نسخه
PDF
شماره ۵۸۹۹ - ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ - - ۱۶ ژوئن ۲۰۰۹ 
حوادث
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
جنايت ، عاقبت خواستگارى خيابانى
پسرى كه با همدستى مادر دختر مورد علاقه اش ، يك باغدار را كشت در دادگاه كيفرى استان فارس به اشد مجازات محكوم شد. عصر پانزدهم مهر ۱۳۸۶ تلفن بازپرس كشيك داسراى «سپيدان» فارس ، به صدا در آمد و خبر رسيد پيكر خونين مرد ۳۳ ساله اى به نام «پژمان» در حاشيه شهر پيدا شده است.اين مقام قضايى و افسران اداره آگاهى رهسپار قربانگاه شدند و رازگشايى جنايت را در دستور كار خود قرار دادند.شواهد نشان مى داد مرد نگون بخت كه باغدار بود با تيغ موكت برى ازپا درآمد و تحقيق ميدانى از اختلاف كهنه او با يك زن ۴۷ ساله به نام «سودابه» حكايت داشت. در آن بين ، پسر ۱۹ ساله اى به نام «سهراب» بر اثر عذاب وجدان به اداره آگاهى رفت و پرده از راز جنايت تكان دهنده برداشت.وى گفت : سه سال پيش ، دخترى تلفنى مزاحم من شد و رفته رفته به «پروانه» دل بستم.رابطه تلفنى ما ادامه داشت تا اين كه «پروانه» خواست به ديدار مادرش بروم و براى خواستگارى ، قول و قرار بگذارم.مى گفت مادرش هيچ مخالفتى با دوستى ما ندارد و اتفاقا براى شناخت بيشتر يكديگر بايد اين رابطه ادامه داشته باشد.«سهراب» ادامه داد : طبق قرار ، مادر و دختر را در پارك «معالى آباد» ديدم.زن شيك پوش در ديدار بعدى گفت مقدارى پول از يك كلاهبردار ، طلبكار است و بايد او را گوشمالى دهم.من هم كه خام حرف هاى «سودابه» و دخترش شده بودم قبول كردم به آنان كمك كنم.اين پسر اضافه كرد : «سودابه» يك كيف سامسونت به من داد كه در آن ، تپانچه ، مقدارى طناب ، پتوى مسافرتى ، چادر زنانه و تيغ موكت برى بود.ساعتى بعد «پژمان» پيش ما آمد و براى اولين بار او را ديدم.«سودابه» مرا مشترى باغ جا زد و با ماشين «پژمان» به راه افتاديم.در مسير برگشت «سودابه» در صندلى جلوى ماشين نشست و من در صندلى عقب نشستم.راننده به درخواست «سودابه» به جاده فرعى پيچيد و با اشاره اين زن ، اسلحه را به سر «پژمان» زدم.با هم درگير شده بوديم كه راننده گفت «تسليم هستم ، هر كارى بگوييد مى كنم فقط جانم را نگيريد.متهم جوان اظهار داشت : «سودابه» چند قولنامه از كيفش درآورد و به زور از راننده ، امضا گرفت.پس از اين كه دست و پاى «پژمان» را بستيم دوباره به راه افتاديم كه به خاطر سرعت زياد ، لاستيك ماشين تركيد.همان موقع «سودابه» مدعى شد «پژمان» تصميم داشته «پروانه» را آزار شيطانى بدهد و با شنيدن اين جمله ، تيغ موكت برى را به گردن مرد جوان زدم. به دنبال اين اعتراف ها «سودابه» بازداشت شد و در بازجويى مقدماتى ادعا كرد بى گناه است.او تلاش مى كرد با دروغگويى ، رسيدگى به پرونده را به بيراهه بكشد اما وقتى خود را در بن بست اطلاعاتى پليس ديد و فهميد دستش رو شده است همدستى در جنايت را گردن گرفت. به گزارش ايسكانيوز در پى بازسازى صحنه جرم ، كيفرخواست صادر و به شعبه چهارم دادگاه كيفرى استان فارس فرستاده شد.گزارش ايسكانيوز مى افزايد، در نشست رسيدگى به اين ماجرا ، ابتدا نماينده دادستان ، كيفرخواست را خواند و بعد ، خانواده داغدار تقاضاى اشد مجازات كرد.همچنين «سهراب» و «سودابه» يك به يك پاى ميز محاكمه ايستادند و بار ديگر جزئيات جنايت را بيان كردند.در پايان ، هيأت قضايى وارد شور شد و مجرم رديف نخست را به اعدام محكوم كرد.همدست اين پسر نيز به ۱۵ سال زندان محكوم شد.
۲ جنايت در پايتخت
تهران بزرگ در شبانه روز گذشته شاهد دو جنايت بود و يكى از آدمكشان با تلاش پليس دستگير شد. به گزارش ايسكانيوز: افسر نگهبان كلانترى  ۱۲۷ نارمك تهران، عصر يكشنبه از مرگ دلخراش مرد ۳۹ ساله اى به نام «بيژن» باخبر شد و ماجرا را با دادسراى امور جنايى پايتخت در ميان گذاشت.سپس بازپرس كشيك ناحيه ۲۷ به همراه افسران دايره ۱۰ اداره آگاهى مركز به نقطه مورد نظر رفت و با ديدن جنازه كارد آجين، رسيدگى به پرونده را در دستور كار خود قرار داد.تحقيق محلى نشان مى داد «بيژن» به دنبال دعوا با برادر ۴۱ ساله اش «بهمن» كشته شد و با افشاى اين موضوع، مجرم دستگير شد.وى كه گفته مى شود پيشينه بيمارى روان دارد امروز در دادسراى امور جنايى تهران به برادركشى اعتراف كرد و گفت مادرش را هم با چاقو زخمى كرده بود. گزارش ايسكانيوز مى افزايد، مجرم با صدور قرار قانونى بازداشت شد تا در فرصت مناسب، صحنه جنايت را بازسازى كند.همچنين قرار است پزشكى قانونى درباره وضعيت روان «بهمن» به هنگام جنايت، بررسى كند.چند ساعت پس از اين آدمكشى، پسر ۱۷ ساله اى به نام «مهرداد» در شمال تهران از پا درآمد و تجسس براى رازگشايى معما آغاز شد. «مهرداد» نيمه شب يكشنبه در يكى از خيابان هاى تجريش هدف گلوله  قرار گرفت و با وجود تلاش بى وقفه پزشكان، در بيمارستان تسليم مرگ شد. بازپرس محمدحسين شاملو - كشيك كه در پى تماس تلفنى افسران كلانترى ۱۰۱ تجريش از جنايت مطلع شده بود پس از بررسى هاى لازم دستور داد جنازه به پزشكى قانونى فرستاده شود.تحقيق كارآگاهان براى شناسايى، رديابى و بازداشت جانى ادامه دارد.
جعبه سياه هواپيماى مرگ ۲ هفته ديگر از كار مى افتاد
جعبه سياه هواپيماى مسافربرى فرانسه كه در اقيانوس «اطلس» سرنگون شد كمتر از دو هفته ديگر از كار مى افتاد. به گزارش ايسكانيوز با گذشت افزون بر دو هفته از سرنگونى مرگبار هواپيماى شركت «ايرفرانس» در اقيانوس «اطلس» هنوز جعبه سياه پيدا نشده است. نيروى دريايى برزيل اعلام كرد : حرارت آب منطقه اى كه قربانگاه سرنشينان «ايرباس» لقب گرفته ۲۸ درجه است و جنازه هاى شناور پس از دو يا سه هفته به اعماق آب خواهند رفت. از سوى ديگر مسئولان تجسس تصريح كردند ممكن است هفته آينده ، عمليات متوقف شد. انتظار مى رود سامانه پيشرفته ضبط صداى زيردريايى ايالات متحده آمريكا ، به منطقه برسد. «ايرباس» E330 شركت «ايرفرانس» يازدهم خرداد ۸۸ با ۲۱۶ مسافر و ۱۲ خدمه ، فرودگاه «ريو دوژانيرو» برزيل را به مقصد «پاريس» فرانسه ترك كرده بود كه چهار ساعت بعد از صفحه رادار محو شد و هرگز به قلب اروپا نرسيد.گزارش ايسكانيوز مى افزايد ، اين هواپيما كه فقط چهار سال از توليد آن مى گذشت آخرين بار بر فراز جزاير «دماغه سبز» ديده شد و با مرگ تمامى سرنشينان آن ، بدترين فاجعه هوايى تاريخ فرانسه رقم خورد.تاكنون پيكرهاى ۵۰ مسافر از آب گرفته شده است.جعبه سياه هواپيما تا كمتر از دو هفته ديگر سيگنال مى فرستد و بعد از كار مى افتد ، بنابراين اگر اين دستگاه در زمان مناسب كشف نشود آخرين گفته هاى خلبان پرنده آهنين در اعماق اقيانوس مى ماند و هرگز فاش نخواهد شد.
چوب حراج به دست  نوشته هاى خالق شازده كوچولو
دست  نوشته هاى «آنتوان دو سنت اگزپرى» نويسنده فرانسوى و خالق كتاب «شازده كوچولو» كه بر اثر سرنگونى هواپيما كشته شد حراج مى شود. در واپسين روزهاى دسامبر ۱۹۳۵ هواپيماى «آنتوان» در صحراى نزديكى «قاهره» مصر سرنگون شد.در اين رخداد ، مرد نويسنده كه خلبانى چيره دست بود و تنها همسفرش - مكانيك - معجزه آسا جان به در بردند. البته نكته مهمتر در آن بين ، يافتن نشانى از آبادى بود. تمامى آذوقه اى كه اين دو با خود داشتند از تكه اى شيرينى ، يك پرتقال ، مقدارى انگور به اندازه  كف  دست و نيم ليتر آب تجاوز نمى كرد.تحليل قواى بدنى اما مانع نشد تا «آنتوان» شرح لحظه هاى سخت انتظار براى رسيدن كمك را ثبت نكند. او با دستى لرزان  ، رويدادهاى پس از سرنگونى هواپيما را در دفترچه يادداشت نوشت.اين دفترچه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۹ در حراجى «ساتبى» پاريس به حراج گذاشته خواهد شد. كارشناسان قيمت پايه اين يادگار را ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار يورو تخمين مى زنند.مزايده از سوى بنياد «اگزوپرى» براى نوجوانان ترتيب داده شده است و تمامى مبلغ حاصل از فروش دفترچه يادداشت صرف كارهاى خيريه خواهد شد. نكته  بارزى كه در دست نوشته هاى اين نويسنده   نامدار فرانسوى به چشم مى خورد خط  خوردگى هاى فراوان در متن و همچنين لرزان بودن  خطش است.«آنتوان» در در هر پارگراف ، جزئيات ماجرا را شرح داده است و خواننده به خوبى شوك شديدى كه بر او وارد شده بود را حس مى كند. دست  نوشته ها در مجموع ۵۷ صفحه هستند.گزارش ايسكانيوز مى افزايد ، خلبان و همراهش به اميد يافتن راه نجات ، هواپيما در صحرا ترك كردند.آنان سه روز و چهار شب بعد كه ديگر رمقى برايشان باقى نمانده بود با تلاش يك باديه  نشين مهربان ليبيايى نجات يافتند.«آنتوان» مى نويسد : «او همانند يك فرشته پيش ما آمد ، نگاهى به صورتمان انداخت و دستانش را روى شانه  هايمان گذاشت.به حرفش گوش داديم و منتظر شديم تا برگردد.»به باور يكى از كارشناسان حراجى «ساتبى» در پشت تمامى وقايع توصيف شده ، مى توان ايده هاى خلق «شازده كوچولو» را بازشناخت. «آنتوان دو سنت اگزوپرى» ۳۱ ژوئيه  ۱۹۴۴براى پروازى اكتشافى برفراز فرانسه اشغال شده از جزيره  «كرس» در درياى مديترانه به پرواز درآمد اما ديگر هيچگاه ديده نشد و دليل سرنگونى هواپيمايش تا به امروز نامعلوم است.
شمار بيماران خوكى از ۳۰ هزار نفر گذشت
شمار تلفات و مبتلايان به آنفلوانزاى خوكى در سراسر جهان بار ديگر افزايش يافت. به گزارش ايسكانيوز در شرايطى كه ظرف ۴۸ ساعت اخير افزون بر ۱۰۰۰ هزار نفر ديگر به بيمارى خوكى مبتلا شده اند شمار قربانيان به مرز ۱۵۰ نفر رسيده است.سازمان جهانى بهداشت اعلام كرد : از آوريل ۲۰۰۹ تاكنون بيش از ۳۰ هزار نفر در ۷۴ كشور به ويرس «اچ ۱ ان ۱» مبتلا شده اند و با وجود اقدام هاى پيشگيرانه ، همچنان بيم افزايش شمار جان باختگان ادامه دارد.همين سازمان ، سرانجام پنجشنبه گذشته آنفلوانزاى خوكى را بيمارى فراگير اعلام كرد. مدير كل سازمان سازمان بهداشت جهانى تأكيد كرد : دليل اين تصميم گسترش روز افزون ويروس در بيش از دو قاره جهان است. «مارگارت چان» البته از كشورهاى عضو اين سازمان هشدار خواست تا مرزهاى خود را نبندند و مبادلات تجارى را متوقف نكنند.گزارش ايسكانيوز مى افزايد ، موج دوم ويروسN1 H1 اگر به راه بيفتد با خطرناك ترين بيمارى مسرى قرن ۲۱ رو به رو خواهيم شد. از سوى ديگر ، داروسازى «باكستر اينترنشنال» از توليد زودهنگام واكسن «اچ ۱ ان ۱» خبر داد.سران اين شركت مى گويند : با استفاده از فناورى سلولى توانسته ايم اين واكسن را زودتر از زمان پيش  بينى شده توليد كنيم.بر همين اساس اميدواريم در ماه «ژوئيه» اين واكسن را روانه بازار كنيم.براى توليد واكسن آنفلوانزاى خوكى معمولاً از تخم مرغ استفاده مى شود و براى يك سال اثر پيش گيرانه دارد.
جشن سرخ با ۱۰ هزار كيلو گوجه فرنگى
صدها نفر از مردم كلمبيا با هزاران كيلو گوجه فرنگى ، در جشن سنتى به نبرد تن به تن پرداختند.به گزارش ايسكانيوزدر جشنواره سالانه گوجه فرنگى موسوم به «توماتينا» كه در سوتامارچان (۱۱۵ كيلومترى شمال شرقى بوگوتا) برگزار شد مردم ، حسابى شادى كردند.در اين نبرد خوش مزه ، شركت كنندگان
۱۰ هزار كيلو گوجه فرنگى را به سر و صورت هم پرت كردند و ماليدند و همانند كودكان لذت بردند. «توماتينا» برنده اى ندارد و فقط براى سرگرمى و افزايش نشاط مردم كلمبيا برگزار مى شود.همچنين جشنواره مشابهى ، هر سال در بونول اسپانيا (۲۵ مايلى شمال والنسيا) برگزار مى شود.كاميون شهردارى دهها تن گوجه فرنگى رسيده را وسط ميدان شهر «بونول» خالى و صحنه را براى «جشن سرخ» يك ساعته شهروندان آماده مى كند.گزارش ايسكانيوز مى افزايد، اين جشنواره از دهه ۱۹۴۰ ميلادى پس از آن آغاز شد كه گروهى از جوانان در نزديكى ميدان «بونول» به طرف هم گوجه ، خيار و هويج پرت كردند.سال بعد نيز اين رويداد تكرار و بدين ترتيب به يك شادى سنتى تبديل شد.جالب است بدانيد اين جشن به مذاق چينى ها هم خوش آمد.پيش تر جنگجويان مسلح به هزاران كيلو گوجه فرنگى در استخر بزرگ شهر «وانجينگ» چين ، نشان دادند در برپايى جشن سرخ ، چيزى از مردم «بونيل» اسپانيا و «سوتامارچان» كلمبيا كم ندارند.
چتربازى دبليو بوش در جشن ۸۵ سالگى
پدر رئيس جمهورى پيشين آمريكا ، آغاز هشتاد و پنجمين سالگى عمر خود را با چتربازى جشن گرفت. به گزارش ايسكانيوز «جورج هربرت دبليو بوش» به چتر بازى علاقه زيادى دارد و تاكنون چهار بار در آسمان معلق شده است. يكى از مجريان سرشناس تلويزيون آمريكا ، در جشن هشتاد و پنجمين سالگى پدر رئيس جمهور پيشين آمريكا ، وى را همراهى كرد.دو پسر «دبليو بوش» هم در يكى از منطقه هاى خوش آب و هواى «فلوريدا» منتظر بودند تا پدرشان از فاصله ۱۰ هزار پايى به سطح زمين برسد.