نسخه
PDF
شماره ۵۸۴۱ - ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ - - ۷ آوريل ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
جستجوى پناهگاه در گردباد اقتصادى جهان
116955.jpg
هر روز، مقاله جديدى از يك اقتصاددان، خبرنگار و يا يكى از مقامات رسمى دولتى مى خوانيم كه در خصوص راهكار جديدى براى مقابله با بحران اقتصادى اين و يا آن كشور نگاشته شده است. نيازى به گفتن نيست كه هر نسخه اى كه نوشته مى شود، ديگرى را نقض مى كند. اما تمام اين دانشمندان در يك شهر خيالى زندگى مى كنند. در واقع آنها بر اين باورند كه راه حل هايى كه ارائه مى دهند در مدت زمان كوتاهى مثمر ثمر خواهد بود. به گزارش ديپلماسى ايران واقعيت اين است كه جهان در ابتداى اين بحران است، اين بحران چند صباحى ادامه خواهد داشت و شرايط از آنچه كه امروز شاهد آن هستيم نيز بدتر مى شود. مسأله بسيار مهم براى دولت ها در شرايط كنونى نبايد اين باشد كه چگونه خود را دوباره احيا كنند بلكه بايد به اين انديشند كه چگونه در مقابل خشم عمومى كه بدون استثنا همه كشورها با آن مواجه شده اند جان سالم به در ببرند. بهتر است از واقعيت هاى اقتصادى موجود شروع كنيم. تقريبا تمام انسان هاى در سراسر جهان، از دولت ها و شركت ها و اشخاص، زندگى خود را براساس درآمد ۱۰ تا ۳۰ ساله خود برنامه ريزى مى كنند و اين كار را با گرفتن وام انجام مى دهند. جهان با وجود تورم در درآمدها و تورم در مصرف دچار سرگيجه شده است. حباب هاى زندگى مصرفى بايد بتركد و اين يكى اكنون تركيده است. عدم امكان ادامه چنين راهى به اثبات رسيده است و ناگهان همه از دولت و شركت ها و اشخاص نگران اين مسأله هستند كه پول هايشان دارد تمام مى شود. وقتى اين ترس غالب شود، مردم خرج كردن و قرض دادن را متوقف مى كنند. و زمانى كه خرج كردن و قرض دادن كاهش پيدا كند، توليد كنندگان نيز يا توليد را متوقف مى كنند و يا روند توليد را كند مى كنند. ممكن است آنها به طور كامل توليد خود را كنار بگذارند و يا كارمندان خود را اخراج كنند. در اين دايره خبيث، از آنجا كه تعطيلى مراكز توليدى و اخراج كارمندان سبب كاهش درخواست ها و بى ميلى به مصرف و قرض دادن مى شود، آن را بحران و ركود مى نامند. در حال حاضر، دولت ايالات متحده آمريكا، كه در شرايط قرض گرفتن و چاپ پول است، تصميم دارد تا مقدارى پول جديد وارد چرخه كند. اين حركت مى تواند كاركرد خوبى داشته باشد، اگر كه مقدار اين پول بسيار بسيار زياد باشد و به طور بسيار خردمندانه اى وارد بازار شود. اما آنچه كه تقريباً واضح است اين است كه مسلما اين پول خردمندانه وارد بازار نخواهد شد. و احتمال اين نيز وجود دارد كه اين مقدار پول تنها ايجاد يك حباب جديد كند و ارزش دلار مسلما بيشتر از ارزهاى ديگر سقوط خواهد كرد و ضربه آخر را به اقتصاد جهانى وارد خواهد كرد. در اين مدت، پول كمترى براى هزينه هاى روزانه ۹۰ درصد از مردم جهان وجود دارد. مردم روز به روز ناراضى تر مى شوند. تنها در ماه گذشته شاهد تظاهرات مردمى به خاطر وضعيت اقتصادى بد در كشورهايى مانند، روسيه، يونان، بريتانيا، فرانسه، چين، كره جنوبى، ماداگاسكار و مكزيك بوديم كه مسلما اين اعتراض ها تنها مختص اين كشورها نبود و تظاهرات و اعتراض هاى ساير كشورها توسط رسانه هاى بين المللى انعكاس پيدا نكرد. زمانى كه اولين نگرانى دولت ها مقابله با آشوب هاى داخلى است چه بر سر آنها مى آيد؟ در واقع آنها تنها دو راه براى انتخاب دارند. يا بايد به سمت معترضين شليك كنند يا از آنها دلجويى كنند. شليك به سمت معترضين تنها تا يك مرحله پاسخگو است. مسأله اين است كه شليك كنندگان بايد خودشان به اندازه كافى درآمد داشته باشند تا بخواهند كه چنين كارى انجام دهند. بنابراين زمانى كه بحران اقتصادى فراگيرى وجود دارد، برنامه ريزى براى چنين كارى چندان براى حكومت ها آسان نخواهد بود. بنابراين دولت ها راه دوم را انتخاب مى كنند و به دلجويى از مردم مى پردازند. اما چگونه؟ ابتدا از سياست حمايت از صنايع و فرآورده هاى داخلى استفاده مى كند. همه سياست هاى حمايت از صنايع و فرآورده هاى داخلى كشورهاى ديگر را مورد انتقاد قرار مى دهند. اما تمامى اين نقادها، خودشان از همان سياست ها استفاده مى كنند. اقتصاددانان بازار آزاد همواره به ما يادآور شده اند كه سياست هاى حمايت از صنايع و فرآورده هاى داخلى وضعيت كلى اقتصادى را بدتر مى كند. بدون شك اين درست است، اما اين مسأله از نظر سياسى زمانى كه مردم در خيابان ها منتظر شغلى براى خود هستند بسيار هم نامربوط است. دومين راهى كه دولت از مردم دلجويى مى كند زمانى است كه وعده افزايش رفاه اجتماعى را مى دهد. براى چنين كارى دولت نياز به پول دارد و آنها اين پول را از طريق ماليات به دست مى آورند. اقتصاددانان بازار آزاد به ما مى گويند كه افزايش ماليات ها طى يك بحران اقتصادى سبب بهبود شرايط  نمى شود. ممكن است كه چنين مسأله اى درست باشد اما در كوتاه مدت اين مسأله نيز نامربوط است. همانطور كه در حال حاضر نيز شاهد آن هستيم، بحران اقتصادى سبب كاهش ماليات دهندگان مى شود. دولت ها ديگر  نمى توانند با همين مقدار نيز به راه خود ادامه دهند بنابراين يا بايد طريقه گرفتن ماليات را تغيير دهند و يا اقدام به چاپ اسكناس بكنند. و در آخر، سومين راه همدردى با مردم، روش پوپوليسم است. فاصله واقعى درآمدها بين بالاترين ۱ تا پايين ترين ۲۰درصد در سى سال گذشته افزايش پيدا كرده است. اين فاصله در حال حاضر كاهش پيدا كرده است و به عادى ترين حالت خود از سال ۱۹۷۰ رسيده است كه همچنان بسيار بالا است. با اين وجود، دولت هايى مانند آمريكا و فرانسه وجود دارند كه از گنجايش درآمدها براى بانكداران سخن مى گويند. راه حل ديگر اين است كه شما مردم را به جرم فساد بازداشت كنيد. شرايط مانند وضعيت يك گردباد است. بدترين حوادث مى تواند در كمين دولت ها باشد. وقتى كه بدترين ها اتفاق بى افتد، آنها تنها چند ثانيه فرصت دارند تا بتوانند در پناهگاه هاى خود پناه بگيرند. پس از آن گرد باد مى گذرد و اگر كسى از اين گرد باد جان سالم به در برده باشد، بيرون مى آيد تا خسارات را مورد بررسى قرار دهد. خسارت بسيار گسترده است. يك نفر مى تواند اين خسارت ها را جبران كند. اما بحث اصلى اينجا آغاز مى شود، بحث در خصوص بازسازى. اين تصوير به وجود آمده تا چه مدت باقى خواهد ماند؟ هيچكس نمى داند، اما مسلما چند سالى طول مى كشد. در اين فاصله، دولت ها با انتخابات مواجه مى شوند و راى دهندگان با رقبا چندان رفتار خوبى نخواهند داشت. سياست هاى حمايت از توليدات و فرآورده هاى داخلى و سياست هاى رفاه عمومى تنها مى تواند در حكم پناهگاهى باشد كه انسان ها را از گردباد نجات مى دهد. ما مردم بايد خودمان را چگونه براى اين گردباد آماده كنيم؟ سوال اصلى اين است كه چگونه مى توانيم دست به بازسازى بزنيم. در واقع اين يك نبرد سياسى است. تنها اميدى كه وجود دارد اين است كه بازسازى ممكن است ما را به سمت جهان بهترى سوق دهد اما در عين حال اين احتمال نيز وجود دارد كه به سمت بدترى برويم. در هر شرايط با آنچه امروز با آن مواجه هستيم بسيار متفاوت خواهد بود.
اوباما و سفرى مهم به تركيه
116964.jpg
«رئيس  جمهور آمريكا در حالى قرار است به تركيه سفر كرد كه به گفته كارشناسان، وى تصميم عاقلانه اى براى حضور در تركيه طى اولين سفر اروپايى اش اتخاذ كرده است؛ چون آمريكا به همكارى تركيه در امور عراق، افغانستان و مساله هسته اى ايران و طرح صلح خاورميانه نياز دارد.» به گزارش ايسنا، روزنامه نيويورك تايمز با انتشار مطلب فوق در گزارشى آورده است: سفر باراك اوباما، رئيس جمهور آمريكا در حالى به تركيه انجام شد كه نگرانى هايى در مورد روابط آنكارا با اروپا و روند سياستهاى داخلى تركيه وجود دارد. اوباما بايد تا مى تواند به اين نگرانى ها در مورد روابط تركيه با غرب پايان بدهد. در اين گزارش مى خوانيم: اين سفر در حالى انجام مى شود كه تركيه همچنان در راستاى پيوستن به اتحاديه اروپا گام برمى دارد اما روند اصلاحات مورد نظر اين اتحاديه هنوز هم كند به نظر مى رسد و انتظارات مقامات اتحاديه اروپا را در مورد اين اصلاحات برآورده نكرده است. روند الحاق تركيه به اتحاديه اروپا در حالى در جريان است كه برخى از مقامات اروپايى از جمله نيكولا ساركوزى رئيس جمهور فرانسه،  به شدت با پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا مخالفت كرده اند. ساركوزى پيشتر گفته بود كه هر كارى بتواند انجام مى دهد تا تركيه عضو اتحاديه اروپا نشود. در ادامه اين گزارش مى خوانيم: اوباما مى تواند از سفرش به تركيه در اين راستا استفاده كند كه حمايت و همكارى كامل آنكارا را در يكسرى از چالش هاى روز دنيا تضمين كند. اين در حالى است كه رئيس جمهور آمريكا بايد رهبران اروپا به ويژه ساركوزى را نسبت به اين موضوع متقاعد كند كه تركيه را به عنوان يك كشور با نفوذ و مهم تلقى كنند و همكارى با آنكارا به نفع همه خواهد بود. اوباما همچنين بايد آنكارا را به اين موضوع متقاعد كند كه اصلاحات مورد انتظار اتحاديه اروپا، دموكراسى تركيه را تقويت و ثبات و رشد اقتصادى براى اين كشور به همراه خواهد داشت. نيويورك تايمز مى افزايد: در امور افغانستان تمايل آنكارا براى ساخت مدرسه مورد استقبال قرار گرفته است، اما اوضاع در اين كشور پيچيده شده است. ناتو به نيروهاى بيشترى نياز دارد. اين در حالى است كه نيروهاى ناتو به مسيرهايى براى حضور در پايگاه هاى نظامى تركيه و تسهيل نقل و انتقال سربازان آمريكايى نياز دارند، بنابراين همكارى تركيه براى استفاده كامل آمريكا از پايگاه هوايى در اين كشور مى تواند به نيروهاى ناتو اميدوارى بدهد. آنكارا همچنين نقش مثبتى در مذاكرات ميان اسراييل و سوريه ايفا و به عنوان يك ميانجى در مذاكرات غير مستقيم ميان تل آويو و دمشق عمل كرده است. در بخش ديگرى از اين مطلب مى خوانيم: به گفته كارشناسان، باراك اوباما همچنين در سفر به تركيه مى تواند در ديدار با مقامات اين كشور به حصول يكسرى از اهداف واشنگتن جامه عمل بپوشاند. با توجه به اينكه رجب طيب اردوغان، نخست وزير تركيه روابط خوبى با ايران، سودان و حماس دارد، اوباما بايد به كمك اردوغان براى تشويق ايران، حماس و سودان براى بازنگرى در روابط با آمريكا اميد ببندد. همكارى تركيه با كردهاى عراق نيز به طور گسترده اى بهبود يافته است. همچنين گزارش هايى مبنى بر اين كه روابط تركيه و ارمنستان ممكن است به زودى بهبود يابد وجود دارد. در ادامه اين گزارش آمده است: حمله آمريكا به عراق باعث شده تا احساسات ضد آمريكايى در تركيه افزايش يابد. اوباما مى تواند از سفر به تركيه براى از بين بردن اين احساسات استفاده كند. رئيس جمهور آمريكا در سفر به تركيه بايد فراتر از اين كه فقط يك روابط استراتژيك ميان دو كشور را تضمين كند، عمل كند. او بايد نشان بدهد كه سياستهاى آمريكا دستخوش تغيير شده است. اوباما به خوبى مى داند كه تركيه كشورى مسلمان است و اگر وجهه آمريكا در تركيه بهبود يابد وى مى تواند اميدوار باشد كه وجهه واشنگتن در ديگر كشورها نيز بهبود يابد. در سال  ،۲۰۰۵ فقط  ۳/۹ از مردم تركيه اعلام كردند كه به جورج بوش، رئيس جمهور پيشين آمريكا اعتماد دارند؛ اين درحالى است كه در نظرسنجى ماه فوريه  ۲/۳۹ درصد از مردم تركيه اعلام كردند كه به اوباما اعتماد دارند. يك كارشناس مسايل تركيه مى گويد: مردم تركيه از بوش متنفر هستند، چون او هر چيزى را به تروريسم و اسلام مرتبط مى دانست؛ اما مردم تركيه احساسات مثبتى به اوباما دارند چون او در حال تغيير سياستهاى آمريكاست. در پايان اين گزارش مى خوانيم: در كل كارشناسان سفر اوباما به تركيه را براى اين مقطع زمانى بسيار مهم خوانده اند. آنها معتقدند كه استحكام هر چه بيشتر روابط آمريكا - تركيه مى تواند در حل و فصل سريع چالش هاى پيش روى واشنگتن كمك كند. اين در حالى است كه مقامات دو كشور بر تقويت هر چه بيشتر روابط واشنگتن - آنكارا تاكيد كرده اند. تركيه همچنين از آمريكا خواست كه از روند الحاق اين كشور به اتحاديه اروپا حمايت كند.