نسخه
PDF
شماره ۵۷۵۹ - ۱۳ آذر ۱۳۸۷ - ۴ ذيحجه ۱۴۲۹ - ۳ دسامبر ۲۰۰۸ 
حوادث
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
جنايت خانوادگى قويترين فرضيه درباره جسد متلاشى شده
راز جسد متلاشى شده زنى كه گمان مى رفت در بزرگراه آهنگ قربانى بى احتياطى رانندگان شده است از سوى بازپرس ويژه قتل تهران كشف شد. به گزارش ايسنا، ساعت ۶:۱۰ صبح روز ۲۹ مهرماه سال جارى، قاضى حسين اصغرزاده بازپرس كشيك قتل پايتخت حسب اعلام ماموران كلانترى ۱۵۸ كيانشهر در جريان كشف آثار جسدى متلاشى شده در بزرگراه آهنگ قرار گرفت و دستور انجام تحقيقات را صادر كرد. بررسى ماموران در محل نشان داد كه جسد مجهول الهويه بوده و به طرز فجيعى متلاشى شده است، چنانكه تنها قطعاتى از انگشتان پاى او قابل كشف و بهره بردارى بود. با جمع آورى بقاياى جسد از محل و كنار هم قرار دادن آنها در پزشكى قانونى، هويت متوفى كشف و مشخص شد كه وى «صديقه.ش» نام داشته و ۴۱ سال سن دارد. با توجه به آنكه به نظر مى رسيد مرگ اين زن بر اثر برخورد با چند خودرو در بزرگراه بوده است، پرونده به دادسراى محل ارجاع شد. تحقيقات در اين زمينه ادامه داشت تا اينكه ساعاتى پس از كشف جسد، مردى با مراجعه به دادسراى امور جنايى تهران نسبت به ناپديد شدن همسرش اعلام فقدانى كرد و زمانى كه هويت متوفى كشف شد، اين مرد با مراجعه به پزشكى قانونى مدعى شد كه جسد متعلق به همسرش بوده است. قاضى اصغرزاده بازپرس شعبه دوم بازپرسى (ويژه قتل) دادسراى امور جنايى تهران در اين زمينه گفت: با توجه به پرونده اعلام فقدانى كه در دادسراى جنايى تشكيل شد، پرونده مرگ صديقه نيز از دادسراى محل درخواست شد تا هر دو پرونده يك جا مورد رسيدگى قرار گيرد. وى افزود: در بررسى هاى اوليه، خانواده  صديقه مدعى شدند كه عصر روز ۲۷ مهرماه از منزل دخترش واقع در ميدان خراسان به مقصد كرج خودرويى را كرايه كرده و پس از آن اثرى از وى نيافته اند. اين در حالى بود كه با مراجعه به آژانس مورد ادعاى خانواده صديقه متوجه شديم با آژانس تماس گرفته شده اما به دليل آنكه يك نشانى واهى ارائه شده است، راننده خودرو بعد از نيافتن نشانى به محل كار خود بازگشته است. بازپرس ويژه قتل تهران اضافه كرد: از طرفى يكى ديگر از نكاتى كه فرضيه جنايى بودن مرگ صديقه را قوت مى بخشيد آن بود كه همسر مقتوله دو روز بعد از ناپديد شدن وى اعلام فقدانى كرده و پس از مراجعه به پزشكى قانونى نيز بلافاصله صديقه را شناسايى كرده است، در حالى كه همان روز مى توانست اعلام فقدانى كند، ضمن اينكه جسد مقتوله به هيچ عنوان قابليت شناسايى به وسيله نگاه كردن را نداشت و كاملا متلاشى شده بود. وى با بيان اينكه احتمالا ضربه اى مرگبار به وسيله چاقو به گردن صديقه برخورد كرده است، اظهار كرد: آنچه از شواهد امر بر مى آيد آن است كه قتل در جايى ديگر اتفاق افتاده و جسد در بزرگراه رها شده است. اصغرزاده، قوى ترين فرضيه در اين پرونده را يك جنايت خانوادگى برشمرد و گفت: در حال حاضر دستور بازداشت داماد متوفى صادر شده و معتقدم كه همسر صديقه نيز در وقوع جنايت بى تاثير نبوده است اما به هر حال اظهارنظر دقيق در خصوص اين جنايت منوط به انجام تحقيقات بيشتر از خانواده مقتوله است.
رهايى از قصاص با پرداخت ديه
مرد جوانى كه به جرم كشتن زنش به اشد مجازات محكوم شده بود ديروز در دادسراى جنايى تهران ، رضايت خانواده داغدار را جلب كرد و به زندگى بازگشت. در نشست رسيدگى به اين پرونده كه در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى پايتخت به رياست قاضى «نور الله عزيز محمدى» برگزار شد ابتدا نماينده دادستان ، كيفرخواست را خواند.«امير اسماعيل رضوانفر» اعلام كرد : «صابر» ۲۲ ساله ، شامگاه هفتم اسفند ۸۴ همسرش «صديقه» را در خانه اش -جواديه تهرانپارس - خفه كرد و به همراه فرزند شير خوار خود گريخت. او اما پنج روز بعد به خاطر عذاب وجدان ، تسليم قانون شد و جنايت را گردن گرفت.نماينده دادستان ادامه داد : اكنون با توجه به تقاضاى اولياى دم و همچنين اعتراف هاى «صابر» برايش تقاضاى حكم مرگ دارم. سپس پدر و مادر داغدار در جايگاه ويژه قرار گرفتند و گفتند : دامادمان بايد قصاص شود.«صابر» به خاطر چند قطعه طلا ، دخترمان را كشت و ما از خون «صديقه» نمى گذريم.نوه يك ساله مان را هم به خانواده پدرش مى سپاريم تا ديگر نشانه اى از اين مرد بى رحم در زندگى ما نباشد. نوبت دفاع به «صابر» كه رسيد اظهارداشت : با زنم اختلاف خاصى نداشتيم و نمى خواستم او را بكشم. شب قبل از از آخرين دعوا ، صاحبخانه به سراغم آمد و گفت بايد ساختمانش را تخليه كنيم.به همين خاطر از «صديقه» خواستم طلاهايش را بفروشد تا مبلغ رهن را بيشتر كنيم كه قبول كرد. وى توضيح داد : من دوباره با صاحبخانه صحبت كردم و قرار شد به طبقه پايين برويم.صبح آن روز آماده شده بودم تا به محل كارم بروم كه زنم مانع شد. مى گفت بايد بمانم اسباب و اثاثيه را جمع كنم كه بر سر همين موضوع با هم درگير شديم. فقط مى خواستم صدايش قطع شود كه گلويش را فشردم و ...
* قاضى گفت : همسايه ها از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۱ كه از خانه بيرون رفتى و به عمويت به دروغ گفتى «صديقه» خودكشى كرده ، داد و فرياد شما را شنيده بودند.زنت را كتك هم زدى؟
- متهم در جواب گفت : نه ! فقط گلويش را فشار دادم.
در آن لحظه ، يكى از مستشاران داگاه كيفرى ، تصوير جنازه «صديقه» را نشان داد كه جاى دستان «صابر» روى گردنش ديده مى شد : «اگر مى خواستى صديقه را ساكت كنى بايد دهانش را مى گرفتى ، در حالى كه جاى انگشتانت و جوابيه پزشكى قانونى تاييد مى كند با تمامى قدرت ، گلوى زنت را فشردى و گردنش شكست.در اين باره چه توضيحى دارى؟» صابر كه سرش را پايين انداخته بود جواب داد : قبول دارم ولى از خانواده زنم مى خواهم به جوانى ام و دختر يك ساله ام رحم كنند و مرا ببخشند. به گزارش ايسكانيوز، با پايان حرف هاى همسركش ، هيأت قضايى وارد شور شد و او را به مرگ محكوم كرد. راى در شعبه ۴۱ ديوان عالى كشور تاييد شده و ضرباهنگ اعدام به صدا درآمده بود كه سرانجام تلاش خداپسندانه قاضى «عصمت الله جابرى» سرپرست دايره اجراى احكام دادسراى جنايى تهران و همكارش «پورمكرمى» نتيجه داد. روز گذشته خانواده داغدار با گرفتن ديه از خونخواهى گذشت و زندگى دوباره به «صابر» لبخند زد.بدين ترتيب وى بار ديگر از جنبه عمومى جرم ، محاكمه مى شود و طبق قانون ، سه تا ۱۰ سال زندان در انتظارش خواهد بود.
پايان ۲۸ ماه زندگى زيرزمينى جنايتكار فرارى
108990.jpg
پسر جنايتكارى كه افزون بر دو سال با زندگى زيرزمينى از تيررس پليس جنايى پايتخت دور بود سرانجام به دام افتاد. رسيدگى به اين ماجرا از ششم مرداد ۱۳۸۵ پس از آن آغاز شد كه افسران كلانترى ۱۰۲ گاندى از مرگ اسرارآميز پسر ۱۶ ساله موتورسوار به نام «عليرضا -ب» باخبر شدند. شواهد نشان مى داد او بر اثر برخورد عمدى با حفاظ (گاردريل) بزرگراه حقانى ، قربانى جنايت شده است و با طرح اين فرضيه ، پيكر پسر نگون بخت به پزشكى قانونى سپرده شد. همچنين ۱۷ آبان ۱۳۸۵ پرونده با صدور قرار نبود صلاحيت از دادسراى ناحيه سه به شعبه اول دادسراى جنايى تهران فرستاده و تجسس پليس دايره ۱۰ آگاهى مركز براى رازگشايى معما آغاز شد. كارآگاهان پس از كشف سرنخ ها و چهره نگارى رايانه اى ، دو متهم به نام هاى «على» و «حسين» را ۱۰ اسفند ۱۳۸۵ رديابى و دستگير شدند. آنان در بازجويى ها جنايت را انكار كردند و گفتند : در مرگ «عليرضا» هيچ نقشى نداشتيم و بى گناه بازداشت شده ايم. همان موقع يكى از شاهدان به نام «مصطفى - ف» كه دوست «عليرضا -ب» بود به بازپرس «شاملو» اظهار داشت : در پارك طالقانى نشسته بوديم كه «على» از مقابل ما رد شد.چون شبيه يكى از دوستانمان بود به او خنديديم كه به شدت ناراحت شد و گفت همينجا باشيد تا دوستانم بيايند ؛ حالتان را بدجورى مى گيريم.وى ادامه داد : دقايقى بعد «على» و دو نفر از دوستانش دنبال ما كردند.سوار بر موتور به بزرگراه «حقانى» رسيديم.همانجا ماشينى كه «على» ، «حسين» و يك جوان خشمگين ديگر به نام «عليرضا - س» سوار آن بودند به عمد به ما خورد.در نتيجه ، دوستم با شكم روى گاردريل افتاد و كشته شد و من هم كه زخمى شده بودم در بيمارستان بسترى شدم. بدين ترتيب قرار مجرميت«على» و «حسين» ۱۲ مهر ۸۷ از سوى بازپرس شعبه اول دادسراى جنايى تهران صادر شد و تحقيق پليس براى بازداشت «عليرضا - س» ادامه يافت.گزارش ايسكانيوز حاكى است، اين پسر كه ۲۸ ماه به صورت زيرزمينى ، زندگى كرده بود سرانجام در يكى از خيابان هاى مركزى تهران به دام افتاد و در بازجويى ها ، جنايت را گردن گرفت : «من به قدرى عصبانى بودم كه نمى دانستم چه كار مى كنم.وقتى با ماشين به «عليرضا -ب» و «مصطفى - ف» رسيدم ناگهان با ماشين به موتور آنها كوبيدم و از آينه ديدم كه به گاردريل خوردند اما باور كنيد نمى خواستم كسى را بكشم.»
مرگ دلخراش ۵ كارگر سيمان سازى
پنج كارگر نگون بخت به دنبال سرنگونى دكل بسيار بزرگ در كارخانه سيمان «آبيك» قزوين قربانى شدند. رخداد مرگبار در سيمان «آبيك» قزوين وقتى شكل گرفت كه يك گروه ، سرگرم تعمير قطعه هاى داخلى اين كارخانه بود. همزمان با سرنگونى ناگهانى دكل بزرگى كه بالاى سوله بود شمارى از كارگران  پا به فرار گذاشتند۷. نفر از آنان اما زير دكل گرفتار  و پنج كارگر به طرز فجيعى كشته شدند.دو نفر هم كه به شدت زخمى شده  اند روانه بيمارستان شدند و رسيدگى به پرونده در دستور كار پليس و بازپرس كشيك دادسرا قرار گرفت. به گزارش ايسكانيوز، تحقيق جامع تر درباره اين رخداد مهيب ادامه دارد.
سارقان با سرقت كابل هاى ارتباطى راه آهن، ارتباط ۱۲ ايستگاه را در قم قطع كردند
سارقان با سرقت حدود يك تن كابل ارتباطى خطوط راه آهن از حوالى ايستگاه راه آهن روستاى «كاج محمد آباد»، ارتباط ۱۲ ايستگاه را در قم قطع كردند. به گزارش پايگاه اطلاع رسانى پليس، «سيد جعفر حسينى» رئيس پليس آگاهى استان قم در تشريح جزئيات اين خبر گفت:« در پى دستگيرى دو نفر به نام هاى «احمد ـ الف» ۵۰ ساله و «عباس ـ الف» توسط ماموران پاسگاه انتظامى «قمرود» در هنگام سوزاندن پوسته حدود يك تن سيم و كابل، پرونده تشكيل شده پس از انجام اقدامات اوليه جهت بررسى تخصصى به اداره آگاهى ارسال شد.» حسينى ادامه داد:« متهمان در تحقيقات اوليه ادعا كردند كه با اخذ يك ميليون ريال وجه نقد از فردى افغانى، سيم هاى مذكور را براى نامبرده آماده مى كنند ولى با مشاهده مدارك و دلائل به دست آمده توسط كارآگاهان، اعتراف كردند كه با توجه به اينكه هنگام رفت و آمد به محل كار از مسير ايستگاه راه آهن حوالى روستاى «كاج محمد آباد» عبور مى كنند با مشاهده سيم هايى كه داخل چاله هاى كنده شده جاسازى و روى آن ها توسط خاك پوشانده شده است، وسوسه شدند و با انجام صد متر حفارى طى دو شب حدود يك تن سيم را سرقت كردند.» وى افزود:«با توجه به تحقيقات به عمل آمده مشخص شد كه سيم هاى مذكور مربوط به انتقال اطلاعات بين ۱۲ ايستگاه، ساعت حركت قطارها و كنترل رايانه اى آنها و داراى اهميت بالايى بودند كه با توجه به عدم امكان اتصال بين سيم ها، مى بايست از مركز اصلى مجددا سيم كشى صورت گيرد كه اين امر مستلزم هزينه بسيار بالايى است.»
اكستازى با روكش شكلات!
يك خانواده  اهل نيوزلند با خوردن شكلات هايى كه مغزشان اكستازى بود،  راهى بيمارستان شدند. به گزارش ايسنا، يك خانواده  به صورت كاملا نا   آگاهانه قرص هاى اكستازى را كه روكش شكلات داشتند، خورده و راهى بيمارستان شدند، اين در حاليست كه پليس منطقه ولينگتون نيوزلند، پدر اين خانواده  را به اتهام توزيع قرص هاى روانگردان با روكش شكلات، دستگير و راهى بيمارستان كرد. مرد نيز به علت خوردن اين قرص ها دچار مسموميت شده و همراه ديگر اعضاى خانواده اش در بيمارستان بسترى است. وى در بازجويى پليس گفت: قصد فروش اين قرص ها را به وسيله پوشش كاكائو و شكلات داشتم اما به صورت كاملا اشتباهى در شب تولد دختر كوچكم، يك بسته را باز كرده و همگى از آن خورديم. پزشكان بيمارستان منطقه ولينگتون نيوزلند، به ماموران پليس گفتند كه حال همگى اعضاى اين خانواده  خوب است و مشكل اساسى وجود ندارد.
زلزله ۶ ريشترى در قلب تايوان
زلزله اى قوى ، ديروز قلب تايوان را تكان داد و لرزه بر جان مردم انداخت. كانون زلزله شش ريشترى بامداد ديروز كه در پايتخت تايوان و ۳۱ كيلومترى ساحل منطقه «تايتونگ» وحشت به پا كرد زير دريا اعلام شده است شمار تلفات احتمالى و يا ميزان خسارت هاى مالى منتشر نشده است. به گزارش ايسكانيوز، به دنبال اين رخداد جوى ، بيم شكل گيرى سونامى قوت گرفته است.
قاچاقچيان انسان ۹۰ مهاجر را به دريا ريختند
قاچاقچيان انسان ۹۰ مهاجر نگون بخت را به دريا ريختند و تا كنون جنازه هاى دست كم ۲۰ نفر از آنان در سواحل يمن پيدا شده است. پليس ساحلى يمن با ديدن جنازه هاى ۲۰ غريبه در جنوب شهر «ابين» به تحقيق پرداخت و مشخص شد قربانيان ، آوارگان سوماليايى بودند.آنان سوار قايق قاچاقچيان انسان شده بودند تا غيرقانونى وارد يمن شوند كه خط به خط پايان زندگى رسيدند. تبهكاران بى رحم ، مسافران نگون بخت را با تهديد اسلحه مجبور كردند كه به درون آب بپرند.در نتيجه ، شمارى از سرنشينان قايق كشته و دست كم ۷۰ مهاجر ناپديد شدند كه بيم مرگشان مى رود. پناهجويان سومالى براى فرار از فقر و خشونت در كشورشان تلاش مى كنند به هر قيمت ممكن فرار كنند و خود را به منطقه هاى امن برسانند.گزارش ايسكانيوز مى افزايد، آنان براى رفتن به يمن ۷۰ تا ۲۰۰ دلار به قاچاقچيان مى پردازند اما بيشتر وقتها به مقصد نمى رسند و در دريا قربانى مى شوند.
كشف گنج در گورستان تاريخى يك گورستان تاريخى به دنبال
108963.jpg
كند و كاو باستان شناسان در روسيه كشف شد. ديرينه شناسان روسى به دنبال كندو كاو در منطقه «گوودسكى» استان «پسكف» گورستانى با بيش از ۴۰ قبر يافتند.بررسى هاى كارشناسان نشان مى دهد قدمت اسكلت هاى كشف شده در اين مكان به قرن سيزدهم ميلادى بر مى گردد. باستان شناسان همچنين در قبرهاى زنان ، مقدار زيادى طلا ، جواهر و سكه كشف كردند.«آلكساندر ميخايلف» سرپرست اين گروه تحقيق اعلام كرد : ساختار قبرها به اسلاوها و اويگورها ، شباهت زيادى دارد. به گزارش ايسكانيوز ، تلاش ديرينه شناسان به منظور جمع آورى اطلاعات جامع تر از اين گورستان قيمتى همچنان ادامه دارد.
دستگيرى دزد ۱۱ ساله خودرو
پليس سوئد، پسربچه ۱۱ ساله اى را كه اقدام به سرقت يك خودرو و فرار از دست پليس كرده بود، دستگير كرد. به گزارش ايسنا، پليس سوئد در نزديكى بالستا در شمال استكهلم يك خودرو را به علت سرعت زياد متوقف كرد اما راننده ۱۱ ساله آن از دست ماموران گريخت كه پس از استعلام مشخص شد خودروى متوقف شده، سرقتى است. پليس بالاخره سارقان را كه سه نوجوان بودند دستگير كرد كه همگى بين ۱۱ تا ۱۵ سال سن داشتند. «تامى رينالدو» ـ يكى از ماموران پليس منطقه آپسالا در سوئد ـ گفت: طى ۲۵ سال حرفه ام هرگز به چنين موردى برخورد نكرده بودم كه در آن پسر بچه ۱۱ ساله سارق خودرو باشد. دادگاه، تمامى اين نوجوانان را به خانواده هايشان بازگرداند و از آن ها تعهد گرفت و تنها يك نوجوان ۱۵ ساله كه در اين گروه حضور داشته به زندان فرستاد.