در پى بازداشت چهار متهم و اعتراف يكى از آنان به قتل يك نقاش، راز اين جنايت كشف شد. به گزارش ايسنا، ساعت ۲۲ شب سه شنبه ۱۴ آبان ماه سال جارى قاضى محمدحسين شاملو بازپرس كشيك قتل پايتخت از طريق گزارش ماموران كلانترى ۱۲۹ جامى در جريان به قتل رسيدن يك نقاش ۵۸ ساله به نام بيژن در خيابان آذربايجان قرار گرفت و بلافاصله در رأس اكيپى تخصصى از عوامل بررسى صحنه جرم در محل جنايت حضور يافت. بازپرس پس از حضور در محل، با جسد بيژن در حالى روبه رو شد كه مقدار زيادى چسب نوارى به دور گردن و دهانش پيچيده شده و وسط اتاق خواب افتاده بود. در بررسى هاى اوليه، همسر مقتول اظهار كرد كه حدود ساعت ۲۱ از گالرى به خانه برگشته و با جسد همسرش روبه رو شده است. شواهد موجود در صحنه نيز حاكى از آن بود كه عامل يا عاملان جنايت با مقتول آشنايى داشته اند و انگيزه از ارتكاب جنايت، سرقت بوده زيرا مقدار زيادى پول نقد و طلا از منزل به سرقت رفته بود. كارآگاهان اداره دهم آگاهى تهران به دستور بازپرس ويژه قتل به رديابى تماس هايى پرداختند كه با منزل مقتول گرفته شده بود و با استفاده از ساير شگردهاى پليسى، ردپاى دو دختر جوان را يافتند كه سال ها قبل در همسايگى مقتول و همسرش زندگى مى كردند. با به دست آمدن اين سرنخ، قاضى شاملو دستور بازداشت آنان را صادر كرد كه اين دو دختر به نام هاى فريبا و فرانك ۱۹ و ۲۰ ساله بازداشت شدند و در پى بازجويى هاى فنى و پليسى، پرده از راز جنايت عليه همسايه قديم خود برداشتند. اين متهمان به بازپرس جنايى گفتند: از آنجا كه مى دانستيم بيژن وضع مالى بدى ندارد، تصميم به سرقت از منزل او گرفتيم اما مشكل اين بود كه هميشه در خانه حضور داشت. به همين دليل با يكى از دوستانمان به نام پوريا و همسرش هماهنگ كرديم كه با همدستى هم اقدام به سرقت كنيم. متهمان ادامه دادند: چند ساعت قبل از حادثه، ما به گالرى بيژن رفتيم و با همسرش سر صحبت را باز كرديم تا سرگرم شود و از طرف ديگر همسر پوريا در ماشين كشيك مى داد كه پوريا بتواند داخل منزل برود. وقتى پوريا داخل شد، ما از همسر بيژن خداحافظى كرديم و داخل ساختمان رفتيم. بعد دست و پاى بيژن را بستيم و پوريا او را خفه كرد. سپس با برداشتن مقدارى پول و طلا، متوارى شديم. به دنبال اعترافات اين دو متهم، دستور بازداشت پوريا و همسرش نيز صادر شد كه اين دو نفر در كرج بازداشت شدند و پوريا در همان بازجويى هاى اوليه جنايت را گردن گرفت. به گزارش ايسنا، با اخذ اظهارات متهمان براى هر چهار نفر قرار بازداشت موقت صادر شد و پرونده جهت تكميل تحقيقات در اختيار كار آگاهان اداره دهم آگاهى قرار گرفت.
كراك، مرا به جنايت واداشت
كيفرخواست پسرى كه به جرم كشتن زن سالخورده بازداشت شده است ديروز در دادسراى جنايى تهران صادر شد. كشيك دادسراى جنايى تهران ۳۰ مرداد ۱۳۸۶ پى برد زن ۷۴ ساله اى به نام «تاش پر» در خانه اش (خيابان سپهبد قرنى) كشته شده است و جانى يا جانيان، جمجمه خونين قربانى را در قابلمه گذاشته اند. سپس بازپرس «حسين روشن» و پليس دايره ۱۰ اداره آگاهى مركز به ساختمان مورد نظر رفتند و پس از بررسى هاى مقدماتى، جنازه «تاش پر» كه به تنهايى زندگى مى كرد به پزشكى قانونى فرستاده شد. شواهد نشان مى داد زن نگون بخت قربانى دستبرد شده است و بر اساس همين فرضيه بازجويى هاى محلى آغاز شد. در آن بين، كارآگاهان فهميدند آخرين نفرى كه به خانه «تاش پر» رفت، نظافتچى جوانى به نام «مجيد» بود و به احتمال فراوان همين پسر اسرار جنايت را در قلبش دارد. با افشاى اين مسأله «مجيد» تحت تعقيب افسران تجسس قرار گرفت و سرانجام ۳۰ روز پس از جنايت در «باقرشهر» رديابى شد. پليس، اين متهم و پدرش را دستگير كرد و در اداره آگاهى مركز به بازجويى از آنان پرداخت. «مجيد» كه ابتدا خود را بى گناه مى خواند وقتى ديد پدرش هم با اتهام آدمشكى، رو به رو است سرانجام قفل سكوت را گشود و به جنايت اعتراف كرد. وى گفت: «كراك» مرا به روز سياه نشاند. من براى تهيه مواد، مجبور شدم طلاهاى مادرم را بدزدم و بفروشم.مادرم وقتى ماجرا را فهميد تهديدم كرد كه مشابه همان طلاها را برايش بخرم و گرنه از خانه بيرونم مى كند. «مجيد» با بى گناه خواندن پدرش ادامه داد: اعتيادم شديد شده بود و وقتى پايم به عنوان نظافتچى به خانه «تاش پر» باز شد برق طلاهايش چشمانم را كور كرد.من البته نمى خواستم او را بكشم. زمانى كه فرصت را مناسب ديدم پيرزن را از پشت «هول» دادم كه سرش به زمين خورد و از حال رفت. تبهكار اضافه كرد: پس از دزديدن شش انگشتر طلا، ۱۵ هزار تومان پول نقد و يك لب تاب، سر خونين پيرزن رادر قابلمه اى كه درون اتاق بود فرو بردم و پا به فرار گذاشتم. به گزارش ايسكانيوز، ديروز پرونده جنايتكار با صدور كيفر خواست از سوى «على دلدارى» داديار شعبه اظهار نظر دادسراى جنايى پايتخت به دادگاه كيفرى تهران فرستاده شد.خانواده داغدار، حكم مرگ خواسته است.
اعتراف به رفيق كشى
پسرى كه به اتهام رفيق كشى در ساختمان نيمه ساز، تحت تعقيب پليس پايتخت بود دستگير شد و به جنايت اعتراف كرد. بازپرس محمد شهريارى (كشيك جنايى) شامگاه يكشنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۷ از مرگ مرموز پسر ۲۲ ساله اى به نام «نظير» در يك ساختمان نيمه ساز خيابان «ملاصدرا» باخبر شد و همراه پليس جنايى اداره آگاهى مركز به آنجا رفت. آنان با ديدن جنازه كارد آجين، رسيدگى به معما را در دستور كار خود قرار دادند و به بازجويى محلى پرداختند.شواهد نشان مى داد «نظير» كه كارگر همان ساختمان بود قربانى اختلاف كهنه سه نفر از دوستانش شده است. با افشاى اين مسأله جنازه به دستور رئيس شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران به پزشكى قانونى سپرده شد و دو نفر از دوستان «نظير» كه در حمايت از او به شدت زخمى شده بودند در بيمارستان بسترى شدند. در همين رابطه بازپرس شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران اعلام كرد: متهم كه «عبدالله» نام دارد با تلاش پليس دستگير شد و ظهر ديروز در بازجويى ها به جنايت اعتراف كرد. «شهريارى» به ايسكانيوز اظهار داشت: «عبدالله» مى گويد همكارش را كشت چون به وى ناسزا گفته بود. جانى ۲۷ ساله در حالى با صدور قرار قانونى روانه بازداشتگاه شد كه تلاش افسران دايره ۱۰ اداره آگاهى تهران براى دستگيرى همدستانش ادامه دارد.
سيل ،هزاران نفر را خانه به دوش كرد
بارش سيل آساى باران و بالا آمدن آب در پشت سد منطقه «شر بيجار» گيلان، هزاران نفر را آواره كرد. به گزارش ايسكانيوز، معاون امداد و نجات جمعيت هلال احمر استان گيلان گفت: به دنبال بارش سيل آساى باران و بالا آمدن آب در پشت سد منطقه «شر بيجار» هشت گروه متشكل از ۲۶۴ كمك رسان با تجهيزات كامل به يارى سيل زدگان شتافتند و آنان را به، مسجدها، مدرسه ها و ساير مكان هاى امن بردند. «رجبى» اضافه كرد: براى تامين مايحتاج اوليه اين هموطنان سيل زده ۴۰۰ سبد غذايى، ۲۰۰۰ تخته پتو و ۵۰۰ چادر در اختيار آنان قرار گرفت. طغيان آب رودخانه در «شفت» گيلان نيز هشت نفر را در سيلاب گرفتار كرده بود كه خطر با تلاش ناجيان هلال احمر و آتش نشانى، رفع شد. به دنبال بارش شديد باران در شهرستان هاى رودبار، شربيجار، لاهيجان و شفت ۲۵ گروه نجات در آماده باش كامل هستند.
داماد، قتل مادر زن را گردن نگرفت
ديروز مردى به اتهام دست داشتن در نقشه كشتن مادر زنش بازداشت شد اما در دادسراى ناحيه ۲۷ پايتخت، خود را بى گناه خواند. رسيدگى پليسى - قضايى به اين پرونده از بامداد ۲۹ مهر ۱۳۸۷ پس از آن آغاز شد كه افسر نگهبان كلانترى ۱۵۸ كيانشهر با دادسراى جنايى تهران تماس گرفت و اعلام كرد جنازه يك زن در بزرگراه «آهنگ» متلاشى شده است. سپس بازپرس حسين اصغرزاده (كشيك) و افسران دايره ۱۰ اداره آگاهى مركز به نقطه مورد نظر رفتند و با ديدن بقاياى جنازه زن نگون بخت، رازگشايى معما را در دستور كار خود قرار دادند. بررسى هاى مقدماتى نشان مى داد زن جوان بر اثر برخورد با يك خودرو جان باخته اما پزشكى قانونى فاش كرد او قربانى جنايت شده است و بعد جنازه اش به وسط بزرگراه انداخته شد. يكم آبان امسال، يعنى دو روز پس ازپيدا شدن جنازه، مرد ۵۰ ساله اى به اداره آگاهى رفت و مدعى شد همسر ۴۱ ساله اش «صديقه - ش» خانه اش را در كرج به قصد ديدن دخترشان در نزديكى ميدان «خراسان» تهران ترك كرده و ديگر برنگشته است. شاكى ادعا كرد زنش آخرين بار سوار پرايد مشكى يك آژانس در شرق تهران شده بود. مشخصاتى كه وى ارائه داد با ظاهر «صديقه» شباهت زيادى داشت.بنابراين به پزشكى قانونى هدايت شد و با ديدن جنازه اى كه فقط كف پاى آن سالم بود، همسرش را شناسايى كرد. در همين رابطه بازپرس شعبه دوم دادسراى جنايى تهران اعلام كرد: صاحب آژانسى كه شاكى مدعى بود «صديقه» سوار خودرو همكار او شده بود اين موضوع را رد كرد.صاحب اين آژانس گفته آدرس مسافر نگون بخت، اشتباه بوده است و براى جلب رضايت مشترى، راننده يك پيكان سفيد را فرستاده بود كه بى نتيجه بازگشت. «اصغرزاده» تصريح كرد: بر اساس سرنخ هاى موجود، داماد «صديقه» به همدستى در جنايت، متهم و دستور بازداشتش صادر شد.اين در حالى است كه فرضيه دست داشتن شوهر او در ماجرا نيز قوت گرفته است و رازگشايى ادامه دارد.گزارش ايسكانيوز حاكيست، داماد «صديقه» كه چهارشنبه دستگير شده است در بازجويى ها خود را بى گناه خواند و ادعا كرد هيچ نقشى در مرگ او نداشته است. تحقيق جامع تر كارآگاهان براى گشودن گره هاى كور پرونده همچنان ادامه دارد.
بازداشت معتادان مسلح
چند معتاد مسلح كه خرده فروش مواد افيونى بودند طى عمليات ضربتى پليس پايتخت دستگير شدند. افسران كلانترى ۱۰۷ فلسطين با دريافت خبرى مبنى بر اينكه چند نفر، پشت كانكس انتقال خون در ميدان فلسطين را پاتوق خرده فروشى مواد افيونى كرده اند دست به كار شدند. پليس بلافاصله به نقطه مورد نظر رفت و تبهكاران را هنگام جرم، محاصره كرد.آنان به محض ديدن خودرو ناجا پا به فرار گذاشتند و حتى با ماموران درگير شدند اما ره به جايى نبردند و طى عمليات ضربتى به زانو درآمدند. پليس در بازرسى ساك سه قاچاقچى معتاد، مقدارى موادمخدر، يك قبضه سلاح كمرى با خشاب پر، فشنگ، يك پايپ، و... كشف كرد. گزارش ايسكانيوز حاكيست، سوداگران مرگ با صدور قرار قانونى روانه بازداشتگاه شدند و تحقيق براى افشاى ساير جرم هاى احتمالى آنان ادامه يافت.
سارق جوان، گوشواره هاى دزدى را بلعيد
ماموران پليس فلوريداى آمريكا، پسر جوان را كه پس از سرقت يك جفت گوشواره آن ها را بلعيده بود، دستگير كرد. به گزارش ايسنا، مقامات پليس منطقه ناپلس ايالت فلوريدا در آمريكا اعلام كردند: «ويليام كولبرن» پس از سرقت يك جفت گوشواره از يك مغازه كوچك براى آن كه آن ها را به صاحبش پس ندهد، گوشواره ها را بلعيد. پليس منطقه ناپلس در ادامه گفتند: اين پسر ۱۸ ساله، گوشواره ها را به دور از دوربين هاى امنيتى نصب شده در فروشگاه از داخل جعبه به سرقت برده و آن ها را داخل يك ليوان پر از آب انداخته است، اين پسر جوان پس از آن كه ماموران پليس او را بيرون فروشگاه به دام انداختند، ليوان آب را با گوشواره هاى داخل آن نوشيد و آن ها را بلعيد. سخنگوى پليس منطقه ناپلس در ادامه يادآورشد: ما از اين نوجوان عكسبردارى كرديم و متوجه شديم گوشواره ها داخل معده او هستند. پليس اين جوان را به اتهام سرقت به پرداخت جريمه و حبس محكوم كرد.
گران ترين درخت كريسمس
ژاپنى ها در آستانه سال نو ميلادى از گران ترين درخت كريسمس دنيا، پرده برداشتند. مردم كشورهاى مختلف جهان با نزديك شدن كريسمس به منظور شادى، جذب گردشگر، جمع آورى اعانه براى نيازمندان و كودكان يتيم دست به كارهاى جالبى مى زنند.يكى از اين كارها، ساخت درخت طلايى كريسمس با وجود ركود اقتصادى در سطح جهان است. ژاپنى ها، درختى را كه از ۲۴ كيلو طلا ساخته و با ۲۴۰ قطعه الماس و مرواريد به وزن بيش از ۲۱ كيلو تزئين شده است ديروز رونمايى كردند.گزارش ايسكانيوز حاكيست، درخت طلايى كه ۱۵۰ ميليون «ين» مى ارزد در جواهرفروشى «گينزا تاناكا» شهر «اوزاكا» به فروش گذاشته شد. سال گذشته ميلادى نيز بلندترين درخت كريسمس دنيا در آستانه سال نو ميلادى، در «ريودوژانيرو» برزيل به نمايش درآمد. اين درخت كه در آب، شناور بود ۳۷ متر بلندا داشت و با ۳ ميليون چراغ، روشن شده بود.
بازگشت از كما پس از ۱۹ سال
يك كارگر شركت راه آهن هلند كه از سال ۱۹۸۸ به كما رفته بود پس از ۱۹ سال زندگى در اغما به هوش آمد. به گزارش مهر به نقل از «تايمز آنلاين»، اين مرد ۶۵ ساله كه در منزل و توسط همسرش نگهدارى مى شد پس از تصادف با قطار به كما رفته بود و تا كنون بيهوش بوده است. اين كارگر هلندى در حالى در تمام اين ۱۹ سال در اغما بسر مى برده كه در اين مدت ديوار برلين خراب شده و فناوريهاى نوين نظير اينترنت و تلفن همراه و تروريسم و انرژى هسته اى وارد زندگى مردم شده است و حالا همه چيز به نظرش عجيب مى رسد. وى مى گويد وقتى من تصادف نكرده بودم فقط مى شد در مغازه ها چاى و سركه و چيزهايى از اين قبيل خريد اما حالا همه چيز تغيير كرده است. به عقيده همسر اين كارگر ۶۵ ساله هلندى حتى خريد لباس و باز بودن فروشگاه ها در روزهاى تعطيل هم براى شوهرش در زمان پس از بيهوشى عجيب است. بازگشت اين كارگر هلندى در حالى پس از ۱۹ سال به زندگى برگشته است كه در همان زمان پزشكان پس از تصادف وى به همسرش گفته بودند كه او فقط ۳ سال زنده مى ماند اما حالا پس از ۱۹ سال نگهدارى او در منزل و تلاشهاى همسرش به منظور جلوگيرى از بروز زخم بستر و اختلالات ديگر او به هوش آمده است و زندگى جديدى را تجربه مى كند.
۷ سالمند، زنده زنده سوختند
ديروز آتش سوزى خانه سالمندان در شرق چين، چند زن و مرد كم توان را به كام مرگ كشاند. خانه سالمندان «كوانشين» شهر «ونژو» استان ججيانگ ۱:۳۵ چهارشنبه در حالى آتش گرفت كه ۷۰ زن و مرد، خواب بودند. به دنبال اين رخداد دلخراش، آتش نشانان و پليس، سراسيمه به ساختمان داغ رفتند و به مهار شعله هاى سركش پرداختند اما با وجود تلاش نفسگير آنان، پنج مرد و دو زن كم توان «زنده زنده» سوختند و جنازه ها به سردخانه فرستاده شد. به گزارش ايسكانيوز مى افزايد، كارشناسان در حالى سرگرم بررسى علت اصلى بروز آتش سوزى مرگبار هستند كه مدير اين خانه سالمندان به نام «پان شيانلينگ» بازداشت شده است و بازجويى از او ادامه دارد.
فرار ۲۰۰ زندانى
پليس ليبريا اعلام كرد: بيش از ۲۰۰ زندانى از زندان امنيتى در مركز اين كشور گريختند. به گزارش ايسنا، ماموران زندانى در مركز «مونرويا» در كشور ليبريا اعلام كردند: بيش از ۲۰۰ زندانى از زندان مركزى اين كشور پس از پرتاب سنگ و ديگر اشيا بر روى ماموران فرار كردند. اين در حاليست كه نيروهاى امنيتى تنها توانستند ۳۰ زندانى را بازداشت كرده و به زندان بازگردانند. بر اساس آمارهاى رسمى، فرار زندانيان در غرب آفريقا به علت بروز جنگ هاى داخلى بسيار رايج است اما اين فرار جزو بزرگ ترين گريزهاى تاريخ كشور ليبريا طى چند سال اخير در آفريقا محسوب مى شود.