نسخه
PDF
شماره ۵۷۵۹ - ۱۳ آذر ۱۳۸۷ - ۴ ذيحجه ۱۴۲۹ - ۳ دسامبر ۲۰۰۸ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
اهميت دوباره آمريكاى لاتين براى روسيه
109029.jpg
ديميترى مدودف، رئيس جمهورى روسيه به سفر خود به منطقه آمريكاى لاتين با ديدار از فديل كاسترو، رهبر سابق كوبا و مذاكره با رائول كاسترو رهبر فعلى اين كشور پايان داد. ناتاليا تيماكووا، سخنگوى رئيس جمهورى روسيه پس از ديدار يك ساعته مدودف با فيدل كاسترو در جمع خبرنگاران گفت: «آنها [مدودف و فيدل كاسترو] درباره جنبه هاى مختلف توسعه همكارى روسيه و كوبا و مسائل سياست بين الملل مذاكره و گفت وگو كردند.» هيچ تصويرى از ديدار آنها منتشر نشده است، اما كاسترو در مقاله اى كه بعدا منتشر شد، گفت: «براى من اين يك ديدار بسيار تشويق كننده بود. هيچ موضوعى نيست كه رئيس جمهورى روسيه از آن دورى كند، هيچ پرسشى نيست كه بدون پاسخ بماند. وى دانش زيادى درباره موضوعات دارد و مى داند كه چگونه شنوندگان و حتى كسانى را كه با وى اختلاف نظر دارند، متقاعد كند.» كاسترو همچنين به اين مسأله اشاره كرد كه دو طرف درباره روابط با آمريكا هم صحبت كردند، اما وى از ارائه جزئيات بيشتر در اين باره خوددارى كرد. به گزارش ديپلماسى ايران، سفر مدودف به آمريكاى جنوبى بازتاب گسترده اى در مطبوعات آن منطقه داشته است. روزنامه هاى آرژانتينى سفر مدودف را با سفر اخير هو جين تائو، رئيس جمهورى چين از كوبا مرتبط دانستند و تحليل كردند كه ديدار ديميترى مدودف از اين كشور نيز به معناى حمايت سياسى و اقتصادى از دولت كاسترو است. خبرگزارى تلام آرژانتين در اين باره نوشت، اگرچه پس از فروپاشى نظام اتحاد جماهير شوروى روابط مسكو با هاوانا تنزل يافته بود اما از سال گذشته دو طرف به سمت ارتقا سطح مناسبات حركت كردند و حجم مبادلات تجارى را به ۳۶۰ ميليون دلار رساندند و پيش بينى مى شود اين رقم در سال جارى به ۴۰۰ ميليون دلار افزايش يابد. مدودف قبل از سفر به كوبا از ونزوئلا جايى كه كشتى هاى جنگى روسى در آن پهلو گرفته اند نيز ديدن كرده بود. سران دو كشور در پاسخ به نگرانى هاى آمريكا به خاطر مانور مشترك در آبهاى كارائيب اعلام كردند، اين اقدام عليه ديگران نيست. رئيس جمهورى روسيه به علاوه توافقنامه هاى مختلفى از جمله در زمينه انتقال فناورى هسته اى به ونزوئلا با هوگو چاوز رئيس جمهورى اين كشور امضا كرد. مدودف پيش از ونزوئلا از برزيل و پرو نيز ديدن و قراردادهاى همكارى در زمينه هاى گوناگون با سران آنها امضا كرده بود. رئيس جمهورى روسيه در جريان اين ديدارها به صراحت از قصد كرملين براى گسترش مناسبات و تحكيم پيوندها با آمريكاى لاتين سخن گفت. سران منطقه نيز تمايل متقابل خود براى ارتقا سطح روابط با مسكو را ابراز داشته و در همين راستا كريستينا فرناندز، رئيس جمهورى آرژانتين نيز در هفته اول دسامبر به روسيه سفر خواهد كرد. اعزام گروهى از ناو هاى روسى تحت رهبرى يك رزم ناو هسته اى كه در ساحل ونزوئلا لنگر انداخت، از سوى رسانه هاى روسى به عنوان واكنش به استقرار هاى آمريكا در درياى سياه در حمايت از گرجستان تفسير شده است. مقام هاى روسى گفته اند، حدود ۱۶۰۰ سرباز روسى با چهار ناو در حال پيوستن به ۷۰۰ سرباز ونزوئلايى براى گشت زنى و انجام رزمايش نجات در درياى كارائيب هستند كه قرار است اول دسامبر آغاز شود. مقامات روسيه هرگونه هدف گيرى اين رزمايش عليه كشورهاى ثالث را رد كرده اند. رئيس جمهورى ونزوئلا نيز روز دوشنبه تحريك آميز بودن اين مانور را تكذيب كرد و آن را يك مبادله بين دو كشور مستقل و آزاد كه در حال نزديك شدن به هم هستند،  توصيف كرد. اما رئيس جمهورى ونزوئلا همانند مدودف و ولاديمير پوتين نخست وزير روسيه، قدرت طلبى جهانى آمريكا و طرح هاى دولت جورج بوش براى استقرار سپر دفاع موشكى در شرق اروپا را محكوم كرده است. پيش از اين ونزوئلا سيستم هاى رادار، جت جنگنده، هلى كوپتر  و ده ها هزار كلاشينكف از روسيه خريدارى كرده است. در همين رابطه واشنگتن پست در شماره ۲۶ نوامبر خود به نقل از تحليلگران سياسى نوشت، ورود ديميترى مدودف، رئيس جمهورى روسيه و ناوگان دريايى اين كشور به ونزوئلا در هفته اخير، پيام روشنى به باراك اوباما است كه چالش آزار دهنده براى واشنگتن در آمريكاى لاتين، دولت پوپوليستى هوگو چاوز و نهضت وى در برابر نفوذ آمريكاست. رئيس جمهورى ونزوئلا كه زمانى جورج بوش، رئيس جمهورى آمريكا را شيطان خوانده و سفير واشنگتن در كاراكاس را در ماه سپتامبر اخراج كرده بود، تمايل خود را براى تعامل مجدد با واشنگتن و دولت اوباما اعلام كرده و گفته است مانور دريايى مشترك با روسيه براى تحريك آمريكا نيست. در اين گزارش آمده است، ونزوئلا هيچ خطر راهبردى ندارد. چاوز، در دهه اخير تلاش شديدى براى پر كردن خلأ ايجاد شده از كاهش نفوذ آمريكا در آمريكاى لاتين داشته است. اين كاهش نفوذ حاصل سياست هاى دولت بوش است كه در آمريكاى لاتين منفور است. در اين روند چاوز به صريح ترين رهبر ضدآمريكايى منطقه تبديل شده و با شخصيت هاى غيردوست آمريكا در كشورهايى مانند نيكاراگوئه و بلاروس، هم پيمان شده است. پيتر دى شازو يكى از ديپلمات هاى پيشين آمريكا كه بر برنامه آمريكاى لاتين در مركز تحقيقاتى مطالعات راهبردى و بين الملل نظارت دارد، گفت: «اوباما با كشورى مراوده دارد كه در هيت الى ۹ سال گذشته موضع شديد ضدآمريكايى اتخاذ كرده و به آمريكا نقش منفى داده است. انقلاب چاوز بر اساس ريشه كن كردن نفوذ آمريكا در منطقه بنا شده است.» به نوشته اين روزنامه، اين نقل در ونزوئلا بر سر زبان ها است كه آمريكا قصد ترور چاوز، ربودن ذخاير عظيم نفتى كشور و تضمين اين امر را دارد كه ونزوئلا تابع امپراطورى آمريكا باشد. چاوز مانند فيدل كاسترو، رهبر كوبا خواهان تشكيل اتحادى از كشورهاى همفكر است تا نظام تك  قطبى تحت سلطه آمريكا را ناكام بگذارد.»
بحران مالى، فرصتى مناسب براى صنايع دفاعى روسيه
اما خبرگزارى نووستى در مقاله اى با اشاره به سفر اخير مدودف، بحران مالى جهانى را فرصتى براى وى عنوان كرده است. در اين مقاله آمده است: بحران مالى به تانك ها، هواپيماها، كشتى ها و ديگر تجهيزات نظامى روسيه در رقابت با بهترين هاى بازار تسليحاتى آمريكاى لاتين يعنى آمريكايى ها و همچنين صنايع دفاعى برزيل، كمك مى كند. در حال حاضر صنايع دفاعى روسيه با همان مشكلاتى دست و پنجه نرم مى كند كه اقتصاد در كل با آنها روبروست. بر اساس گزارش مركز تحليل استراتژى و فناورى بسيارى از توليد كنندگان تسليحات روسيه با دشوارى مواجه اند. موسسات با مشكل كندى روند دريافت پول از بانك ها، كمبود منابع وامى و ديگر پيامد هاى بحران روبرو شده اند. همزمان كارخانجات صنايع دفاعى به خاطر تورم هزينه هاى بالايى در زمينه حمل و نقل و تجهيزات جانبى مى پردازند. كارشناسان معتقدند كه دولت در اتخاذ تدابير مقابله با بحران براى مجموعه هاى صنايع دفاعى تاخير مى كند و آنها احتمال مى دهند كه فعاليت برخى از موسسات ممكن است به توقف توليداتى و تعطيلى منجر شود. بدون ترديد لزوم كاهش اعتبارات بودجه اى، رشد شديد بازار جهانى صادرات و واردات تسليحاتى كه طى سال هاى ۲۰۰۰- ۲۰۰۷ از ۲۲ ميليارد دلار به ۵۵‎/۱ميليارد دلار رسيده بود (از جمله روسيه از۳‎/۷ ميليارد دلار به ۷‎/۵ ميليارد دلار) را متوقف خواهد كرد. بسيارى از كشورها مجبورند كه خريد هواپيماها، كشتى هاى نظامى، تانك ها و ديگر نمونه هاى تسليحاتى را كاهش دهند. اما كاهش اعتبارات نظامى در برخى از كشورها ممكن است كه به نفع مجموعه هاى صنايع دفاعى روسيه باشد. از اين نظر سفر ديميترى مدودف رييس جمهور روسيه به برزيل و ونزوئلا مى تواند جالب توجه باشد. برخى از كشورها كه هنوز فرصت تعويض و يا مدرنيزه سازى تجهيزات نظامى خود را نداشته اند نخواهند توانست كه از تجديد تسليحاتى به كل صرف نظر كنند. چرا كه اين مسأله مى تواند تهديدى براى توان دفاعى ارتش اين كشورها باشد. براساس گزارش مركز تحقيقاتىForecast International در ميان كشورهاى عمده آمريكاى لاتين مانند آرژانتين، برزيل، كلمبيا و مكزيك(در مورد ونزوئلا كه دوست روسيه محسوب مى شود و قصد دارد كه به ارزش ۴۴ ميليارد دلار تسليحات خريدارى كند سخن نمى گوييم) اين مسأله ديده مى شود. مانند هميشه اكثر كشورهاى آمريكاى لاتين هواپيماها، كشتى هاى نظامى و ديگر نمونه هاى تجهيزاتى را خريدارى مى كنند. برزيل طى ساليان اخير ترجيح داده كه براى ارتش خود تجهيزات داخلى خريدارى كند. اما در شرايط بحران تسليحات روسى مى توانند با موفقيت با نمونه هاى آمريكايى، اروپايى و يا برزيلى رقابت كنند. هواپيماها، هليكوپترها، زره پوش ها، سيستم هاى دفاع ضد هوايى و سلاح گرم روسيه از نظر كيفيت با مدل هاى آمريكايى و اروپايى قابل برابرى است در همين حال ۲۰- ۴۰درصد نيز ارزان تر است. به غير از اين كار با آنها براى استفاده خدمه و كاربرانى كه سطح سواد عالى ندارند، ساده تر است. بالاخره تجهيزات نظامى روسيه راحتر در شرايط صحرايى با ابزار ساده و به اصطلاح «دم دستى» تعمير مى شوند. برزيل همچنين مى تواند با خريد هواپيماهاى «سوخوى- ۳۵» و كمك فناورى براى ساخت زير دريايى از روسيه موافقت كند چرا كه هواپيماهاى داخلى اين كشور كه در حال حاضر در دست طراحى هستند، نياز به هزينه هاى جدى در بخش پژوهشى و سازه اى- تجربى دارند.
آيا يورو زنده مى ماند ؟
109020.jpg
بحران اقتصادى جهانى جان تازه اى به مباحثاتى داد كه ادعا مى كردند واحد پول يورو عمرى طولانى نخواهد داشت. اين ادعاها معمولا به ميلتون فريدمن اشاره مى كنند كه در سال ۱۹۹۸ هشدار داد كه تعهد قانونى اتحاديه اروپا به يورو در مقابل اولين بحران اقتصادى جدى مورد آزمايش قرار خواهد گرفت. اين بحران اقتصادى در حال حاضر پيش روى ما است، اما نتايج آن كاملا با آنچه فريدمن پيش بينى كرده بود متفاوت است. به گزارش ديپلماسى ايران، بيكارى رو به افزايش است و در كنار آن پوپوليسم چهره برافراشته است. در ايتاليا كه از رقابت با چين رنج مى برد و اسپانيا كه بازار مالى مسكن در آن رو به زوال است تجربه چندان خوشايندى از اين بحران اقتصادى وجود ندارد. اما با وجود همه اينها، هيچ كشورى تمايل خود را براى عدم استفاده از يورو نشان نداده است. آنها اين موضوع را درك كرده اند كه حتى زمزمه در خصوص چنين موضوعى مى تواند سرمايه گذاران را دچار ترديد كند. آنها شاهد اين بودند كه چطور كشورهايى مانند دانمارك كه واحد پول خود را تغيير ندادند مجبور شدند كه سود سهام خود را افزايش دهند تا بتوانند از واحد پول خود دفاع كنند و اين درحالى است كه بانك مركزى آمريكا و بانك مركزى اروپا براى مقابله با بحران بين المللى مالى سود سهام خود را كاهش داده اند. آنها به اين واقف هستند كه اگر همچنان لير و پستا واحد پول كشورهاى اروپايى بود در چنين شرايطى اروپا چه جنگى را تجربه مى كرد. آنها به اين نتيجه رسيده اند كه بايد با بحران از مد افتاده واحد پول در بدترين زمان مبارزه كنند. آنها از اين شرايط كه برايشان امنيت و ثبات را به ارمغان آورده است خشنودند. به طور ساده كشورهايى كه سناريوى يورو را پشت سرگذاشتند و آن را به عنوان واحد پول خود انتخاب نكردند هيچ پيشرفت خاصى را در اقتصاد خود شاهد نبودند. ممكن است برخى بر اين عقيده باشند كه شرايط بدتر پيش رو است، بيكارى و تورم منتظر كشورهاى اروپايى است و زمانى كه شرايط به بدترين حالت خود برسد يورو جان خواهد داد. كسانى كه همواره به موضوع يورو با شك و ترديد نگاه مى كنند همواره بر اين باورند. اما در شرايط كنونى اين طور به نظر مى رسد كه اين آنها هستند كه نظرياتشان با شك و ترديد رو به رو شده است. نه تنها فريدمن بلكه هيچ كس ديگرى در سال ۱۹۹۸ پيش بينى نمى كرد كه اولين بحرانى كه در مقابل يورو قرار مى گيرد بحرانى بين المللى و با شدت بحران امروزى باشد. اين پيش بينى ها وجود داشت كه دولت ها در مقابل بحران اقتصادى بخواهند يورو را از گردونه خارج كنند. همچنين اين احتمال وجود داشت كه كشورها پول رايج خود را به اقتصاد جامعه تزريق كنند تا بتوانند سيستم بانكى خود و بازارهاى مالى را از بحران اقتصادى نجات دهند. هنوز كشورهايى در اروپا وجود دارند كه واحد پول خود را دارند و با مشكلات زيادى دست و پنجه نرم مى كنند. چراكه واحد پول آنها به طور گسترده در جامعه بين المللى مورد استفاده قرار نمى گيرد و اتكاى بسيارى از بانك هاى آنها به يورو است. پيامد اين مسائل كاملا روشن است، سيستم بانكدارى ملى نيازمند كسى است كه وام بگيرد. در كشورهاى كوچك كه بانكدارى آنها وابسته به پول رايج كشور ديگرى است، بانك مركزى با فقدان ظرفيت مواجه مى شود، تنها شانس اين كشورها تكيه بر قوانين بسيار شديد و يا پيوستن به يورو است. با توجه به اينكه امكان بازگشت به عقب در بحران اقتصادى جهانى وجود ندارد، مشخص است كه كشورهاى اروپايى چه رويه اى را پيش رو خواهند گرفت. اين رويه در همه پرسى براى پيوستن به يورو در كشورهاى دانمارك و سوئد خود را نشان داده است. لهستان و مجارستان نيز درصدد پيوستن به يورو هستند. تنها استثنايى كه وجود دارد كشور بريتانيا است كه واحد پولش همواره در طول تاريخ ارزش خود را داشته است. در هر شرايطى بخشى از بريتانيا به اروپا تعلق دارد و بخشى از آن مستقل است. بنابراين بايد اين را پذيرفت كه اروپا دو واحد پولى دارد اما وجود سه واحد پولى براى اروپا مسأله اى نيست كه بتوان حتى در مورد آن فكر كرد. اين مقاله توسط بارى ايچنگرين استاد اقتصاد دانشگاه بركلى در كاليفرنيا به رشته تحرير درآمده است.