نسخه
PDF
شماره ۵۸۵۰ - ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ - - ۱۸ آوريل ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
تلاش  چين براى توسعه نفوذ در آسياى مركزى
117747.jpg
به رغم تأثيرات منفى بحران اقتصاد جهانى بر اقتصاد چين، مقامات پكن اين بحران را به مثابه فرصتى براى توسعه و تقويت همكارى هاى اقتصاد خارجى اين كشور به ويژه در حوزه هاى پيرامونى آن مى دانند. با همين ملاحظه، مقامات چينى با تدوين يك راهبرد جديد، تلاش  براى توسعه نفوذ اقتصادى خود در منطقه آسياى مركزى را مضاعف كرده و در مرحله اول با ارائه پيشنهاد وام ۱۰ ميليارد دلارى به قزاقستان، در نظر دارند از طريق اين كشور به تحقق هدف بازگفته مبادرت كنند. به گزارش ايراس چين به رغم ركود در اقتصاد جهانى و پيش بينى ها در باب استمرار اين وضعيت حداقل تا سه سال آينده، همچنان به روند پرشتاب رشد اقتصادى خود ادامه مى دهد و در برنامه هاى بلندمدت توسعه اقتصادى خود تجديدنظرى نكرده است. از آنجا كه اين كشور نسبت به ساير قدرت هاى اقتصادى خسارات كمترى را از بحران اقتصادى جهانى متحمل شده، لذا به اين بحران به عنوان فرصتى براى غلبه بر رقباى خود در حوزه هاى مختلف اقتصادى در نقاط مختلف دنيا مى نگرد و بر همين اساس توسعه نفوذ اقتصادى خود در حوزه هاى پيرامونى به ويژه آسياى مركزى را در دستوركار قرار داده است. همان طور كه در منابع مختلف تأكيد مى شود، يكى از اجزاء اصلى استمرار چرخه اقتصاد اين كشور دسترسى به مواد خام و به ويژه حامل هاى انرژى است كه به واسطه غلظت اين منابع در داخل، اين كشور مجبور به واردات اين منابع از خارج است. از سوى ديگر، با التفات به موضوعيت يافتن بحث امنيت انرژى، پكن براى تضمين دسترسى مستمر خود به منابع انرژى تدابيرى را از جمله متنوع  كردن منابع واردات خود در دستور قرار داده كه از آن جمله مى توان به تمركز بيشتر بر واردات نفت و گاز از كشورهاى آسياى مركزى (به غير از خاورميانه) به ويژه همسايه شرقى خود قزاقستان اشاره كرد. هرچند طى سال هاى اخير موضوع واردات انرژى از اين منطقه و احداث خطوط لوله به اين منظور، به تكرار مورد بحث و تأكيد قرار گرفته، اما خلال ماه هاى اخير مقامات چينى تلاش هاى جديدى را در اين خصوص مطمح نظر قرار داده اند. چين در نظر دارد با توسعه تعاملات انرژى خود با آسياى مركزى به رشد فزاينده نياز خود به انرژى كه بر اساس پيش بينى ها در سال جارى به بيش از ۳۰۰ ميليون تن بالغ خواهد شد، (اين ميزان در سال ۲۰۰۸ حدود ۲۰۰ ميليون تن بوده است) پاسخ گويد. در همين راستا، پكن آمادگى خود براى واگذارى وامى به مبلغ ۱۰ ميليارد دلار به قزاقستان را اعلام و در ازاء آن خواستار دسترسى بيشتر شركت هاى دولتى و خصوصى چينى به منابع نفت، گاز و اورانيوم اين كشور شده است. بر اساس اعلام خبرگزارى ها، توافقات اوليه در اين خصوص ميان پكن و آستانه حاصل شده و طبق برنامه ريزى ها قرار است اسناد نهايى در سفر ۱۵ آوريل نور سلطان  نظربايف، رئيس جمهور قزاقستان به چين امضاء شود. با توجه به سودآورى بخش نفت و گاز و به تبع آن ابراز تمايل ساير دولت ها و شركت هاى خارجى براى همكارى با قزاقستان در اين حوزه از جمله شركت هاى روسى و هندى، دولت قزاقستان در ابتدا درخصوص توسعه همكارى ها با طرف چينى ترديدهايى داشت كه به نظر مى رسد، موافقت دولت چين با واگذارى وام ۱۰ ميليارد دلارى و ارائه پيشنهادات وسوسه انگيز اقتصادى ديگر به آستانه، در جلب ديدگاه مساعد مقامات اين كشور براى توسعه همكارى ها با چين در بخش انرژى مؤثر بوده است. در همين راستا، شركت ملى نفت چين در نظر دارد ۴۷ درصد از سهام شركت قزاقى «مانگيس تااوموناى گاز» را خريدارى كند. شايان ذكر است كه شركت ملى نفت چين،  پيش از اين بخشى از سهام شركت هاى استخراج نفت و گاز قزاقى به نام هاى «آكتاب موناى گاز» و «كاراژان باسموناى» را خريدارى كرده و از اين طريق به بخشى از صنايع نفت و گاز قزاقستان دسترسى پيدا كرده بود. بنا به آمارهاى موجود، ميزان ذخيره ميدان هاى نفتى متعلق به شركت «آكتاب موناى گاز» بيش از ۱۳۰ ميليون تن نفت و ميزان ذخاير اثبات شده ميدان هاى نفتى شركت «كاراژان باسموناى» بيش از ۵۵ ميليون تن (معادل ۴۰۰ ميليون بشكه) تخمين زده مى شود. شركت «مانگيس تااوموناى گاز» نيز مالكيت ۳۶ ميدان نفت و گاز را در اختيار دارد (در حال حاضر از اين تعداد ۱۵ ميدان نفتى در حال بهره بردارى است) كه ميزان ذخاير ثابت  شده نفت اين ميادين بيش از ۵۰۰ ميليون بشكه (۷۱ ميليون تن) اعلام شده است. شركت ملى نفت چين طى توافق با مقامات قزاق ۵۸ درصد از سهام پالايشگاه نفت پاولودار قزاقستان را نيز در اختيار گرفته است. افزون بر اين دولت و شركت هاى چينى به تكرار در خصوص تمايل خود به توسعه ميادين نفت و گاز قزاقستان در درياى خزر نيز پيشنهاداتى را به دولت اين كشور ارائه كرده اند. دولت چين براى انتقال منابع نفت استخراج شده از قزاقستان به مبادى مصرف خود، ساخت خط لوله نفت بين دو كشور را نيز از مدت ها پيش در نظر داشته و عمليات اجرايى آن را نيز آغاز كرده است. اولين فاز اين خط لوله (آتاسى- آلاشان كوى) سه سال پيش به بهره بردارى رسيد و بر اساس برنامه ريزى ها فاز دوم آن (كنكياك- كوم كول) به طول ۷۶۱ كيلومتر در اكتبر سال جارى به اتمام خواهد رسيد. اين خط لوله ظرفيت انتقال ۲۰ ميليون تن نفت در سال را دارد كه بر اساس برنامه ريزى ها تنها منافع نفت قزاقستان از آن منتقل خواهد شد. پكن و آستانه طرح هاى بلندمدتى نيز براى توسعه همكارى خود در بخش گاز مطمح نظر قرار داده  و در همين زمينه در حال برنامه ريزى براى احداث يك خط لوله از ميدان هاى گازى غرب قزاقستان به مناطق غربى چين هستند. در سوى مقابل، همكارى با چين براى قزاقستان نيز واجد مزاياى بسيار است. اين كشور با توسعه صنايع گاز خود در مناطق جنوبى مى تواند ضريب مصرف داخلى به ويژه در مناطق جنوبى اين كشور كه هم اكنون از منابع گاز وارداتى از ازبكستان تغذيه مى شوند را پاسخ گويد،  تأسيسات فرسوده نفت و گاز خود را ترميم كرده و به احداث تأسيسات و پالايشگاه هاى جديد نيز اقدام كند. جالب تأمل اينكه با توجه به رقابت كشورها و شركت هاى مختلف براى حضور در صنايع نفت و گاز قزاقستان و به تبع آن حق انتخاب دولت اين كشور به توسعه با هر شريك دلخواه، آستانه در فرآگرد همكارى خود با پكن در برخى موارد به تحميل بعضى شرايط نيز مبادرت كرده است. براى مثال، هرچند بر اساس توافقات قبلى دو كشور قرار بود پالايشگاه نفت مشتركى در مسير خط لوله نفت مشترك در خاك چين احداث شود، اما اخيرا مقامات آستانه با تغيير ديدگاه خود به طرف چينى پيشنهاد كرده اند كه اين پالايشگاه در خاك قزاقستان احداث شود و به نظر مى رسد مقامات چينى چاره اى جز پذيرش اين پيشنهاد ندارند (براى حفظ منافع بلندمدت). همان طور كه اشاره شد، در دور جديد همكارى هاى قزاقستان و چين تعامل در زمينه توسعه معادن اورانيوم قزاقستان نيز مطمح نظر طرفين قرار گرفته است. در اين زمينه نيز همانند حوزه نفت و گاز به نظر مى رسد چين با چالش هايى همراه است. اول اين كه هم اكنون قزاقستان در زمينه استخراج اورانيوم با كشورهاى قدرتمندى همچون ژاپن،  فرانسه و روسيه همكارى دارد كه پكن براى توسعه همكارى ها در اين زمينه با آستانه بايد با اين رقباى قدرتمند مواجهه كند. از سوى ديگر، با عنايت به اينكه قزاقستان خود از كشورهاى صاحب تجربه و صاحب فناورى در زمينه استخراج اورانيوم است، در ازاء همكارى چين در معادن اورانيوم اين كشور، خواستار مشاركت شركت هاى خود در معادن اورانيوم چين شده كه پكن در صورت تصميم نهايى به ورود به صنايع اورانيوم قزاقستان بايد با حضور اين كشور در معادن اورانيوم خود نيز موافقت كند. افزون بر اين حوزه ها، پكن درصدد توسعه همكارى هاى اقتصادى خود با آستانه در ساير حوزه ها نيز برآمده كه از جمله مى توان به مشاركت اين كشور در ساخت نيروگاه برق حرارتى قزاقستان در منطقه باخلاش و ساخت بزرگراه غرب  اروپا به غرب چين در اين كشور اشاره كرد. اما همان طور كه اشاره شد، تلاش پكن براى توسعه همكارى ها با آستانه، بخشى از تلاش جديد چين براى توسعه نفوذ خود در آسياى مركزى است كه بر اساس برخى اخبار حدود ۲۵ ميليارد دلار براى تحقق اين منظور در نظر گرفته است.
اوباما و عارى سازى جهان از سلاح هسته  اى
117693.jpg
شعارهاى رئيس جمهور آمريكا مبنى بر ايجاد جهانى عارى از سلاح هسته  اى، بدون كمترين توجه به برنامه هاى هسته اى رژيم صهيونيستى با وجود بيش از ۲۰۰ كلاهك هسته اى بيان شده است. در حالى كه اگر حقيقتا اوباما در اين راستا تلاش مى كند، راه تحقق آن وادار نمودن صهيونيست ها به توقف برنامه هسته  اى شان و پيوستن آنها به ان.پى.تى است. به گزارش ايسنا، روزنامه اماراتى الخليج در تحليلى تحت عنوان «جهان عارى از سلاح  هسته  اى» مى نويسد: اظهارات باراك اوباما، رئيس جمهور آمريكا در زمينه عارى ساختن منطقه از سلاح هاى كشتار جمعى تحولى جديد در سياست آمريكا است اما به راستى تا زمانى كه كشورهاى بزرگ نظير آمريكا خود گام هاى اوليه در راستاى عارى ساختن جهان از سلاح هاى هسته اى را اتخاذ نكنند، نمى توان كشورهاى ديگر را قانع ساخت كه برنامه هاى علنى و محرمانه در زمينه توسعه توانمندى هاى نظامى هسته  اى شان را متوقف كنند. روزنامه دارالخليج مى افزايد: تا زمان عدم اتخاذ تدابير محسوس و گام هاى عملى در راستاى رهايى از سلاح هسته اى از سوى كشورهاى بزرگ، چنين اظهاراتى هرگز تاثير نخواهد داشت و تنها صحبت كردن در اين باره نمى تواند در سياست كشورهاى ديگر موثر واقع شود. اين روزنامه ادامه مى دهد: مسلما جامه عمل پوشاندن به اين اظهارات مساله راحتى نيست و تا زمانى كه آمريكا گام هاى عملى را به لحاظ جايگاهش ميان كشورها اتخاذ نكند، تلاش در اين زمينه راحت نخواهد بود. اين روزنامه اين گونه ادامه مى دهد: گام هايى كه آمريكا اتخاذ خواهد كرد دو نوع است؛ گام نخست به زرادخانه هاى هسته اى آن مرتبط است كه يكى از آن ها مى تواند جهان را صد بار نابود سازد. از اين رو كاهش اين توانمندى به طور محسوس اگر يكجانبه باشد هرگز در قدرت بازدارندگى  و امنيتش تاثيرى نخواهد داشت. از اين رو آمريكا بايد ابتدا توسعه برنامه هسته  اى اش را كه در راستاى ساخت سلاح هسته اى دنبال مى كند، متوقف نمايد و همين امر به كشورهاى ديگر انگيزه مى دهد كه همانند آن عمل كنند. اما گام  ديگرى كه آمريكا مى تواند اتخاذ كند، مربوط به تكثير سلاح  هسته اى در منطقه است. آمريكا مسئوليت جلوگيرى از دستيابى هر كشور مخالف خود به توانمندى هاى هسته اى را بر عهده گرفته است در حالى كه در عين حال برخى ديگر را در برنامه هسته  اى شان تشويق مى كند. بهترين مثال براى اين امر اسراييل است، در حالى كه مانع تلاش كشورهاى عربى در زمينه هسته اى شده است تا به زعم خود منطقه را عارى از سلاح هاى كشتار جمعى سازد. اين روزنامه مى نويسد: آمريكا همواره از اسراييل در برابر اعمال فشارهاى بين المللى جهت پيوستن آن به پيمان معاهده منع گسترش سلاح هاى هسته اى (ان.پى.تى) حمايت نموده و از آن حمايت هاى تكنولوژيكى كرده است. آيا بايد به اين اظهارات اوباما در زمينه عارى ساختن جهان از سلاح  هسته اى و احترام به حق ملت ها در بهره مندى از برنامه صلح آميز هسته اى اميدوار بود؟ الخليج مى نويسد: در اختيار داشتن سلاح هاى كشتار جمعى از سوى هر كشورى زمينه را براى رقابت تسليحاتى فراهم مى كند. اسراييل در حال حاضر ۲۰۰ كلاهك هسته اى در اختيار دارد و جهان هيچ اقدامى در اين زمينه نمى كند در حالى كه اسراييل بزرگترين خطر براى منطقه و عامل ايجاد رقابتى سخت براى دستيابى به سلاح كشتار جمعى است. اين در حالى است كه ديگر كشورهاى منطقه هيچ تلاشى در اين زمينه نمى كنند لذا آمريكا ابتدا بايد از خود و اسراييل شروع كند تا ديگر كشورها همانند آن ها عمل كنند. صحبت كردن از ايجاد جهانى عارى از سلاح هاى هسته اى هرگز بدون تمركز بر اسراييل فايده اى نخواهد داشت. بايد بررسى شود كه چرا اسراييل اين مقدار سلاح هسته اى در اختيار دارد؟ چطور بر خلاف قوانين بين المللى عمل مى نمايد؟ در حالى كه اسراييل دولتى متجاوز است و رهبران آن جنايتكارانه عمل مى كنند و بعيد نيست كه روزى دست به جنايتى وحشتناك بزند. اين روزنامه در پايان مى نويسد: اسراييل همچنان خطرى جدى براى منطقه و كل جهان است و آمريكا به تنهايى نمى تواند موجبات جهانى عارى از سلاح هسته اى را محقق سازد. آمريكا بايد در راستاى تغيير در سياستش در قبال برنامه هسته اى اسراييل موضعى جدى و صادقانه اتخاذ كند.