نسخه
PDF
شماره ۵۸۱۸ - ۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۲۳ صفر ۱۴۳۰ - ۱۹ فوريه ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
بايدهاى حضور روسيه در گروه هشت
115077.jpg
حضور يك و نيم  دهه اى روسيه در «گروه هشت» چه به صورت ميهمان، عضو ناظر و يا دائم همواره با انتقادها و ابراز ترديد هايى در خصوص شايستگى آن براى حضور در اين نهاد همراه بوده است. منتقدان با اشاره به تعريف «گروه هشت» به عنوان مجمع كشورهاى دموكراتيك صنعتى، معتقدند روسيه با هر دو وجه اين تعريف مشكل دارد و به عبارتى نه صنعتى و نه دموكراتيك است. اين انتقادات در برخى مقاطع از جمله پس از تحولات نظامى مرداد ماه در قفقاز جنوبى، تا به آنجا پيش رفت كه حتى برخى رأى به اخراج روسيه از اين نهاد دادند. به گزارش ايراس برگزارى نشست گروه  هشت در واشنگتن (۲۰ مهر ۱۳۸۷) و نشست اخير اين گروه در رم (۲۵ بهمن) كه براى بررسى ابعاد بحران مالى جهانى بدون حضور روسيه برگزار شد، نمودهايى از اين ديدگاه هاى برون گزارانه است. على رغم اين ديدگاه ها، نگاهى گذرا به جايگاه فعلى روسيه در عرصه بين الملل، حكايت از تقويت قابل تأمل مؤلفه هاى قدرت آن و واهى نبودن مدعاى مقامات كرملين مبنى بر مشكل بودن مديريت روندهاى منطقه اى و جهانى بدون حضور روسيه دارد كه در نوشتار حاضر به قدر توان به راستى آزمايى اين مدعا و بايدهاى حضور روسيه در «گروه هشت» پرداخته خواهد شد. تحولات نظامى مردادماه در قفقاز جنوبى و واكنش نظامى روسيه به تهاجم گرجستان به اوستياى جنوبى، اسبابى براى تشديد انتقاد نهادها و كشورهاى غربى از اين كشور بود. غربى ها كه در برابر واكنش سريع و قاطع مسكو عليه تفليس غافلگير شده و در فضاى پس از جنگ نيز نتوانستند اقدام عملى بايسته اى براى آنچه ضرورت تنبيه روسيه مى خواندند انجام دهند، با لفاظى ها صرفا تلاش كردند مانع از تكرار رفتارهاى (به اعتقاد آنها) تهاجمى در سياست خارجى و احياء تمايلات هژمونى طلبانه اين كشور شوند. يكى از مهم ترين تهديدها در اين خصوص، طرح بحث اخراج روسيه از «گروه هشت» است كه حتى در كلام برخى مقامات رسمى غربى نيز نمود يافت. با همين ملاحظه و به تبع عميق تر شدن تنش سياسى ميان روسيه و كشورها غربى، اين كشورها براى نشان دادن نارضايتى خود از رفتارهاى مسكو، نشست هاى اخير «گروه هشت» كه در واشنگتن (۲۰ مهر ۱۳۸۷) و رم (۲۵ بهمن ۱۳۸۷) و براى بررسى برون رفت هاى ممكن از بحران اقتصاد جهانى برگزار شد، را بدون حضور اين كشور برگزار كردند. در سوى مقابل، مقامات كرملين، نه تنها وقعى به اين فشارها ننهادند، بلكه ۲۰ مهر با آزمايش موشك راهبردى «سينوا»، با برد تقريبى ۱۲ هزار كيلومتر و شكست ركورد مسافت پرتاب موشك، ارتقاء مؤلفه هاى نظامى، تكنولوژيكى و به نحوى اقتصادى خود را به رخ غرب كشيده و به آنها نشان دادند كه روسيه هزاره جديد، متفاوت از روسيه دهه ۱۳۷۰ (۹۰ م) است كه غربى ها بدون در نظر داشت ملاحظات و منافع آن اقدام به مديريت مسائل منطقه اى و جهانى مى  كردند. مرور تحولات سال هاى اخير از جمله تشديد نگرانى ها پيرامون تهديدهاى نامتقارن (تروريسم)، مسأله دامنه دار كنترل تسليحات و افزايش اهميت موضوع امنيت انرژى كه از يك سو روسيه در آنها حائز تنفذ غيرقابل اغماض است و از سوى ديگر بسط دامنه موضوعات مورد بحث در «گروه هشت» و تبديل موضوعات امنيتى و سياسى به اولويت  اول اين گروه را به دنبال داشته، نيز حكايت از اين واقعيت دارد كه بدون مسكو مديريت مسائل در اين حوزه ها بدون تأخير و مشكل نخواهد بود. تقويت ملموس مؤلفه هاى قدرت روسيه طى سال هاى اخير، در ابعاد مختلف سياسى، اقتصادى و نظامى و به تبع آن ارتقاء جايگاه اين كشور در ترتيبات نظام بين الملل دليلى مضاعف بر فرض بازگفته است كه بدون به بازى  گرفتن مسكو، تحصيل نتيجه در مديريت مسائل و مشكلات منطقه اى و بين المللى با چالش همراه خواهد بود. لذا به نظر مى رسد پذيرش روسيه در نهادهاى بين المللى از جمله «گروه هشت»، نه تنها امتيازى از سوى كشورهاى غربى به مسكو نيست، بلكه ضرورتى براى حل بهينه مشكلات در عرصه بين الملل است.
روسيه و «گروه هشت»
عضويت كشورها در نهادهاى منطقه اى و بين المللى جزئى از تعاملات در فضاى خارجى محسوب مى شود كه معمولاً به منظور تحقق دو كارويژه ابزارى (انباشت قدرت) و حقانيت بخش (پرستيژى و كسب مشروعيت) مورد توجه قرار مى گيرد. ماهيت نهادها و ميزان تعهدى كه كشورها بر اساس و در چارچوب آن مى پذيرند بر روابط خارجى آنها با كشورهاى عضو و ساير كشورها و به طور متقابل در نوع رفتار ساير كشورها در قبال آنها تأثير محسوس دارد. «گروه هشت» از جمله نهاد هاى مهم بين المللى است كه حضور در آن براى روسيه به لحاظ پرستيژ سياسى و منافع اقتصادى حائز اهميت بسيار بوده و است. تقويت چندجانبه گرايى در تعاملات منطقه اى و بين المللى، تسريع در روند همگرايى روسيه با اقتصاد جهانى، ايجاد شرايط مطلوب خارجى براى توسعه اقتصادى و اجتماعى و تحكيم جايگاه سياسى اين كشور در عرصه بين الملل از جمله مهم ترين اهداف حضور مسكو در اين نهاد است. فرايند پيچيده و طولانى عضويت روسيه در اين نهاد كه از سال ۱۳۷۰ و با حضور گورباچف در حاشيه نشست سران «گروه هفت» در لندن آغاز شد، با تحولات بسيار همراه بوده است. از آن پس مقامات روسيه به صورت منظم در اجلاس هاى اين سازمان حضور داشته اند، تا اينكه در نشست بيرمنگام (۱۳۷۷) عضويت مشروط آن پذيرفته شد. پس از همراهى غيرمنتظره روسيه با ائتلاف جهانى «ضدتروريسم» به رهبرى آمريكا بعد حوادث ۲۰ شهريور (۱۱ سپتامبر) و شكل گيرى فضاى مثبت تعاملى بين مسكو و واشنگتن، در اجلاس كاناناكيس (۱۳۸۱) روسيه به عنوان يك اقتصاد بازار شناسايى و تصميم تاريخى اين سازمان مبنى بر واگذارى ميزبانى نشست سران آن در سال ۱۳۸۵ به اين كشور نهايى شد. در سال هاى اخير برخى اقدامات و موضوعات مورد بحث در «گروه هشت» با بعضى وظايف و كارويژه هاى سازمان ملل هم پوشان شده و هم اكنون برخلاف گذشته موضوعات امنيتى همانند موضوعات اقتصادى از حاشيه به متن آمده و در دستوركار رسمى اين سازمان قرار مى گيرد. به عنوان مثال اين سازمان در اجلاس تابستان ۱۳۸۲ خود در فرانسه با ايجاد گروه اقدام ضدتروريسم دامنه عمل خود را افزايش و كميته اى تشكيل داد كه با كميته همتاى خود در شوراى امنيت كه هماهنگ كننده تلاش هاى بين المللى ضد تروريسم است، همكارى نزديك دارد. لس آنجلس تايمز نيز در تأييد اين مدعا در مقاله اى در ۱۹ تير قرار گرفتن مسائل اقتصادى در مرتبه دوم اهميت را شاخص اصلى نشست توكيوى «گروه هشت» (۱۳۸۷) عنوان كرد. هرچند بسط گستره موضوعات مورد بحث در «گروه هشت» به مباحث امنيتى باعث افزايش وزن روسيه در اين نهاد مى شود، اما از نظر مسكو اين نهاد امكانات لازم براى اقدام سياسى و امنيتى، همانند سازمان ملل و شوراى امنيت را ندارد و مبناى مشروعيت نهادى و اجرائى آن نيز كاملاً متفاوت از شوراى امنيت است. با اين وجود و هرچند در مقاطعى مسكو تأكيد كرده كه دستوركار اين سازمان بايد بر موضوعات اقتصادى و مسائل مرتبط با اين حوزه متمركز بماند و اينكه موافقت چندانى با توسعه حوزه اقدام آن ندارد، اما در عمل سياست مداران اين كشور اين تحولات را مثبت و فرصتى  مغتنم براى نقش آفرينى بيشتر مسكو در عرصه بين الملل مى دانند. مسكو به «گروه هشت» به عنوان مكملى براى سازمان ملل مى نگرند كه مى تواند نقش هاى مهمى در پيشبرد ديپلماسى چندجانبه و نظام اقدام جمعى در حوزه هاى منطقه اى و جهانى به عهده گيرد. از منظر سياست مداران روس مشاركت فعال مسكو در اين نهاد مى تواند از غلبه وجه غربى در اين نهاد كاسته و ضمن گسترده تر كردن فضاى تعاملى و حوزه هاى موضوعى، روندهاى دموكراتيك را در آن تقويت كند. همان طور كه در بسيارى از منابع نيز اشاره شده، مهم ترين نقطه اتكاء مسكو در نشست هاى اخير «گروه هشت» بحث انرژى و امنيت آن بوده است. در سند سال ۱۳۸۶ سياست خارجى روسيه نيز پس از اشاره به اهميت يابى بيش از پيش مؤلفه انرژى در روندهاى بين المللى، بر ظرفيت اين كشور براى استفاده از منابع خود در اين حوزه براى تحكيم جايگاه خود در عرصه بين الملل و تبديل شدن به عضوى مؤثر در جامعه بين الملل تأكيد شده است. روسيه در نشست پترزبورگ (۱۳۸۵) با طرح مسأله امنيت انرژى كه در آن موقعيت برتر و ساير اعضا در اين خصوص نگرانى هايى داشتند، تلاش كرد همتايان خود در اين نشست را مجاب كند، با آن به عنوان عضوى برابر رفتار كنند و همچنين درصدد برآمد از اين طريق شرايط عضويت كامل در شوراى وزراى دارايى و به تبع آن عضويت كامل خود در «گروه هشت» را ميسر كند. به عقيده برخى از جمله مارك مديش؛ با توجه به ضعف هاى اقتصادى روسيه، ايجاد بحران انرژى در مقطع زمانى قبل از نشست پترزبورگ با طرح بحث امنيت انرژى در اين نشست از سوى مسكو بى ارتباط نبود و اقدامى عامدانه براى افزايش وزن خود در آن بود. جالب تأمل اينكه همين مسأله چند روز مانده به نشست توكيو نيز تكرار شد و روسيه اعلام كرد بهاء گاز صادراتى خود به اروپا را از ابتداى سال آتى ميلادى (۲۰۰۹) با افزايش صد دلارى به ۵۰۰ دلار به ازاء هر هزار مترمكعب خواهد رساند.
تبت نماد غلبه خشونت بر معنويت در سپهر سياست
115080.jpg
كلزانگ گوالتسن، نماينده  دالايى لاما رهبر معنوى تبت در اروپا به شبكه  آلمانى دويچه وله گفته است: وضعيت تبت هنوز تاسف آور است و مى توان گفت در حالت هشدار و تهديد قرار دارد. به گفته او، اين منطقه زير سايه تحكم ارتش و پليس است. تبت مثل گذشته از بقيه دنيا جداست و واقعا نمى داند كه در دنياى خارج چه مى گذرد. تبتى ها احساس مى كنند كه تمام منطقه تبت زندانى بزرگ است. اكثر تبتى ها حق استفاده از تلفن همراه و كامپيوتر را ندارند و آنهايى هم كه دوست يا خويشاوندى در خارج از كشور دارند جرأت برقرارى ارتباط با آنها را ندارند. در تبت نيز تبليغاتى وجود دارد كه هدف آن ايجاد جدايى و فاصله بين مردم تبت است. به گزارش ديپلماسى ايران بايد پذيرفت كه نرم خويى، معنويت گرايى و اخلاق مدارى ابزارى كارآمد در تقابل با سياست - كه با منفعت گرايى و برترى طلبى و خشونت توأم است - نيست. تساهل و اخلاق محورى بارها توسط خشونت طلبان به شديدترين شكل ممكن سركوب شده و از صفحه روزگار محو شده است؛ هر چند شعار دهيم كه آنكه بر ذهن ها ماند و يادگارى از خود بجا گذاشت، اهل مدارا بود و آنكه به حضيض افكنده شد، خشونت طلب و ستيزه گر. چه سود وقتى قرار باشد كه نباشى يا عمرى كوتاه داشته باشى و در اين مدت به آنچه مى انديشى دست نيابى و آرمان هايت تحقق نيافته بمانند و تنها ياد و خاطره اى خوش برجا بماند. سياست عرصه روياپردازى و معنويت گرايى نيست. معنويت و اخلاق، سازنده سياستمدارانى بهتر و نيكوتر و ارزشمندتر است ولى اگر قرار باشد به بهاى معنويت و سازش و جلوگيرى از خونريزى و خشونت، از هويت و استقلال سياسى و رهايى از استبداد چشم پوشى كرد، ديگر معنويت و خواست آزادى به چه كار مى آيد؟ دالايى لاما رهبرى با سيماى معنوى و اخلاقى است. چنين رهبرى راهكارهاى خشونت طلبانه و سركوب گرايانه را نه تاب مى آورد و نه توصيه مى كند. گفتگو، اندرز و خطابه ابزار رهبرى چون دالايى لاما است. اما در مقابل او دولت چين قرار دارد كه براى حفظ يكپارچگى و جلوگيرى از ظهور صداهاى مخالف و سازهاى مخالف از هر حربه اى استفاده مى كند. چين نشان داده است كه حتى توصيه هاى بين المللى و هشدارهاى ابرقدرت ها را نيز در برابر چارچوب حاكميتى اش به هيچ مى گيرد و نيك مى داند كه واجد ابزارهايى كافى براى خنثى سازى سركوب گرى هاى داخلى است. چين قدرت اول در آسيا و يكى از قطب هاى اقتصادى بزرگ جهان است كه انتقادهاى داخلى و خارجى عليه نفى آزادى و بى عدالتى در اين كشور فرجامى براى مخالفان و منتقدان نداشته است. قدرت در نظام بين الملل زاييده معنويت نيست بلكه از اقتصاد و امكانات نظامى ريشه مى گيرد. تيغ دالايى لاما و تبتى ها در برابر دارايى هاى حكومت برندگى ندارد. انحصار قدرت در چين و نقش اين كشور در معادلات بين المللى و بازار جهانى تا اندازه اى تعيين كننده است كه صداى مجامع حقوق بشرى به گوش بزرگان و مدعيان آزادى و دموكراسى در دنيا نمى رسد. استقلال تبت به هيچ رو شباهت با گرجستان و آلبانى و كوزوو و... ندارد. چين نيز سرنوشتى مجزا از شوروى بزرگ دارد. اين كشور از آغاز قدم گذاشتن در راه كمونيسم راه خويش را از شوروى جدا مى ديد و در دهه هاى گذشته نيز سياست هايى را به كار بست كه دست غرب را براى مدتى طولانى كوتاه نگاه دارد. خشونت و اقتدار حكومت چين و عدم انعطاف آن در جريان مذاكرات با تبتى ها نشان دهنده نفوذ ناپذيرى سياست هاى داخلى اين كشور است تا جايى كه دالايى لاما را مجبور به پذيرش شكست در تلاش هاى خود مختارى تبت كرده است. او حتى ديگر از رويكرد ميانه روانه نيز نوميد شده است چرا كه چين در آن عرصه اى كه بايد به حضيض بيفتد تا صداى تبت به گوش برسد، يكه تازى مى كند و مقتدر و قوى نشان مى دهد. دالايى لاما در يكى از آخرين اظهاراتش به تبتى هاى در تبعيد هشدار داد كه اگر آنها در طرح هاى خود محتاط و آينده  نگر نباشند، ممكن است در دو دهه  آينده شكست بخورند. درواقع آنچه او در شهر دهارمسلا هند بر زبان آورد، نگرانى از محو شدن تدريجى توسط اقتدارگرايان بود. تاكيد او بر رويكرد ميانه  روانه و جلوگيرى از منش افراطى به معنى ترس از حذف شدن از سپهر سياست است. رهبر معنوى تبت در آخرين سخنان خود با بيان اينكه تلاش براى خودمختارى با شكست مواجه شده است، از مردم تبت خواست كه پذيراى بررسى تمام گزينه ها در مذاكرات با پكن باشند. او گفت كه اعتمادش به دولت چين كمتر و كمتر شده است؛ چرا كه سركوب گرى در تبت افزايش يافته و نمى توان تظاهر كرد كه همه چيز رو به راه است. دالايى لاما اعلام كرد كه ديگر نقش فعالى نخواهد داشت و قصد دارد در تصميم گيرى هاى بعدى نمايندگان تبت، در حد يك مشاور عمل كند. با كناره گيرى دالايى لاما امكان تشديد مناقشه تبت وجود دارد. اين برنده جايزه صلح نوبل همواره عاملى براى مهار سازمان هاى افراطى تبتى بوده است. بعد از كناره گيرى او از نقش ميانجى گرايانه، تبتى ها مستعد ورود به درگيرى هاى خشونت آميز با دولت چين هستند. و اين همان خطرى است كه دالايى لاما از آن مى هراسيد و آن را به مثابه نقطه آغاز محو تدريجى و حذف شدن از نقشه سياسى چين مى ديد. روشن است كه چين وقعى به خواسته هاى استقلال طلبانه  نمى نهد و در بيرون نيز زبان دنيا را در كام فرو كرده و هرگز به جدايى تكه اى از چين تن نمى دهد. مى توان گفت باور دالايى لامايى كه مى گويد «صلح درونى، صلح و آرامش بيرونى را در پى مى آورد» متعلق به وادى سياست نيست. او پيوسته در كوشش بوده كه راهكار صلح آميزى براى مسأله تبت بيابد. اما ثمره تلاش هاى او جز همان جايزه صلح نوبل و ماندگارى معنوى نخواهد بود. اين جايزه در كنار آموزه هاى اخلاقى و معنوى رهبر تبتى ها در برابر خشونت و اقتدارگرايى محكوم به شكست است. در درازناى زمان امكان گشايش و تاثيرپذيرى از رهنمودهايى اين چنين وجود دارد ولى آينده، آينده است و امروز جزو آن نيست.