نسخه
PDF
شماره ۵۸۲۰ - ۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۲۶ صفر ۱۴۳۰ - ۲۲ فوريه ۲۰۰۹ 
حوادث
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
كشف راز جنايت در شهرك چشمه
115290.jpg
با دستگيرى يك متهم، راز قتل فردى در شهرك چشمه كشف شد و متهم در مقابل بازپرس ويژه قتل به تشريح جنايت پرداخت. به گزارش ايسنا، صبح روز يكشنبه ۲۸ بهمن سال جارى ماموران كلانترى ۱۴۱ شهرك گلستان طى تماسى با قاضى حسين اصغرزاده،بازپرس كشيك قتل پايتخت، وى را در جريان به قتل رسيدن مردى ۳۳ ساله به نام رضا در منزلش واقع در شهرك چشمه قرار دادند كه بلافاصله بازپرس ويژه قتل به همراه متخصصان بررسى صحنه جنايت در محل حادثه حضور يافت و تحقيقات خود را آغاز كرد. در بررسى هاى اوليه، مشخص شد مقتول كه مدير يك آژانس بوده، روز حادثه به همراه دوستش به اسم صادق در خانه بوده و جسدش روز يكشنبه توسط بچه هايش كشف شده است. بازپرس پس از حضور در صحنه جنايت در حالى با جسد مقتول مواجه شد كه در حالت خواب از ناحيه پشت و پهلو مورد اصابت ۲۷ ضربه چاقو قرار گرفته بود و شواهد حاكى از آن بود كه هيچ فرصت دفاعى نداشته است. بر اساس تحقيقات صورت گرفته مشخص شد كه صادق روز شنبه بعد از بازگشت از منزل رضا مقدارى پول از خانه برداشته و پس از خداحافظى از همسر و فرزندش، با اتومبيل مقتول متوارى شده است. با صدور دستور قضايى بازپرس ويژه قتل تهران، صادق به عنوان مظنون به جنايت تحت پيگرد قرار گرفت و نهايتا روز گذشته با رديابى هاى پليسى، مخفيگاه او در زرنديه  ساوه كشف شد. اين متهم كه اتومبيل پرايد مقتول را به مبلغ ۱۵۰ هزار تومان به فردى فروخته بود، مورد ظن خريدار خودرو قرار گرفت كه با اطلاع موضوع به ماموران انتظامى ساوه و قرار صورى متهم با خريدار پرايد، صادق از سوى ماموران پليس بازداشت شد. اين متهم ۳۸ ساله صبح ديروز با حضور در شعبه دوم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران پس از اعتراف به قتل در مقابل قاضى اصغرزاده به تشريح جنايت پرداخت و گفت: من راننده بازيگران سينما هستم. با رضا از شش سال قبل دوست شدم و با هم از حدود يك سال پيش شيشه مصرف مى كرديم. از جمعه شب تا صبح شنبه در خانه رضا شيشه كشيديم. ساعت :۳۰ ۵ صبح با يكى ديگر از دوستانمان به اسم سيامك از خانه رضا خارج شديم تا يكى از مسافرهاى خصوصى او را به مهرآباد ببريم. نزديك ساعت هفت به خانه برگشتيم. رضا گفت كه خسته است و به همين خاطر از من خواست بچه هايش را به مدرسه ببرم و در مسير برگشت، دوباره شيشه تهيه كنم. من هم دو فرزند رضا را به مدرسه بردم و بعد به خيابان هاشمى رفتم تا از فردى به اسم داوود شيشه بخرم. رضا خواسته بود كه يك گرم شيشه بگيرم اما چون نمى خواستم خودم مصرف كنم، برايش يك سوت كامل به مبلغ ده هزار تومان خريدم. به شدت دچار توهم بودم. همه آدم ها را در كوچه و خيابان به صورت كوتوله مى ديدم. وقتى به خانه برگشتم، رضا گير داد كه چرا كم خريده ام. هر چه قدر مى گفتم من نمى خواهم بكشم، باز حرف خودش را مى زد. سر همين موضوع درگيرى مان بالا گرفت تا اين كه شروع به فحاشى كرد. من هم از شدت عصبانيت يك جك ماشين را كه همانجا بود برداشتم و سه ضربه محكم به سرش وارد كردم. وى ادامه داد: فكر كنم با همان سه ضربه مرد. بعد چاقويى ۲۰ سانتى را كه مال خودش بود برداشتم و شروع به زدن ضربات متعدد كردم. وقتى چاقو را در بدنش فرو مى كردم و خون فواره مى زد، لذت مى بردم. انگار در حال زدن پنبه بودم. آن قدر اين كار را ادامه دادم تا اين كه نوك چاقو در كمرش گير كرد. همان موقع ناگهان به خودم آمدم. فورا لحاف را روى او كشيدم. ترسيده بودم. چون ماشينم مقابل آژانس بود، دنبال ماشين خودم نرفتم. ماشين رضا را برداشتم تا بروم و خودم را بكشم. قرص و مواد هم مصرف كردم اما نمى دانم چرا نمردم. صادق در پاسخ به اين سؤال بازپرس كه «آيا انگيزه جنايت صرفاً فحاشى مقتول بود و از قبل دلخورى نداشتى؟» گفت: من و رضا مثل برادر بوديم. هيچ كينه اى نداشتم. نمى فهميدم چه كار مى كنم. وى اضافه كرد: چون مادرم اهل ساوه است، آن منطقه را مى شناسم. بعد از قتل به آن سمت رفتم. پس از آنكه نتوانستم خودكشى كنم، به سمت يكى از امامزاده هاى آن اطراف راه افتادم. در بين راه فردى را ديدم كه با من هم مسير بود. از حالم پرسيد و وقتى فهميد حال خوبى ندارم، پشت فرمان نشست و با هم به يك كارخانه رفتيم. در آنجا ترياك كشيديم. بعد ماشين را ۱۵۰ هزار تومان به او فروختم. او هم ظاهرا بعد از رفتن من، مشكوك شده و موضوع را به پليس اطلاع داده كه به همين دليل دستگير شدم. در پى اعترافات تكان دهنده اين متهم، بازپرس ويژه قتل تهران براى وى به اتهام قتل، سرقت و مصرف مواد مخدر قرار بازداشت موقت صادر كرد و پرونده را جهت تكميل تحقيقات با صدور دستورات قضايى لازم در اختيار ماموران اداره دهم آگاهى تهران قرار داد.
اشد مجازات براى دزد جنايتكار
حكم اشد مجازات مردى كه هنگام دزديدن يك دستگاه پرايد، راننده را قربانى كرد ديروز در دادگاه كيفرى تهران صادر شد. به گزارش ايسكانيوز، بازپرس محمد حسين شاملو - كشيك جنايى تهران - عصر پنجم ارديبهشت ۱۳۸۷ رسيدگى به پرونده كشته شدن مرد ۴۴ ساله اى به نام «غلامرضا» در ميدان «پاستور» را آغاز كرد. اين مقام قضايى و افسران دايره ۱۰ اداره آگاهى مركز به نقطه مورد نظر رفتند و با راننده اى به نام «مهران» كه پشت فرمان پرايد «غلامرضا» دستگير شده بود رو به رو شدند. وى كه هيچ راهى براى گريز از قانون نداشت بدون هيچ مقاومتى لب به بيان حقيقت گشود و گفت: «در خيابان قدم مى زدم كه اين پرايد، چشمم را گرفت. ناگهان وسوسه شدم و تا ديدم سوئيچ روى آن است سوار شدم.مى خواستم ماشين را روشن كنم كه صاحب آن، سر رسيد و دستپاچه شدم». «مهران» اضافه كرد: پس از دزديدن پرايد در حال فرار بودم كه صاحب آن، جلوى يك موتورسوار را گرفت و تعقيبم كرد.بعد سر خود را از پنجره، داخل ماشين كرد و تا «در» را باز كردم به بيرون پرت شد. در نتيجه، روى زمين افتاد و به ماشين هاى كنار خيابان خورد. اين تبهكار ادامه داد: باور كنيد نمى خواستم او را بكشم؛ همه چيز اتفاقى بود. به دنبال بازسازى صحنه جرم، كيفرخواست از سوى آرش سيفى، داديار شعبه اظهارنظر دادسراى ناحيه ۲۷ صادر شد و ديروز «مهران» در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى تهران پاى ميز محاكمه نشست. در اين نشست كه به رياست قاضى «نورالله عزيز محمدى» و با حضور چهار مستشار برگزار شد ابتدا نماينده دادستان، كيفرخواست را خواند. «محمد شادابى» اعلام كرد: با توجه به مدرك هاى موجود براى «مهران» اشد مجازات را خواهانم. سپس دختر ۱۳ ساله «غلامرضا» در جايگاه ويژه قرار گرفت و براى مجرم، تقاضاى حكم مرگ كرد. وقتى نوبت دفاع به «مهران» رسيد جرم را گردن گرفت.وى كه پيشينه سه فقره دستبرد به خودرو دارد توضيح داد: آن روز وقتى پشت فرمان پرايد «غلامرضا» نشستم از داروخانه بيرون آمد و داد و فرياد راه انداخت. ترسيدم و فرار كردم اما سوار يك موتور شد و تعقيبم كرد. مى خواست فرمان را از دستم بگيرد كه گاز دادم و در را باز كردم تا از دستش خلاص شوم اما... وى كه سرش را پايين انداخته بود اضافه كرد: در آن لحظه فقط به فكر فرار بودم.مى دانم اشتباه كردم و عاجزانه از خانواده داغدار تقاضا دارم مرا ببخشد. سپس قاضى «عزيز محمدى» از يكى از شاهدان ماجرا خواست آنچه را ديده بيان كند. «حميد» ۲۶ ساله گفت: زمانى كه متوجه شدم «مهران» پرايد «غلامرضا» را دزديده با ماشينم او را تعقيب كردم.مالباخته فرياد مى زد «جانبازم و اين ماشين، تنها وسيله درآمدم است» اما «مهران» بر سرعتش افزود تا اين كه «غلامرضا» سرش را از پنجره داخل پرايد برد. وى ادامه داد: «غلامرضا» بين زمين و هوا معلق بود كه «مهران» در را باز كرد و او نقش زمين شد. با پايان حرف هاى شاهد، هيأت قضايى وارد شور شد و «مهران» را به مرگ محكوم كرد.
بازداشت سركرده شبكه حرفه اى دستبرد
شبكه حرفه اى دستبرد به ساختمان هاى مسكونى به سركردگى يك دختر، در غرب استان تهران متلاشى شد. فرمانده پليس استان تهران، گفت: با شكايت شمارى از مردم كرج و شهريار كه به خانه هايشان دستبرد زده شده بود ماموران پيگير ماجرا شدند. عليرضا اكبرشاهى تصريح كرد: شواهد از دستبردهاى مشابه اعضاى يك شبكه حكايت داشت و افسران تجسس با اقدامات گسترده اطلاعاتى و تحت نظر گرفتن چند متهم به ردپاى دخترى به نام «مهوش» رسيدند. اين مقام ناجا ادامه داد: با شناسايى مخفيگاه هاى باند هفت نفره، اعضاى آن طى سه عمليات جداگانه دستگير شدند و در بازرسى ها مقدار زيادى طلا و جواهر زنانه، سكه بهار آزادى، يك دستگاه خودروى پژو با پلاك مخدوش، دستگاه هاى خانگى و.. . كشف شد. فرمانده پليس استان تهران به ايسكانيوز اظهار داشت: تمامى اين تبهكاران، پيشينه دار هستند و با آزادى از زندان، دوباره به دستبرد رو آورده بودند.
آدمكش ۴ ساله
كودكى كه با سلاح گرم بازى مى كرد مادربزرگش را در يكى از خانه هاى اطراف «سپيدان» كشت. به گزارش ايسكانيوز،زن ميانسالى به نام «مريم- ح» بر اثر شليك گلوله به شكمش زخمى شد و در مسير بهدارى، جان سپرد. سپس ماموران پاسگاه «بيضا»ى سپيدان در جريان ماجرا قرار گرفتند و به بهدارى رفتند. تحقيق پليس نشان مى دهد «مريم» وقتى در خانه، كنار نوه چهار ساله اش بود قربانى بازى اين بچه با تفنگ شكارى پدرش شد. پيكر اين زن با صدور دستور قضايى به پزشكى قانونى فرستاده و پوكه مورد نظر پيدا شد.
برخورد اتوبوس مسافربرى با ديوار فرودگاه
برخورد يك دستگاه اتوبوس مسافربرى در كيلومتر ۳ جاده مخصوص كرج با ديوار فرودگاه يك كشته و تعدادى مجروح بر جاى گذاشت. اسماعيلى، رييس مركز كنترل ترافيك پليس راهنمايى و رانندگى تهران بزرگ در گفتگو با ايسنا، در تشريح اين حادثه گفت: در ساعت :۲۰ ۸ صبح ديروز يك دستگاه اتوبوس بنز به شماره ۴۹۸ع۱۹ ايران ۱۹ كه از كرمانشاه عازم تهران بود در مسير غرب به شرق جاده مخصوص كرج بعد از پل اكباتان با ديوار فرودگاه برخورد مى كند. وى افزود: در پى اين حادثه يك نفر در محل كشته و ۸ نفر ديگر به شدت مجروح مى شوند كه مجروحان توسط عوامل امدادى به بيمارستان منتقل مى شوند. وى تصريح كرد: بررسى هاى انجام شده نشان مى دهد علت اين حادثه عدم توانايى راننده در كنترل وسيله نقليه به دليل تخطى از سرعت مجاز بوده است. در عين حال مركز فوريت هاى پزشكى تهران (اورژانس) نيز اعلام كرد: در پى برخورد يك دستگاه اتوبوس مسافربرى در كيلومتر ۳ جاده مخصوص كرج، امدادگران به همراه ۱۰ دستگاه آمبولانس و اتوبوس آمبولانس و امداد هوايى به محل حادثه اعزام شدند. بر اساس اعلام اورژانس بر اثر اين تصادف ۲۷ نفر مصدوم شدند كه ۳ نفر از مصدومان از طريق امداد هوايى به بيمارستان امام خمينى(ره) و مصدومان ديگر با آمبولانس به بيمارستان رسول اكرم(ص) و فياض بخش منتقل شدند. اين درحاليست كه يك نفر از سرنشينان نيز پيش از حضور امدادرسانان در دم جان باخته بود.
آيين تدفين پيش از مرگ !
مرد صربستانى كه مى خواست خودكشى كند پيش از مرگ آيين تدفين خود را برگزار كرد. به گزارش ايسكانيوز، «عبدالعليم» ۵۲ ساله كه در «مونتنگرو» صربستان زندگى مى كند به خاطر تنش هاى خانوادگى تصميم به خودكشى گرفت.وى پيش از اجراى تصميمش، آگهى ترحيم خود را منتشر كرد و تابوت سفارش داد. مرد افسرده، پس از آن كه مهمانان را ديد در تابوت دراز كشيد و با اسلحه به بدنش شليك كرد.گلوله اما به زانوى «عبدالعليم» خورد و وى با وجود خونريزى شديد زنده ماند. پليس «مونتنگرو» سرگرم بررسى اين ماجراست و قرار شده «عبدالعليم» از سوى روانكاوان درمان شود.
فروش غار در اينترنت
يك خانواده  اهل منطقه «فتووس» در ايالت «ميسورى» آمريكا، به دليل بروز بحران اقتصادى در اين كشور و نياز مبرم به پول، مجبور شدند خانه خود را كه در غار ساخته بودند، در سايت eBay در معرض فروش قرار دهد. به گزارش «كرت اسليپر» در مصاحبه اى با رسانه هاى محلى ايالت «ميسورى» آمريكا تصريح كرد: ما مجبور شديم به دليل بحران اقتصادى و نياز مالى شديد، خانه اى را كه درون غار ساخته  بوديم، در سايت eBay در معرض فروش قرار دهيم. به همين دليل مجبوريم تا جاى ديگرى را براى سكونت انتخاب كنيم، اما به هر جايى كه نقل مكان كنيم، به خوبى خانه داخل غار نمى شود. خانواده  «اسليپر» كه داراى دو فرزند هم هستند، پنج سال قبل اين خانه را كه متعلق به دهه ۱۹۵۰ ميلادى است، خريدارى كردند. اين «خانه غارى» در مساحتى به وسعت ۱۵ هزار و ۸۰ متر مربع بنا شده است.
شليك خونبار به تاجران
حمله مسلحانه جانيان ناشناس به يك خودروى جمعى در جنوب غرب كلمبيا دست كم شش قربانى گرفت. به گزارش ايسكانيوز، اتوبوسى كه شمارى مسافر را از ايالت «باستو» به شهرك ساحلى «توماكو» مى برد به محاصره تبهكاران ناشناس درآمد. مردان مسلح مسافران بيچاره را از خودرو پياده و به سوى آنان شليك كردند و گريختند. در نتيجه تيراندازى خونبار، شش نفر كه تاجر بودند در دم جان باختند. به گزارش ايسكانيوز، هنوز انگيزه جنايتكاران فاش نشده است و تحقيق پليس درباره اين پرونده ادامه دارد.
كشتى مسافربرى با ۱۰۶ مسافر و خدمه در ميان يخ هاى قطب جنوب
بر اساس اعلام سازمان كشتيرانى و بنادر آرژانتين، ماموران امداد و نجات ساحلى آرژانتين موفق شدند پس از چندين ساعت، ۱۰۶ مسافر و خدمه يك كشتى مسافربرى را كه در ميان يخ هاى قطب جنوب گير افتاده بود، نجات دهند. به گزارش ايسنا، كشتى مذكور كه «كليپر ادونچر» نام دارد، در تملك سازمان كشتيرانى آرژانتين قرار داشته و قرار بود طى مسافرت ۱۵ روزه خود، يك دور كامل در قطب جنوب گشته و بار ديگر به بندر «آشواييا» در جنوب آرژانتين بازگردد كه در ميان يخ هاى قطب جنوب به دام افتاد. اين در حاليست كه بر اساس اعلام سخنگوى سازمان كشتيرانى و بنادر آرژانتين، به هيچ يك از خدمه و سرنشينان اين كشتى مسافربرى آسيبى نرسيده و تمامى آن ها پس از انتقال يافتن به يك كشتى ديگر از ميان يخ ها و برف ها نجات يافتند. بر اساس گزارش هاى رسمى كشتيرانى آرژانتين، اين كشتى مسافربرى ۴۱ خدمه و ۶۵ سرنشين داشته كه همگى آن ها سالم هستند.
مرگ بى صدا در بومهن
مرگ بى صداى مرد جوانى در «بومهن» تهران، بازپرس و پليس جنايى را مقابل فرضيه گازگرفتگى قرار داد. بامداد جمعه- دوم اسفند ۱۳۸۷- افسر نگهبان كلانترى ۲۰۶ بومهن، مرگ مرد ۳۷ ساله اى به نام «پارسا» را با دادسراى ناحيه ۲۷ پايتخت در ميان گذاشت. دقايقى بعد بازپرس بهروز هنرمند- كشيك جنايى- و افسران دايره ۱۰ اداره آگاهى مركز به ساختمان مورد نظر رفتند و با ديدن جنازه مرد نگون بخت رسيدگى به ماجرا را در دستور كار خود قرار دادند. شواهد نشان مى دهد «پارسا» به دنبال نشت لوله گاز بخارى جان سپرد و پيكرش براى آزمايش سم شناسى و... به پزشكى قانونى سپرده شد. به گزارش ايسكانيوز، پرونده در شعبه چهارم دادسراى جنايى تهران تحت رسيدگى است.
جنازه اى در گاراژ
با كشته شدن مرد جوانى در يك گاراژ، تحقيق پليس جنايى شيراز براى كشف كليد معما آغاز شد. به گزارش ايسكانيوز: بازپرس كشيك دادسراى شيراز، هفته گذشته از كشته شدن نگهبان ۲۵ ساله يك گاراژ به نام «صابر- ق» باخبر شد و همراه با افسران اداره آگاهى به حاشيه شهر رفت. آنان با ديدن جنازه مرد نگون بخت كه آثار برخورد جسمى سخت به جمجمه اش ديده مى شد رسيدگى به معما را در دستور كار خود قرار دادند و بررسى هاى مقدماتى نشان داد همزمان با اين رخداد تلخ، يك دستگاه بخارى برقى در اتاق نگهبان آتش گرفته بود. رئيس دادسراى جنايى شيراز اعلام كرد: قربانى، افغانى بود كه به صورت غير مجاز در ايران زندگى مى كرد.
هواپيماى اوكراينى آتش گرفت
هواپيماى بارى اوكراين كه روز جمعه در جنوب مصر آتش گرفت براى سوختگيرى فرود آمده بود. بامداد جمعه هواپيماى باربرى آنتونوف ۱۲ ساخت روسيه، هنگام برخاستن از فرودگاه «الاقصر» شهر توريستى «لوكسور» مصر آتش گرفت. به دنبال اين رخداد، آتش نشانان براى خاموش كردن شعله هاى سركش به سختى تلاش كردند اما نتوانستند پنج خدمه هواپيما را نجات دهند.اين هواپيما از اوگاندا به اوكراين مى رفت و براى سوخت گيرى در «لوكسور»فرود آمده بود. كارشناسان سرگرم بررسى علت اصلى بروز آتش سوزى مرگبار هستند.
خانواده دامدار، زنده زنده سوخت
آتش سوزى ساختمان مسكونى در بنگلادش، پنج عضو يك خانواده را به كام مرگ كشاند. به گزارش ايسكانيوز، خانه اى در يكى از روستاهاى جنوب شرق بنگلادش - ۲۶۴ كيلومترى داكا - آتش گرفته بود و آتش نشانان و پليس را به آنجا كشاند. كمك رسانان كه سراسيمه به محل حادثه رفتند به مهار شعله هاى سركش پرداختند اما با وجود تلاش نفسگير آنان، مرد دامدار، همسر و سه فرزندش زنده زنده سوختند. تحقيق كارشناسان به منظور تشخيص علت اصلى بروز اين رخداد دلخراش ادامه دارد.