|
آشتى ارمنستان- تركيه و بازى هاى جديد منطقه اى
|
|
|
در خصوص رابطه تركيه و ارمنستان افق نسبتا روشنى به چشم مى آيد. در ابتدا بايد به اين نكته توجه كنيم كه تمام اين تغييرها در سياست خارجى آنكارا در قالب آن چرخش كلى و تغيير استراتژيك كلى تركيه در نگاه اين كشور به همسايه ها است كه در واقع اين كشور نگاه به شرق را آغاز كرده است. تركيه فعلى تركيه اى است كه به اين نتيجه رسيده كه هدف گذارى هاى سابق دولت براى امروز پاسخگوى نيازهاى استراتژيك آنها نيست و آنها بايد نگاه جديدى داشته باشند. به گزارش ديپلماسى ايران، در قالب اين نگاه برخى از سنت هاى سياست هاى خارجى تركيه هم ممكن است شكسته شود. يكى از اين سنت ها بدبينى و در واقع نگاه همراه با ترديدى بود كه به اتحاد روسيه و ايران در آسياى ميانه و قفقاز تا به امروز داشت. تركيه مى خواهد به ايران نزديك تر باشد همانطور كه تمايل زيادى هم به اين مسئله در بالاتر رفتن سطح معادلات تجارى و روابط در حوزه انرژى نشان مى دهند. پيش بينى مى شود كه بحران هايى در زمينه انرژى در دنيا به وجود بيايد كه آنها سعى مى كنند جايگزينى براى اين مسئله پيدا كنند بنابراين نزديكى به ايران به نفعشان خواهد بود. موضوع ارمنستان و درگيرى قره باغ و مناقشه اى كه بين ارمنستان و آذربايجان وجود دارد، موضوعى است كه ريشه هاى جغرافيايى و فرهنگى دارد. به اندازه كافى هم دليل براى ادامه اين درگيرى وجود دارد. اما طرفين اين مناقشه خودشان اجزايى هستند از ساختار بزرگ تر منطقه اى و از اين رو جاى تعجبى نيست كه آذربايجان و ارمنستان هم در سايه بحران بين المللى اقتصادى در سطح جهان و در سطح منطقه اى با توجه به نگرانى ها و ترديدهايى كه وجود دارد، مسئله قره باغ را تحت الشعاع قرار دهند و كمتر به آن بپردازند چرا كه منافع بزرگترى در اين منطقه دارند. ايران و روسيه هر دو از چرخش تركيه در سياست خارجى استقبال كرده اند، بنابراين قطعا گسترش منافع تركيه در قفقاز و آسياى ميانه فعلا با مخالفتى از سوى اين دو قدرت منطقه اى روبه رو نخواهد شد و از تركيه استقبال مى شود كه منافعش را هماهنگ با ايران و روسيه در منطقه دنبال كند. همچنين از تركيه استقبال مى شود كه در مناقشه قره باغ نقشى را كه هميشه براى فشار به ارامنه داشته ادامه دهد. در واقع تركيه همواره از اين به عنوان اهرمى در مقابل ارامنه استفاده مى كند. هر كجا كه لابى هاى ارامنه در غرب موضوع كشتار ارامنه يا مسائل فرهنگى ديگر را بالا مى آوردند و روى آن تاكيد مى كردند، ترك ها با استفاده از مناقشه قره باغ به نوعى به ارمنستان فشار مى آورند. مشكل قره باغ در واقع يك مشكل ژئوپليتيك است. امروز آذربايجان هم با توجه به اينكه دولتش از ثبات لازم برخوردار نيست احتياج به حمايت همسايه ها دارد و به همكارى نزديك تر ايران و روسيه متمايل است. در عين حال نقش آمريكا به عنوان يك متحد قابل اطمينان در منطقه كمى كمرنگ شده است. اين از آن جهت نيست كه آمريكا ضعيف تر است بلكه آمريكا گرفتار تر از گذشته هم است. از طرف ديگر بحث اسرائيل و جنگ در غزه سبب شد كه مقدارى جانبدارى از بلوك غرب اگر بتوانيم دوباره از ادبيات جنگ سرد اين اصطلاح را قرض بگيريم و همداستانى با اينها در منطقه مشكل تر شده است. اسرائيل در واقع مشروعيت اين بلوك را زير سئوال برده و تركيه هم به دليل ساختار جمعيتى و منافع ملى خود پذيرفته كه حداقل بى طرف و حداكثر هم گروه و همراه با كشورهاى منطقه و همسايه ها باشد. اين مسائل رابطه با ارمنستان را هم تحت الشعاع قرار مى دهد. البته ارمنستان از لحاظ اقتصادى اهميت خاصى براى هيچكدام از كشورهاى اطراف ندارد. ارمنستان بازار بسيار كوچكى است كه از توليدات كشورهاى مختلفى مانند ايران و روسيه و به طور غير قانونى كشورهاى ديگر مانند تركيه و چين بهره مى گيرد. صنعت خاصى ندارد و جمعيت كمى دارد و بودجه واردات آن از طرف دولت محدود است. بنابراين بحث اقتصادى در رابطه بين ارمنستان و تركيه براى تركيه از اهميت چندانى برخوردار نيست و بيشتر يك بحث سمبليك است. البته تركيه نشان داده است كه اين چرخش يك چرخش واقعى در سياست خارجى است و به دنبال اين بوده كه مسائل خردش را در سياست خارجى كم كند و طرح هاى كلان خود را پيش ببرد. به نظر من تركيه يكى از اولين كشورهايى بود كه با هشيارى به بحران اقتصادى پاسخ داد و بسيار از كشورهاى منطقه منتظر ماندند تا ببينند بحران اقتصادى به كدام سو مى رود. اما از آنجا كه تركيه از منابع طبيعى زيادى برخوردار نيست و درآمدش بسيار وابسته به اقتصاد بين المللى است، با يك هشيارى و واكنش سريع نسبت به اين مسأله منحصر به فرد برخورد كرد. بنابراين فكر مى كنم اگر بحران به همين صورت ادامه پيدا كند، تركيه سنت شكنى هاى ديگرى خواهد كرد و نزديك شدن به ارمنستان و دورى بيشتر با آمريكا و اسرائيل هم جاى تعجب زيادى نخواهد داشت. از طرفى آذربايجان نسبت به رابطه ارمنستان و تركيه عكس العمل نشان داده است چراكه سال ها است با ارمنستان مشكل دارند و با آن جمعيت كم و مقدار نفت زيادى كه دارد، قطعا تحت فشار كمترى نسبت به تركيه است، بنابراين همچنان به بحث ها نگاه ايدئولوژيك و احساسى خود را خواهد داشت. اينكه چرخش بزرگترى انجام بگيرد يا بحث شيعه و سنى مطرح شود، نخواهد بود. مادامى كه ايران و تركيه روابط حداقل دوستانه و بر اساس تفاهم متقابل داشته باشند، آذربايجان نمى تواند جبهه سختى نسبت به ايران و تركيه اتخاذ كند. از نظر امنيت منطقه اى همه كشورها به دنبال اين هستند كه با يكى از ائتلاف هاى موجود در منطقه خودشان روابط خوبى داشته باشند، بنابراين تركيه، روسيه و ايران اگر به يكديگر نزديك تر شوند، كنارگذاشتن آنها براى آذربايجان سخت تر خواهد بود. ضمن اينكه مسأله قره باغ مى تواند به نوعى از طريق ديپلماتيك به حالت انجماد درآيد و كنار گذاشته شود. از اين رو آذرى ها در ابتدا اين حركات را نشان مى دهند و اگر به اندازه كافى منافع براى تركيه وجود داشته باشد، آن زمان اين تصميم ژئواستراتژيك آذربايجان خواهد بود كه مى خواهد روابطش را ادامه دهد يا نه؟ من فكر مى كنم كه روابط خود را ادامه خواهد داد چراكه به هر صورت مشتركات زيادى از لحاظ زبانى و مذهبى وجود دارد و حضور قدرتمند ترك ها در آسياى ميانه و در مسير خط لوله هاى نفت و گازى كه قرار است در آنجا احداث شود بسيار مشهود است، لذا اشتراكات خيلى بيشتر از نقاط اختلاف است. بنابراين نمى توان بر روى واكنش هاى آذربايجان در حال حاضر حساب كرد. بايد منتظر ماند و ديد كه راه حل هايى كه براى منطقه قره باغ پيشنهاد مى شود و نقشى كه آنها مى خواهند بازى كنند، چيست. به نوعى هر دو كشور از اين موضوع خسته شده اند و درگيرى دراز مدتى بوده است كه به جنگى با واسطه بين غرب و آذربايجان و روسيه و ارمنستان تبديل شده است.
|