نسخه
PDF
شماره ۵۸۲۶ - ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۶ ربيع الاول ۱۴۳۰ - ۴ مارس ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
نگاهى به جبهه هاى جنگ افغانستان
115716.jpg
تصميم آمريكا براى اعزام هزار نيروى بيشتر به افغانستان براى مردم روستاى «سنگى خل» در شمال افغانستان هيچ فرقى نمى كند، زيرا آنها با طالبان نمى جنگند، بلكه طرف درگيرى آنها گرسنگى است. به گزارش ايسنا، خبرگزارى رويترز در اين گزارش به اين مساله پرداخته است كه اگر بار ديگر شورشى گرى طالبان در افغانستان جنگ زده زنده شده، اما مشكلات حاد ديگرى نيز همانند نبود مواد غذايى گريبان مردم فلاكت زده افغان را در شمال اين كشور به سختى مى فشارد. در اين گزارش مى خوانيم: باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا، دستور داد تا ۱۷ هزار نيروى ديگر آمريكايى به افغانستان اعزام شوند تا شورشى گرى تشديد شده در سراسر جنوب و شرق اين كشور آسيايى، سركوب شود؛ اما افغان هاى ساكن شمال اين كشور با درگيرى نسبتا متفاوت ترى رو به رو هستند. قحطى شديد و قيمت هاى سر به فلك كشيده مواد غذايى باعث شده است صدها هزار تن روزانه براى جان سالم به در بردن از سرماى شديد زمستان با شرايط بد بجنگند. كميته بين المللى صليب سرخ (ICRC) اعلام كرده است كه در حدود ۲۸۰ هزار افغان در شمال اين كشور از بدترين قحطى چند دهه اخير رنج مى برند و نمى توانند نيازهاى اساسى غذايى خود را تامين كنند. اگر چه معمولا اين كار وظيفه اين كميته نيست، اما اين نهاد به همراه هلال احمر افغانستان مواد غذايى را در بعضى از مناطق كه تاثير قحطى بيشتر بوده، توزيع كرده اند كه اين نشان مى دهد مقياس اين بحران به چه اندازه بزرگ است. افزون بر اين، نبود كمك در اين بخش از كشور نيز به چشم مى آيد. عظيم نورانى، يك عضو كميته بين المللى صليب سرخ در شمال افغانستان مى گويد «ICRC به دليل نياز شديد مردم وارد عمل شد. هزاران هزار تن از اين قضيه رنج مى برند».
ثروتمندان، پول دارتر مى شوند
اگر چه افغانستان يكى از فقيرترين كشورهاى جهان به شمار مى رود و سالانه به ميلياردها دلار كمك خارجى وابسته است، سطح فقر از منطقه به منطقه آن فرق مى كند به طورى كه بعضى از مناطق از لحاظ مالى خيلى از ديگران بهتر هستند. بر اساس گزارش سال ۲۰۰۸ سازمان ملل متحد و بسيارى از شاخص ها، استان هلمند در جنوب افغانستان، محل توليد دو سوم از ترياك و پايگاه قوى شورشى گرى، در ميان سه استان ثروتمند افغانستان است. نرخ مالكيت خودرو در اين استان در كل افغانستان زيادتر از جاهاى ديگر است. اما استان هاى جنوبى مانند هلمند با وجود ثروتمندى تقريبى شان و نقش آنها به عنوان مركز تجارت سه ميليارد دلارى ترياك از بيشتر كمك ها برخوردار مى شوند. آژانس توسعه بين المللى آمريكا (USAID) به مراتب بزرگ ترين اهدا كننده كمك در افغانستان است و ميليون ها دلار به هلمند تزريق كرده است. اگر هلمند يك كشور بود، پنجمين دريافت كننده بزرگ كمك مالى USAID مى شد. به گفته آژانس هاى كمك رسانى، بين سالهاى ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ وعده داده شده به هر فرد در استان هلمند ۴۰۳ دلار كمك شود، در حالى كه در استان بلخ به هر تن ۱۵۳ دلار داده مى شود. علاوه بر اين، استان هاى همجوار «سارى پل» و «قندوز» وضعيت بسيار بدترى دارند؛ به گونه اى كه به ترتيب هر نفر در اين استان ها ۵۳ و ۵۵ دلار دريافت مى كند. براى مردم ساكن سنگى خل و منطقه «چمتال» در استان بلخ، صدها مايل دورتر از هلمند در شمال، زندگى صدها سال است كه هيچ تغييرى نكرده است. تماس با جهان خارج نادر و كمك نيز امرى نادرتر است. محمد رافى ۲۵ ساله در محل توزيع غذاى كميته بين المللى صليب سرخ در سنگى خل مى گويد: دولت هيچ كمكى نمى كند، آنها به ما وعده دادند كه غذا بدهند، اما ندادند. به گفته محمد رافى، اگر چه نيروهاى نظامى به رهبرى سازمان پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) در بلخ حضور دارند، اما سربازان بين المللى به ندرت در چمتال ديده مى شوند. رافى به همراه صدها افغان ديگر از مناطق اطراف به سنگى خل آمدند تا مواد غذايى اضطرارى را همانند برنج، لوبيا، روغن و چاى كه ICRC به آنها اهدا كرده، بگيرند.
چرخه باطل
ICRC به تقريبا ۳۰ هزار تن در سراسر اين سه استان شمال افغانستان غذا توزيع مى كند كه سال پيش هيچ محصولى براى درو نداشتند. حبيب الله 45 ساله، كشاورز ساكن سنگى خل و پدر ۱۰ فرزند، در اين باره مى گويد: زندگى خوب نيست. پارسال هيچ چيز نداشتيم. نه آب، نه گندم. امسال اگر آب نداشته باشيم، بايد اين جا را بگذاريم و به شهر برويم، مهاجرت خواهم كرد. او كه صورتش گوياى سختى هاى زندگى مى باشد، به آرامى و شكيبايى در حالى اين داستان را تعريف مى كرد كه در صف توزيع غذا ايستاده بود. در پشت سر او كرت هاى خالى از محصول ديده مى شد. افغان ها سال هاست كه از قطحى و خشكسالى جان سالم به در برده اند، اما بدون يك توسعه بلند مدت، ميليون ها افغان كه نخواهند توانست چرخه فقر را بشكنند، در برابر گروه هاى شبه نظامى كه از افغان هاى فقير ناراضى بهره مى گيرند، آسيب پذير خواهند شد. مردم چمتال اما در دام يك چرخه باطل افتاده اند. نبود آب يعنى نبود محصول و اين يعنى نبود بذر براى كاشت در سال هاى آينده، بسيارى از كشاورزان منطقه را ترك كرده اند تا به شهر رفته و كار پيدا كنند.
معضلى به نام افكار عمومى
از سوى ديگر ۱۷ هزار سرباز اضافى كه دولت اوباما در تدارك اعزام آنها به افغانستان است، هم با شبه نظاميان متجاوز و مسلح طالبان و هم با يك دشمن غير مسلح ولى دلهره آور بنام «افكار عمومى» در افغانستان مواجه هستند. واشنگتن پست در گزارشى در اين زمينه نوشته است، مردم افغانستان گفته اند به جاى كمك به شكست شبه نظاميان و آرام كردن خشونت كه كشور را فرا گرفته، سربازان خارجى بيشتر، مشكلات موجود را بدتر خواهند كرد. به گزارش ديپلماسى ايران اين اظهارات تكرار نتايج نظرسنجى هاى اخير شبكه هاى بى. بى. سى واى .بى. سى هستند مبنى بر اينكه اگر چه ۹۰ درصد مردم افغانستان مخالف طالبان هستند، كمتر از نيمى از آنها طرفدار ايالات متحده آمريكا هستند كه نسبت به سال قبل كاهش چشمگيرى نشان مى دهد و يك چهارم مى گويند كه حملات به سربازان آمريكا مى تواند موجه باشد. در اين نظرسنجى ها، بيشتر مردم گفتند، طالبان را دوست ندارند و از حملات انتحارى كه اغلب در اماكن عمومى اتفاق مى افتد مى ترسند؛ اما آنها همچنين درباره نيروهاى ائتلاف تحت امر آمريكا با عصبانيت حرف مى زنند و انگيزه هاى آنها را زير سوال برده و نسبت به تلفات غير نظاميان - حمله به خانه ها و ديگر بدرفتارى ها كه از سوى سربازان آمريكايى و ناتو انجام مى شود و آنها از آن رنج مى برند، شكايت دارند. واشنگتن پست مى افزايد، افزايش روز افزون عقايد منفى به نيروهاى خارجى نگران كننده است، زيرا طراحان نظامى ارتش آمريكا مى گويند، آنها اكنون بر روى تعامل و همكارى بيشتر با غير نظاميان افغان به عنوان يك مكمل حياتى براى استفاده بيشتر از سربازان براى حمله به شبه نظاميان هستند. ناظران مى گويند، اين يأس و نااميدى علنى چند دليل دارد؛ يكى از آنها اين است كه مردم همزمان با افزايش تعداد سربازان خارجى، اوضاع امنيتى را رو به وخامت مى بينند و به اين نتيجه مى رسند كه بايد يك ارتباط بين اين دو باشد. دليل ديگر اين است كه رهبران سياسى افغان به ويژه حامد كرزاى رئيس جمهورى افغانستان بمباران هاى نيروهاى ائتلاف را كه باعث كشته شدن غير نظاميان شده به شدت محكوم كرده ولى در انتقاد از حملات طالبان كمتر صراحت به خرج داده اند. كرزاى اغلب طالبان را با لفظ «برادران» خطاب مى كند. احمد نادر نادرى، عضو كميسيون حقوق بشر مستقل افغانستان مى گويد:  «مردم در حال دريافت پيام هاى ضد و نقيض هستند. آنها ويدئوهايى از بدرفتارى هاى طالبان را مى بينند ولى دولت تنها درباره  بمباران هاى نيروهاى ائتلاف حرف مى زند. آنها مى شنوند كه نيروهاى آمريكايى بيشترى در حال آمدن هستند ولى ناتو نمى خواهد هيچ نيرويى به افغانستان بفرستد. اكنون جو سردرگمى و عدم اطمينان در افغانستان حاكم است.» حامد كرزاى پس از گفتگوى تلفنى اخيرش با باراك اوباما، رئيس جمهورى آمريكا، از لفاظى هاى سخت خود درباره  بمباران هاى نيروهاى ائتلاف عقب نشينى كرد و دولت هاى دو كشور توافق كردند، همكارى نزديك ترى در مورد هماهنگى هاى نظامى داشته باشند. افغان ها علاوه بر انتقاد از سلسله تلفات جنجالى غيرنظاميان در حملات هوايى نيروهاى ائتلاف، نسبت به بدرفتارى هاى سربازان خارجى نيز شكايت دارند. بيشتر افغان ها مى گويند كه حل و فصل مسالمت آميز مسائل با شبه نظاميان را به مبارزه نظامى شديدتر عليه آنها ترجيح مى دهند. بسيارى معتقدند نيروهاى طالبان، هموطنان افغان آنها و مسلمان هستند و كشور سابقا مناقشات را از طريق جلسات قبيله اى و جوامع حل كرده است. افغان ها به طور دقيق در حال پيگيرى پيشرفت توافق صلح در پاكستان بين دولت پاكستان و گروهى از نيروهاى طالبان در دره  سوات در شمال غربى اين كشور هستند. بر اساس اين توافقنامه، نيروهاى طالبان اقدامات خشونت آميز خود را در ازاى اجراى قانون شريعت در اين منطقه كاهش خواهند داد. منتقدان در پاكستان و خارج ازاين كشور مى گويند، اين توافقنامه زمينه تحميل ايدئولوژى دينى شبه نظاميان را در پاكستان براى گروه هاى افراطى فراهم مى كند ولى ديگران آن را يك الگوى ممكن و تحمل براى افغانستان مى دانند. ريچارد هالبروك فرستاده  ويژه  آمريكا به منطقه، هشدار داده كه اين توافقنامه ممكن است معادل تسليم دولت باشد، اما رابرت گيتس، وزير دفاع آمريكا گفته است تحت شرايط مناسب ما از قراردادى نظير قرارداد دره سوات براى افغانستان بسيار استقبال خواهيم كرد. ناظران در افغانستان همچنين گفتند به رغم نگرانى ها، بيشتر افغان ها هنوز خواستار ماندن سربازان خارجى هستند زيرا آنها مى دانند كه رفتن سربازان مى تواند به بروز يك دوره  جديد مناقشه داخلى، اغتشاش و جنگ سالارگرايى منجر شود.
اتحاديه اروپا در آستانه فروپاشى
115689.jpg
وارن بوفت، سرمايه دار افسانه اى آمريكا يكبار جايى گفته است تنها زمانى كه موج ها آرام بگيرند، همه چيز مشخص مى شود. اين جمله هوشمندانه براى زمانى مناسب است كه شركت ها در شرايط بحران اقتصادى قرار مى گيرند، اما همچنين مى تواند به كشورها و اقتصاد نيز ارتباط داشته باشد. به گزارش ديپلماسى ايران در اروپا اين وضعيت، نگرانى ها را افزايش داده است چراكه بحران اقتصادى به دليل محدوديت ها و كاستى ها اتحاديه اروپا بى رحمانه تر ديگران را مورد آسيب قرار مى دهد. در واقع آنچه كه اتحاديه اروپا با عدم پذيرش قانون اساسى مشترك از دست داد اكنون خود را بهتر نشان مى دهد و آن اعتماد به خود و آينده مشترك است. در بحبوحه اين بحران اقتصادى كه از سال ۱۹۲۹ در نوع خود بدترين بحران اقتصادى قلمداد مى شود، آمريكا براى آغازى كاملا جديد خود را آماده كرد و باراك اوباما را به عنوان رئيس جمهور خود برگزيد و در حال حاضر در حال تازه انديشى براى خود است. در عوض هر روز كه مى گذرد در واقع اعضاى اتحاديه اروپا را از يكديگر دور و دورتر مى كند. اروپا به جاى اينكه براى خود نو انديشى كند، تحت تاثير فشار و بحران اقتصادى و تضادهاى داخلى با خطر بازگشت به گذشته روبه رو است. اروپا امروز واحد پول مشترك و بانك مركزى اروپايى دارد كه مى بايست از نظر ثبات اقتصادى اتحاديه را در مقابل بحران اقتصادى حفظ كند. هرگونه سستى در هر يك از اين دو موارد مى تواند موجب خسارت هاى زياد به خواست هاى مشترك اروپايى ها شود. اما رفتار دولت هاى اتحاديه اروپا در ماه هاى اخير موجب ايجاد شك و ترديد در ديدگاه هاى آنها به اين مسأله است. هر چه اين بحران بيشتر ادامه پيدا كند، بيشتر مشخص مى شود كه پول واحد و بانك مركزى اروپايى توانايى اتحاد بازار اروپايى را ندارند. بدون اقتصادى مشترك و سياست هاى اقتصادى همتا، همكارى بين اعضاى منطقه اروپا، با خطر بسيار جدى روبه رو است. اين بحران در تمامى كشورهاى جهان خود را نشان داده است اما تفاوت ها و ناهماهنگى اقتصادى در اروپا بيشتر ديده مى شود. در حالى كه در كشورهاى ايتاليا، اسپانيا، ايرلند، پرتغال و يونان اعتماد مالى در حال از بين رفتن است. كشورهايى با اقتصادى قدرتمندتر در شمال اروپا در شرايط بهترى به سر مى برند، هرچند اين كشورها نيز از شرايط بد اقتصادى رنج مى برند. اگر شرايط با همين وضع ادامه پيدا كند، بدون شك يورو به طور جدى با خطر رو به رو خواهد شد. تصور اينكه اگر يورو با شكست روبه رو شود چه خواهد شد به هيچ وجه دشوار نيست. كشورهايى كه به تازگى به اتحاديه اروپا پيوسته اند، به خصوص كشورهاى اروپاى شرقى كه نه از لحاظ اقتصادى و نه از بعد سياسى با ثبات هستند با مشكلات فراوانى روبه رو شده اند. اين درحالى است كه برخى ديگر از كشورهاى منطقه اروپا مانند اتريش نيز با مشكلات دست و پنجه نرم مى كنند و اين نشان مى دهد كه بحران اقتصادى به طور مستقيم منطقه اروپا را تحت تاثير قرار داده است. بنابراين اتخاذ استراتژى انتظار، روش درستى نيست. هيچ دليل قانع كننده اى وجود ندارد كه نشان دهد اين بحران در حال گذر است. بنابراين براى نجات تنها دو راه وجود دارد: يا كشورهاى ثروتمندتر، با اقتصادى با ثبات تر در شمال اروپا مانند آلمان از منابع بزرگ اقتصادى خود براى نجات كشورهاى ضعيف تر استفاده مى كنند يا يوروو با يك خطر جدى روبه رو مى شود و پروژه اروپاى متحد با مشكل رو به رو مى شود. بنابراين چرا از ابزارهاى جديدى مانند مكانيزمى براى اروپا قابل مقايسه با صندوق بين المللى پول را معرفى كند. چنين مكانيزمى هرچند بسيار پرهزينه است- به ويژه براى آلمان- اما جايگزينى براى اين مكانيزم مسلما بسيار پرهزينه تر خواهد بود. متاسفانه، اكنون موتور همكارى هاى فرانسه و آلمان در حال حاضر متوقف شده است. سخنان آنها نشان مى دهد كه فرانسه و آلمان منافع مشترك زيادى دارند اما واقعيت چيز ديگرى را نشان مى دهد. آلمان و فرانسه ابتدا به فكر منافع خودشان هستند، و منافع اتحاديه اروپا در اولويت هاى بعدى آنها قرار دارد. اتحاديه اروپا همواره به عنوان يك گروه مصالحه گر شناخته مى شود و بايد به اين روش در بحبوحه بحران اقتصادى جهانى ادامه دهد. اگر فرانسه و آلمان نتوانند اختلاف هاى خود را به سرعت برطرف كنند و پاسخى استراتژيك به بحران بدهند، به خودشان و به اتحاديه اروپا ضربه خواهند زد. نبايد فراموش كرد كه اتحاديه اروپا پروژه اى است براى پيشرفت مشترك اقتصادى. اگر اين هدف اقتصادى از بين برود، خواسته هاى هر كشورى فوران خواهد كرد و سبب از بين رفتن اين پروژه خواهد شد. اروپاى امروز در قدرت اقتصادى دچار كاستى نيست، بلكه كمبودهاى سياسى در عملكرد متحد است. اينجا، جايى است كه فرانسه و آلمان بايد رهبرى مسير را برعهده بگيرند.