|
نگاهى به زندگى هنرى «جى.ام.دبليو.ترنر» نقاش منظره ساز بريتانيايى؛
نقاش سايه روشن هاى طبيعت
روش منظره پردازى «ترنر» به حدى منحصر بفرد و قابل تأمل بود كه باب تازه اى را در نقاشى مناظر در تاريخ هنر جهان باز كرد
|
|
|
آيينه هنر: «جى.ام.دبليو.ترنر» را يكى از بزرگترين نقاشانى مى شناسند كه سرزمين انگلستان به خود ديده است. بيست و سوم آوريل سال جارى مصادف با دويست و سى و چهارمين سالگرد تولد اين هنرمند نقاش رمانتيك گرا و منظره ساز بود. به همين مناسبت هشتاد اثر از برجسته ترين آثار رنگ و روغن، آبرنگ و چاپ او در موزه ملى چين به نمايش درآمده است. «ژوزف مالوردويليام ترنر» را نقاش نورها مى شناسند. به عقيده قريب به اتفاق منتقدين هنرى، وى را مى توان پايه گذار مكتب امپرسيونيسم دانست. گرچه اين نقاش در زمان خود چندان مورد لطف جامعه منتقدين هنرى انگلستان نبود ولى روش منظره پردازى او به حدى منحصر به فرد و قابل تأمل بود كه باب تازه اى را در نقاشى مناظر در تاريخ هنر جهان باز كرد و به نوعى ارزش اين سوژه را در نزد مردم، هنرمندان و كارشناسان هنرى ارتقاء بخشيد. «ترنر» در روز بيست و سوم آوريل ۱۷۷۵ ميلادى در نزديكى لندن به دنيا آمد. پدرش يك سلمانى ساده بود و مادرش در غم از دست دادن خواهر كوچكتر ويليام، ثبات روحى خود را از دست داده بود. با خودكشى مادرش «ترنر» جوان به حومه رودخانه تايمز رفت تا با دايى اش زندگى كند. زندگى در شهر كوچك و زيباى «برنت فرد» امكان لمس زيبايى طبيعت را به او بخشيد. او كوشيد تا با استفاده از نقاشى، لذت بى پايانش از مناظر بى بديل طبيعى را ثبت كند. در همين دوران بود كه نخستين طراحى ها و نقاشى هايش را در پشت ويترين مغازه پدرش به نمايش گذاشت. در سال ۱۷۸۹ ميلادى؛ زمانى كه تنها چهارده سال داشت به آكادمى سلطنتى هنر لندن رفت. او توانست با ارائه آثارش نظر مثبت رؤساى آكادمى را جلب كند. در ابتداى ورود به كالج، تحت تأثير هنر معمارى قرار گرفت ولى به توصيه توماس هاردويك؛ دانشجوى ترم آخر معمارى همان كالج؛ بار ديگر به سراغ نقاشى آبرنگ مناظر طبيعت رفت. تنها با گذشت يكسال از تحصيلش در آكادمى، يكى از آثار آبرنگ اش موفق شد به نمايشگاه تابستانى سال ۱۷۹۰ راه يابد. او كالج را با به يادگار گذاشتن يك اثر رنگ و روغن به نام «ماهيگير در دريا» ترك كرد. اين اثر تقريبا هر سال تا پايان عمر «ترنر» در كالج سلطنتى هنر به معرض ديد عموم گذاشته شد. «ترنر» در ادامه، سفرى دوره اى را در سرتاسر اروپا آغاز كرد. بازديد از موزه لوور و شهر ونيز، افق تازه اى را در ثبت مناظر به وى بخشيد. ماحصل اين جهانگردى هنرى، نقاشى هايى است كه امروزه، موزه ملى لندن، موزه تيت و موزه هنر سينسيناتى به داشتن آنها مفتخرند. «ترنر» در زندگى خصوصى اش دوستان نزديك اندكى داشت. مى توان گفت كه نزديكترين يارش پدرش بود كه به مدت سى سال با پسر نقاشش در استوديو هنرى او زندگى كرد. مرگ پدرش تأثير عميقى بر روحيه وى گذاشت و بسيار افسرده شد. او هيچ گاه ازدواج نكرد و نقاشى تنها دغدغه زندگى اش بود. نقل است كه آخرين جمله اى كه پيش از مرگ بر زبان آورد اين بود: «روشنايى، خداست». از اين هنرمند منظره ساز، ثروت زيادى به جاى نماند. با اينحال وصيت كرد كه هر آنچه از وى باقى مى ماند را براى خدمت به هنرمندان نيازمند صرف نمايند. بخش كوچكى از ثروت او به آكادمى سلطنتى هنر اهدا شد و به وسيله آن جايزه هنرى «ترنر» براى تشويق دانشجويان هنر اين كالج راه اندازى شد. بخش اعظمى از آثارش به موزه تيت اهدا و مابقى آن در موزه اى به نام «ترنر» در آمريكا و ديگر مراكز هنرى اروپا نگهدارى مى شوند.
|