نسخه
PDF
شماره ۵۸۴۵ - ۲۳ فروردين ۱۳۸۸ - - ۱۲ آوريل ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
دولت اوباما و برنامه هاى نظامى آمريكا
117348.jpg
محور اصلى سياست جديد نظامى ايالات متحده آمريكا براساس اعلام دولتباراك اوباما، فاصله گرفتن از اشتباهات دولت قبلى است. اما در طرح موسوم به (استراتژى نظامى آمريكا در قرن ۲۱ ) كه توسط باراك اوباما به معاون او جوزف بايدن ارائه شده است، تناقضهاى زيادى ديده مى شود. به گزارش ايران شرقى به اين دليل كه در برخى موارد مهم نظير سيستم دفاع موشكى آمريكا در اروپا، نزاع اسرائيل و فلسطينيها، شباهت زيادى با طرحهاى دولت بوش ديده مى شود در بخشى از اين طرح تأكيد مى شود كه ساختار فعلى امنيت ملى آمريكا در دهه ۱۹۴۰ قرن گذشته تدوين شده و براى پيروزى ايالات متحده در زمان جنگ سرد خدمت كرده است. از اين رو اين استراتژى كهنه شده و بدرد سياست ملى جديد آمريكا نمى خورد، به اين ترتيب در طرح مشترك رئيس جمهور آمريكا و معاون او، به اين واقعيت اشاره مى شود كه زمان جهان تك قطبى به پايان رسيده و واشنگتن با ادامه اين سياست نمى تواند اقتدار خود را به عنوان تنها ابر قدرت در عرصه جهان همچنان حفظ كند. در اين طرح اشاره اى بر ضرورت كاهش حضور نظامى آمريكا در خارج نيز وجود دارد. در بخشى از اين طرح چنين آمده است: تفنگداران دريايى، خلبانان و نظاميان آمريكايى به خاطر دفاع از امنيت ملت ما در تمامى جهان مستقر شدند. در شرايط سخت وظيفه مقدس خود را اجرا مى كنند. نظاميان ما قهرمانان واقعى اند ولى شرايط خدمت آنان پاسخگوى نيازهاى اين افراد نيست. به نظر مى رسد كه اين ارزيابى از اوضاع نظاميان آمريكايى در خارج، به مسأله تأمين نيروى انسانى براى نيروهاى مسلح آمريكا ارتباط دارد. به اين دليل كه جنگهاى فرسايشى در خاورميانه و تلفات جانى سنگين نظاميان آمريكايى به جايگاه خدمت نظام وظيفه در اين كشور لطمه جدى وارد كرده است. در طرح استراتژى دولت جديد آمريكا به اين واقعيت نيز اشاره مى شود. در اين طرح تأكيد مى شود كه اگر كشورى با جمعيت ۳۰۰ ميليون نفر نتواند نيروى كافى براى خدمت سربازى جذب كند، براى دولت اين موضوع بايد مشكل اساسى باشد. از اين رو مسأله تأمين نيروى انسانى براى ارتش آمريكا و حفظ توان دفاعى نيروهاى مسلح در اولويت برنامه هاى دولت جديد قرار خواهد داشت. از سوى ديگر دولت جديد آمريكا احساس مى كند كه دوران يكه تازى اين كشور در جهان به پايان رسيده است و بايد براى برقرار نمودن مواضع تضعيف شده ايالات متحده تلاش كنند على رغم تأكيد دولت جديد آمريكا بر اولويت گفت و گو و ديپلماسى در مسائل بين المللى، مقامات واشنگتن معتقدند كه تنها از طريق حفظ توان دفاعى نيروهاى مسلح خود مى توانند به اهداف سياسى خود در عرصه بين المللى برسند به همين جهت، بخشى از دكترين جديد نظامى آمريكا استراتژى سرمايه گذارى در سياست نظامى واشنگتن در قرن ۲۱ اعلام شده است. از سوى ديگر در بخش مربوط به بازسازى توان نظامى قرن ،۲۱ تأكيد مى شود يكى از مهمترين وظايف در روند تقويت توان نيروهاى مسلح آمريكا در قرن ۲۱ ارتقا قدرت نيروهاى مسلح ايالات متحده به حد دوران جنگ سرد مد نظر است. بررسى استراتژى جديد نظامى آمريكا در قرن ۲۱ ، نشان مى دهد كه دولت اوباما يكى از راه هاى تقويت توان نيروهاى مصلح خود را توليد نسل جديد تسهيلات نظامى مى داند. در همين حال دولت اوباما افزايش تعداد نيروهاى متعارف خود را نيز مد نظر دارد. براساس اين طرح ۶۵ هزار نفر ديگر به نيروى زمينى ارتش آمريكا افزوده خواهد شد. ۲۷ هزار نفر ديگر نيز به جمع تفنگداران دريايى آمريكا افزوده مى شوند. با اين حال شركت ويژه بيمه اجتماعى دولت، مسأله تربيت ميهن پرستى جوانان را براى آماده سازى اين افراد براى خدمت نظامى اجرا خواهد كرد. در همين حال در بخش برنامه هاى تسليحاتى، دكترين جديد آمريكا تأكيد مى شود كه بايد توازن بازسازى تسليحاتى ارتش اين كشور با مد نظر قرار دادن تهديدات امنيتى فعلى كه ناشى از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ است انجام گيرد. به اين منظور برنامه تقويت توان انواع نيروهاى مسلح آمريكا تدوين شده است. چنانچه در بخش مربوط به حفظ برترى نيروى هوايى آمريكا تأكيد مى شود كه منظور حفظ توازن فعلى نيروهاى هوايى آمريكا در جنگهاى طولانى در خاورميانه بايد سرمايه گذارى كلان انجام گيرد. به اين منظور نيروى هوايى آمريكا به هواپيماى بدون خلبان پيشرفته مجهز خواهد شد در چارچوب اين برنامه، تعدادى هواپيماى ترابرى نظامى c17 افزايش مى يابد و تعداد زيادى از هواپيماهاى سوخت رسان X،KC نيز در اختيار نيروى هواپيمايى قرار مى گيرد دولت جديد آمريكا قصد دارد از اين راه قدرت نيروى هوايى خود را براى انجام عمليات نظامى در فضا در هر منطقه اى از جهان تقويت نمايد. همچنين در استراتژى دولت جديد اوباما، به تقويت نيروى دريايى اين كشور نيز تأكيد شده است. اين طرح براساس استراتژى دولت اوباما بايد برترى مطلق نيروى دريايى آمريكا را در تمامى مناطق جهان تأمين كند. در بخشى از اين طرح جديد، به موضوع سيستم دفاع موشكى آمريكا توجه زيادى شده است در اين مورد همانند دكترين نظامى دولت بوش، بر ضرورت ساخت سيستم دفاعى موشكى آمريكا تأكيد مى شود. همانطور كه در گزارش پل فرانسيس مدير برنامه دولتى ديوان محاسبات ادارى اين كشور به كنگره آمريكا تأكيد شده است، براى سيستم دفاع موشكى سرمايه گذارى بى سابقه مد نظر است. براساس اين گزارش به درخواست وزارت دفاع آمريكا براى ساخت سيستم دفاع موشكى اين كشور در سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ حدود ۵۰ ميليارد دلار اختصاصى داده شده است. اما گزارش كميسيون كارشناسى ديوان محاسبات ادارى آمريكا حاكى از اين واقعيت است كه آزمايش اين سيستم در سال ۲۰۰۸ نتوانست آمادگى و مؤثر بودن اين برنامه را در شرايط نزديك به زمان جنگ اثبات كند. چنين به نظر مى رسد كه دولت باراك اوباما در مسأله سيستم دفاع موشكى به طور كامل از سياستهاى دوران بوش پيروى مى كند. هر چند كه در تاريخ ۱۲ نوامبر سال ۲۰۰۸ دنيس مك دانافو مشاور اوباما اعلام كرده بود كه دولت جديد آمريكا قصد دارد نخست كارآمدى سيستم دفاع موشكى را مورد بررسى قرار دهد و سپس درباره نصب اين تجهيزات تصميم بگيرد. اما اقدامات بعدى دولت جديد نشان مى دهد كه حاكمان جديد كاخ سفيد بر خلاف سخنان قبلى خود وارد عمل شدند. زيرا علاوه بر ۹ برنامه استقرار سپر دفاع موشكى، آمريكا كه هر كدام در سال براى دولت اين كشور ۱۰ ميليارد دلار هزينه دارد شخص اوباما مجوز ساخت سيستم جديد دفاع موشكى موسوم به Terminal High Altitude Area DeFense (ThAAD) را امضا كرد. اين خبر نخستين بار در كنفرانس امنيتى كشورهاى حوزه خليج فارس كه در تاريخ ۱۶ دسامبر ۲۰۰۸ در بحرين برگزار گرديد، اعلام شد. در اين كنفرانس رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا و ژنرال ديويد پتروس فرمانده نيروهاى مركزى آمريكا حضور داشتند. به اين ترتيب علاوه بر سيستم دفاع موشكى آمريكا در اروپاى شرقى كه سومين برنامه آمريكا از اين نوع بحساب مى آيد دولت اوباما قصد دارد به بهانه دفاع موشكى، اين سيستم را نيز توليد كند. به منظور ساخت اين سيستم ۷ ميليارد دلار اختصاص داده شده است. اما اوباما در زمان رقابتهاى انتخاباتى خود از سياستهاى نظامى گرى جورج بوش به شدت انتقاد كرد و افزايش هزينه هاى نظامى آمريكا را دليل بروز بحران مالى فعلى مى دانست. همچنين در ۲ بُعد ديگر سياست نظامى دولت باراك اوباما يعنى مأموريت نظامى آمريكا و ناتو در افغانستان و همكارى استراتژيكى واشنگتن با اسرائيل نيز تناقص وجود دارد. براساس ملاحظات تدوين كنندگان اين برنامه، يكى از وظايف مهم آمريكا در قرن ،۲۱ تقويت توان داخلى نظامى كشورهاى عضو ناتو و حفظ وحدت اين پيمان است به اين منظور مشاركت نظاميان ناتو در عمليات مشترك با آمريكا در مناطق جهان مد نظر قرار دارد. اما از هم اكنون مشخص است كه اين طرح اوباما با ناكامى مواجه خواهد شد. زيرا اوباما موفق به جلب موافقت كانادا براى حفظ نظاميانش در افغانستان نشد. بطوريكه استيون هارپر نخست وزير كانادا در مصاحبه مشترك با باراك اوباما اعلام كرد، دولت متبوعش بر تصميم خود براى پايان دادن به حضور نظاميان كانادايى در افغانستان جدى است و تغيير نخواهد كرد. وى تأكيد كرد كه امنيت افغانستان را بايد خود افغانها تأمين كنند. از سوى ديگر نتايج كنفرانس امنيتى مونيخ نيز براى آمريكا خوشايند نبود. به اين دليل كه متحدين اروپايى آمريكا على رغم حمايت معنوى از مأموريت نظامى ناتو در افغانستان حاضر نيستند كه حتى يك سرباز جديد به افغانستان اعزام كنند. به نظر مى رسد كه اگر در زمان دولت بوش عراق به عنوان منشاء اختلاف ميان آمريكا با متحدانش بود، اكنون افغانستان جايگزين عراق خواهد شد. زمانى كه اوباما وارد رقابتهاى انتخاباتى در آمريكا شده بود اعلام كرد كه براى كاهش وابستگى كشورش از نفت خاورميانه براى منابع جايگزين انرژى، سرمايه گذارى خواهد كرد. اما به محض ورود به كاخ سفيد، وى دقيقاً به همان راهى رفت كه جورج بوش در پيش گرفته بود. يعنى اوباما با ادامه سياست بوش در خاورميانه قصد دارد حضور نظامى خود در اين منطقه را افزايش دهد. حتى «ايزبيك نيو بريژنيسكى» نظريه پرداز آمريكايى كه اينك در دولت جديد اوباما حضور دارد، از منطقه خاورميانه به عنوان بالكان فراگير ياد مى كند. در همين حال بريژنيسكى از جانب داران ادامه جنگ در افغانستان است. هر چند كه در كتاب خود تحت عنوان «باز يك شانس» اينطور مى نويسد: (آنچه در عراق اتفاق افتاد با مشكلات پيش روى اسرائيل كه سياست قبلى خود در قبال كشورهاى عربى همسايه را ادامه مى دهد از تهديدات جديد براى رهبرى آمريكا برجهان خبر مى دهد. بالكان فراگير يا خاورميانه مى تواند به باتلاقى تبديل شود كه آمريكا توان خروج از آنرا نخواهد داشت.
احياى روابط روسيه و ناتو
117324.jpg
با پايان فصل زمستان يخ هاى روابط ميان ناتو و روسيه هم به تدريج ذوب مى شود و بسيارى بر اين باورند كه مهم ترين عامل و واسط در اين زمينه رئيس جمهور تغييرگراى ايالات متحده است. به گزارش ديپلماسى ايران چند هفته پيش تكمه قرمز رنگ reset يا همان تغيير فضاى ميان روسيه و آمريكا را خانم هيلارى كلينتون به روس ها تحويل داد و اينك در ناتو تحولاتى به وقوع مى پيوندد كه مصداق همان reset در فضاى جهانى است. در اين كنفرانس سران كشورهاى عضو سازمان پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) نسبت به بهبود روابط با روسيه تاكيد داشته و موافقت كردند كه براى تقويت شوراى روسيه - ناتو گام هايى اساسى بردارند. ناتو اعلام كرد كه با وجود اختلافات ميان روسيه و ناتو، روسيه يك شريك مهم محسوب مى شود و مى بايست گفتگوها را با اين كشور از سر گرفت. روسيه نيز اعلام كرد كه آمادگى دارد براى بهبود روابط با كشورهاى عضو سازمان پيمان آتلانتيك شمالى تلاش كند. در همين حال ديميترى روگوزين نماينده روسيه در ناتو گفت: ما پيشنهاد برگزارى نشست ويژه شوراى روسيه - ناتو را مطرح كرده ايم. به گفته وى، محور اين نشست مى تواند طرح روسيه براى استقرار پايگاه در آبخازيا و اوستياى جنوبى باشد. گفتگوهاى شوراى روسيه - ناتو سال گذشته پس از تهاجم روسيه به خاك گرجستان و بالا گرفتن منازعات در منطقه اوستياى جنوبى متوقف شد. اما همزمان با گرم شدن روابط روسيه و ناتو، موضوع ايران و دستيابى اين كشور به پيشرفت هسته اى نيز در حاشيه كنفرانس محل بحث قرار گرفت و در اين موضوع هم حضور و نقش روسيه شكلى ويژه داشت. اگرچه به سختى مى توان موضع گيرى در قبال ايران را صرفا به روسيه ارتباط داد و آن را پيرو آب شدن يخ ها ميان ناتو و روسيه تفسير كرد اما نتيجه اى كه از آن مستفاد مى شود، نوعى فرافكنى و يا سوئيچ مسأله ايران هسته اى به سپر دفاع موشكى شرق اروپاست. ايران تنها وزنه تهديدآميزى عنوان شده است كه استقرار سپر دفاع موشكى را توجيه مى كند. درواقع شدت تنش هاى آمريكا و روسيه كه از نگرانى هاى اين كشور نسبت به نفوذ نظامى و امنيتى روسيه به جمهورى هاى همسايه نشأت مى گرفت زير لواى مسأله هسته اى ايران و تهديد خواندن اين كشور رفته و به نوعى سرپوش گذاشته شده است. كلوديو پسونيرو در حاشيه شصتمين كنفرانس سران ناتو، به مقوله ثبات در خاورميانه اشاره كرد و آن را واجد اهميت فراوان براى ناتو دانست. وى توضيح داد: ما تكثير سلاح هاى هسته اى را تهديد بزرگى مى دانيم و آن را در راس برنامه هاى كارى  خود قرار داده و نحوه مقابله با آن را بررسى مى كنيم. به نظر مى رسد روابط ناتو و ايالات متحده با روسيه با تغييراتى عمده همراه شده باشد. حالا آنچه زمينه هاى اشتراك مساعى ميان اين كشورها را فراهم كرده، موضوع خاورميانه و گسترش كشورهاى هسته اى است كه در صورت تداوم رودررويى شان با مجامع بين المللى، متحدان مستقل ديگرى را نيز در برابر خواهند داشت. همان طور كه پيش بينى مى شد آمريكا براى پيشبرد برنامه هاى خود در خاورميانه و پرهيز از يكجانبه گرايى، پاى اروپائيان را به مسأله ايران گشوده تا فشارها بر اين كشور افزايش يابد و روسيه نيز به جبهه غرب بپيوندد. شرايط موجود روسيه را به شريكى تازه براى غرب تبديل كرده است. همكارى با ناتو و نزديكى به آمريكا به معنى شريك شدن در قدرت جهانى و همان چيزى است كه اوباما از آن به عنوان «مسئوليت پذيرى» ياد مى كند. اعطاى وظايف تازه به روسيه و پيوند دادن سود و زيان آن با سود و زيان اروپا حكم مى كند كه فلسفه وجودى سپر دفاع موشكى جايى ديگر- غير از روسيه- و در حوالى خاورميانه باشد.