نسخه
PDF
شماره ۵۸۷۴ - ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ - - ۱۶ مى ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
بازگشت پنتاگون به ازبكستان
119610.jpg
ايراس: از سرگيرى مجدد روابط دوستانه «تاشكند واشنگتن»، امكاناتى را در اختيار ارتش آمريكا قرار مى دهد تا به تجاوزات خود در خاك افغانستان و پاكستان شدت بيشترى بخشد كه برخى ها معتقدند اين رويداد حاكى از كم رنگ شدن نفوذ روسيه در آسياى مركزى است. «اسلام كريم وف » روز ۲۱ ارديبهشت اعلام كرد كه فرودگاه حمل و نقل در شهر نوايى براى انتقال تداركات ناتو براى پشتيبانى از نيروهاى ائتلاف در افغانستان مورد استفاده قرار گرفته است. اين اعلام رئيس جمهورى ازبكستان همزمان با سفر «لى مون بك »، رئيس جمهورى كره جنوبى به تاشكند صورت گرفت. كره جنوبى سرپرستى و همكارى در بازسازى گسترده فرودگاه نوايى را بر عهده دارد، اين فرودگاه پس از بازسازى به فرودگاهى بارى در كلاس جهانى تبديل خواهد شد. مشاركت كره جنوبى در پروژه بزرگ بازسازى و توسعه فرودگاه حمل و نقل هوايى، زمينه هاى از سرگيرى روابط استراتژيك بين آمريكا و ازبكستان را فراهم مى سازد و همچنين تلاش هاى ديپلماتيك آمريكا در طول بيش از يك سال گذشته براى ترميم روابط با ازبكستان را تقويت مى كند. پس از فاجعه كشتار دسته جمعى مردم شهر «انديجان » در سال ،۲۰۰۵ كه به دست پليس ازبكستان و تحريك و دخالت سازمان هاى آمريكايى بوقوع پيوست، روابط گرم و صميمى بين دو كشور به يك باره از هم پاشيد و ارتش آمريكا مجبور شد پايگاه هوايى خان آباد ازبكستان را ترك كند. توافقات به عمل آمده بين ازبكستان و كره جنوبى از جمله پروژه فرودگاه نوايى، اين توانايى را به كريم وف خواهد داد تا از فشارهاى مسكو براى پرهيز از برقرارى روابط دوستانه با واشنگتن، دور بماند. در عين حال واشنگتن در انتظار پايگاه هوايى حمل و نقل است كه بتواند قسمت اعظم تجهيزات نظامى مستقر در پايگاه هوايى ماناس قرقيزستان را در خود جاى دهد. بر اساس تصميم دولت قرقيزستان و ابلاغ آن به دولت آمريكا، نظاميان آمريكايى بايد تا ۲۷ مرداد ۱۳۸۸ پايگاه هوايى ماناس را تخليه كنند. كريم وف و لى مون بك متوجه اين نكته بودند تا اعلام بازسازى فرودگاه حمل و نقل هوايى نوايى، جنبه اقتصادى به خود بگيرد و نه استراتژيكى. هدف اصلى از سفر رئيس جمهورى كره جنبى به تاشكند ارتقاى تجارى و بازرگانى ذكر شده است. لى مون بك در تاشكند تاكيد كرد: بازسازى امكانات فرودگاه نوايى بخش مهمى از ايجاد يك «جاده ابريشم » است كه آسياى شرقى و اروپاى غربى را بهم متصل مى سازد. يك سخنگوى سفارت آمريكا در تاشكند نيز در مصاحبه اى با پايگاه خبرى «اوراسيا نت » تاكيد كرده است اين معامله ترانزيتى، صرفا جنبه تجارتى دارد. اگر چه قرارداد بازسازى فرودگاه حمل و نقل نوايى ظاهرا بين مقامات دولتى و تجارتى ازبكستان و كره جنوبى بسته شده است، اما به نظر مى رسد كه ارتش آمريكا در انعقاد آن دست داشته است. به نوشته اوراسيانت، برپايه سندى كه به دست آمده است، فرماندهى حمل و نقل ارتش آمريكا در اواخر سال ۲۰۰۸ راههاى ايجاد يك شبكه پشتيبانى در ازبكستان را براى استقرار محموله هاى ارسالى از مسير شمالى بررسى كرده است. به نظر مى رسد در اين ارتباط سازمان هواپيمايى كره طرحى را پيشنهاد كرده كه توافقات فرودگاه نوايى در آن وجود دارد. سازمان هواپيمايى كره تأكيد دارد كه محور نوايى مى تواند مشكل ارسال و حمل و نقل كالاهاى مورد نياز نيروهاى آمريكايى در افغانستان را حل كند. در اين سند همچنين آمده است تا محموله هاى ارسالى از مبادى اروپايى و آمريكا را جابجا كند. محموله هاى ارسالى از فراز اقيانوس آرام، توسط هواپيماهاى حمل و نقل بوئينگ ۷۴۷ و ۴۰۰ كره حمل خواهند شد و كالاهايى كه نيازمند ارسال هوايى از اروپاى شمالى است، توسط خطوط هوايى ازبكستان و هواپيماهاى ايرباس ۶۰۰- ۳۰۰ و يا ايلوشين ۷۶ از نوايى به افغانستان حمل مى شوند. بر پايه گزارشات از اواخر ماه آوريل خطوط هوايى ازبكستان و هواپيماهاى ايرباس ۶۰۰- ۳۰۰ به اجاره سازمان هواپيمايى كره درآمده اند. هواپيمايى كره اعلام كرد اين مسير مى تواند پشتيبانى هاى غير نظامى را از اروپا به شهر قندهار (در جنوب افغانستان) در مدت زمان ۱۱‎/۵ ساعت و از ساحل شرقى آمريكا به پايگاه هوايى بگرام در مدت زمان ۲۵‎/۵ ساعت انتقال دهد. به نوشته مطبوعات ازبكستان فرودگاه حمل و نقل نوايى پس از نوسازى قابليت پذيرش و جابجايى ۳۰۰ تن كالا را در هر روز خواهد داشت. بنابراين اگر چه حضور نظامى مجدد آمريكا در ازبكستان كه در زير چتر شركت هاى ازبكى - كره اى خود را پنهان كرده است، از ديد روس ها دور نمى ماند؛ اما ظاهراظ كارى هم از دست آنها ساخته نيست.
نشست مشكوك پراگ
119592.jpg
سران اتحاديه اروپا و بعضى كشورهاى حوزه شوروى سابق در پراگ جلسه برگزار كردند كه هدف آن، تشكيل گروه موسوم به «مشاركت شرقى» است. مدتى است كه لهستان، كشورهاى بالتيك و سوئد براى پيشبرد اين انديشه تلاش زيادى را در دستور كار قرا داده اند. سوئدى ها هنوز نمى توانند دوره اى را فراموش كنند كه سوئد قدرت بزرگ اروپايى بود و در حوزه درياى بالتيك و در اروپاى شرقى فرمانروايى مى كرد. البته، كارل دوازدهم كه از پتر اول شكست خورد، همه چيز را خراب كرد. اما در دوره پس از فروپاشى شوروى برنامه هاى بازگشت به دوره درخشان گذشته مجدد در سوئد و لهستان بروز يافته  اند. آن ها در پى آنند تا خلائى را كه گويا ايجاد شد، را پر كنند. آلمان نيز سعى مى كند وارد اين فضاى جغرافيايى شود. هرچند اين كشور برنامه هاى خود را به نحوى پوشيده پى گيرى مى كند، اما جديت آن در اين زمينه نسبت به ساير كشورها بيشتر است. انديشه «مشاركت شرقى» ابتدا به عنوان سازوكار جايگزينى به جاى روسيه در در فضاى پساشوروى و توسعه روابط اقتصادى و سياسى با كشورهاى اين حوزه مطرح شده بود. در واقع، كشورهاى مبتكر به دنبال آنند تا از اتحاديه اروپا به عنوان اسب تروا ى ناتو استفاده كنند كه بعد از ماجراجويى ناموفق در قفقاز نتوانسته است، برنامه گسترش خود به شرق را پى گيرى كند. چندى پيش آنگلا مركل، صدر اعظم آلمان اعتراف كرد كه اتحاديه اروپا و ناتو، روى ديگر همان سياست آتلانتيكى ايالات متحده و متحدان آمريكا مى باشند. اين امر در بيانيه مشترك اخير ناتو در پايان نشست استراسبورگ نيز منعكس شد. در اين سند آمده است كه هر دو بلوك شريك ارزش ها و منافع راهبردى يكديگر هستند و برآنند تا براى تحصيل بهينه تر به اهداف، مشاركت راهبردى خود را اصلاح كنند. با اين ملاحظه، نشست پراگ يكى از سازوكارهاى ارتقاء كارآيى اين سياست فرض مى شود. در حال حاضر در تفاسير زيادى در اين باب ابراز مى شود كه در شرايط بحران مالى جهانى جنبه هاى سياسى و راهبردى تشكيل «مشاركت شرقى» به كنارى نهاده شده و جاى خود را به جنبه اقتصادى داده است. در اين ديدگاه اين گونه ادعا مى شود كه كشورهاى حوزه شوروى (نامزدهاى الحاق به طرح «مشاركت شرقى») كه با بحران اقتصادى مواجه هستند، به كمك فورى غرب احتياج دارند و به همين لحاظ ادعا مى شود كه جنبه سياسى اين برنامه از اهميت كمترى برخوردار است. به عنوان مثال، چندى پيش فرانك والتر اشتاين ماير، وزير امور خارجه آلمان به اكراين سفر كرد و در پايان اين سفر با ناراحتى اظهار داشت كه اوضاع اكراين روز به روز در حال بدتر شدن است. فعاليت نهادهاى عالى قدرت فلج شده و در شرايط تشديد تنش ميان كيف و مسكو، از هم گسيختگى و واگرايى در محافل حاكم بر اكراين در حال افزايش است. اتحاديه اروپا و ناتو همچنين نگران وخيم شدن اوضاع مولداوى هستند. شورشى كه چندى پيش در اين كشور رخ داد، شكست خورد و در حال حاضر بازداشت عوامل تظاهرات وسيع ضد دولتى آغاز شده است. در اين بين، دولت مولداوى به مخالفت شديد با رومانى پرداخته و اين كشور را متهم به دخالت در امور داخلى خود مى كند و از سوى ديگر به مسكو با چشم دوستى مى نگرد. به گزارش ايراس، به اين اعتبار، به نظر مى رسد كه اروپا دلايل كافى براى ابراز نگرانى در خصوص مرزهاى شرقى خود دارد. واشنگتن هم به اتحاديه اروپا توصيه مى كند كه به كشورهاى اروپاى شرقى توجه بيشترى كند، تا از چرخش اين كشورها به سمت روسيه جلوگيرى به عمل آيد. آمريكايى ها از اين وضعيت رضايت ندارند، طى آن كه در شرايط بحران اقتصادى، قدرتهاى اصلى اروپايى مانند آلمان، فرانسه و ايتاليا، مانند لاك پشت زير «لاك ملى» خود جمع شده و از پرداخت كمك به اعضاى جديد اتحاديه اروپا و ناتو خوددارى مى كنند. اين تغيير سياست كشورهاى غرب اثرات فورى خود را نشان داده است. هرچند كشورهاى اروپاى شرقى در مراحل پيوستن به بلوك  غربى شاهد پويايى دموكراتيك و اقتصادى بودند، اما با گذشت زمان زير فشار قرار گرفتند، زيرا فقط پيش از اين تنها از محل كمك هاى دريافت شده توسعه خود را ادامه مى دادند. در اين فضا، دولت هاى مجارستان و چك سقوط كردند، ناآرامى ها در لتونى شروع شد و ساير كشورهاى بالتيك احساس آرامش نمى كنند. بلغارستان بعد از محروم شدن از كمك هاى مالى اتحاديه اروپا رفتار«نامتناسبى» از خود نشان داد. به نظر مى رسد، مشابه اين روندها (اما با شدت بسيار بيشتر) مى توانند در جمهورى هاى شوروى سابق نيز توسعه يابند. با همين ملاحظه و به تبع اين نگرانى است كه غرب در صدد اتخاذ اقدامات فورى بر آمده است. دستور رسمى نشست پراگ بررسى تأثير بحران مالى جهانى بر كشورهاى اروپاى شرقى بود. مفسران خاطرنشان مى كنند كه اتحاديه اروپا طى سال هاى اخير بيش از حد به خاور ميانه توجه كرده، در حالى كه از اين منطقه منافع خاصى دريافت نمى كند. با اين ملاحظه، آنها بر اين مهم تأكيد مى كنند كه عطف توجهات به كشورهاى اروپاى شرقى و شوروى سابق واجد ضرورت هاى بيشترى است. با اين وجود، اتحاديه اروپا نمى خواهد به صورت آشكار اين سياست را دنبال كند، تا از اين طريق مبادا روابط آن با روسيه تيره تر از وضعيت فعلى شود. اروپا اميدوار است كه با روسيه توافقنامه جديدى منعقد كند كه دسترسى به منابع طبيعى روسى را آسان تر سازد. در اين شرايط فعال كردن هر چه بيشتر سياست روسيه نسبت به جمهورى هاى شوروى سابق كه منطقه منافع حياتى اين كشور را تشكيل نمى دهند، تنها مسير درست سياسى براى تحصيل منافع مسكو است. وضعيت سياسى، امنيتى و اقتصادى جارى نيز بستر مناسب توسعه اين سياست را فرآهم آورده و التفات به اين مهم نيز بايد صورت گيرد كه در صورت از دست رفتن فرصت، اعاده مواضع از دست رفته روسيه در كشورهاى هدف برنامه «مشاركت شرقى» به مراتب دشوار تر خواهد شد.