نسخه
PDF
شماره ۵۸۸۳ - ۵ خرداد ۱۳۸۸ - - ۲۶ مى ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
نگاهى به بحران هاى عظيم جهانى
كره جنوبى واسطه حضور آمريكا در ازبكستان
120288.jpg
از سرگيرى مجدد روابط دوستانه «تاشكند-واشنگتن»، امكاناتى را در اختيار ارتش آمريكا قرار مى دهد تا به حملات خود در خاك افغانستان و پاكستان شدت بيشترى بخشد كه برخى ها معتقدند اين رويداد حاكى از كمرنگ شدن نفوذ روسيه در آسياى مركزى است. «اسلام كريم وف » اعلام كرد كه فرودگاه حمل و نقل در شهر نوايى براى انتقال تداركات ناتو براى پشتيبانى از نيروهاى ائتلاف در افغانستان مورد استفاده قرار گرفته است. اين اعلام رئيس جمهورى ازبكستان همزمان با سفر «لى مون بك »، رئيس جمهورى كره جنوبى به تاشكند صورت گرفت. كره جنوبى سرپرستى و همكارى در بازسازى گسترده فرودگاه نوايى را بر عهده دارد، اين فرودگاه پس از بازسارى به فرودگاهى بارى در كلاس جهانى تبديل خواهد شد. به گزارش ايراس مشاركت كره جنوبى در پروژه بزرگ بازسازى و توسعه فرودگاه حمل و نقل هوايى، زمينه هاى از سرگيرى روابط استراتژيك بين آمريكا و ازبكستان را فراهم مى سازد و همچنين تلاش هاى ديپلماتيك آمريكا در طول بيش از يك سال گذشته براى ترميم روابط با ازبكستان را تقويت مى كند. پس از فاجعه كشتار دسته جمعى مردم شهر «انديجان » در سال ،۲۰۰۵ كه به دست پليس ازبكستان و تحريك و دخالت سازمان هاى آمريكايى بوقوع پيوست، روابط گرم و صميمى بين دو كشور به يك باره از هم پاشيد و ارتش آمريكا مجبور شد پايگاه هوايى خان آباد ازبكستان را ترك كند. توافقات به عمل آمده بين ازبكستان و كره جنوبى از جمله پروژه فرودگاه نوايى، اين توانايى را به كريم وف خواهد داد تا از فشارهاى مسكو براى پرهيز از برقرارى روابط دوستانه با واشنگتن، دور بماند. در عين حال واشنگتن در انتظار پايگاه هوايى حمل و نقل است كه بتواند قسمت اعظم تجهيزات نظامى مستقر در پايگاه هوايى ماناس قرقيزستان را در خود جاى دهد. بر اساس تصميم دولت قرقيزستان و ابلاغ آن به دولت آمريكا، نظاميان آمريكايى بايد تا ۲۷ مرداد ۱۳۸۸ پايگاه هوايى ماناس را تخليه كنند. كريم وف و لى مون بك متوجه اين نكته بودند تا اعلام بازسازى فرودگاه حمل و نقل هوايى نوايى، جنبه اقتصادى به خود بگيرد و نه استراتژيكى. هدف اصلى از سفر رئيس جمهورى كره جنبى به تاشكند ارتقاى تجارى و بازرگانى ذكر شده است. لى مون بك در تاشكند تاكيد كرد: بازسازى امكانات فرودگاه نوايى بخش مهمى از ايجاد يك «جاده ابريشم » است كه آسياى شرقى و اروپاى غربى را بهم متصل مى سازد. يك سخنگوى سفارت آمريكا در تاشكند نيز در مصاحبه اى با پايگاه خبرى «اوراسيا نت » تاكيد كرده است اين معامله ترانزيتى، صرفا جنبه تجارتى دارد. اگر چه قرارداد بازسازى فرودگاه حمل و نقل نوايى ظاهراً بين مقامات دولتى و تجارتى ازبكستان و كره جنوبى بسته شده است، اما به نظر مى رسد كه ارتش آمريكا در انعقاد آن دست داشته است. به نوشته اوراسيانت، برپايه سندى كه به دست آمده است، فرماندهى حمل و نقل ارتش آمريكا در اواخر سال ۲۰۰۸ راههاى ايجاد يك شبكه پشتيبانى در ازبكستان را براى استقرار محموله هاى ارسالى از مسير شمالى را بررسى كرده است. به نظر مى رسد در اين ارتباط سازمان هواپيمايى كره طرحى را پيشنهاد كرده كه توافقات فرودگاه نوايى در آن وجود دارد. سازمان هواپيمايى كره تأكيد دارد كه محور نوايى مى تواند مشكل ارسال و حمل و نقل كالاهاى مورد نياز نيروهاى آمريكايى در افغانستان را حل كند. در اين سند همچنين آمده است تا محموله هاى ارسالى از مبادى اروپايى و آمريكا را جابجا كند. محموله هاى ارسالى از فراز اقيانوس آرام، توسط هواپيماهاى حمل و نقل بوئينگ ۷۴۷ و ۴۰۰ كره حمل خواهند شد و كالاهايى كه نيازمند ارسال هوايى از اروپاى شمالى است، توسط خطوط هوايى ازبكستان و هواپيماهاى ايرباس ۶۰۰- ۳۰۰ و يا ايلوشين ۷۶ از نوايى به افغانستان حمل مى شوند. بر پايه گزارشات از اواخر ماه آوريل خطوط هوايى ازبكستان و هواپيماهاى ايرباس ۶۰۰- ۳۰۰ به اجاره سازمان هواپيمايى كره درآمده اند. هواپيمايى كره اعلام كرد اين مسير مى تواند پشتيبانى هاى غير نظامى را از اروپا به شهر قندهار (در جنوب افغانستان) در مدت زمان ۱۱‎/۵ ساعت و از ساحل شرقى آمريكا به پايگاه هوايى بگرام در مدت زمان ۲۵‎/۵ ساعت انتقال دهد. به نوشته مطبوعات ازبكستان فرودگاه حمل و نقل نوايى پس از نوسازى قابليت پذيرش و جابجايى ۳۰۰ تن كالا را در هر روز خواهد داشت. بنابراين اگر چه حضور نظامى مجدد آمريكا در ازبكستان كه در زير چتر شركت هاى ازبكى - كره اى خود را پنهان كرده است، از ديد روس ها دور نمى ماند؛ اما ظاهراً كارى هم از دست آنها ساخته نيست.
نگاهى به بحران هاى عظيم جهانى
قوى سياه فرود مى آيد
120285.jpg
در بحران جهانى اقتصاد، قوى سياه به سمبلى براى غيرممكن هايى كه ممكن مى شوند تبديل شده است و جهان را وارونه كرده است. امسال درحالى كه يك قوى سياه در دامن پرورانده ايم بايد انتظار افزايش تعداد آنها را نيز داشته باشيم. به گزارش ديپلماسى ايران به عنوان مثال، ماه نوامبر بيستمين سالگرد فروپاشى ديوار برلين است. شب ۹ نوامبر سال ،۱۹۸۹ به عنوان آغازى براى پايان امپراتورى اتحاد جماهير شوروى و در عين حال جهان دوقطبى در تاريخ ثبت شده است كه براى ۵ دهه اروپا و آلمان را از يكديگر جدا كرده بود. يكسال پيش از وقوع اين حادثه برخى از احتمال وقوع آن سخن گفته بودند. اين اتفاق افتاد و جهان يك شبه تغيير كرد. پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و جهان دوقطبى، نظام سرمايه دارى غربى با رهبرى تنها يك قدرت جهانى، يعنى آمريكا پيروز شد و اين كشور توانست سلطنت خود را در امور سياسى و حتى اقتصاد جهانى گسترش دهد و هيچ چيز و هيچ كس نتوانست در مقابل اين پيروزى قدعلم كند...تا روز ۱۵ سپتامبر سال ،۲۰۰۸ روزى كه برادران ليمن اعلام ورشكستگى كردند و سيستم مالى جهان رو به افول گذاشت. در حالى كه جهان پريشان تلاش مى كند تا از اين بحران اقتصادى كه گريبانش را گرفته با كمترين ضرر بيرون بيايد، دومين قوى سياه وارد صحنه مى شود: قويى به نام بحران تغييرات آب و هوايى. به نظر مى رسد كه اين بخشى از طبيعت انسان ها است كه به طور عمدى بحران هاى بزرگ را منكر مى شوند يا آن را كم اهميت جلوه مى دهد. امروز از دو جمله «غير ممكن است» و يا اينكه «به اين بدى نيز نخواهد بود» استفاده مى كنيم تا از شدت اين بحران ها بكاهيم. و ما از حوادث گذشته درس نمى گيريم تا زمانى كه اين قوى سياه دوباره به صحنه زندگى بازگشت بتوانيم با آن مقابله كنيم. با وجود آنكه نسل امروز دو بحران غير منتظره را در ۲۰ سال گذشته تجربه كرده است، در مقابل بحران آب و هوايى جهان همچنان سكوت اختيار مى كند. اما در واقع با ارتباط دادن بحران آب و هوا و بحران اقتصادى مى توانيم راه حلى براى هردوى مشكلات امروز جهان پيدا كنيم. راه حل مقابله با بحران آب و هوايى كاملا مشخص است. پول و تكنولوژى لازم براى مقابله با چنين بحرانى آماده است، حتى اگر چنين نباشد دسترسى به آنها چندان مشكل نيست و مى توانيم به راحتى به آنها برسيم. خلأيى كه وجود دارد در ديدگاه استراتژيك و عملكرد قاطعانه سياستمداران اصلى جهان است. در خصوص بحران اقتصادى هم، كمك هاى مالى و انگيزش لازم در چارچوب كمك هاى دلارى، يوروين و يوآن براى مقابله با اين بحران در نظر گرفته شده است. اما تا زمانى كه ريشه هاى اصلى اين بحران بى گناه اعلام شوند اين كمك ها تنها در حد پنهان كردن شكست و برقرارى يك ثبات نسبى موثر واقع مى شوند. اصلاح واقعى اقتصاد تنها پس از جنگ جهانى دوم و جنگ سردى طولانى اتفاق افتاد و اين خبر بسيار بدى است. امروز جهان به جاى آنكه بخواهد به جنگ ديگرى براى مقابله و اصلاح اقتصاد تكيه كند بايد عليه بحران آب و هوايى وارد جنگ شود، چراكه جهانى سازى ادامه دارد و اين روند به طور فزاينده اى آب و هواى جهان را تهديد مى كند. در سال ،۱۹۹۲ بيش از ۲ ميليارد نفر در روى كره زمين زندگى مى كردند. امروز تعداد انسان ها به ۶‎/۷ ميليارد نفر رسيده است و پيش بينى مى شود كه تا سال ۲۰۵۰ ، ۹ ميليارد نفر ساكن كره زمين باشند. تمام اينها با وجود جهانى سازى و تكنولوژى هاى ارتباطى خواهان استانداردهاى مشتركى از زندگى هستند كه همين امر سبب تخريب بيش از حد اكوسيستم جهانى مى شود. ديگر اينكه از زغال سنگ و يا انرژى هسته اى استفاده كنيم مطرح نيست: بدون تغيير در تبديل انرژى ها نمى توانيم پاسخى به نيازهاى انرژى جهانى بدهيم. البته از خطراتى مانند يك چرنويل جديد مى گذريم. اين مسير جهان را به كجا خواهد كشاند؟ امروز چين، برنامه هاى جاه طلبانه انرژى هسته اى خود را گسترش مى دهد. قوى سياه بحران آب و هوايى آماده فرود آمدن است. براى مبارزه با بحران آب و هوا تنها نيازمند يك انقلاب سبز در اقتصاد جهانى- پروژه اصلى قرن بيست و يكم- هستيم. تنها كشورهاى صنعتى اروپايى، امريكايى و ژاپن مى توانند به توسعه اين مسأله بپردازند. اما براى اين انقلاب سبز بايد بيش از پول خرج كردن كارانجام داد، بايد قوانين و استانداردها را در نظارت سياسى و تكنولوژى هاى جديد و توليدات و بازارهاى جديد پياده كرد. اين به معناى فرصت هاى اقتصادى جديد است. امسال، قرارداد آب و هوايى جديدى در كوپنهاگ مورد مذاكره قرار مى گيرد تا جايگزين پيمان كيوتو شود. اين آخرين فرصت موثر براى مقابله با فرودآمدن قوى سياه است. اما بايد اين مسأله را درك كنيم كه كوپنهاگ همچنين شانس بزرگى براى زنده كردن دوباره اقتصاد جهانى است. تمام قدرت هاى قرن بيست و يكم بايد موفقيت در كوپنهاگ را بخشى از مسئوليت جهانى خود بدانند. در اين موقعيت، برخلاف اجلاس جى ۲۰ در لندن بايد درست انجام وظيفه كنند، تا هم بتوانند از آب و هوا محافظت كنند و هم بتوانند اقتصاد جهانى را جانى دوباره ببخشند.
اندونزى ميزبان هيأت رسانه اى ايران
120270.jpg
همه ساله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى سفرهايى را براى هيأت هاى رسانه اى ايران طراحى مى كند تا روزنامه نگاران ايرانى با ساختار و كاركرد رسانه هاى ديگر كشور ها آشنا شده و از اين طريق گامى در جهت ارتقاى كيفى مطبوعات برداشته و يا حركتى به سوى تبادل اطلاعات و دوستى بين مطبوعات ايران با ساير كشورها به وجود آيد.
ورود به جاكارتا
سفر ما سه شنبه ۱۵ ارديبهشت آغاز شد، اما به اين دليل كه ايران به اندونزى پرواز مستقيم نداشت ساعت ۱۷ روز چهارشنبه ۱۶ ارديبهشت به وقت محلى به جاكارتا رسيديم. شلوغى فرودگاه ما را به ياد تهران انداخته بود، گويى تنها زبان مردم را متوجه نمى شويم ولى فضاى شلوغ با مردمى ساده و خونگرم اثرى از غربت نداشت. اين فضاى آشنا به جاده ها و خيابانهاى جاكارتا هم تسرى پيدا كرد. ترافيك مسير ۴۰ كيلومترى فرودگاه تا شهر جاكارتا به حدى بود كه خودروى ما اين راه را دو ساعته پيمود تا به هتل رسيديم. شب هنگام به همراه يكى از اعضاى گروه تصميم گرفتيم تا سرى به مركز شهر بزنيم و علاوه بر بازديدهاى رسمى كه داشتيم با وضعيت مردم عادى هم آشنا شويم. آن شب جاكارتا را شهرى فرو رفته در تاريكى ديديم، دليل آن را كه جويا شديم قيمت گزاف برق در اندونزى را مطرح كردند، به همين علت فروشگاهها هم زود ترتعطيل مى كنند و پس از آنها نوبت به اغذيه فروشى هاى شبانه مى رسد كه بساط خود را پهن كنند، در گوشه و كنار خيابان ها دست فروشان به صورت غيربهداشتى براى مردم فقير غذاى ارزان قيمت طبخ مى كنند و نوازندگان دوره گرد در كنارشان به نواختن مى پردازند تا شايد پولى به دست آورند، هنوز چند ساعتى از ترافيك سنگين ماشينهاى گران قيمت نگذشته بود كه اين لايه از زندگى در جاكارتا خودش را نمايان ساخت.
*روز اول سفارت ايران
پنجشنبه صبح به سفارت ايران رفتيم تا با بهروز كمالوندى سفير جمهورى اسلامى ايران در جاكارتا ديدار كنيم و صحبت هاى وى را در مورد اندونزى و وضعيت رسانه هاى آن كشور بشنويم. وى پس از بحث در مورد نقش رسانه ها در ديپلماسى كشورى و جهانى به تاريخچه روابط كشور از قبل از انقلاب تاكنون و پتانسيل بالاى دو كشور براى توسعه روابط به ويژه در سطح اقتصادى و فرهنگى اشاره كرد و نقش رسانه ها را در گسترش اين روابط بسيار مهم دانست. كمالوندى همچنين از نگاه مثبت مردم اندونزى به ايران ياد كرد و آن را زمينه اى مناسب براى گسترش روابط عنوان كرد.
وزارت ارتباطات و فناورى اندونزى
برنامه بعدى ديدار با «اسوين ساسنكگو» دبيركل (مقامى معادل معاون وزير) وزارت ارتباطات و فناورى اندونزى در ساختمان آن وزارتخانه بود. ساسنكگو به همراه دو مشاورش با لباس غير رسمى به ديدار هيأت رسانه اى آمد (تمام مقامات رسمى و غير رسمى اندونزى با لباس غير رسمى و يا سنتى در جلسات حاضر مى شدند كه ناشى از گرماى هواى آن منطقه بود). وى ابتدا تاريخچه اى از شكل گيرى وزارتخانه متبوعش را بيان كرد و هدف و كاركرد آن را فراهم كردن امكانات و زيرساختها براى مطبوعات دانست و آمارى از رسانه هاى اين كشور را ارائه كرد. براساس آمار سال ،۲۰۰۸ بيش از هزار انتشاراتى در اندونزى وجود دارد و تاكنون ۲۰ ميليون نسخه كتاب چاپ كرده اند. همچنين حدود ۳۰۰ روزنامه، ۲۵۵ شبكه تلويزيونى و ۲۶۰۰ شبكه راديويى مشغول فعاليت هستند. دليل اين آمار بالاى آزادى تاسيس رسانه ها در اندونزى است. در اين كشور تنها دو سازمان زير مجموعه وزارت ارتباطات و فناورى به امر نظارت مشغولند؛ مجمع خبرنگاران اندونزى كه مسئول نظارت بر رسانه هاى مكتوب است و ديگرى كميسيون نظارت بر شبكه هاى اندونزى كه وظيفه نظارت بر برنامه هاى تلويزيونى را برعهده دارد، طبق گفته دبير كل وزارت ارتباطات در صورت بروز تخلف اين سازمانها به رسانه متخلف تذكر داده و اگر توجه نكند مراتب را به پليس گزارش مى دهند تا طبق قانون با آن برخورد كند، وى در ادامه گفت كه هيچ رسانه اى تا به حال به علت تخلف در اندونزى تعطيل نشده است. از سوى ديگر دولت در اين امر كنترل مطبوعات و رسانه ها هيچ دخالتى ندارد چرا كه مجمع خبرنگاران و كميسيون نظارت بر شبكه هاى تلويزيونى كه اعضاى آن از فعالين رسانه و اساتيد دانشگاه ها هستند به صورت كاملا مستقل بر محتويات رسانه ها نظارت مى كنند و دولت فقط زمينه و بودجه فعاليت آنها را فراهم مى كند. وى در ادامه از نفوذ رسانه هاى غربى در اين كشور ابراز نگرانى كرد و گفت: دولت اندونزى با توجه به دغدغه هاى خود در اين باره يك برنامه ملى دارد كه آن حمايت از رساندن اطلاعات درست به مردم است و اين امر از طريق شبكه ملى اندونزى و خبرگزارى ملى اندونزى انجام مى شود. ساسنكگو در ادامه به عدم تسلط رسانه هاى خارجى بر رسانه هاى اندونزى اشاره كرد و افزود طرفهاى خارجى كه متقاضى تاسيس شبكه در اندونزى هستند نمى توانند بيش از ۲۰ درصد از سهم شبكه هاى خصوصى را صاحب شوند. اين مقام اندونزيايى درباره روابط رسانه اى ايران و اندونزى گفت:در سال۱۹۹۱ توافق نامه اى بين دو كشور امضا شد كه درباره روابط رسانه ها در بخش هاى مختلف از روزنامه ها تا شبكه هاى تلويزيونى بود. اما هنوز به مر حله اجرا نرسيده و هر دو كشور در حال بازنگرى آن هستند تا به صورت كاربردى تر به امضا در آيد.
وزارت گردشگرى
ملاقات بعدى ما با دبير كل وزارت گردشگرى اندونزى بود. وى در آغاز سخن از سفرش به ايران ياد كرد و بازديد از جاذبه هاى گردشگرى ايران را به ياد ماندنى دانست و اندونزى را نيز صاحب جاذبه هاى فراوان براى گردشگران عنوان كرد. اين مقام مسئول در ادامه گفت: بيشترين ميزان جنگل ها در جهان بعد از برزيل در اختيار اندونزى است و از اين نظر كشورش را مى توان شش جهان ناميد، اين پتانسيل مى تواند به گسترش روابط گردشگرى بين دو كشور كمك كند. وى ادامه داد: متاسفانه روابط توريستى دو كشور كم است و رفت و آمد گردشگران بين ايران و اندونزى با توجه به پتانسيل بالاى دو كشور در حد مطلوب نيست.