|
ژنرال ها در پاكستان بايد خود را كنار بكشند
|
|
|
«دور جديد ناآرامى سياسى در پاكستان را ممكن است بعضى يك تجربه دموكراتيزه شدن بدانند اما اين آشوب حداقل يك عنصر نگران كننده را به وجود آورده است.» به گزارش ايسنا، پاكستان هميشه ناآرام، براى چندمين بار متوالى به باتلاق ناامنى و شورش كشيده شد. انگار اسلام آباد نبايد هيچ گاه رويى از آرامش را ببيند تا كشورهاى همسايه آن نيز بتوانند با خيالى راحت به حيات خود ادامه دهند. حتى برگزارى انتخابات دموكراتيك پارلمانى و انتقال آرام قدرت نيز نمى تواند آرامشى پايدار و باثبات براى اين كشور درگير افراط گرايى، وضعيت بد اقتصادى و رقابت براى قدرت به ارمغان آورد. يك روزنامه عرب زبان در گزارشى تكرار شرايط حساس و بحرانى سياسى در پاكستان را مورد تحليل و ارزيابى قرار داده است. در اين گزارش مى خوانيم: ژنرال اشفق پرويز كيانى، رئيس با نفوذ ارتش پاكستان با نقشى سياسى وارد اين بازى شد. ژنرال كيانى در ديدارهاى جداگانه با آصف على زردارى، رئيس جمهور و يوسف رضا گيلانى، نخست وزير در مورد راههاى پايان دادن به اين ناآرامى كه هر روز ابعاد گسترده ترى به خود مى گيرد، بحث و گفت وگو كرد. صدها تظاهركننده از حزب اپوزيسيون مسلم ليگ شاخه نواز به رهبرى نواز شريف، به همراه وكلاى آشفته پاكستانى در يك سركوب ادامه دارد دستگير شدند. اين روزنامه در ادامه نوشته است: اما به جاى اين كه اين تلاش كيانى، اقدامى با نيت خوب باشد، در واقع يك نكته منفى نيز دارد و آن اين كه آيا ارتش شروع كرده است به ورود به دعواهاى سياسى كشور؛ امرى كه براى آينده اين كشور آسياى جنوب شرقى آكنده از جنجال مملو از عواقب خطرناك است. به ويژه با توجه به نقش جنجال برانگيز ارتش در تاريخ پر فراز و نشيب پاكستان. اما هنوز هيچ نشانى از قصد و آمادگى ارتش پاكستان در به دست گرفتن مسئوليت اين كشور قرار گرفته در سراشيبى سقوط نيست. ارتش تاكنون در بيش از نيمى از ۶۲ سال هويت پاكستان به عنوان يك كشور مستقل، در راس حكومت بوده است و ميراث چنين دخالت هاى ارتش در گذشته به هيچ عنوان دلپذير نيست.
در ادامه اين گزارش در توصيف ناخوشايند بودن آن سالها نوشته شده است: در جريان سالها دخالت ارتش، موسسات سياسى و مدنى تقريبا به طور كامل ارزش خود را از دست دادند و از آن سو نيز يك ارتش سياسى شده حس حرفه اى خود را در جهت يابى از دست داد. افزون بر اين دليل ديگرى نيز وجود دارد كه ارتش را مجبور مى كند از پذيرش مستقيم مسئوليت پاكستان در حال حاضر خوددارى كند. بحران امنيتى تحميلى از مناطق مرزى افغانستان كه امروز پاكستان را در خود گرفته به اندازه كافى بزرگ هست كه توجه كامل ارتش را به خودش جلب كند. بنابراين، امكان ندارد كه سران ارتش با به دست گرفتن مسئوليت كامل كشور و انجام وظيفه ها ى امنيتى، خودشان را در تصوير جا بدهند. اما نقش كيانى در تلاش براى پايان دادن به بحران كنونى الزاما بدين معنى است كه پاكستان در خطر شركت دادن ارتش خود در امور ملى اش به عنوان يك حلال مشكلات سياسى است. البته اين كار در گذشته نيز انجام مى شده است؛ به طور نمونه در سال ،۱۹۹۳ عبدالوحيد كاكار، ژنرال پيشين ارتش براى پايان دادن به بن بست نفرت انگيز ايجاد شده ميان رئيس جمهور و نخست وزير وقت وارد مذاكره شد. سپس هم رئيس جمهور و هم نخست وزير با اجبار ژنرال كاكار سرانجام استعفا دادند و راه را براى يك دولت موقت كه انتخابات جديد را سازمان دهى كرد، باز كردند. در موردى ديگر، در سال ،۱۹۹۹ دقيقا شش ماه پس از دخالت ژنرال كاكار، ارتش نهايتا به رهبرى ژنرال پرويز مشرف، يك كودتاى كامل را انجام داد. در اين شش ماه فاصله بين اين دو مورد، ارتش متوجه شد كه بسيار در سياست داخل شده است. اين روزنامه مى نويسد: سياستمداران اپوزيسيون به طور عادى با شخصيت هاى ارشد ارتش تماس هاى مكرر داشته و از آنها كمك خواسته اند تا به آن چه كه چالش هاى سياسى اسلامى بودند، بپردازند. از تاريخ پاكستان درس هاى زيادى مى توان گرفت تا به سياستمدارهاى اين كشور نسبت به خطرات گستاخ كردن ارتش براى گرفتن يك نقش سياسى و سپس هموار كردن راه براى ژنرال ها تا مسئوليت ها را به عهده بگيرند، هشدار داد. يكى از چنين درس هاى مهم تاريخى اين است كه كودتاچيان پاكستان سريعا كنترل امور را به دست نگرفتند، بلكه بر عكس به وجود آمدن چنين واقعيتى مدتى به طول انجاميد به طورى كه اختلال و انحطاط به يك فلج كامل در سراسر كشور منجر شد. اين روزنامه در نتيجه گيرى اين وقايع خطاب به سياستمداران پاكستان مى نويسد: اين كه سياستمداران پاكستان در وضعيت امروز اختلافات خود را به يك شكل سياسى و دوستانه حل كنند، امرى حياتى است. چنين راه حلى با داشتن شكيبايى كامل در برابر نقطه نظرهاى مختلف و اجازه دادن به هر كس براى ابراز عقايد و نظرات خود به طور آزادانه بايد به دست آيد. اما سركوب چند روز گذشته يك روند ناخوشايند را به وجود آورده است. استفاده دولت از تاكتيك هاى ابزارى قوى براى سركوب تظاهرات آينده تنها بى توجهى افراطى و عدم شكيبايى در برابر حق تظاهرات آزاد را برجسته تر مى كند. تصميم نواز شريف نخست وزير اسبق پاكستان براى درخواست از هوادارانش به منظور انجام يك اقدام سرنوشت ساز عليه دولت، شكست كابينه وزرا را در كنترل چالش هاى بزرگتر پيش روى پاكستان برجسته تر مى كند. شريف براى آن كه از رد صلاحيتش براى حضور در رقابتهاى آينده سياسى نگران باشد، دليل موجهى دارد. او علنا زردارى را به سازماندهى اين حكم دادگاه عالى از طريق نفوذش بر قضات ارشد متهم كرده است. اما اين كه او در پى آن برآيد تا سيستم سياسى پاكستان را به گونه اى ناآرام كند كه اسلام آباد به سوى يك فلج ملى پيش برده شود، حتى براى يك رهبر اپوزيسيون نيز بسيار خطرناك است. در پايان اين گزارش آمده است: همانطور كه نظم دموكراتيك پاكستان به سوى يك شكست احتمالى در يك وضعيت بحرانى پيش مى رود و از ارتش قوى و نيرومند اين كشور خواسته شده تا حلال مشكلات باشد، خطرى وجود دارد مبنى بر اين كه بار ديگر هم ژنرال هاى ارتش آ خرين حرف را بزنند.
|