نسخه
PDF
شماره ۵۸۹۷ - ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ - - ۱۴ ژوئن ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
گردشگرى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
انتخابات پارلمانى لبنان؛ پايبندى به دموكراسى
121266.jpg
لبنان در عرصه سياسى و دموكراسى رقابت سالم انتخاباتى را تجربه كرد و با پذيرش نتيجه انتخابات و احترام به راى و گزينش مردم، هر چند نتيجه اش بر خلاف پيش بينى هاى قبلى بود، اما تجربه موفقى را پشت سر گذاشته و به تاريخ سياسى اين كشور افزود. به گزارش ديپلماسى ايران، انتخابات پارلمانى لبنان كه از هفته  ها قبل با رقابت سنگين و نزديك ميان اپوزيسيون دولت يعنى گروه ۸ مارس به رهبرى حزب الله و برخى گروههاى ملى و مسيحى از يك سو در مقابل گروه ۱۴ مارس به رهبرى «سعد حريرى» كه از حاميان دولت به شمار مى آيند، آغاز شده بود با اعلام نتايج آرا و تقسيم كرسى هاى پارلمان به پايان رسيد و گروه دوم با بدست آوردن ۷۲ كرسى از ۱۲۸ كرسى پارلمان به پيروزى دست يافت و البته گروه ۸ مارس نيز حدود ۵۷ كرسى را به خود اختصاص داد و به عنوان اقليت نمايندگان خود را وارد پارلمان كرد. توجه به نكاتى چند در خصوص انتخابات پارلمانى لبنان و نتايج بدست آمده ضرورى و واجد ارزش و اهميت است. نخست اينكه صحنه سياسى لبنان در واقع به تعبيرى صحنه رقابت برخى كشورهاى منطقه و غربى كه در معادلات سياسى لبنان به دلايل موقعيت خاص سياسى و سوق الجيشى اين كشور در منطقه خود را ذى حق دانسته و نقش ايفا مى كنند بود. سوريه، ايران، مصر، عربستان، آمريكا، آلمان، فرانسه و برخى دولت هاى ديگر از جمله كشورهايى بودند كه به دلايل روشن كه از منافع سياسى و استراتژيك آنان در مسائل لبنان و تاثير حوادث و رخدادهاى سياسى اين كشور بر منافع ملى و ميزان نفوذ آنان در منطقه ناشى مى شود، تلاش گسترده اى را در ايفاى نقش تاثيرگذار در فرايند سياسى لبنان به عمل آوردند. بحث در اين خصوص كه كداميك از اين كشورها با اتخاذ و اعمال سياست خارجى مناسب و موفق و بهره گيرى از استراتژى و تاكتيك مقبول توانستند در جهت منافع ملى خود در لبنان نفش ايفا كنند و اينكه بطور مشخص جمهورى اسلامى و دولت نهم تا چه ميزان در اين فرايند و رقابت سياسى و منطقه اى موفق عمل كرد و تا چه ميزان ناموفق، مقوله مستقلى است. نكته دوم حوادث و رخدادهايى است كه به صورت زنجيره وار و مكمل هم در منطقه در حال رخ دادن است كه آگاهان سياسى و تحليلگران را به تامل و تعمق بيشتر وا مى دارد. از اين حوادث و تحولات و تحركات سياسى جديد در منطقه شايد بتوان با عنوان پروژه دورى از تقابل و رو در رويى همراه با تهديد و نظامى گرى و نزديكى به ايده تشنج زدايى و آرامش در منطقه و حركت به سمت برخورد عقلايى با مسائل و پديده هاى سياسى و حل مشكلات از طريق مذاكره و مفاهمه و نهايتا بهره گيرى از ظرفيت هاى ديپلماسى و تمكين و پذيرش قاعده برد- برد در سياست ياد كرد. به نظر مى رسد كه بسيارى از دولت  ها و گروه  ها و مراكز قدرت در خاورميانه به اين واقعيت غيرقابل انكار رسيده اند و شايد بتوان اينگونه تحليل كرد كه فشار آمريكا به اسراييل و محدود كردن دولت افراطى تل آويو در طرح خواسته هاى افراط گرايانه و مطالبات حداكثرى و وادار كردن اين دولت به پذيرش واقعيت هاى موجود در منطقه و همچنين سياست هاى جديد دولت سوريه و فعال كردن ديپلماسى مذاكره و تلاش براى حل مسائل از طريق گفت وگو، مذاكره و طرح آشتى ملى گروه هاى فلسطينى بر همين اساس و در همين مسير انجام مى شود و اما نكته حائز اهميت در اين يادداشت بحث روند دموكراسى، احترام به راى مردم و پذيرش قواعد بازى و رقابت سياسى در لبنان و ترجيح منافع ملى بر منافع گروهى و حزبى پس از روشن شدن نتايج يك انتخابات دموكراتيك است. نبايد ترديد كرد كه هفته گذشته كشور لبنان يك دموكراسى موفقى را صرف نظر از نتيجه آن تجربه كرد و اهميت اين دموكراسى موفق پيش از آنكه ناظر بر پيروزى يك جريان سياسى بر جريان رقيب سياسى باشد از پيروزى ملت لبنان و تحكيم دموكراسى و مردم سالارى در اين كشور مهم خاورميانه حكايت مى كند و البته در ميان تغيير تركيب پارلمان و دست به دست شدن قدرت را هم نمى توان ناديده گرفت و به هر صورت اين تغيير تاثير خود را بر آينده سياسى لبنان و منطقه و روابط سياسى دولت  ها و صف بندى هاى موجود خواهد گذاشت. به نظر اين قلم، گروه ۸ مارس كه در واقع اكثريت كرسى هاى پارلمانى را در اين انتخابات واگذار و به تعبيرى شكست را در يك رقابت نزديك انتخاباتى تجربه كرد با موضعى كه پس از از دست دادن اكثريت كرسى هاى پارلمان كه پيش از آن در اختيار داشتند و پذيرش عاقلانه و مسئوليت شناسانه نتايج انتخابات، نقش تاريخى و مهمى را در فرايند سياسى و تاريخ لبنان ايفا كرد. همه چيز را تمام شده نپنداشت و صحنه بازى و رقابت سياسى را به هم نزد و با قبول واقعيت به راى مردم تمكين كرد. رفتار معقول سياسى «حسن نصرالله»، رهبر حزب الله لبنان كه پس از اعلام نتيجه انتخابات پارلمانى پيروزى گروه رقيب يعنى ۱۴ مارس را پذيرفت را بايد به عنوان بخشى از اين موفقيت دموكراسى مورد توجه قرار داد. نصرالله درعين حالى كه شكست حزبى در يك رقابت سياسى دموكراتيك را پذيرفت و بر پيروزى ائتلاف حاكم يعنى هواداران دولت لبنان صحه گذاشت، اما به نكته مهمى در واكنش خود به نتايج انتخابات اشاره كرد كه همگى ناشى از تيزبينى و درايت و آينده نگرى اين رهبر سياسى و فعال لبنانى است كه به نظر مى تواند درس بزرگى براى ساير سياست مداران و سياست ورزان باشد. نصرالله در سخنان مدبرانه و هوشمندانه اى كه پس از اعلام نتايج انتخابات پارلمانى ايراد شد گفت: «استقلال لبنان، به اتحاد و پيوستگى همه احزاب نيازمند است. فرصت ساخت كشورى قدرتمند همچنان وجود دارد. اين مسأله با خواست همه گروه هاى سياسى ارتباط پيدا مى كند.» رهبر حزب الله در عين حال به همگان اطمينان داد كه هيچ دليلى براى نگرانى از حزب الله وجود ندارد و به نوعى كشور را به سمت آرامش و حفظ امنيت و تماميت ارضى سوق داد كه به نظر همگى ناشى از هشيارى و دورانديشى سياسى اين رهبر لبنانى است. در واقع پايبندى تمامى گروه هاى لبنانى به نتايج انتخابات پارلمانى و گردن نهادن حسن نصرالله و ساير رهبران لبنانى در مقابل اين واقعيت قطعى و غيرقابل انكار كه دموكراسى و احترام به راى مردم و سرتسليم فرود آوردن در برابر اراده شهروندان لبنانى، شايد تنها مكانيسمى و يگانه راه حلى است كه امنيت و ثبات و وحدت ملى حتى براى لبنان با ساختار جمعيتى طايفه اى را به ارمغان آورده و به مردم هديه مى كند. و پرواضح است كه مسير پيشرفت و توسعه براى اين كشور نيز از همين مسير تعامل و پايبندى به قواعد دموكراسى و تقويت وحدت ملى در عين كثرت، عبور مى كند.
«سازمان همكارى شانگهاى» و رقابت قدرت  ها
121329.jpg
در اواسط ماه ژوئن (۱۶-۱۵ ژوئن) در شهر «ايكاترينبورگ» روسيه نشست سران «سازمان همكارى شانگهاى» برگزار مى گردد. انتظار مى رود، دراين نشست مسائل مهمى نظير مقابله با بحران مالى جهانى و مبارزه با تروريزم مورد بحث و بررسى قرار گيرند. به گزارش ايران شرقى، «سازمان همكارى شانگهاى»، كه با ابتكار چين و روسيه تاسيس شده است، در مقايسه با ديگر نهادهاى منطقه اى ظاهرا از كارايى نسبتا بالايى برخوردار است. اما با نگاهى عميق به عملكرد اين سازمان، نقاط ضعف آن بيشتر برملا مى شود. عدم وجودبرنامه مشخص فعاليت  ها از جمله ناتوانى هاى «سازمان همكارى شانگهاى» در نيل به اهداف خويش بوده است، كه تا اين زمان بيشتر به نفع چين تمام شده است. هرچند اين سازمان به منظور تقويت همگرايى در منطقه و حل و فصل مسائل موجود در روابط كشورهاى همجوار تاسيس شد، اما مقابله با گسترش نفوذ غرب در منطقه استراتژى آسياى مركزى از اهداف نانوشته «سازمان همكارى شانگهاى» بوده است. چين در دوران بعد از فروپاشى شوروى به جمهورى هاى استقلال يافته آن در آسياى مركزى به عنوان بازار جديد براى محصولات خود و مناطق سرشار از منابع طبيعى مى نگريسته است. البته، منافع روسيه در اين منطقه هميشه مد نظر پكن بوده است. روسيه و چين با هدف مشترك «مقابله با گسترش جايگاه غرب»، در چارچوب «سازمان همكارى شانگهاى» برنامه هاى خود پيش برده اند. با توجه به اين كه بهانه اصلى حضور غرب به آسياى مركزى مبارزه با تروريزم بين المللى و افراط گرايى بوده است، مسكو در آغاز تشكيل «سازمان همكارى شانگهاى» بيشتر برروى همكارى هاى امنيتى و نظامى تاكيد مى كرد، تا بتواند از تمايل كشورها براى همكارى ها در اين زمينه با غرب كاهش دهد. چين با استفاده ازفرصت پيش آمده نه تنها به تدريج بازارهاى آسياى مركزى را تصرف كرد و نبض تجارت در اين منطقه را در اختيار گرفت، بلكه جايگاه خودرا در بخش هاى ارتباطات و حمل و نقل را نيزتقويت كرد. فعاليت  ها و عملكرد «سازمان همكارى شانگهاى» نيز بيانگر آن است، كه تاسيس اين سازمان تاثيرى در تحكيم جايگاه مسكو در منطقه نداشته است، اما پكن توانسته با استفاده از برنامه هاى «سازمان همكارى شانگهاى» خود را در منطقه معرفى كند و به يك نيروى تاثيرگذار در معادلات تبديل شود. به تعبيرى ديگر «سازمان همكارى شانگهاى» در برنامه هاى راهبردى روسيه نقشى نداشته است، اعضاى اين سازمان حاضر نشدند در كسب استقلال «آبخازيا» و« اوستياى جنوبى» از موضع روسيه حمايت كنند. اين امر بيانگر آن است، كه صرف نظر از كارايى «سازمان همكارى شانگهاى»، اين نهاد نيز درگير مسائل داخلى خود است. مهمترين اين مسائل حضور دو ابرقدرت روسيه و چين در تركيب آن است، كه در كنار اهداف مشترك، رقابت هاى تنگاتنگى با هم دارند. يكى ديگر از مسائل پيش روى «سازمان همكارى شانگهاى» پذيرش اعضاى جديد است. در اين مورد اعضاء ديدگاه هاى همسانى ندارند، علاوه براين در آئين نامه «سازمان همكارى شانگهاى» نيز به طور مشخص در مورد پذيرش عضو جديد مقررات و معيارى ارائه نشده است. بر اساس برخى گزارش ها، انتظار مى رود در نشست «ايكاترينبورگ» بلاروس و سريلانكا به عنوان «شريكان گفتگو» دراين سازمان پذيرفته شوند. با اين حال ايران، پاكستان، هندوستان و مغولستان، به عنوان كانديداى عضويت در شانگهاى، همچنان منتظر تصميم اعضا در مورد سرنوشت خود هستند. در نشست «ايكاترينبورگ» مسائلى نظير مبارزه با تروريزم و مظاهر ناامنى  ها در منطقه از ديدگاه نيروى تاثيرگذار در دستور كار است. زيرا گسترش روزافزون نفوذ چين در آسياى مركزى در درازمدت منافع روسيه را زيرسوال خواهد برد. اين موضوع در شرايطى، كه پكن در آسياى مركزى سياست هاى مبهمى رادر پيش گرفته است، بيشتر جلب توجه مى كند. بنابراين رويارويى منافع دو قدرت در داخل «سازمان همكارى شانگهاى» مى تواند در برنامه هاى اين سازمان تاثير بگذارد و مشكلاتى را در سياست گذارى هاى كشورهاى آسياى مركزى ايجاد كند. از سويى ديگر عملكرد «سازمان همكارى شانگهاى» در مقابله با نفوذ غرب در آسياى مركزى چندان مطلوب نبوده است. هرچند اين سازمان موفق به بسته شدن پايگاه نظامى آمريكا در ازبكستان شد و درباره تعطيلى چنين پايگاهى در قرقيزستان تصميم گرفت، اما موفق نشده است به طور كامل به اهداف خود دست يابد. كشورهاى غربى با وعده هاى سرمايه گذارى در اقتصاد كشورهاى آسياى مركزى و كمك هاى مالى به اين كشورها توانستند در اين منطقه استراتژى جاى پاى خود را توسعه دهند. همين موضوع مى تواند بر تمايلات اعضاى شانگهاى، به ويژه چين و روسيه در جهت همگرايى بيشتر بيفزايد.