نسخه
PDF
شماره ۵۸۰۶ - ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ - ۷ صفر ۱۴۳۰ - ۳ فوريه ۲۰۰۹ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
شهبازى به دنبال فتح گيشه
113886.jpg
سرويس سينمايى: پرويز شهبازى پس از شش سال از ساخت «نفس عميق» و دريافت سيمرغ بهترين فيلمنامه، امسال با جديدترين ساخته سينمايى اش «عيار ۱۴» در جشنواره فيلم فجر حضور دارد. «عيار ۱۴» داستان مردى را روايت مى كند كه سالها قبل به زيركى، خود را از مخمصه اى رهانيده است و اكنون با بازگشت غريبه اى به شهر كوچك محل سكونت خود، به دردسر افتاده است. تهيه كنندگى اين فيلم را پرويز شهبازى خود برعهده دارد و على لقمانى به عنوان فيلمبردار دومين همكارى خود را پس از «نفس عميق» با او تجربه كرد. محمدرضا فروتن، كامبير ديرباز، پوريا پورسرخ، مينا ساداتى و مهشيد افشارزاده ديگر بازيگران اصلى اين فيلم هستند. عباس كيارستمى سال گذشته سر صحنه فيلم «عيار ۱۴» در شهرستان سرعين حضور يافت و به درخواست پرويز شهبازى، نماى آخر فيلم را طراحى و كارگردانى كرد. در اين نما، يكى از شخصيت هاى اصلى كه نقش آن را كامبيز ديرباز بازى مى كند سوار بر وانتى قرمز رنگ در ميان برف ها حركت مى كند. شايد به جرأت بتوان گفت «عيار ۱۴» خيلى جلوتر از فيلمهاى ديگر شهبازى است، چرا كه اين فيلمساز براى اولين بار از حضور تعداد زيادى از بازيگران جوان و مطرح سينماى ايران استفاده كرده است. همين مسأله باعث شده كيفيت بازى اين فيلم خيلى برجسته تر از ديگر آثار اين فيلمساز باشد، البته نكته ديگر در مورد حضور بازيگر مطرح در فيلم «عيار ۱۴» اين مسأله نيز مى تواند باشد كه شهبازى با ساخت فيلمهاى ديگر خود مانند «نفس عميق» كه از حضور بازيگران غيرحرفه اى استفاده كرده و نتوانسته بود در جذب مخاطبين موفق عمل كند و به نوعى فيلمهاى او با شكست تجارى روبه رو شده است باعث شده اين فيلمساز نشان دهد فيلم پرفروش نيز مى تواند بسازد. به هر حال بايد تا اكران عمومى اين فيلم منتظر ماند و ديد آيا «عيار ۱۴» مى تواند پرفروش باشد يا خير.
«سوپر استار» فيلمى معناگرا اما كليشه اى
113883.jpg
تهمينه ميلانى در فيلم سينمايى «سوپراستار» با پيش فرض ساختن فيلم معناگرا وارد ميدان شده و ابر و باد و مه و خورشيد و فلك را واسطه كرده تا شخصيت اصلى را به رستگارى برساند. ميلانى در فيلم جديد خود تجربه اى تازه در آثار معنايى و معنوى دارد و البته اين نكته را برجسته مى كند كه مفاهيم معنايى وقتى از شعر و شعار فاصله مى گيرند كه به زيرلايه فيلم برده شوند. اتفاقى كه در «سوپراستار» نيفتاده است. اين فيلمساز پس از كمدى پرفروش «آتش بس» و فيلم به نمايش درنيامده «تسويه حساب» رويكردى جديد به فيلم هاى به اصطلاح معنوى دارد و حضور «سوپراستار» در بخش مسابقه سينماى معناگرا مهر تأييدى است بر اين وجه فيلم. فيلمى كه درباره جايگاه آن در كارنامه ميلانى و ارتباط آن با «تسويه حساب» حرف و حديث هايى در ميان است. يك خطى فيلم كه تا قبل از نمايش جشنواره اى منتشر شده ترسيم چهره يك سوپراستار سينماست كه روزهاى افول را سپرى مى كند و برخورد او با دخترى جوان تغييرى در مسير زندگى اش به وجود مى آورد. اين يك خطى تا جايى از فيلم تعريفى از پيش تعيين شده را با خود مى آورد كه با يك گره گشايى خاص مسير قصه و تصورات مخاطب را تغيير مى دهد. بخش ابتدايى فيلم متمركز شده بر تصويرى كردن چگونگى افول اين ستاره كه البته متكى بر كليشه هاى در دسترس است. كورش زند (شهاب حسينى) بازيگرى است كه در حاشيه هاى سياه شهرت غرق شده و سوء  رفتار و اخلاق او در روابطش با خانواده، دوستان و اطرافيان تأثير گذاشته است. به علاوه سكانس ابتدايى با تصويرى كليشه اى خاستگاه اين بازيگر را در تقابل با جايگاه امروزش قرار مى دهد كه قرار است نوعى آسيب شناسى جهش طبقاتى نيز محسوب شود. مادر (فريبا كوثرى) نوزاد تازه متولد شده اش را به سوى آسمان مى گيرد و آرزو مى كند وقتى بزرگ شد همه دوستش داشته باشند. اين سكانس پيوند مى خورد به موقعيت امروز كورش به عنوان ستاره اى بى انگيزه و اخلاق كه موقعيت حرفه اى اش نيز دستخوش تغيير است. به اين ترتيب فيلمساز به هر ترفندى دست زده تا غرق شدن او را در گرداب درشت نمايى كند از اغراق در كلام، رفتار، برخورد با اطرافيان تا... به اين ترتيب وقتى حركت بر مسير كليشه ها و نشانه هاى مستقيم باشد، گام برداشتن در مسير معنا و ماورا هم نمى تواند متفاوت از اين پرداخت جلوه كند. پرداختى كه به حضور يك فرشته در روابط و مناسبات امروزى ختم مى شود كه يكباره مى آيد، تلنگر [ضربه مهلك] را به شخصيت به انتها رسيده وارد كرده و به همين شيوه هم خارج شده و او را متحول مى كند. شايد بتوان تعريف كلى شخصيت و موقعيت وى را با دو نگاه و پرداخت مختلف با دكتر سپيدبخت فيلم «خانه اى روى آب» بهمن فرمان آرا مقايسه كرد. در آن فيلم هم قهرمان در منجلاب زندگى غرق شده، خودش را تخريب مى كند، گذشته و حالش زير سؤال مى رود، فرشته زير مى كند و... اما تفاوت هاى دو فيلم بيش از هر چيز ناشى از تفكر پشت شكل گيرى آنهاست. فرمان آرا تلاش نكرده فيلمى با مفاهيم معنايى بسازد اما اين وجه در لايه هاى كار حضور دارد. اما ميلانى با پيش فرض ساختن فيلم معنايى وارد اين ميدان شده و به گونه اى از پيش تعيين شده ابر و باد و مه و خورشيد و فلك را دست به دست هم داده تا شخصيت اصلى را در پايان به رستگارى برساند. «سوپراستار» نهمين فيلم ميلانى داستان يك ستاره  سينماست كه از روزهاى اوج فاصله گرفته و آشنايى با دخترى جوان او را به دركى تازه از زندگى مى رساند. شهاب حسينى، فتانه ملك محمدى، فريبا كوثرى، نسرين مقانلو، افسانه بايگان، رضا رشيدپور، السا فيروزآذر و ليلا زارع بازيگران فيلم هستند كه در بخش سوداى سيمرغ و در جستجوى حقيقت جشنواره فجر حضور دارد.
بيضايى به دنبال دغدغه هاى ذهنى خود
113916.jpg
«وقتى همه خوابيم» كه در بخش مسابقه بين الملل جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر حضور دارد، محصول نگاه بهرام بيضايى در اين مقطع و تلاش براى همراهى با زمانه و توجه به مخاطب به شيوه اوست. به گزارش خبرنگار مهر، بيضايى در تازه ترين فيلم خود با تمركز بر مسائل پشت صحنه سينماى ايران با حفظ دغدغه هاى هميشگى گامى براى نزديك شدن به مسائل روز و جذاب براى مخاطب برمى دارد. «وقتى همه خوابيم» اولين بخش از سه گانه وى در باب پشت صحنه سينماى ايران است كه نوعى فيلم در فيلم محسوب مى شود. هر چند مى توان آن را محصول دوره پس از شكست پروژه «لبه پرتگاه» دانست كه نشانه هاى آشكار و نهان آن در فيلم فراوان است، اما بيش از هر چيز فيلم زاويه نگاه خاص بيضايى به پشت پرده سينما و روابط حاكم بر آن است. زاويه نگاهى كه با حفظ دغدغه هاى هميشگى بيضايى نوعى به روز شده و در عين حال طنزى ظريف را از موقعيت محورى گرفته و به كار انتقال داده است. فيلم هر چند بر محور مسائل پشت پرده متمركز شده اما بخش آغازين را بر فيلمى كه در حال ساخته شدن است بنا كرده و تا جايى هم به نظر مى آيد كات شدن فيلمبردارى به پشت صحنه كار مى توانست زودتر اتفاق بيفتد. اما اهميت اين پرداخت پررنگ و بازسازى آن در نيمه اول وقتى مشخص مى شود كه با تعويض اجبارى بازيگر مرد فيلم همه اين سكانس ها دوباره با كيفيت و حضورى جديد ثبت مى شود. در واقع بخشى از طنز كار بدون آنكه فيلمساز تلاشى براى درشت نمايى آن داشته باشد، در همين قرينه پردازى شكل مى گيرد كه از بطن موقعيت وارد كار شده است. اين قرينه پردازى وقتى به موتيف هاى معنادار تبديل مى شود كه بازيگر زن هم تغيير مى كند و اين بار تغييرات در ريتمى تندتر از ديدگاه عمومى حاكم بر توليد سينماى ايران حكايت دارد. در واقع مى توان اين آسيب شناسى روابط حاكم بر توليد را به نوعى رفتارشناسى نسبت دارد كه خاص سينما نيست اما از زاويه نگاه بيضايى آثار مخرب آن در اين بخش مورد توجه است. فيلم در عين پرداختن به اين شرايط و پيگيرى روايت در زمان واقعى روايت نمايشى فيلم را نيز پيگيرى مى كند كه تلاش فيلمساز براى به سرانجام رساندن آن و رها نكردن مخاطب در نيمه راه وجهى ديگر از توجه به مخاطب را به همراه دارد. اين حركت موازى در نمايش و واقعيت هر چند به نظر مى آيد بيش از هر چيز به نفع ترسيم شرايط پشت پرده سينما و نقد اين سيستم باشد، اما با پيوند خوردن نمايش و واقعيت به مايه هاى هميشگى آثار بيضايى نزديك مى شود كه كشف آنها همواره جذاب است. در روايت فيلمى كه ساخته مى شود با زنى به نام چكامه (مژده شمسايى) روبرو هستيم كه يك زندانى تازه آزاد شده (عليرضا جلالى تبار) را براى كشتن خواهرش اجير مى كند. در شكل گيرى رابطه ميان اين دو گذرى بر گذشته هر يك و انگيزه هاى شخصيت ها داريم كه البته اين وجه در مورد چكامه به گونه اى تدريجى اتفاق مى افتد و در گره گشايى سكانس پايانى هنوز مى تواند مخاطب را غافلگير كند. در اين بخش مولفه هاى مشترك كه در بيشتر فيلم هاى بيضايى حضور دارد ديده مى شود از محوريت يك شخصيت زن در تقابل با جامعه اطراف، پرداختن به رابطه زن با يك همزاد كه اين بار ساخته ذهن نويسنده است تا دوگانگى هاى توهم وار وى و... البته مجموعه مولفه هاى كليشه اى فيلم هاى ايرانى نيز آگاهانه براى تأكيد بر نمايش حضور دارد كه حضور سه برادر انتقامجو، انتقام شخصى، چاقوكشى، تعقيب و گريز و.. . از اين جمله هستند. «وقتى همه خوابيم» محصول نگاه بهرام بيضايى در اين مقطع، پس از هشت سال دورى از فيلمسازى و البته تلاش براى همراه شدن با زمانه و توجهى به شيوه خودش به طنز، مخاطب و... است. فيلمى كه تراوش ذهنى اين فيلمساز در سال ۸۷ و ترجمه نگاه او در شرايط فعلى است. «وقتى همه خوابيم» دهمين فيلم بهرام بيضايى پس از «سگ كشى» و از معدود آثارى است كه به پشت صحنه سينماى ايران مى پردازد. مژده شمسايى، عليرضا جلالى تبار، حسام نواب صفوى، شقايق فراهانى، هدايت هاشمى، سحر دولتشاهى و مجيد مظفرى بازيگران فيلم هستند كه در بخش سوداى سيمرغ و جام جهان نماى بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر حضور دارد.
بازغى در «مرد دو هزار چهره» مديرى ايفاى نقش مى كند
پژمان بازغى اين روزها مشغول بازى در مجموعه تلويزيونى طنز «مرد دو هزار چهره» به كارگردانى مهران مديرى است. مديرى بعد از كارگردانى مجموعه هاى نوروزى «جايزه بزرگ» و «مرد هزار چهره» سومين مجموعه نوروزى خود را با نام موقت «مرد دو هزار چهره» اوائل دى ماه كليد زده است. گروه نويسندگان شامل محراب قاسمخانى، خشايار الوند و اميرمهدى ژوله هفته گذشته نگارش متن ها را آغاز كرد. مجموعه در ادامه «مرد هزار چهره» و مديرى بازيگر نقش اصلى آن است و شقايق دهقان، پژمان بازغى و... ديگر بازيگران آن هستند. مديرى در «مرد دو هزار چهره» در يك موقعيت جديد قرار مى گيرد. اين مجموعه در ۱۵ قسمت ۴۵ دقيقه اى تهيه مى شود و قرار است در آن مشاغلى غير از آنچه در «مرد هزار چهره» بود، به شوخى گرفته شود. مديرى مجموعه هاى «ساعت خوش»، «پاورچين»، «نقطه چين»، «شب هاى برره»، «ببخشيد شما»، «پلاك ۱۴» و «باغ مظفر» را ساخته است.
«بيست»؛ روايتى ساده از زندگى مردمان جنوب شهر
113934.jpg
فيلم سينمايى «بيست» ساخته عبدالرضا كاهانى روايتى تراژيك از زندگى مردمان جنوب شهر است كه از كمترين ديالوگ برخوردار است. فيلم «بيست» سومين تجربه كارگردانى عبدالرضا كاهانى است كه پوران درخشنده تهيه كنندگى آن را به عهده دارد. اين فيلم بر اساس فيلمنامه اى از حسين مهكام و كاهانى ساخته شده است. اين فيلم به گفته كسانى كه آن را ديده اند، تراژيك و كمى تلخ است و به دنياى مردم جنوب شهر تهران سرك كشيده است. در اين فيلم بازى مهتاب كرامتى تأثيرگذار است و عليرضا خمسه نيز برخلاف ديگر كارهايش كاملا جدى و خالى از هر گونه طنزى است. فيلم «بيست» اثرى روان و ساده است كه پرداخت روابط انسانى برايش در اولويت قرار دارد. در «بيست» از حداقل ديالوگ بهره برده شده و اغلب اين تصاوير هستند كه مفاهيم را به تماشاگر القا مى كنند. تراژدى كه در اين فيلم به تصوير كشيده مى شود، برخى را به ياد فيلم كافه  ترانزيت مى اندازد. «بيست» قصه يك تالار پذيرايى است كه تعدادى كارگر در آن مشغول به كارند و وابستگى عاطفى و كارى به تالار دارند. تالار قرار است ۲۰ روز ديگر تعطيل شود و آنها در روزهاى باقيمانده بايد تلاش كنند اين اتفاق نيفتد... اكثر زمان فيلم در فضاى تالار پذيرايى مى گذرد و كمتر در فضاهاى باز كار شده است. عليرضا خمسه، پرويز پرستويى، مهتاب كرامتى، حبيب رضايى و فرشته صدرعرفايى بازيگران اين پروژه هستند.