نسخه
PDF
شماره ۵۷۵۲ - ۵ آذر ۱۳۸۷ - ۲۶ ذيقعده ۱۴۲۹ - ۲۵ نوامبر ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
هند و برخورد با دزدان دريايى
108087.jpg
بلند شدن آوازه دزدهاى دريايى كه به غارت كشتى ها و دزديدن آنها در سواحل سومالى مشغولند، در طول ماه هاى گذشته نشان از ناآرام بودن آب ها براى كشتيرانى دارد. دزدان دريايى كه از عدم وجود دولت رسمى و قدرتمند در سرزمين سوخته سومالى كمال بهره را برده اند، دو سال است كه با تشكيل تيم هاى دزدى در سواحل منطقه پونت لند در شمال اين كشور و تصرف يكى از جزاير سوماليايى براى خود دولتى تشكيل داده اند و گفته اند اگر نيروهاى بين المللى بخواهند به آنها حمله كنند، پاسخ خواهند داد. به گزارش ديپلماسى ايران امنيت دريايى در درياى سرخ، از باب المندب در خليج عدن تا سواحل شمالى كنيا كه يكى از پرتردد ترين خطوط كشتيرانى در جهان به شمار مى رود از بين رفته است و انتظار مى رود با ادامه بى تحركى مجامع جهانى، دزدان دريايى همچنان به فعاليت خود ادامه دهند. طرفه آنكه در طول يك ماه گذشته اين دزدها فعال تر، جسورتر و قدرتمندتر شده و موفق شده اند بيش از ۳۰ ميليون دلار باج براى آزادى كشتى هاى تصرف شده و آزادى سرنشينان آن از طرف كشور مادر دريافت كنند. اما در اين ميان اقداماتى چند براى مقابله با دزدى دريايى در خليج عدن و اقيانوس هند صورت گرفته و برخى از كشورها هم كشتى هاى جنگى خود را به اين منطقه اعزام كرده اند تا در اين مورد تلاش  كنند. يكى از اين كشورها كه به گفته مقامات نظامى آن هفته گذشته موفق شدند يكى از قايق هاى متعلق به دزدان دريايى را در آب هاى نزديك سومالى هدف قرار دهند، هند بود. هندى ها با گسيل يك كشتى موشك انداز خود به سواحل سومالى، گفته اند يك فروند كشتى تداركاتى ديگر را به منطقه اعزام خواهند كرد تا در چارچوب طرح سازمان ملل براى مقابله با دزدان دريايى، در اين منطقه به گشت زنى پرداخته و امنيت را براى كشتيرانى تامين كند. اما چرا هندى ها اقدام به فرستادن كشتى جنگى و درگير شدن با دزدان در اين منطقه كرده اند، در حالى كه كشورهاى اروپايى و آمريكا داراى نيروهاى بسيار بيشترى در اين منطقه دارند و كشتى هاى جنگى  آنها پيشرفته تر از طرف هندى است. روز جمعه جانشين فرماندهى ناوگان پنجم دريايى آمريكا مستقر در مجمع الجزاير بحرين تاكيد كرد  كشورش به هيچ عنوان با دزدان دريايى درگير نخواهد شد؛ اما چرا هندى ها حاضر شده اند اين ريسك را پذيرفته و با گروهى درگير شوند كه نه كسى آنها را مى شناسد و به گروه و يا سازمان خاصى مرتبط باشند!! براى بررسى اين موضوع بايد به سياست ها و استراتژى هاى هند اشاره كرد كه از دوران نخست وزير راجيو گاندى در هشتاد قرن گذشته، موضوعيت يافت. هندى ها پس از جنگ مرزى با ارتش خلق چين كه از آمادگى رزمى قابل توجهى برخوردار بود و از دست دادن مناطق وسيعى از منطقه كشمير، به اين نتيجه رسيد كه بايد در امور نظامى و استراتژيك خود تجديد نظر كند. درست از ابتداى دهه شصت قرن گذشته روندى در ارتش هند شروع شد كه از آن به عنوان بازيابى توان نظامى در راستاى دفاع از منافع هند نام مى برند. در اين راهكار ارتش هند شروع به خريد سلاح و تجهيزات پيشرفته از انگليس به عنوان يكى از كشورهاى مشترك المنافع و روسيه به عنوان شريك اقتصادى و سياسى خود كرد. در اين دوره ارتش هند توانست در دو بعد دريايى و هوايى خود را به شدت و سرعت تجهيز كند و حتى روس ها را راضى كرد تا بتواند برخى از جنگنده هاى پيشرفته روسى را هم در خاك خود مونتاژ كند. نيروى دريايى هند كه در سايه استراتژى هاى روبه جلوى هند حركت مى كرد، با خريد يك ناو هواپيمابر از روسيه، نشان داد كه چه اهدافى را در پشت پرده دارد. هند استراتژى خود را بر اساس دو موضوع مهم مشخص كرد، يكى از آنها تامين امنيت سرزمينى خود بود كه در آن مى توان امنيت سياسى، نظامى، ارضى و هويتى هند را ديد. بر اساس اين استراتژى، از بعد سياسى و نظامى و ارضى هند مى بايست از مرزهاى خود در برابر پاكستان و چين مراقبت مى كرد و از بعد هويتى هم هندى ها بر اين باور بودند كه در هر جايى كه فرهنگ هندى وجود دارد، بايد بتوانند در آن نقطه دخالت كنند كه مهمترين اين مناطق، سريلانكا و مالديو در دوران گذشته و همچنين نپال و بوتان هستند. در همين ميان هندى ها براى خود مناطقى را تعريف كردند كه اين مناطق بايد توسط نيروى دريايى و هوايى هند مورد مراقبت قرار گيرد، چرا كه آينده هند به امنيت اين مناطق باز مى گردد و مى بايست در آنجا حضورى فعال داشته باشند. تنگه مالاكا در شرق، باب المندب در غرب و تنگه هرمز در شمال غرب اقيانوس هند عمده اين مناطق بودند كه هندى ها روى آن نظر داشتند. در بعد ديگر امنيتى افغانستان و ايران هم براى هندى ها داراى اهميت استراتژيك بود، از آنجايى كه پاكستان به عنوان رقيب قديمى به همراه جريان هاى مخالف دولت همواره قسمتى از قدرت هند را به خود سرگرم كرده اند اين كشور هيچ گاه نتوانسته است در حد و اندازه هاى مورد انتظار خود را نشان دهد؛ اما امروز فرصت دست داده است. هندى ها با ادعاى اينكه جزو ده قدرت برتر اقتصادى جهان و از نظر جمعيت هم دومين كشور دنيا هستند، همواره در حوزه اقيانوس هند دنبال سهم خواهى بوده اند و اين را به خوبى  مى توان از هم پيمانى اين كشور با شوروى سابق مشاهده كرد. هندى ها در آب هاى اقيانوس دو رقيب جدى داشته و دارند، يكى انگليسى ها بوده اند و ديگر آمريكايى ها كه به خصوص در سه دهه اخير حضور خود را در منطقه زياد كرده است. در دوران جنگ سرد هندى ها با استفاده از تكنولوژى روسى توان نظامى خود را به عنوان رقيب پاكستان بالا بردند و امروز هم به آمريكايى ها به چشم رقيب مى نگرند. اما بعد ديگر استراتژى  هندى ها را تامين انرژى براى يك  ميليارد و دويست ميليون انسان در بر مى گيرد؛ بر اساس اين راهبرد، تنگه هرمز مهمترين نقطه براى هندى ها است، اما آنها على رغم نگاه عميق و هميشگى خود به خليج فارس و تنگه هرمز به عنوان منطقه تامين انرژى، جرأت نزديك شدن به اين نقطه را نداشته اند، چرا كه نيروى دريايى قدرتمند ايران از آن محافظت مى كند. اقدام دزدان دريايى سومالى در خليج عدن و باب المندب كه يكى از سه نقطه تعيين شده توسط هندى ها براى امنيت راهبردى خودشان بود، به همراه عدم قاطعيت كشورهاى قدرتمند دريايى در واكنش به اين اقدامات، فرصت را براى نيروى دريايى هند و سياستمداران اين كشور فراهم آورد تا خودى نشان داده و به عنوان يك كشور حافظ صلح در نقاط تعيين شده از قبل حضور يابند. به نظر مى رسد دليل اقدام هندى ها در خليج عدن چيزى بيش از اين نيست.
فيل رام نشدنى كنگو در انديشه جنگ و كودتا
108084.jpg
«ضرب المثلى وجود دارد كه مى گويد وقتى فيل ها به جان هم مى افتند اين چمن زير پايشان است كه دچار ضرر و زيان مى شود. اين روز ها مصداق عينى چنين وضعيتى را مى توان در مناطق شرقى كنگو پيدا كرد؛ جايى كه غير نظاميان و مردم عادى در جنگ ميان سربازان كنگويى و حاميان لورن انكوندا رهبر شورشيان و گروهى از شبه نظاميان خطرناك به طرز وحشيانه اى كشته و لگدمال مى شوند.» به گزارش ايسنا، هفته  نامه اكونوميست در گزارشى در اين زمينه آورده است: بر اثر اين جنگ داخلى حدود ۲۵۰ هزار تن نيز از خانه و كاشانه خود آواره شده اند و هر روز اخبار بيشترى از قتل عام، بروز بيمارى وبا و شيوع فقر و گرسنگى به گوش مى رسد. امدادگران مى گويند نزديك به ۱۰۰ هزار مهاجر و بى پناه از هر گونه كمكى محرومند و چنانچه اين بى ثباتى و هرج و مرج بار ديگر رنگ خون و جنگ به خود بگيرد، اوضاع به مراتب وخيم تر خواهد شد. لورن انكونداى عصا به دست كه از ژنرال هاى مخالف توتسى است و با مقامات رواندا نيز ارتباطاتى دارد، سالها است كه رهبرى شورشيانش را عليه دولت ضعيف كنگو بر عهده دارد. وى از مشاركت در فرآيند سياسى كه در سال ۲۰۰۶ منجر به پيروزى جوزف كابيلا در انتخابات كنگو شد، امتناع ورزيد. انكوندا اظهار داشت كه در حال دفاع از توتسى ها در برابر شبه نظاميان جنايتكار هوتو است؛ شبه نظاميانى كه به اعتقاد او از سوى دولت مركزى در كينشازا حمايت و پشتيبانى مى شوند. [توتسى ها يكى از سه طايفه اصلى و مطرح در كشور هاى رواندا و برونئى هستند. توا و هوتو دو قوم مطرح ديگر در مركز آفريقا به شمار مى روند]. در ادامه اين گزارش آمده است: سربازان انكوندا براى تصرف شهر گوما از مراكز استانى در كنگو كه زمانى يك شهر توريستى محسوب مى شد، تلاش كردند و ارتش اين كشور كه مورد حمايت عده كمى از حافظان صلح سازمان ملل هستند به هيچ وجه در شرايط مساعد و مناسب براى ايستادگى در برابر اين شورشيان قرار نداشت. پيشتر قرار بر اين بود كه ارتش كنگو با عضويت يگان هاى متعدد شبه نظاميان و شورشيانى كه طى سالهاى ۱۹۹۸ و ۲۰۰۳ در جنگ داخلى گرفتار بودند مجدداً بازسازى شود، اما سربازان دولت فقير كنگو به موازات پيشروى شورشيان پراكنده و متفرق شده اند. در حالى كه اين نيروهاى شورشى اكنون به قتل و جنايت دست مى زنند و اموال مردمى را كه زمانى قرار بود مدافعشان باشند، به يغما و تاراج مى برند.ژنرال انكوندا تهديد كرده چنانچه كابيلا رئيس جمهور كنگو از پذيرش گفتگوى رسمى با شورشيان سرباز زند، خود دست به كار خواهد شد و به منظور سرنگونى وى تا كينشازا پيشروى خواهد كرد. البته چنين تهديدى خلاف واقع و خيالبافانه به نظر مى رسد چرا كه كشور كنگو كه تقريبا تمامى نقاط آن پوشيده از جنگل است عملا عارى از هر نوع جاده و بزرگراه مى باشد. اكونوميست در ادامه مى افزايد: شورشيان تحت حمايت دولت رواندا قبلا يكبار در سال ۱۹۹۷ موفق شدند كنيشازا را تصرف كرده و موبوتو سه سه سكو را از اريكه قدرت به زير كشانده و پدر كابيلا يعنى لورن را بر مسند قدرت بنشانند. نيروهاى تحت الحمايه رواندا و اوگاندا يك سال بعد با ايجاد جنگ داخلى وحشتناكى كه نيروهايى از كشورهاى همسايه نظير آنگولا، ناميبيا و زيمبابوه را به درون خود كشيد، عملا باعث تكرار چنين آشوب سياسى شدند. ژنرال انكوندا به خوبى مى داند كه تهديد به آغاز چنين نبردى به نوبه خود باعث افزايش نگرانى  و نارضايتى از دولت كابيلا خواهد شد. يك ديپلمات آفريقايى معتقد است: تسخير كينشازا شايد در حد يك رويا باشد؛ اما انكوندا مصمم به نظر مى رسد حتى اگر به خواسته اش نرسد، براى دولت كابيلا دردسر زيادى درست كند. در اين ميان رهبران خارجى تاكنون كمك زيادى ارائه نكرده اند. مقامات سازمان ملل از شوراى امنيت درخواست كرده اند تا بر طرح استقرار ۳۰۰۰ سرباز صلح بان ديگر در كنگو (جهت تقويت ۱۷ هزار نيرويى كه هم اينك در اقصى نقاط اين كشور مستقرند) مهر تاييد بزند؛ اما به طور كلى تامين و استقرار نيروهاى بيشتر پروسه اى است زمان بر كه احتمالاً ماه ها به طول خواهد انجاميد؛ مضافا بر اينكه هنوز مشخص نيست كه سربازان صلح بان سازمان ملل تا چه حد قادر و يا خواهان آن باشند كه از غير نظاميان محافظت و پشتيبانى كنند. اخيراًِ نيروهاى حافظ صلح مستقر در كنگو نتوانستند از بروز قتل عام دهها  تن از غير نظاميان در منطقه كيوانجا جلوگيرى به عمل آورند. اكونوميست در پايان آورده است: از سوى ديگر، اتحاديه اروپا كه داراى ۱۵۰۰ نيروى آماده و مجهز براى استقرار چند روزه در كنگو هستند، از قرار معلوم گوشش به درخواست هاى مكرر براى اعمال ميانجى گرى بدهكار نيست. در اين ميان شايد كشورهاى همسايه كنگو دست به كار شوند به طور مثال آنگولا در كنگو نيرو داشته و به آموزش سربازان اين كشور مشغول است. از طرف ديگر جامعه توسعه جنوب آفريقا (SADC) در خصوص اعزام سرباز به كنگو اعلام آمادگى كرده است. شايد يكى از ايده هاى مفيد اين باشد كه از دولت رواندا به منظور ممانعت از پيشبرد تلاشهاى ژنرال انكوندا درخواست به عمل آيد. البته اين كار ساده اى نيست چون كه روابط رواندا با برخى كشورهاى اروپايى به تيرگى گراييده و فشارهاى ديپلماتيك به خوبى از ناحيه دوستان نزديك رواندا مانند بريتانيا و آمريكا چه بسا تاثيراتى داشته باشد. حرف آخر اينكه اين فيل رام نشدنى (انكوندا) را تا كى مى توان كنترل كرد؟