نسخه
PDF
شماره ۵۸۴۷ - ۲۵ فروردين ۱۳۸۸ - - ۱۴ آوريل ۲۰۰۹ 
سينمايى
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
جهان پزشكى
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
وقتى فيلمسازان درباره سينما فيلم مى سازند
117501.jpg
مرور فيلم در فيلم هاى سينماى ايران در چند سال اخير نشان مى دهد توجه پررنگ فيلمسازان به اين مضمون در يك مسير تدريجى اتفاق افتاده است. به گزارش مهر، در طول زمان همواره يكى از وجوه جذاب سينما براى مخاطبان اشراف به پشت صحنه و شرايط حاكم بر آن و مناسبات و روابطى بوده كه بر اين كارخانه روياسازى حاكم است. در واقع تماشاگران به همان نسبت كه دوست دارند به سينما بروند تا يك دروغ بزرگ را ببينند، باور كنند و قانع شوند، علاقه دارند از چگونگى تبديل شدن اين رويا و دروغ به واقعيت آگاه شوند. از وجه روانى، اين اشراف نه تنها جذابيت نمايش و تصوير سازى را كم نمى كند بلكه شرايطى فراهم مى آورد تا مخاطب در عين باور بى واسطه جادوى سينما و همراهى با فيلم، بتواند نگاهى فراتر از روح حاكم بر اثر به كليت آن داشته باشد. اين مهم كمك مى كند تا مخاطبان سينما به تدريج حرفه اى و صاحب سليقه شوند و با گذر از لايه هاى ابتدايى هر فيلم به نوعى با هسته درونى و زير لايه هاى آن ارتباط برقرار كنند. به اين ترتيب است كه شايد بتوان اميدوار بود مجموعه اى از عوامل دست به دست هم بدهند تا جايگاه سينما از يك سرگرمى صرف نزد مخاطبان ارتقا پيدا كرده و به رسالت فرهنگى خود نزديك شود. با اين اشاره مى توان گفت فيلم در فيلم ها همواره در طول زمان جايگاهى خاص نزد مخاطبان داشته اند كه تحليلى بر جايگاه آن در سينماى ايران مى تواند اهميت خاص خود را پيدا كند. بخصوص كه به نظر مى آيد در مقطع كنونى گرايش فيلمسازان و كارگردانان سينما و تلويزيون به آن بيشتر شده است. شايد اولين جرقه هاى پيگيرى اين جذابيت زمانى روشن شد كه در مجموعه ها، آيتم ها و برنامه هاى تلويزيونى بخشى جديد با عنوان پشت صحنه وارد شد. البته اين پشت صحنه ها بيش از آنكه شرايط و روابط حاكم بر پشت صحنه را انتقال دهد شامل برداشت هاى مختلف يك صحنه بود كه عموماً به دليل خطاى بازيگران به برداشت دوباره مى رسيد. در واقع اين بازيگران بودند كه به عنوان قهرمانان اصلى برنامه هاى پشت صحنه همچنان مورد توجه بودند و خطاى آنها براى مخاطب وجهى ديگر از نقش آفرينى را به همراه داشت. اين شكل اوليه فيلم هاى پشت صحنه كه در تلويزيون پايه گذارى شد به تدريج جاى خود را در داستان و ماجراى اصلى فيلم ها و مجموعه ها هم پيدا كرد. در سينماى ايران فيلم در فيلم هر چند به صورت تدريجى و با حركتى كند وارد شد، اما همان آثار معدود جايگاه خاص خود را به عنوان نمونه هاى قابل ارجاع پيدا كردند. بيشترين رويكرد را به فيلم در فيلم مى توان در آثار داريوش مهرجويى سراغ گرفت كه فيلم سينمايى «ميكس» و اپيزود «دختر دائى گمشده» از «قصه هاى جزيره» نمونه بارز آن هستند. مهرجويى در «ميكس» به شرايط استوديوها و روابط و مناسبات حاكم در مقطع رساندن فيلم ها به جشنواره فجر مى پردازد و طبعاً نوعى حديث  نفس با نشانه گذارى مقطع برگزارى جشنواره فيلم فجر است. در اين فيلم بسيارى از متخصصان رشته هاى مختلف در نقش واقعى خود ظاهر شدند كه اين وجه به باورپذيرى و جذابيت موقعيت محورى فيلم كمك كرد. خسرو شكيبايى هم با ايفاى نقش كارگردان چهره اى باورپذير از اين شخصيت ثبت كرد. اما «دختر دائى گمشده» هر چند كارى سفارشى درباره جزيره كيش بود، به نوعى موقعيتى عام تر را براى پرداختن به فعاليت هاى يك گروه توليد فيلم انتخاب كرده بود. گروهى معطل ثبت يك نماى نقطه نظر از بازيگر (على مصفا) بر بالاى برج هستند، اما كارگردان (محمدرضا شريفى نيا) معتقد است حس مورد نظرش در نگاه او نيست. همين وسواس و درگيرى بازيگر با روح دختر دائى گمشده اش در كار توليد وقفه ايجاد مى كند. «سينما سينماست» سيدضياءالدين درى هر چند از همين امتياز اوليه «سلام سينما» و عشق به بازيگرى بهره مى برد، اما دراماتيزه شدن اين روند و تبديل آن به قصه اى پر افت و خيز، نتوانست با نقاط برجسته فيلم مخملباف رقابت كند. در واقع اين فيلم به عنوان اثرى كه كمتر به واقعيت پشت صحنه سينما ارجاع مى دهد، تنها به عنوان يك فيلم داستانى در سينماى ايران ثبت شد. «مزاحم» سيروس الوند با پيش فرض جذابيت هاى زندگى بازيگران، در بخشى كوتاه به شرايط پشت صحنه توليد سينما مى پردازد. به اين ترتيب بخش عمده فيلم متكى است بر ماجراهاى پر افت و خيز زندگى بازيگرى چهره كه در گير و دار حاشيه هاى شهرت غرق شده و زندگى خانوادگى اش در معرض نابودى است. «ستاره است» و «ستاره مى شود» فريدون جيرانى نيز دو فيلم از سه گانه «ستاره ها» هستند كه هر يك به نوعى به پشت صحنه سينماى ايران البته با نگاهى آسيب شناسانه مى پردازند. در «ستاره است» زندگى بازيگرى كه در اوج قرار داشته و دغدغه تجربه هاى جديد را دارد در تداخل زندگى واقعى و نمايش به هم مى ريزد و اين وجه از سينماست كه به چالش كشيده مى شود. نگاه فيلمساز در اين فيلم به پشت صحنه و شخصيت پردازى ها نيز بيشتر كاريكاتوروار است تا برآمده از رئاليسم. اما «ستاره مى شود» نگاهى آسيب شناسانه به شرايط واقعى حاكم بر پشت صحنه سينما بخصوص در ارتباط با ورود بازيگران به اين دنياى جادويى دارد. بازيگرانى كه به بهاى از دست دادن سرمايه انسانى خود مى خواهند از سياهى لشكر به ستاره تبديل شوند، اما مناسبات بى رحم و نابرابر حاكم آنها را مى بلعد. «توفيق اجبارى» محمدحسين لطيفى كه از كمدى هاى پرفروش بود، نگاهى كاريكاتوروار به حاشيه هاى زندگى يك بازيگر ستاره سينما با بازى محمدرضا گلزار دارد. اين فيلم برخلاف داعيه اى كه دارد به جاى واقعيت، حاشيه هاى زرد اين موقعيت را دستچين كرده تا بتواند مخاطب عام را با لايه هاى سطحى اين موقعيت همراه كند. نگاهى به اين آثار كه مى تواند مواردى ديگر را هم شامل شود با مرور فيلم هاى اكران نوروز و آثارى كه در بيست و هفتمين جشنواره فجر به مضمون فيلم در فيلم پرداختند، مى تواند اين فهرست را تكميل و تغيير رويكرد احتمالى در اين مسير را مورد توجه قرار دهد. از فيلم هاى اكران نوروز ۸۸ دو فيلم به طور مشخص و يك فيلم به طور حاشيه اى به پشت صحنه سينما و فيلم در فيلم توجه داشتند. «وقتى همه خوابيم» بهرام بيضايى با محوريت شرايط نابسامان توليد و روابط مادى گرايانه حاكم بر مناسبات، نقدى تند و تيز را با لحنى طنز به تصوير مى كشد. شرايطى كه به دليل متأثر بودن از تجربه هاى شخصى فيلمساز و مابه ازاء سازى برخى شخصيت ها بيش از پيش به شرايط حال ارجاع مى دهد. «سوپراستار» تهمينه ميلانى با محوريت جذابيت هاى زندگى خصوصى يك ستاره سينما كه در حاشيه هاى قدرت غرق شده، نگاهى سياه و تيره به روابط پشت صحنه سينما و زندگى اين شخصيت به عنوان نماينده يك قشر دارد. البته تغيير جهت دادن فيلم به سمت و سوى تحولى گل درشت و معناگرا فضاى پشت صحنه سينما را هم به همان اغراق زدگى نزديك مى كند. از فيلم هايى هم كه در جشنواره بيست و هفتم فجر به نمايش درآمدند آثارى متعدد به پشت صحنه توجه داشتند كه از آن ميان مى توان به «شبانه روز» و «صندلى خالى» اشاره كرد. «شبانه روز» اميد بنكدار و كيوان عليمحمدى چهار قصه موازى را در پى مى گيرد كه در يكى از آنها با عنوان حورا زندگى يك بازيگر سينما به تصوير درمى آيد كه در حال بازى در نقش تاريخى تاج السلطنه است. در واقع تعميم مسأله اين شخصيت نمايشى به زندگى اين بازيگر در زمان حال است كه مى تواند مسئله شخصيت و فيلم را بدون تاريخ مصرف و بدون گستره جلوه دهد. «صندلى خالى» سامان استركى هم از چند قصه تو در تو تشكيل شده كه يكى از آنها در ارتباط با يك كارگردان سينما و شرايط توليد فيلم است كه با زندگى خصوصى وى گره مى خورد.
تله فيلم «سبز، سپيد، سرخ» آماده نمايش مى شود
117498.jpg
تله فيلم «سبز، سپيد، سرخ» كه براى پخش از شبكه اول سيما ساخته  مى شود، آخرين مراحل فنى را پشت سر مى گذارد. اين فيلم تلويزيونى را حامد رضى تدوين مى كند و ساخت موسيقى اين فيلم را هم محمدمهدى گورنگى بر عهده دارد. فيلم تلويزيونى «سبز، سپيد، سرخ» توسط مجيد تربتى فرد كارگردانى شده كه پيش از اين فيلمهاى «شايد دوست، شايد دشمن» و «بام تا بام» را از وى شاهد بوده ايم كه تهيه اين فيلمها را نيز مانند فيلم جديد او مهدى تربتى فرد برعهده داشته است. اين فيلم به سفارش گروه حماسه و دفاع شبكه اول و با مشاركت سازمان عقيدتى سياسى ارتش جمهورى اسلامى ايران تهيه مى شود و داستان آن درباره سربازى است كه هنگام حمله نيروهاى عراقى در يك پاسگاه مرزى در حال خدمت است. او مسئول رساندن خبر حمله نيروهاى بعثى به اهالى روستا مى شود؛ اما بعد از بازگشت به پاسگاه پى مى برد تمام نيروهاى پاسگاه به شهادت رسيده اند. عمار تفتى نقش اصلى «سبز، سپيد، سرخ» را بازى مى كند و شهرام عبدلى، حسين سليمانى، حسين رجايى دوست، سعيد نورالهى، رائد تميمى و مهسا پرورده ديگر بازيگران اين فيلم هستند. عوامل پروژه «سبز، سپيد، سرخ» عبارتند از: نويسنده: شهروز آقايى پور، مجرى طرح: ترنج فيلم، مدير تصويربردارى: حسين ناظريان، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز:جمشيد محمودى، موسيقى: محمدمهدى گورنگى، صداگذارى: حامد رضى، مدير توليد: هادى جامعى، جلوه هاى ويژه: جواد شريفى راد، صدابردار: مهرداد دادگرى، طراح صحنه و لباس: محسن غلامى، طراح گريم: على وطنى، منشى صحنه: حسن زمانى، عكاس: فتاح زينورى.
لطيفى با «نردبامى بر آسمان» به تاجيكستان مى رود
تصويربردارى مجموعه تاريخى «نردبامى بر آسمان» به كارگردانى محمد حسين لطيفى و تهيه كنندگى محسن على اكبرى اواخر ارديبهشت در تاجيكستان به پايان مى رسد. تصويربردارى اين مجموعه تاريخى اين هفته در تهران به پايان مى رسد. پس از آن گروه براى ضبط نماهاى بيابان سمرقند به اطراف قزوين، گرگان و اصفهان مى روند و يكماه در اين مناطق تصويربردارى انجام مى شود. بخش آخر مجموعه در تاجيكستان ضبط خواهد شد. نماهاى لانگ شات با حضور وحيد جليلوند در ازبكستان مقابل دوربين مى رود. گروه يك هفته در ازبكستان مى ماند و پس از آن مراحل فنى در تهران ادامه پيدا مى كند. «نردبامى بر آسمان» اولين مجموعه تاريخى محمدحسين لطيفى درباره غياث الدين جمشيد كاشانى دانشمند و منجم ايرانى است. برزو ارجمند، حسن پورشيرازى، وحيد جليلوند، شبنم قلى خانى، ويشكا آسايش و فرهاد قائميان بازيگران اين مجموعه هستند. لطيفى مجموعه هاى «كت جادويى»، «سفر سبز»، «همسايه ها»، «وفا» و« صاحبدلان» و فيلم هاى سينمايى «سرعت»، «روز سوم» و «دختر ايرونى» و « توفيق اجبارى» را كارگردانى كرده است.
پرونده «راه  آبى ابريشم» در تهران بسته مى شود
117495.jpg
با پايان فيلمبردارى فيلم سينمايى «راه آبى ابريشم» ساخته محمد بزرگ نيا در تهران، مراحل فنى اين فيلم شروع مى شود. فيلمبردارى اين فيلم اواخر فروردين با پايان سكانس هاى شهرك غزالى در تهران تمام مى شود و با انتخاب آهنگساز، تدوينگر و صداگذار مراحل فنى فيلم آغاز خواهد شد. «راه آبى ابريشم» داستان سفر دو كشتى سليمان و ادريس به دريا را روايت مى كند. در قرن چهارم هجرى و در اوج تاريخ دريانوردى ايرانيان شازان ابن يوسف (رادان) كه به تحصيل علم نجوم در دارالعلوم شيراز مشغول است پيشنهاد شغل كتابت كشتى را مى پذيرد و به همراه اين دوكشتى به سفرى دشوار و ناممكن مى رود و از حوادث و ماجراهاى اين سفر ره نامه مى نويسد. بهرام رادان، داريوش ارجمند، رضا كيانيان، پگاه آهنگرانى، پيام دهكردى، مهدى ميامى، محسن حسينى، فرشيد صمدى پور، هوشنگ قوانلو، محمدعلى قويدل، حميدرضا ميلاد، جمعى از بازيگران تئاتر و سينما، جمعى از بازيگران چين و تايلند و عزت الله انتظامى بازيگران اين پروژه تاريخى هستند.
اويسى و رجبى در «شير و عسل» همبازى مى شوند
فتحعلى اويسى و مهران رجبى به جمع بازيگران فيلم سينمايى «شير و عسل» به كارگردانى آرش معيريان پيوستند. سيدمحسن وزيرى تهيه كنندگى اين فيلم را برعهده دارد. «شير و عسل» فيلم تازه معيريان يك كمدى اجتماعى است و پوريا پورسرخ، على صادقى و مهران غفوريان ديگر بازيگران آن هستند. «كما»، «چپ دست» و «آنكه دريا مى رود» از ديگر فيلم هاى معيريان در مقام كارگردان است.