت ماشين كم شد. من هم در يك لحظه، خودم را از پژو به بيرون انداختم و راننده ناشناس از ترسش فرار كرد. اين زن شماره خودرو مورد نظر را به پليس ارائه داد و رديابى متهم، آغاز شد. سرانجام كارآگاهان با كشف سرنخها، متهم ۴۰ ساله را طى عمليات غافلگيرانه در شمال تهران دستگير كردند و به بازجويى پرداختند. «مسعود» كه ابتدا خود را بى گناه مى خواند با ديدن «گلنار» و مدرك هاى دادگاه پسند، چاره اى جز بيان حقيقت نيافت و آدم ربايى را گردن گرفت. گزارش ايسكانيوز مى افزايد، ديروز كيفرخواست اين راننده از سوى «على دلدارى» داديار شعبه اظهار نظر دادسراى جنايى تهران صادر و به دادگاه عمومى - جزايى فرستاده شد.
اعتراف دزد عروسك ها به ۱۰سرقت ديگر
متهمى كه با سرقت طلاجات كودكان به دزد عروسك ها مشهور شده است، در مقابل بازپرس جنايى پايتخت به ده سرقت ديگر در گرگان اعتراف كرد. به گزارش ايسنا، اواسط سال ۸۵ زنى كه با دختر خردسالش به پاركى در حوالى افسريه رفته بود، متوجه شد كه يك مرد ميانسال در حال صحبت با فرزند او است. زن جوان به گمان اينكه مرد قصد دارد فرزند او را بربايد به سمت آنها رفت و در همين هنگام دريافت كه سه النگوى دخترش در دستان مرد ميانسال است. با داد و فريادهاى زن جوان، مردم اقدام به دستگيرى متهم به سرقت كردند و با انتقال متهم به آگاهى، تحقيقات از وى شروع شد. اين متهم ۴۰ ساله به نام «محمد على» در همان بازجويى هاى اوليه به ۱۲۰ فقره سرقت طلاهاى از كودكان خردسال اعتراف كرد اما در حاليكه تحقيق از وى ادامه داشت، موفق شد از آگاهى فرار كرده و به شهر زاهدان برود. با رديابى هاى پليسى به دستور قاضى حسين روشن بازپرس جنايى تهران، ماموران آگاهى توانستند اين متهم را در زاهدان دستگير كنند. متهم پس از دومين دستگيرى، در خصوص شگرد خود به بازپرس گفت: من در پارك هايى از نقاط مختلف تهران مى رفتم و چند دقيقه گشت مى زدم. بعد به قسمت بازى كودكان مى رفتم و سعى مى كردم اسم بچه ها را ياد بگيرم. سپس در فرصتى مناسب به سمت آنها رفته و با معرفى خود به عنوان دوست پدرشان، طلاهاى آنها را از دست و گوششان خارج مى كردم. هيچ كس به خاطر چهره ام به من شك نمى كرد و اغلب هم اگر كسى مى ديد در حال سرقت هستم، دلش به حالم مى سوخت و رهايم مى كرد. در ادامه تحقيقات از اين متهم، زنى با مراجعه به دادسراى جنايى تهران، به ارائه سندى جهت گذاشتن وثيقه براى آزادى «محمد على» پرداخت و مدعى شد از آشنايان متهم است. با مظنون شدن بازپرس به اين زن و بررسى هاى بيشتر، مشخص شد زن جوان همسر متهم است و سند نيز متعلق به خانه اى است كه متهم در سال ۸۶ به نام همسرش در گرگان خريدارى كرده است. اين در حالى بود كه متهم در سال ۸۵ با ادعاى عدم توانايى مالى، خسارت شكات خود را نمى پرداخت. «محمد على» صبح ديروز بار ديگر در شعبه سوم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران حضور يافت و با اعتراف به ده سرقت ديگر با همان شگرد در گرگان، تحقيقات بازپرس را وارد مرحله اى تازه كرد. اين متهم به بازپرس گفت: من به خاطر در آمد اين كار به آن عادت كرده ام و اگر آزاد شوم، نمى توانم سرقت نكنم. با اعترافات جديد متهم، قرار قانونى وى از سوى بازپرس جنايى تشديد شد و قاضى روشن پرونده را جهت تكميل تحقيقات در اختيار مرجع انتظامى قرار داد.
مردى كه در فرودگاه زندگى مى كند!
«هيدوشى نوهارا»، مرد ژاپنى است كه سه ماه در فرودگاه بين المللى مكزيكوسيتى زندگى مى كند و هيچ برنامه اى براى ترك اين فرودگاه ندارد. به گزارش ايسنا، اين مرد ژاپنى از دوم سپتامبر سال جارى ميلادى در ترمينال يك فرودگاه بين المللى بنيتوخوآرز زندگى مى كند و تمام روز در حال نگاه كردن به مسافران در حال گذر و خوردن است. وى در مصاحبه اى به روزنامه هاى محلى، گفت: مقامات فرودگاه براى آن كه مرا به كشورم بازگردانند، از سفارت ژاپن درخواست كمك كردند اما مسئولان سفارت به آن ها اعلام كردند، تا زمانى كه ويزاى من باطل نشده، نمى توانند مرا بازگرداند. در اين ميان، توريست ها و گردشگران خارجى در كنار من مى ايستند، تا با من عكس بگيرند. مسئولان فرودگاه مى گويند: اين مرد ژاپنى چندين ماه است كه حمام نرفته و بوى بدى مى دهد. لباس هايش مندرس شده و از سر و رويش كثافت مى بارد، با اين حال مردم و رهگذران او را دوست دارند، مردم برايش نوشابه و ساندويچ مى خرند و رستوران هاى اطراف فرودگاه به او غذاى مجانى مى دهند. گفته مى شود، اين مرد ژاپنى با ويزاى گردشگرى به مكزيك وارد شد اما هيچگاه پايش را از فرودگاه بيرون نگذاشته است و تمام روز در صندلى فرودگاه نشسته و يا اطراف را مى گردد. او مى گويد: من هيچ نمى دانم كه چگونه چنين تصميمى گرفتم اما اصلا پشيمان نيستم، اينجا به من خوش مى گذرد، مردم را از كشورهاى مختلف مى بينم، با آن ها آشنا مى شوم، مى خندم و تمام روز خوشحالم و غذا مى خورم.
فوران آتشفشان در كلمبيا جان ۱۰ نفر را گرفت
وزير كشور كلمبيا اعلام كرد: بر اثر فوران آتشفشان در جنوب كلمبيا دست كم ۱۰ نفر جان خود را از دست دادند. به گزارش ايسنا، «فابيو والنسيا»- وزير كشور كلمبيا- طى بيانيه اى اعلام كرد: فوران آتشفشان كوه هوئيلا كه در ۲۴۰ كيلومترى جنوب غرب بوگوتا قرار دارد، در ساعت :۴۵ ۲۱ به وقت گرينويچ روى داد و ۱۰ نفر از ساكنان ناحيه ۱۲ هزار نفرى در نزديكى اين كوه را به كام مرگ كشاند، اين در حاليست كه گدازه ها، شش پل را تخريب كرده و جاده ها و مسيرهاى ارتباطى را به طور كامل از ميان بردند. مقامات امداد و نجات كلمبيا نيز اعلام كردند: به علت بارش گدازه ها و خاكستر در منطقه، احتمال افزايش تعداد تلفات وجود دارد. هوئيلا با پنج هزار و ۳۶۴ متر ارتفاع در ميان بلندترين قله ها در رشته كوه هاى آند قراردارد و جزو قلل آتشفشانى فعال آمريكاى جنوبى است. بر اساس گزارشات موجود، اين كوه آتشفشانى در ۱۴ آوريل سال جارى ميلادى فوران كرد و باعث شد تا سه هزار و ۵۰۰ نفر از ساكنان محل مجبور به ترك منازل خود شوند. علاوه بر اين در سال ۱۹۹۴ ميلادى فوران اين كوه باعث جان باختن يك هزار نفر و خسارات فراوان تا چندين كيلومتر شد. در اين ميان، يك نفر به علت فوران اين كوه آتشفشانى مفقود و برخى مجروح شده اند و چندين ساختمان به طور كامل تخريب شده است.
نجات ناخداى لنج ماهيگيرى
ناخداى يك لنج ماهيگيرى كه در آب هاى جنوب كشور مسموم شده بود با تلاش گروه نجات دريايى هلال احمر نجات يافت. ماهيگيرانى كه در آب هاى بوشهر از مسموميت ناخداى يك لنج آگاه شده بودند از پايگاه دريايى هلال احمر كمك خواستند. سپس تلاشگران اين سازمان با شناور نجات و تجهيزات كامل، دل به دريا زدند و ناخداى بيمار را در هفت مايلى ساحل يافتند. وى پس كمك هاى مقدماتى به ساحل رسيد و سپس به بيمارستان فرستاده شد. گزارش ايسكانيوز حاكيست، حال ناخدا رو به بهبود است.
مرگ اسرارآميز در آپارتمان
مرد ميانسالى در يك آپارتمان «زنده زنده» سوخت و پليس جنايى اصفهان را با سه فرضيه رو به رو كرد. ستاد فرماندهى آتش نشانى اصفهان به دنبال تماس يك شهروند با سامانه ۱۲۵ باخبر شد آپارتمان همسايه وى در شهرك شهيد «منتظرى» شعله ور شده است. بنابراين گروه هاى نجات ايستگاه شماره ۱۰ به سرعت دست به كار شدند و با استفاده از «خودرو- نردبان» نجات به يارى صاحبخانه ۵۳ ساله به نام «حسن ـ پ» شتافتند. با اين وجود «حسن» بر اثر شدت سوختگى جان سپرد و بازپرس كشيك و پليس جنايى، رسيدگى به پرونده را در دستور كار خود قرار دادند. گزارش ايسكانيوز حاكيست، رازگشايى معما بر اساس سه فرضيه بى احتياطى، خودسوزى و يا جنايت آغاز شده است.
كشته شدن دست كم ۲۰ نفر بر اثر توفان برزيل
به گزارش ابرار، به نقل از بى بى سى، بر اثر توفان سهمگين در منطقه سانتاكاتاريناى برزيل دست كم ۲۰ نفر كشته و يك ميليون و ۵۰۰ هزار نفر مجبور به ترك خانه هاى خود شدند. بارش بارانهاى سنگين طى دو ماه گذشته باعث رانش زمين و در نتيجه ويرانى خانه ها و جاده ها شده است. در اين ميان چهار شهر در جنوب سانتاكاتارينا به طور كامل تخريب شده است.مقامات منطقه سانتاكاتارينا اعلام كردند: دولتمردان تمام تلاش خود را براى نجات جان افراد مى كنند.
۴ ماه زندگى بدون قلب
«دى ژانا سيمونز» نوجوان ۱۴ ساله اى است كه چهار ماه بدون قلب زندگى كرد و زنده ماند. به گزارش ايسنا، پزشكانى كه طى اين چهارماه دختر نوجوان آمريكايى را در بيمارستان «ميامى» تحت نظر داشتند، زنده ماندن «دى ژانا»ى ۱۴ ساله را بدون قلب يك معجزه دانسته و اعلام كردند حال اين دختر نوجوان مساعد است و او از بيمارستان پس از گذشت يكصد و ۱۸ روز مرخص شده است. اين در حاليست كه اين دختر از ماه ژوئيه سال جارى ميلادى دو عمل پيوند قلب داشته و هيچكدام موفقيت آميز نبودند و وى تا چهار ماه با پمپ قلب مصنوعى به زندگى خود ادامه مى داده است. دكتر «سى فام» و دكتر «ماركو ريچى» پزشكان اين دختر نوجوان هستند و طى مصاحبه مطبوعاتى كه با حضور وى در دانشگاه پزشكى ميامى پس از عمل پيوند قلب صورت گرفت گفتند:«دى ژانا» مبتلا به گشادى قلب بود و به همين منظور بايد مورد عمل پيوند قلب قرار مى گرفت. اما دو عمل پيوند قلب براى وى باشكست مواجه شد و او تا چهار ماه از پمپ مصنوعى قلب براى پمپاژ خون استفاده مى كرد. در حال عادى پمپاژ توسط قلب مصنوعى براى يك فرد تنها يك يا دو ماه تجويز شده و در صورت طولانى شدن اين مدت فرد با مرگ تدريجى مواجه مى شود اما دى ژانا چهار ماه دوام آورد، كه اين مسأله باعث شگفتى مسئولان و پزشكان بيمارستان شد.