نسخه
PDF
شماره ۵۸۴۳ - ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - - ۹ آوريل ۲۰۰۹ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
دغدغه هاى هميشگى بيضايى در «وقتى همه خوابيم»
117141.jpg
فيلم سينمايى «وقتى همه خوابيم» ساخته بهرام بيضايى با تكيه بر جذابيت هاى بالقوه پشت صحنه سينما بر مسير دغدغه هاى هميشگى اين فيلمساز حركت مى كند. بيضايى در «وقتى همه خوابيم» تلاش كرده بخشى از معضلات سينماى ايران را از نقطه نظر خود و بر اساس تجربياتش روايت كند كه تجربه اى خاص در كارنامه اش به شمار مى رود. او پس از هشت سال دورى از سينما و انصراف از ساخت فيلم «لبه پرتگاه»، پارسال پروژه جديدش را كليد زد كه در بيست و هفتمين جشنواره فجر به نمايش درآمد و بازتاب هاى متفاوت داشت. «وقتى همه خوابيم» از معدود فيلم در فيلم هاى سينماى ايران و متأثر از تجربه و نگاه خاص اين كارگردان است. «وقتى همه خوابيم» هر چند مسائل و معضلات پشت صحنه سينماى ايران را نشانه رفته، اما محدود به همين وجه هم نمانده و روايت تو در توى آن حاكى از اين نگاه چندجانبه است. اولين روايت به داستانى اختصاص يافته كه به عنوان ماجراى يك فيلم در حال فيلمبردارى است. داستان اين فيلم بيش از هر چيز وامدار دغدغه هاى هميشگى بيضايى با محوريت زنان است. زنى به نام چكامه (مژده شمسايى) براى انتقام گرفتن از خواهرش كه با شوهر او رابطه برقرار كرده يك زندانى تازه آزاد شده به نام نجات شكوندى (عليرضا جلالى تبار) را اجير مى كند. فيلم تا سكانس ملاقات شكوندى با خواهر چكامه به عنوان داستان اصلى پيش مى رود و با يك چرخش روايى پشت صحنه فيلم به تصوير درمى آيد. بعلاوه نقش آفرينى خاطره (شمسايى) در نقش چكامه و خواهرش و (جلالى تبار) در نقش نجات با تكيه بر آسيب شناسى حضور بازيگران زير سايه روابط پشت صحنه سينما مطرح مى شود. هر چند ابتدا به نظر مى آيد اين چرخش و كات شدن فيلمبردارى به پشت صحنه مى توانست زودتر اتفاق بيفتد، اما اهميت آن كمى بعد مشخص مى شود كه دو وجه مهم را تأمين مى كند. نكته اول در پرداختن به دغدغه هميشگى بيضايى و پرداختن به بحران هويت در زنان است كه در ادامه ماجراى فيلم در فيلم مشخص مى شود. جايى كه چكامه اعتراف مى كند نقش خواهرش را بازى كرده چون خود را در تصادف و مرگ شوهر و فرزندش مقصر مى دانسته و در واقع با اجيركردن نجات يك آدمكش براى پايان دادن به كار خودش استخدام كرده تا به اين عذاب وجدان پايان دهد. رديابى اين حس هاى چندگانه و توهم وار و نقش بازى كردن چكامه در دو نقش به مدد نقطه گذارى بيضايى در اين سكانس امكانپذير شده است. وجهى ديگر نيز كه با اين پرداخت تأمين شده آسيب شناسى ورود بازيگران و نيروهاى غير متخصص با پول و پارتى به فيلم ها است. در واقع وقتى در مناسبات و روابط پشت صحنه بازيگر نقش شكوندى به اجبار تعويض مى شود، در فيلمبردارى مجدد تفاوت كيفى اين سكانس ها با حضور بازيگر جديد ثبت مى شود. در واقع بخشى از طنز كار بدون آنكه فيلمساز تلاشى براى درشت نمايى آن كرده باشد، در همين قرينه پردازى شكل مى گيرد كه از بطن موقعيت وارد كار شده است.اين قرينه پردازى وقتى به موتيف هاى معنادار تبديل مى شود كه بازيگر زن هم تغيير مى كند و اين بار تغييرات در ريتمى سريع تر از ديدگاه عمومى حاكم بر توليد سينماى ايران حكايت دارد. در واقع مى توان اين آسيب شناسى روابط حاكم بر توليد را به نوعى رفتارشناسى نسبت داد كه خاص سينما نيست اما از زاويه نگاه بيضايى آثار مخرب آن در اين بخش مورد توجه قرار گرفته است. فيلم در عين پرداختن به اين شرايط و پيگيرى روايت در زمان واقعى، روايت نمايشى فيلم را نيز پيگيرى مى كند كه تلاش فيلمساز براى به سرانجام رساندن آن و رها نكردن مخاطب در نيمه راه وجهى ديگر از توجه به مخاطب را به همراه دارد. اين حركت موازى در نمايش و واقعيت هر چند به نظر مى آيد بيش از هر چيز به نفع ترسيم شرايط پشت پرده سينما و نقد اين سيستم باشد، اما با پيوند خوردن نمايش و واقعيت همانطور كه اشاره شد به مايه هاى هميشگى آثار بيضايى نزديك مى شود كه كشف آنها همواره جذاب است. در شكل گيرى رابطه ميان چكامه و نجات، گذرى بر گذشته هر يك و انگيزه هاى شخصيت ها داريم كه البته اين وجه در مورد چكامه به گونه اى تدريجى اتفاق مى افتد و در گره گشايى سكانس پايانى همچنان مى تواند مخاطب را غافلگير كند. در اين بخش مولفه هاى مشترك كه در بيشتر فيلم هاى بيضايى حضور دارد نيز ديده مى شود. از محوريت يك شخصيت زن در تقابل با جامعه اطراف، پرداختن به رابطه زنى با همزادش كه اين بار ساخته ذهن نويسنده است تا دوگانگى هاى توهم وار وى و... البته مجموعه اى از مولفه هاى كليشه اى فيلم هاى ايرانى نيز آگاهانه براى تأكيد بر نمايش حضور دارد كه حضور سه برادر انتقامجو، قضيه انتقام شخصى، چاقوكشى، تعقيب و گريز و... از اين جمله هستند كه بيضايى تلاش كرده با اغراق در نمايش آنها به نوعى غير مستقيم نقدش را مطرح كند.
متن اكثر كارهايى كه بازى كرده ام كامل نبوده است
117138.jpg
برزو ارجمند كه همزمان در سريال هاى «اشك ها و لبخندها»، «مرد دو هزار چهره» و «نردبام آسمان» بازى كرده است، درباره تفاوت بازى در سريال هاى تاريخى و روز، خاطرنشان كرد: اين دو عرصه خيلى با هم تفاوت دارند؛ اين تفاوت تنها به كارهاى روز و كارهاى تاريخى محدود نمى شود، بلكه حتى بازى در سريال «مرد دوهزارچهره» با بازى در سريال «اشك ها و لبخندها» تفاوت دارد؛ اين تفاوت ها در نوع نگارش، متن، نگاه كارگردان به بازيگر و غيره بستگى دارد و اگر غير از اين باشد بازيگر به ورطه تكرار مى افتد و اين اتفاق نبايد براى يك بازيگر رخ دهد. اين بازيگر كه در اپيزود فوتبال سريال «مرد دو هزار چهره» بازى مى كرد در گفت وگو با ايسنا، در پاسخ به اين پرسش كه بازى در سريال هاى مناسبتى به دليل فشردگى كارها و همچنين ناقص بودن فيلمنامه ، چه مشكلاتى براى بازيگر در پى دارد؟ گفت: جواب اين سوال مشخص است؛ اين گونه مسايل به هرحال تأثير دارد؛ مگر مى توان بازى در سريالى را بدون اين كه متن كامل باشد آغاز كرد و بعد گفت كه تأثيرگذار نبوده است؛ منتها براى آدم هاى هم نسل من كه كارهايى از اين دست را بسيار انجام داد ه اند، تجربه اى به وجود آمده كه باعث مى شود كمى نسبت به قبل راحت تر بتوانند فشردگى كارها و ناقص بودن فيلمنامه را تحمل كنند. وى در عين حال گفت: برغم كامل نبودن فيلمنامه، با توجه به اين كه كارگردان مى داند چه اتفاقى قرار است بيفتد، كمى شرايط بهتر مى شود. برزو ارجمند سپس در اين زمينه گفت: اگر متنى وجود داشته باشد، بازيگر بهتر مى تواند شخصيتى را كه قرار است بازى كند، تحليل كند. بارها خود من و بسيارى ديگر از همكارانم گفته ايم كه بايد فكرى به حال اين معضل كرد و بايد كمى زودتر به فكر ساخت سريال هاى مناسبتى افتاد. ما كه مى دانيم سال آينده هم بايد سريال نوروزى و ماه رمضان داشته باشيم، پس كمى زودتر به فكر شروع كارها و آماده كردن متن ها باشيم؛ اما تا به  حال كم تر اين اتفاق افتاده است. وى در پاسخ به اين پرسش كه تا به حال در چه سريال هاى مناسبتى بازى كرده كه متن كاملى داشته اند؟ گفت: من يادم است در بين سريال هاى مناسبتى كه كار كرده ام تنها متن «صاحبدلان» كامل آماده بود؛ «پشت كنكورى ها» هم ۲۰ قسمتش نوشته شده بود و تنها ۱۰ قسمتش در زمان توليد نوشته شد. در «نشانى» رامبد جوان هم كه بازى كردم متنش كامل بود؛ اما در مابقى كارهايى كه ايفاى نقش كردم، هيچ كدام متن هايش كامل نبود.
مراحل فنى «پرانتز باز» همزمان با تصويربردارى انجام مى شود
تدوين و صداگذارى مجموعه تلويزيونى«پرانتز باز» به كارگردانى كيومرث پوراحمد همزمان با تصويربردارى انجام مى شود. اپيزود ششم اين مجموعه هم اكنون در حوالى ميدان قزوين تهران با حضور اميررضا وزيرى، رزيتا حفيظ طناز طباطبايى، فرزين محدث و اكبر عبدى در حال تصويربردارى است و همزمان معصومه شاه نظرى تدوين و حامد رضى صداگذارى فيلم را انجام مى دهد. فردين خلعتبرى ساخت موسيقى اين مجموعه را برعهده دارد. از ديگر بازيگران «پرانتز باز» مى توان به رضا كيانيان، مهدى باقربيگى، امير غفارمنش، مهرانه مهين ترابى، مجيد سعيدى، فردوس كاويانى، بهرام شامحمدلو، خسرو سهامى، ابراهيم آبادى، احسان فدايى، شراره رنجبر، مليحه ابراهيمى، عليرضا جعفرى و... اشاره كرد. در خلاصه داستان اين مجموعه آمده است: يك ساختمان متروكه  در گوشه اى از شهر كه زمانى مسافرخانه قديمى بوده با حضور آقاى گلشهر بازسازى مى شود و به صورت يك مهمانخانه مجلل شروع به كار مى كند و... «پرانتز باز» در ۲۶ قسمت ۶۰ دقيقه اى بر مبناى فيلمنامه كيومرث پوراحمد و اصغر عبدالهى و به تهيه كنندگى داريوش بابائيان تهيه مى شود.اين مجموعه با محوريت موضوعات اجتماعى تابستان امسال از شبكه تهران روى آنتن مى رود.
سام ريمى به دنبال «اسپارتاكوس»
117144.jpg
«سام ريمى» خالق آثارى چون «جاسوس بازى» و «مرد عنكبوتى» كارگردانى فيلم «اسپارتاكوس»، از سرى آثار فانتزى و مبارزه اى «جنگجوى ملكه» را پذيرفت. فيلم بردارى «اسپارتاكوس» با عنوان فرعى «خون و ريگ» به زودى در نيوزلند آغاز خواهد شد. «لوسى لاولس» بازيگر سرى آثار «ژنا» طى سال هاى ۲۰۰۱-،۱۹۹۵ جزء بازيگر اصلى پروژه فانتزى «اسپارتاكوس» خواهد بود. «اندى ويتفايلد» بازيگر استراليايى الاصل هاليوود نيز ايفاگر نقش اصلى در اين فيلم گلادياتورى خواهد بود. پيش توليد «اسپارتاكوس» از ماه آوريل (۱۲ فروردين) آغاز شده و طبق پيش بينى ها قرار است براى اكران گسترده در ژانويه (اوايل دى) سال ۲۰۱۰ آماده شود. سام ريمى در ۲۳ سالگى با ساختن فيلم غير متعارف «مرده شرير» به جمع كارگردانان سينمايى پيوست، از ديگر آثار او مى توان به «مرا تا جهنم بكش» و « مرده شيطانى » اشاره كرد. ريمى فيلمنامه اغلب آثارش را با همكارى برادرش ايوان به نگارش درآورده است.
«اره ۶» ساخته مى شود
پروژه سينمايى «اره  ۶» در مرحله انتخاب بازيگران قرار گرفته است. افتتاحيه «اره  ۶» نيز مانند نسخه قبلى با رودررويى قربانيان آغاز مى شود، اما ششمين قسمت «اره» با صحنه هاى خشونت بيشترى همراه خواهد بود. نگارش فيلمنامه «اره  ۶ » در مراحل پايانى است و تاكنون حضور «شاونى اسميت» دراين پروژه به عنوان بازيگر، قطعى شده است. «كوين گريوترت» كارگردانى نسخه جديد «اره» را پذيرفته است و قرار است اين پروژه را به زودى در تورنتو مقابل دوربين ببرد. فيلمنامه «اره  ۶» توسط «ماركوز دانستن» و «پاتريك ملتون» به نگارش در مى آيد. «اره ۵» به كارگردانى «ديويد هكل» درباره يك متخصص علم قضايى است كه مى كوشد اين راز را كه او جديدترين وارث قاتل زنجيره اى معروف به «جيگسو / اره» است، مخفى نگه دارد. هافمن كه در كشف شواهد جنايت تبحر دارد براى جلوگيرى از افشا شدن رازش و اين كه او جديدترين كسى است كه ميراث جيگسو را به همراه دارد تحت تعقيب قرار مى گيرد. ششمين سرى از آثار مرسوم به «اره» براى نمايش در  ۲۳ اكتبر (اوايل آذر) آماده مى شود.