|
|
|
|
|
به اعتقاد مديا كاشيگر، مترجم، نويسنده و شاعر؛
|
|
نادر برهانى مرند، نويسنده و كارگردان تئاتر:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
به اعتقاد مديا كاشيگر، مترجم، نويسنده و شاعر؛
دريافت روح متن لزوم يك ترجمه خوب است
|
|
|
مديا كاشيگر از مترجمان پيشكسوت معتقد است متن اگر مترجم خود را پيدا كند ترجمه مى شود و اين اتفاق مى تواند در دوره هاى مختلف و بارهاى متعدد رخ دهد كه هر بار متن اصلى در زبان مقصد كمى امروزى مى شود. اين مترجم، نويسنده و شاعر به مهر گفت: «پشت سر ترجمه يك اثر هميشه يك سفارش خوابيده است حال اين سفارش را يا خود مترجم به خودش مى دهد يا ناشر به او سفارش مى دهد و وقتى كه اين سفارش در يكى از دوگونه اش نباشد متنى ترجمه نمى شود.» وى نتيجه كار ترجمه را در هر دو صورت متناسب با تبحر مترجم دانست و بيان كرد: «بحث دوم اين است كه خيلى از متنها ترجمه نشده اند چرا كه تا كنون مترجم خود را پيدا نكرده اند.» وى تاكيد كرد: «هر متن توليدى لزوما ترجمه نمى شود اما برجسته ترين آثار جهان بالاخره روزى به ضرورتى ترجمه مى شوند. شما مى بينيد كه آثار شكسپير و ويكتور هوگو به جز اشعارشان همگى به فارسى ترجمه شده اند.» كاشيگر درباره لزوم بازترجمه متون كلاسيك غرب به فارسى و با درنظر گرفتن لحن زبان امروزين نظر خود را اينگونه بيان كرد: «بحث دوم ما برمى گردد به ترجمه مجدد آثار و اينكه مترجم احساس كند لازم است متنى را كه قبلا ترجمه شده بار ديگر ترجمه كند. باز هم يك مثال مى زنم. چندى پيش يك گروه تئاترى از من خواست «كرگدن» اوژن يونسكو را برايش ترجمه كنم. آن زمان كه من آن كار را پذيرفتم «كرگدن» چهاربار ترجمه شده بود ولى هيچكدام از آنها ترجمه دراماتيك نبود و بچه هاى تئاتر نمى توانستند به راحتى از آن ترجمه ها براى كارشان بهره ببرند.» وى ادامه داد: «من آن ترجمه را با اين ديدگاه انجام دادم كه بازيگر تئاتر بتواند آن را روى صحنه اجرا كند و ديالوگهايش را بگويد. چنين ضرورتى باعث شد كه يك متن كه قبلا هم ترجمه شده بود به سفارش يك گروه تئاتر باز هم ترجمه شود.» اين نويسنده افزود: «يك ضرورت ديگر هم هست كه مترجم را به ترجمه مجدد يك اثر راغب مى كند آنهم اينكه برخورد هر مترجم با يك متن منحصر به فرد است. مثلا يك مترجم جنبه اى از كار برايش اصلى است و تمركزش را روى آن مى گذارد و جنبه ديگر را فرعى فرض مى كند و آن را فدا مى كند در حالى كه مترجم ديگر شايد برعكس آن مترجم فكر كند و اين بار او روى اآن بخشى كه قبلا فرعى در نظر گرفته شده است تمركز كند.» اين مترجم تصريح كرد: «تا ابد بايد هگل، افلاطون و حافظ را ترجمه كرد. فرانسويها ترجمه اى از شاهنامه مربوط به اواخر قرن ۱۹ دارند ولى به نظر من الان لازم است ترجمه ديگرى از شاهنامه ارائه كنند. مى بينيم كه مايكل برى نظامى را دوباره ترجمه كرد و دليلش هم براى اين كار اين بود كه مترجمان قبلى آن طور كه بايد روح و معناى نظامى را منتقل نكرده اند و در كنار ترجمه اش ۳۰۰ صفحه يادداشت درباره شعر نظامى و تاثير آن بر مينياتور ايران مى آورد كه كار او را تكميل تر مى كند.» كاشيگر لازمه ارائه يك ترجمه خوب را درك روح اثر توسط مترجم عنوان و بيان كرد: «مترجم وقتى با يك اثر زندگى مى كند و زير و روى آن را مى فهمد و مى شناسد آنگاه مى تواند ترجمه خوبى ارائه كند. دريافت روح متن و احساس نويسنده توسط مترجم گام مهمى است.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نادر برهانى مرند، نويسنده و كارگردان تئاتر:
جسارت و حركت به سمت تفكر از ويژگى هاى جشنواره هاى دانشجويى است
|
|
|
آيينه هنر: نادربرهانى مرند، گفت: موج جديد تحصيل كرده و با شعورى در راه است، كه مى تواند در تئاتر تحول ايجاد كند. نويسنده و كارگردان تئاتر و داور بخش صحنه اى نخستين جشنواره داخلى تئاتر دانشجويان سوره، درباره ويژگى هاى تئاتر دانشجويى و جايگاه آن در تئاتر كشور، گفت: «با توجه به وجهه آموزشى كه جشنواره هاى دانشجويى دارند، كمبود امكانات، مانع از بروز برخى توانمندى ها شده است، اما با اين همه، در چند سال اخير كه من با دانشجويان سر و كار دارم، نسبت به گذشته، وقايع به سمتى پيش مى رود كه بسيار خوشبينانه است و با ديدن اين اجراها اين احساس به من دست داد كه موج جديد تحصيلكرده و با شعورى در راه است كه مى تواند تحول ايجاد كند.» اين نويسنده و كارگردان تئاتر افزود: «جسارت و حركت به سمت تفكر و انديشه و نوپويى از ويژگى هاى جشنواره هاى دانشجويى است؛ فضايى كه با شكستن ساختارهاى رايج و تكيه بر شناخت و آگاهى، شكل مى گيرد.» كارگردان نمايش «خاطرات يك پيرمرد خائن ترسو» با اشاره به عدم رضايتش از برگزارى جشنواره هاى متعدد در سطح كشور، درباره جشنواره هاى دانشجويى، گفت:«من همواره از رشد قارچ گونه جشنواره هاى تئاتر در كشور نالان هستم، اما به اين مساله ايمان دارم كه وجود جشنواره هاى دانشجويى به هر تعداد كه باشد مفيد است و در صورت عملكرد موفق در برگزارى آنها و ايجاد فرايند آزمون و خطا، نقش سازنده آنان را بر بدنه تئاتر حرفه اى خواهيم ديد؛ وگرنه نتايج مخربى در انتظار آينده تئاتر ما خواهد بود.» برهانى مرند در پايان با تاكيد بر ادامه اجراهاى دانشجويى اضافه كرد: «نبايد انتظار داشته باشيم تاثير مستقيم اجراهاى دانشجويى را در كوتاه مدت بر تئاتر حرفه اى ببينيم، چرا كه ديده نشدن كارها از سوى طيف هاى مختلف، گستره تاثيرگذارى را محدود مى كند،اما استمرار بر ايجاد فضاى آزمون و خطا و بستر آزاد و انديشمند، در دراز مدت تاثير مثبتى برتماميت تئاتر ما خواهد گذاشت.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
درگذشت چهره معمارى و مرمت ايران
پيكر محمد امين ميرفندرسكى ـ مرد معمارى و مرمت ايران ـ امروز ۲۳ خرداد ماه از مقابل خانه هنرمندان ايران تشييع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاك سپرده مى شود. به گزارش ايسنا، محمد امين ميرفندرسكى كه صبح روز چهارشنبه - ۲۰ خرداد ماه ـ بر اثر بيمارى سرطان در بيمارستان ايرانمهر تهران از دنيا رفت، امروز - ۲۳ خرداد ماه ـ ساعت ۱۰ صبح از مقابل خانه هنرمندان ايران تشييع و در قطعه هنرمندان به خاك سپرده مى شود.محمد امين ميرفندرسكى متولد ۱۳۱۰ گرگان بود. او دكتراى معمارى و شهرسازى خود را از دانشكده معمارى دانشگاه دولتى فلورانس ايتاليا در سال ۱۳۴۱ گرفت و تا سال ۱۳۴۲ استاد يار داوطلب در داشگاه معمارى فلورانس بود. از ديگر فعاليت هاى ميرفندرسكى مى توان به استاديارى و دانشيارى دانشكده هنرهاى زيبا - دانشگاه تهران (۵۶-۱۳۴۲)، رياست دانشكده هنرهاى زيبا - دانشگاه تهران (۵۰-۱۳۴۷)، استاد مدعو دانشكده معمارى كمبريج (انگلستان)-(۶۸-۱۳۶۱)، بنيان گذارى انديشه نو در آموزش هنر و معمارى و ايجاد هم پيوندى ميان آموزش معمارى، هنرهاى تصويرى و نمايشى و موسيقى و... اشاره كرد. گفته مى شود: ميرفندرسكى با تسلط به تئورى و تاريخ هنر و معمارى، توسعه انديشه هنرى درنظام آموزش را پايه ريزى كرد. او مطالعات و تاليفات گسترده و متعددى در زمينه هاى تاريخ عمومى ايران، تاريخ هنر، تاريخ معمارى و هنرهاى تصويرى داشته كه از آن ميان مى توان به چاپ مجموعه شش جلدى در مورد «مركز تاريخى اصفهان»، «كاشى در معمارى ايران» و «باغ ايرانى» نام برد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اجراى قطعه موسيقايى «اسرار ازل» در هلند
قطعه كرال «اسرار ازل» در فستيوال بزرگداشت حكيم عمر خيام تابستان امسال در هلند برگزار مى شود. كامبيز روشن روان با اعلام اين خبر به مهر گفت: «زمستان سال گذشته سفارش اين اثر را از شاخص ترين گروه كر هلند كه تا كنون نزديك به يكصد سى دى منتشر كرده است دريافت كردم.» وى درادامه در خصوص ويژگى هاى اين اثر گفت: «اين قطعه را كه بدون ساز اجرا مى شود براى دوازده صدا و بر اساس اشعار عمر خيام نوشته ام و قرار است براى نخستين بار از دهم تيرماه در هارلم و آمستردام در سه نوبت اجرا شود.» دبيرو سخنگوى شوراى عالى موسيقى در ادامه افزود: «يكى ديگر از ويژگى هاى اين اثر آن است كه در دستگاه شور و آواز دشتى و براى زبان فارسى ساخته شده و جالب تر آنكه از تحريرهاى آواز ايرانى و فواصل ربع پرده بهره برده ام كه اجراى آن براى خوانندگان هلندى بسيار سخت خواهد بود و من اميداورم با توجه به تجربه و توانايى هاى بالاى اين گروه اجراى اين اثر جهانى با موفقيت انجام شود.»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سرقت نقاشى هاى ۱۱ ميليون دلارى پيكاسو
يك دفترچه طراحى شامل ۳۲ طرح و نقاشى از پابلو پيكاسو به ارزش تقريبى هشت ميليون يورو (۱۱ ميليون دلار) از موزه اى در پاريس ربوده شد. به گزارش مهر، خبرگزارى فرانسه اعلام كرد ربايندگان اين اثر ارزشمند هنرى را از يك محفظه شيشه اى بدون قفل در موزه ملى پيكاسو در پاريس به بيرون انتقال داده اند و مقام هاى رسمى موزه متوجه محفظه خالى دفتر طراحى هاى پيكاسو شدند. پليس گفت هيچ نشانه اى مبنى بر ورود با توسل به زور يا خاموش كردن زنگ هاى خطر موزه پيكاسو پيدا نكرده است. در اين موزه بيش از ۲۵۰ تابلو نقاشى، ۱۶۰ مجسمه و ۱۵۰۰ طرح نقاش معروف اسپانيايى نگهدارى مى شود. اين دفتر ارزشمند از طبقه اول موزه ملى پيكاسو به سرقت رفته كه در منطقه ماراى پاريس قرار دارد. طبق اعلام وزارت فرهنگ فرانسه، ۳۲ طراحى به سرقت رفته مربوط به سال هاى ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۴ بوده است. آثار نقاش مشهور اسپانيايى ـ كه در مالاگا به دنيا آمد، سال ها در پاريس زندگى كرد و سال ۱۹۷۳ در دهكده ساحلى موژين درگذشت ـ داراى ارزش مادى فراوان و معمولا يكى از اهداف سارقان آثار هنرى است. در فوريه ۲۰۰۷ دو تابلو نقاشى پيكاسو به ارزش ۵۰ ميليون يورو از منزل نوه او پاريس دزديده شد. در ژوئن ۲۰۰۸ هم چهار تابلو نقاشى از اين هنرمند در سائوپائولوى برزيل به سرقت رفت. اما چند هفته بعد بدون اينكه آسيبى به آنها وارد شده باشد پيدا شد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
انتخاب ملك الشعراى ادبيات كودك بريتانيا
«آنتونى براون» تصويرگر كتاب كودك كه به خاطر كشيدن تصاوير زيبا از گوريل ها شهرت دارد به عنوان ملك الشعراى ادبيات كودك بريتانيا انتخاب شد. به گزارش خبرگزارى كتاب به نقل از گاردين، نقش ملك الشعراى ادبيات كودك اولين بار در دهه ۹۰ ميلادى توسط «تد هيوز» ملك الشعراى انگليسى و «مايكل مورپورگو» نويسنده كتاب هاى كودك، پيشنهاد شد. هدف از انتخاب ملك الشعراى ادبيات كودك وجود نماينده اى براى تبيين مسايل ادبيات كودك بود. اين نماينده هر دو سال يك بار تغيير مى كند. براون پس از «كوينتين بليك» كه نخستين ملك الشعراى ادبيات كودك بود، دومين تصويرگر كتاب كودكى است كه براى اين نقش انتخاب مى شود. او با اشاره به اين كه از اين فرصت دو ساله براى ارتقاى كتاب هاى مصور بهره خواهد برد، گفت: «كتاب هاى مصور براى همه گروه هاى سنى هستند. در بهترين آن ها فاصله وسوسه انگيزى بين تصاوير و كلمات وجود دارد كه بايد توسط تخيل خواننده پر شود.» اين نويسنده ۶۲ ساله دريافت چنين عنوانى را افتخارى بزرگ دانست و گفت كه از فعاليت هاى بسيار مثبت پنج ملك الشعراى ادبيات كودك پيشين به خوبى آگاه بوده و سخت كوشى و احساس مسئوليت آن ها برايش شگفت انگيز است.
|
|
|
|
|
|
|
|