نسخه
PDF
شماره ۵۸۲۳ - ۱۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۳ ربيع الاول ۱۴۳۰ - ۱ مارس ۲۰۰۹ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
مشكل چند مضمونى شدن در «دست هاى خالى»
115506.jpg
فيلم سينمايى «دست هاى خالى» ساخته ابوالقاسم طالبى با طرح چند موضوع كه در امتداد هم قرار نمى گيرند، نمى تواند قهرمان و مسأله او را براى مخاطب مهم و تأثيرگذار جلوه دهد. به گزارش مهر، ششمين فيلم ابوالقاسم طالبى را مى توان در ادامه نگاه ارزشى او به دنياى اطراف دانست. نگاهى كه نقطه نظرات فيلمساز را نه به شكل ظريف و هنرمندانه بلكه بدون ابائى از متهم شدن به شعارزدگى، اغراق شده به تصوير مى كشد. «دست هاى خالى» فيلمى است كه مى توان اغتشاش مضمونى و از اين شاخه به آن شاخه پريدن آن را به ذهن عجول فيلمساز نسبت داد. فيلمسازى كه نه به خودش و نه به مخاطب فرصت رسوب مفاهيم و سير در اعماق را نمى دهد و در نهايت آنچه از ارزش و ضدارزش در ذهن مخاطب باقى مى گذارد، چيزى فراتر از شعار نيست كه در مقطعى سينما را به تأسى از جامعه انباشت و مخاطب را هم پس زد. فيلم با يك سوء تفاهم غيرمنطقى آغاز مى شود. سوء تفاهمى كه فيلمساز به اجبار بر موقعيت اوليه حاكم مى كند تا تعليقى كم مايه به آغاز فيلم بيفزايد. سوء تفاهم يك دختر (مريلا زارعى) درباره مادرش (فاطمه گودرزى) وقتى مى تواند باورپذير از كار درآيد كه اشاره اى به سابقه رابطه مادر و دختر و يا رفتار مادر شده باشد. در غير اين صورت با نشان دادن چند سكانس گفتگوى تلفنى پنهانى مادر، غذا پختن و حرف هاى يك مزاحم تلفنى كسى به مادر شك نمى كند. در چنين شرايطى كه بيش از پيش بر پايه گفته هاى يك مزاحم تلفنى و سكوت مادر استوار است، فيلمساز بيش از ظرفيت چنين موقعيتى روى آن مانور مى دهد و اولين نقطه عطف را بر باز شدن اين گره متمركز مى كند كه با بازگشت پدر (خسرو شكيبايى) به عنوان يك آزاده جانباز جواب مى گيرد. رفت و برگشت در چنين موقعيت دراماتيكى نياز به زمينه چينى و پرداختى ظريف دارد كه با رويكرد عجولانه فيلمساز بدل به گرهى ساده با رنگ و بوى سوء تفاهمى نچسب شده است. به علاوه فيلمساز در اين بخش كدهاى شخصيتى ارائه مى دهد كه در ادامه كاربردى پيدا نمى كنند و در اغراقى پررنگ براى معرفى سريع كاراكتر باقى مى مانند. مانند دغدغه دختر براى شركت در فعاليت هاى حسينيه و... كه تنها در يك سكانس به آن پرداخته مى شود و در ادامه از اين دلمشغولى خبرى نيست. پس از خروج از اولين سطح روايى، همه وجوه متمركز مى شود بر شكل گيرى رابطه ناكام اين پدر و دختر كه قرار است به نوعى يكديگر را شناسايى كنند و اين رابطه عاطفى بازسازى شود. رابطه اى كه با بار دراماتيك خاص نياز به پرداختى جزئى نگرانه دارد تا به عمق آن نفوذ شود. بخصوص كه عارضه موجى بودن پدر كه در لحظات بحرانى بروز پيدا مى كند، شرايطى براى احياء مسائل روحى، روانى و عاطفى اين نسل فراهم مى كند. فيلمساز در بخش پرداختن به دلمشغولى هاى درونى پدر با استفاده از تمهيدات تصويرى خاص مى تواند لحظات حمله روحى او را به زيبايى به تصوير بكشد. گردابى كه جانباز گرفتارش است، به عينه بدل به تصاويرى گنگ از زمان جنگ، مارش حمله و... مى شود كه در كنار بازى تأثيرگذار زنده باد شكيبايى بخصوص در اين لحظات ملموس مى  شود. هر چه از اين لحظات خاص كه با پرداخت تصويرى تأثيرگذار شده بگوييم، اين نكته را بايد يادآور شويم كه اينها تنها لحظاتى زيبا و توقفگاههاى موقت هستند كه چند رفت و برگشت به آنها كفايت مى كند و نبايد بر كليت فيلم حاكميت پيدا كنند كه اين اتفاق در مواردى افتاده است. به نظر مى آيد حركت بر اين سطح روايى هم براى فيلمساز كفايت نكرده كه او را وادار به حركت در مسيرهايى كرده كه فيلم را دچار اغتشاش كرده است. حضور پدر در خانه و شدت گرفتن بحران روحى بر اثر شرايط زندگى عادى و همچنين تماس هاى مزاحم تلفنى، خانواده را وامى دارد به طبيعت سبز شمال سفر كنند تا چند سكانس پى در پى به موقعيت با ثبات خانواده هم پرداخته شود. غذا پختن، لباس هاى رنگارنگ، طبيعت زيباى شمال و... از آنجا كه با تغيير مكان امكان ايجاد تعليق و فشار از طريق تلفن كاركرد اوليه خود را از دست مى دهد، فيلمساز در عين استفاده از اين وجه كه به گونه اى غيرمنطقى ادامه پيدا مى كند، يك سطح روايى جديد را آن هم به شيوه اى كاملاً تصادفى وارد فيلم مى كند كه كاملاً خارج مى زند. درگيرى دختر در يك برخورد تصادفى منجر به قتل، شرايطى پديد مى آورد تا موقعيت سكونت در شمال هم واجد گره و نقطه عطف شود. در چنين شرايطى فيلم تلاش مى كند از يكسو تكليف مزاحم تلفنى را با نسبت دادن آن به سابقه زمان جنگ پدر كه در عملياتى ناخواسته منجر به شهادت فرزند آن خانواده شده، حل كند. آنچه در ادامه مى ماند زندانى شدن دختر جوان به اتهام قتل است كه ماجرا و خطوط فرعى خاص خود را در راستاى موضوع اصلى مى طلبد.اما در اين ميان فيلمساز دچار نگرانى از تك بعدى بودن فيلمش شده و آخرين برگ برنده خود را رو مى كند تا مخاطب را از هيچ مضمونى بى نصيب نگذاشته باشد. بى دينى و كفرورزى مردى كه پدر براى گرفتن رضايت او رفته، زمينه اى فراهم مى كند تا نقبى هم زده شود به زندگى مرفه بى درد الكلى كه البته فرزند به اغماء رفته اى هم دارد! پدر طلب شفا مى كند، پسر از كما خارج مى شود، پدر مقتول رضايت مى دهد، دختر از زندان آزاد مى شود و امواج دريا آرامش نهايى را براى همگان به ارمغان مى آورد. همه راضى در عين حالى كه چند موضوع نه چندان مرتبط نه چندان هنرمندانه در امتداد هم قرار گرفته اند تا مخاطب از تك موضوعى بودن فيلم هاى ايرانى گله نكند.
بازيگر برنده اسكار در فيلم «رابين هود»
كيت بلانشت در فيلم جديد ريدلى اسكات كه روايتى مدرن از داستان معروف رابين هود است نقش شخصيت ماريان را بازى مى كند. اين فيلم پيشتر «ناتينگهام» نام داشت، اما عنوان آن تغيير مى كند. فيلمبردارى اوايل آوريل آغاز مى شود. فيلمنامه اوليه را ايتن ريف و سايروس ووريس نوشتند و بعد برايان هلگلند فيلمنامه نويس برنده اسكار (محرمانه لس آنجلس) آن را بازنويسى كرد و داستان را به صورت روايتى «گلادياتور»وار از افسانه رابين هود درآورد. فيلم جديد اسكات با بودجه اى ۱۳۰ ميليون دلارى در لندن فيلمبردارى مى شود. كرو در اين فيلم نقش رابين هود را بازى مى كند. او كه يك بچه سرراهى بوده، با مردم عامى شهر ناتينگهام صميمى مى شود و در نهايت ماريان را مى بيند كه يك زن قوى و مستقل است و به او دل مى بازد. بلانشت ۳۹ ساله كه متولد ويكتوريا در استراليا است، اخيرا فيلم «مورد عجيب بنجامين باتن» را روى پرده داشت و به تازگى در فيلم استاپ - موشن «آقاى فاكس شگفت انگيز» به كارگردانى وس اندرسن با جرج كلونى و مريل استريپ همكارى كرده كه ۹ نوامبر اكران مى  شود. او سال ۲۰۰۵ براى فيلم «هوانورد» برنده اسكار بهترين بازيگر زن مكمل شد و براى فيلم هاى «اليزابت»، «يادداشت هايى بر يك رسوايى»، «من آنجا نيستم» و «اليزابت: عصر طلايى» نيز نامزد دريافت جايزه بوده است. پروژه رابين هود پنجمين همكارى كرو و اسكات پس از فيلم هاى «گلادياتور»، «يك سال خوب»، «گانگستر آمريكايى» و «مجموعه دروغ ها» است. اين بازيگر ۴۴ ساله نيوزيلندى براى «گلادياتور» برنده اسكار شد و براى دو فيلم «خودى» و «يك ذهن زيبا» نيز نامزد بود. اسكات ۷۱ ساله سه بار براى فيلم هاى «تلما و لوئيس»، «گلادياتور» و «سقوط بلك هاوك» نامزد اسكار شده و «بيگانه»، «بليد رانر»، «باران سياه»، «:۱۴۹۲ فتح بهشت»، «سرباز جين»، «هانيبال» و «پادشاهى آسمان» از ديگر فيلم هاى اوست.
جيم كرى در فيلمى موزيكال بازى مى كند
115512.jpg
جيك جيلنهال و جيم كرى در فيلم سينمايى «يانكيز لعنتى» نقش آفرينى مى كنند كه روايتى از يك موزيكال موفق دهه ۱۹۵۰ در برادوى است. اين فيلم موزيكال را كريگ زادان و نيل مرون تهيه مى كنند كه گروه سازنده موزيكال موفق «اسپرى مو» بودند. فيلمنامه را لوول گانز و بابالو مندل مى نويسند. «يانكيز لعنتى» سال ۱۹۵۵ در برادوى روى صحنه رفت و برنده هفت جايزه تونى شد. داستان درباره جو بويد، مردى ميانسال با يك زندگى خانوادگى شاد است كه علاقه بسيار زيادش به تيم بيسبال ناموفق يانكيز او را به معامله اى «فاوست»وار با شيطان براى كمك به تيم وا مى دارد. بويد روح خود را به شيطان مى دهد و در قبال آن به جو هاردى يكى از بازيكنان تيم تبديل مى شود. او مى تواند هر لحظه اين قرارداد را به هم بزند، اما ضرب الاجل هنگام رقابت هاى جهانى روى مى دهد و... كرى قرار است نقش شيطان را بازى كند و جيلنهال به نقش بويد ظاهر شود. «يانكيز لعنتى» اولين فيلم موزيكال هر دو بازيگر است. موزيكال «يانكيز لعنتى» را جرج آبوت بر مبناى كتابى از خودش و داگلاس والوپ كارگردانى كرد و طراحى حركات موزون آن به عهده باب فاسى بود. استوديو برادران وارنر سال ۱۹۵۸ بر مبناى اين نمايش فيلمى سينمايى تهيه كرد كه آبوت و استنلى دانن آن را كارگردانى و رى والستن و گوئن وردون نقش هاى خود را در نمايش تكرار كردند. كرى ۴۷ ساله اخيرا كمدى «بله قربان گو» را روى پرده داشت و «دوستت دارم فيليپ موريس» را آماده نمايش دارد. فيلم دوم اولين بار در جشنواره ساندنس پخش شد. او اين روزها در فيلم «سرود كريسمس» رابرت زمه كيس نقش آفرينى مى كند كه اقتباسى از رمان معروف چارلز ديكنز است و در آن نقش شخصيت اسكروج را به عهده دارد. كرى به زودى در فيلم كمدى «پى ير پى ير» به كارگردانى جيسن ريتمن بازى مى كند. جيلنهال ۲۸ ساله بازيگر فيلم هايى چون «روز پس از فردا»، «كوهستان بروكبك» و «زودياك» است.
دزدان دريايى در «راه آبى ابريشم»
فيلمبردارى بخش دريايى «راه آبى ابريشم» به كارگردانى محمد بزرگ نيا تا ۲۳ اسفند ماه در بندر «درگهان» قشم به پايان مى رسد. حسن بشكوفه تهيه كننده اين فيلم در گفتگويى با ايسنا، گفت: فيلمبردارى طبق برنامه ادامه دارد و به دليل حضور مسافران نوروزى در قشم بايد سريع تر صحنه هاى مربوط به كشتى را به پايان ببريم تا از ۷ فروردين ماه كار را در شهرك سينمايى در تهران ادامه بدهيم. وى افزود: در نيمه اول فروردين سال جديد گروه عازم چين مى شود و در حدود ۱۵ روز صحنه هاى مربوط به دربار «قفقور» چين را در شانگهاى فيلمبردارى مى كنند و بعد از آن هم بيش از يك ماه در تايلند فيلمبردارى خواهيم داشت. بشكوفه از آغاز تدوين فيلم در بعد از عيد نوروز خبر داد و گفت: تدوين به صورت همزمان آغاز مى شود و اميدواريم كار تا اواخر بهار آماده شود. با جايگزين شدن صحنه هاى شب، با حضور بهرام رادان، داريوش ارجمند و مهدى ميامى در عرشه سوم كشتى ناخدا سليمان؛ ادامه سكانس پرتاب گلوله هاى آتشين توسط «منجنيق» به دزدان دريايى ـ كه صحنه درگيرى هفته پيش گرفته شده بود ـ فيلمبردارى شد. دو كشتى بزرگى كه «بوم» نام دارد و از بوشهر آورده شده اند، محل اصلى اتفاقات فيلم است و در طول سه ماه به شكل فعلى درآمده و ساخته شده است كه صحنه هاى مربوط به آنها تا پايان سال فيلمبردارى مى شود.اين دو كشتى كه توسط ناخدا «سليمان» و ناخدا «ادريس» با بازى داريوش ارجمند و رضا كيانيان هدايت مى شوند، قراراست در زمان «آل بويه» محموله بازرگانان ايرانى را، از بندر «سيراف» ـ يكى از آبادترين بنادر ايرانى بوده است ـ را به چين ببرند و براى اولين بار مى خواهند به جاى كناره ها از وسط اقيانوس حركت كنند. لوكيشن بندر «سيراف» كه محل اصلى اتفاقات فيلم است، در اسكله اى در درگهان كه فعال نيست و به سازمان عمران قشم تعلق دارد، ساخته شده است و دكور بازار منتهى به بندر در كنار اسكله نيز به چشم مى خورد كه قرار است بعدها به عنوان بازار سنتى و رستوران مورد استفاده قرار بگيرد و جذب توريست كند. همچنين صحنه هاى مربوط به بندر «مسقط» به عنوان اولين جايى كه اين دو كشتى مبادله كالا مى كنند، هم در همين لوكيشن فيلمبردارى مى شود. به دليل حضور بازيگران تايلندى و چينى در فيلم قرار است كار دوبله شود.