|
افزايش نيروهاى خارجى درافغانستان ؛ خطايى استراتژيك
|
|
|
آمريكا تصميم گرفته است تا هزاران نيروى نظامى ديگر به افغانستان اعزام كند. اين نيروها از عراق به افغانستان خواهند رفت و معناى آن اين است كه حوزه عمل ارتش آمريكا در حال تغيير است. به گزارش ايرنا، طالبان در ماههاى اخير بخش هاى ديگرى از افغانستان را به كنترل خود درآورده اند و نظاميان ارشد آمريكايى مى گويند كه تا قبل از فرارسيدن بهار كه شرايط جوى بر برترى طالبان خواهد افزود ، بايد بتوانند توان نظامى طالبان را براى تسلط بيشتر بگيرند. استراتژى اوباما دچار همان خطاى اساسى است كه بوش در حمله به افغانستان و عراق مرتكب گرديد و آن تكيه صرف بر هژمونى نظامى و نگاه به مسايل از اين منظر است. عراق و افغانستان مشابهت هاى بسيارى به هم دارند كه اساسى ترين آنها بازى شمار زيادى بازيگر داخلى و خارجى در آنهاست كه هريك منافع خود دارند كه ضرورتا با هم همسو و منطبق نيستند. درگزارش معروف «بيكر هاميليون» در ديماه سال ۱۳۸۵ كه توصيه هاى استراتژيستهاى آمريكايى به رييس جمهورى وقت آمريكا براى برون رفت از بحران عراق بود ، به وى پيش گرفتن ديپلماسى و پرهيز از اتكا صرف به سلاح توصيه شده بود كه بوش به آن اعتنايى نكرد و چون اينك اوباما در خصوص افغانستان ، با اعزام گسترده نيروهاى نظامى آمريكابه عراق در مسيرى گام گذاشت كه استراتژيستها آنرا «مسيرى اشتباه با پيامدهاى ناگوار» نام دادند. رئيس جمهورى آمريكا استراتژى جديد براى افغانستان را در حالى آغاز مى كند كه خطرات زيادى پيش روى تحقق آن وجود دارد و حمايت سياسى ازآن در داخل آمريكا و بخصوص در نزد افكار عمومى اين كشور يكپارچه نيست و از نظر عددى عده قابل اعتنايى را در پشت خود ندارد. از نگاه استراتژيست ها عمده ترين دليل تلاشى امنيت در افغانستان به مانند عراق در ادامه اشغال اين كشور و حضور نيروهاى خارجى در آن است كه در طول اين سال ها نشان داده براى هيچ يك امنيت نياورده و نمى آورد و از همين رو هر استراتژى براى اعاده امنيت در اين دو كشور در قدم اول و در اساس بايد مبتنى بر خروج اشغالگران ، تقويت دولت هاى ملى در آنها ، و قبول سهم و نقش هر يك از گروه ها براساس ميزان اعتماد عمومى به آنها ، و درهمين حال پذيرش نگرانى هايى باشد كه همسايه هاى اين دو كشور از وضعيت آنها دارند. گزارش نظامى تازه سازمان ملل براى سال ۲۰۰۸ مى گويد شمار غير نظاميانى كه در اين سال در افغانستان كشته شدند ، به رقم بى سابقه ۲۱۲۸ تن افزايش يافت۵۵. درصد قربانيان به وسيله ستيزه گران و ۳۹ درصد توسط سربازان افغان و خارجى كشته شدند و مرگ هاى ديگر را نمى توان به هيچ طرف خاصى نسبت داد كه حوادثى مانند قرار گرفتن در تيراندازى بين گروه هاى متخاصم، از آن جمله است. سازمان ملل درگزارش خود گفته است كه آمريكا ، نيروى بيشتربه افغانستان ، خطايى اساسى سال پيش ۳۸ امدادگر در افغانستان كشته شدند كه دو برابر از رقم كشته شدگان در سال ۲۰۰۷ بيشتر است و در همين سال ۱۴۷ امدادگر نيز ربوده شدند. اين اعداد و ارقام ديگرى كه درگزارش آمده نشان مى دهد كه وضعيت امنيتى در افغانستان از زمان اشغال اين كشور روز به روزبدتر شده و ضمن افزايش بدبينى به نيروهاى خارجى ،افغانى ها باور ندارند كه اين نيروها بتوانند در كشورشان امنيت باثبات برقرار كنند. همزمان با گزارش سازمان ملل مسئولان و فرماندهان نظامى آمريكا و سازمان ناتو نيز اعتراف كرده اند كه حملات تروريستى وخشونت هاى خونين در دو سال گذشته در افغانستان دو برابرشده است و آنها حوزه عمل خود را به فراتر از جنوب و شرق افغانستان گسترش داده اند.« كاى ايده » نماينده ويژه سازمان ملل در امور افغانستان نيز، ماه گذشته در گزارشى به شوراى امنيت سازمان ملل هشدار داد: در زمستان حملات گروههاى تروريستى در افغانستان افزايش خواهد يافت. با اين حال، سازمان ملل در گزارش پايان سال ۲۰۰۸ خود از بهبود وضعيت افغانستان در امورى همچون توسعه روابط با پاكستان، ترميم كابينه دولت و افزايش دوميليون نفرى راى دهندگان افغان خبر داده است. راديو درى ايران در۱۴ديماه امسال گفت : بر خلاف گزارش سازمان ملل، گزارشهايى كه از سوى ساير محافل سياسى و امنيتى غربى و همچنين داخلى افغانستان منتشر مى شوند وضعيت مناسبى را از اوضاع اقتصادى، اجتماعى و امنيتى افغانستان ترسيم نمى كنند. دولت كابل نيز با تائيد اين گزارشها، عوامل اصلى ايجاد وضعيت موجود را، عمل نكردن كشورهاى غربى به تعهداتشان براى كمك به روند بازسازى افغانستان، عدم تجهيز و تقويت ارتش و پليس ملى اين كشور و بى توجهى به هشدارهاى مقام هاى سياسى و نظامى افغانستان از سوى نيروهاى خارجى و كشتار غير نظاميان اعلام كرده است. واقعيت نيز اين است كه كشورهاى غربى بخصوص آمريكا ، بدون توجه به حاكميت ملى و استقلال افغانستان سياستهاى يك جانبه و تحميلى خود را بر اين كشور همچنان پى گيرى مى كنند. افزايش نيروهاى نظامى تا ۳۰ هزار نفر، گفت و گو با طالبان و ايجاد گروههاى شبه نظامى با مسلح كردن اقوام، سياست سه گانه آمريكا در افغانستان است كه به گفته مقام هاى اين كشور در سال ۲۰۰۹ پيگيرى و اجرا خواهند شد. اين درحالى است كه دولت، پارلمان و مردم افغانستان با اجراى اين سياستها مخالف هستند و معتقدند افزايش نيروى نظامى خارجى ، گفت و گو با جريانهاى افراطى و مسلح كردن اقوام ، تجربه شكست خورده در افغانستان است و آمريكا با اجراى آنها ضمن به شكست كشاندن طرح جمع آورى سلاح در سراسر افغانستان ، موجب تقويت جريانهاى افراطى خواهد شد. افغانستان در سالى كه گذشت همچنان رتبه اول تأمين ترياك جهان را حفظ كرد و برنامه مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل در تازه ترين گزارش خود در روز دوم اسفند امسال مى گويد كه سهم افغانستان در توليد هرويين غير قانونى درجهان به ۹۲ درصد !! رسيده كه اين نشان مى دهد نيروهاى آمريكايى و ناتو اقدام جدى براى مقابله با كشت خشخاش و قاچاق مواد مخدر صورت نداده اند. بى توجهى آمريكا و ناتو به هشدارهاى سازمان ملل و دولت افغانستان در مورد وخامت اوضاع امنيتى افغانستان، باعث ايجاد اين شائبه ميان مردم اين كشور شده است كه آمريكا تحت پوشش به اصطلاح مبارزه با تروريسم ، كشورشان را اشغال كرده و درصدد تبديل آن به پايگاه نظامى خود در منطقه است. موضوعى كه حامد كرزاى رئيس جمهورى افغانستان بارها درمورد پيامدهاى آن و لبريز شدن صبر مردم اين كشور به آمريكا و ناتو هشدار داده است .
|