|
دورنماى همكارى روسيه و آمريكا در هاله اى از ابهام
|
|
|
|
|
|
مرور تحولات ماه ها و سالهاى اخير مويد فزونى يافتن تنش در روابط آمريكا و روسيه است. اختلاف نظر ميان مسكو و واشنگتن بر سر توسعه پيمان نظامى ناتو به شرق، استقرار بخشى از سپر موشكى آمريكا در اروپا شرقى و شيوه برخورد روسيه با كشورهاى همجوار خود از بن مايه هاى اصلى پيچيدگى تنش در روابط ميان اين دو كشور است. اما چگونگى و سمت و سوى روابط آمريكا و روسيه در دوره باراك اوباما كه ۲۰ ژانويه ۲۰۰۹ رسماً قدرت را به دست گرفت و اينكه آيا واشنگتن و مسكو در كتاب روابط آتى خود همان صفحات تنش تاريخى را ورق مى زنند يا اينكه صفحه اى تازه از همكارى را مى گشايند؟ سئوالاتى است كه طى روزهاى اخير به ذهن بسيارى از تحليلگران و كارشناسان متبادر شده است.
روسيه و اوباما
به گزارش ايراس يك روز پس از انتخابات رياست جمهورى آمريكا، وقتى رهبران جهان براى سبقت در عرض تبريك به باراك اوباما به واسطه پيروزى اش تلاش داشتند، ديميترى مدودف، رئيس جمهورى روسيه در سخنرانى سالانه اش در مجمع فدرال يادى از اوباما نكرد و حتى پيروزى در انتخابات رياست جمهورى آمريكا را به او تبريك نگفت، در مقابل بر اين نكته تأكيد كرد كه مسكو به خاطر خنثى كردن نقشه استقرار سپر ضد موشكى آمريكا موشك هاى كوتاه برد «اسكندر» خود را در كالينينگراد كه با كشورهاى عضو ناتو هم مرز است مستقر خواهد كرد. چنين به نظر مى رسد كه روسيه با اين رفتار در پى آن است كه از باراك اوباما درس پس بگيرد و چنان كه برمى آيد روسيه مى خواهد سردى به وجود آمده ميان اين كشور و آمريكا را در دوره اوباما همچنان ادامه و حتى توسعه دهد. اما در برخى تحليل ها ضمن اشاره به انتصاب هيلارى كلينتون به عنوان وزير امور خارجه، بر اين نكته تأكيد مى شود كه هر دو طرف مايل به آب كردن يخ جنگ سرد جديد هستند. يكى از دلايلى كه در اين رابطه به آن اشاره مى شود، تأثيرات منفى بحران اقتصاد جهانى بر واشنگتن و مسكو است كه هر دوى آنها را در عرصه بين الملل به اتخاذ رويكردهاى محافظه كارانه و احتياطى مجبور كرده است. در شرايط كنونى روسيه بايد بر اهداف عملى تر تمركز كرده، بر چند سمت اساسى تمركز كند و عين اين حالت براى مواجهه با رفتارهاى باراك اوباما نيز خود را آماده كند. روسيه به تكرار مخالفت خود با برنامه استقرار بخشى از سپر ضد موشكى آمريكا در لهستان و جمهورى چك و تلاش هاى واشنگتن براى الحاق اوكراين و گرجستان به پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) ابراز داشته است. آمريكا نيز به نوبه خود روسيه را هم به واسطه روند كند آن در توسعه دموكراسى و آزادى هاى شهروندى و هم به خاطر استفاده آن از انرژى به عنوان اهرم فشار سياسى در مناسبات خود با كشور هاى همجوار و اروپايى مورد انتقاد قرار داده است. اما، با همه اين اختلاف نظر ها، چند مسأله مهم در روابط مسكو و واشنگتن طرفين را به تعامل و تلاش براى يافتن راهكارهاى همكارى مجبور مى كند. آمريكا به همكارى بيشتر مسكو در امر فشار بر ايران به ويژه پرونده هسته اى آن و همچنين عمليات نظاميان ناتو در افغانستان نياز جدى دارد. از سوى ديگر روسيه نيز خواستار توسعه روابط با در تمام حوزه هاى امنيتى و اقتصادى است و در جهت توسعه خود اين امر را ضرورى مى داند. بسيارى در روسيه دقيقاً نمى دانند كه از اوباما چه مى توان انتظار داشت: به اظهار آنها چگونگى رفتار اوباما هنوز مشخص نيست و در اين خصوص در روسيه درك معينى وجود ندارد. موضع گيرى هاى احتياط آميز اوباما نيز مزيدى بر ابهام ها در روسيه در خصوص نحوه رفتار آتى دولت وى با اين كشور بوده است؟ البته باراك اوباما در فرآگرد طولانى مدت مبارزات انتخاباتى به برخى الويت هاى سياسى خود را در قبال روسيه اشاره كرده است. اوباما تأكيد كرده كه راه همكارى با دولت روسيه و دوستى با مردم آن كشور را خواهد جست، ولى همزمان از عزم اوكراين و گرجستان جهت عضويت در پيمان ناتو و همزمان برنامه استقرار بخشى از سپر موشكى آمريكا در اروپاى شرقى را دنبال خواهد كرد كه البته براى مسكو خوش نيست. در عين حال اوباما كاهش و منع تكثير تسليحات هسته اى را هم براى آمريكا و هم روسيه حائز منفعت مى داند كه به اعتقاد او مسكو از اين طرح استقبال خواهد كرد. به اعتقاد تحليلگران غربى؛ طرح گفتگو در موضوع نظارت بر تسليحات اتمى كه رهبرى وقت آمريكا رونالد ريگان هم در دهه ۸۰ و در مناسبات با رهبرى وقت شوروى ميخائيل گورباچف آن را بصورت موفقيت آميزى به كار برده بود، در مرحله كنونى بى فايده نخواهد بود. يك عامل مهم و تأثيرگذار در روابط روسيه و آمريكا در طول تاريخ روابط دو كشور، ايجاد روابط خوب شخصى ميان رهبران اين كشورها بوده است. از اين دست روابط مى توان به مواردى از جمله؛
- اهداء ماشين «لينكلن» به لئونيد برژنف از سوى ريچارد نيكسون
- روابط نزديك گورباچف با ريگان و بوش پدر
- يلتسين با كلينتون
- روابط نزديك اوليه جورج بوش پسر با پوتين و اين اظهارنظر او كه در چشمان پوتين صميميت را ديده است. اما « ديويد ساتير» محقق ارشد پژوهشگاه آمريكايى «هودزان» و از منتقدان سرسخت نظام كنونى حاكم در روسيه، به باراك اوباما هشدار داده كه رهبر روسيه را به عنوان دوست خطاب نكند به اين واسطه كه به عقيده او مواردى كه از دوستى شخصى رهبران روسيه و آمريكا سود عملى تحصيل شده، اندك بوده است. به اعتقاد او؛ «روس ها دوست دارند در ذهن رهبران غربى اين تصوراتى را ايجاد كنند در فرايند روابط خوب شخصى نبايد اين روابط را به خطر ندازند. در نتيجه روسها براى بازى و سوءاستفاده به اين امر مبادرت مى كنند. اين مسأله به سود ما نيست و نبايد فكر كنيم كه اين بازى اين بار حائز منفعت است». شايان ذكر است كه مقوم و منبع اصلى قدرت طلبى روسيه طى سالهاى اخير كه به اين كشور در مناسباتش با غرب جرأت مى بخشيد، ريزش قابل ملاحظه پترودلارهايى بود كه از قيمت بالاى نفت در بازارهاى جهانى نصيب اين كشور مى شد. اما در شرايط كنونى كه بهاء جهانى نفت كاهش يافته و بحران جهانى اقتصادى نيز گريبان روسيه سخت فشرده است، به نظر نمى رسد در آينده مسكو بتواند با همان جرأت و بلندپروازى هاى قبل در صحنه تعامل با كشورهاى غربى به ويژه آمريكا حاضر شود. با اين ملاحظه، احتمال مسامحه و وارد شدن روسيه از در صلح با اوباما دور از انتظار نيست.
|