نسخه
PDF
شماره ۵۸۹۹ - ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ - - ۱۶ ژوئن ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
اثر پروانه اى در اتحاديه اروپا
121422.jpg
اثر پروانه اى نام پديده اى است كه به دليل حساسيت سيستم هاى آشوب ناك به شرايط اوليه ايجاد مى شود. اين پديده به اين اشاره مى كند كه تغييرى كوچك در يك سيستم آشوب ناك چون جو سياره  زمين (مثلا بال زدن پروانه) مى تواند باعث تغييرات شديد (وقوع توفان در كشورى ديگر) در آينده شود. به گزارش ديپلماسى ايران دكتر ماكان عيدى پور معتقد است كه بحران اقتصادى در واقع همان بال زدن پروانه ها بود كه در انتخابات پارلمانى اتحاديه اروپا افراط گرايان راست را پيروز كرد. در دنباله حوادثى كه بعد از بحران اقتصادى اروپا اتفاق افتاد، دامنه آن به تدريج به صحنه هاى سياسى و مخصوصا سياست داخلى اتحاديه اروپا كشيده شد. در مرحله اول مردم با شوك اقتصادى روبه رو بودند و احساس مى كردند اين شرايط شايد زودگذر باشد، بنابراين واكنش منسجمى از خودشان نشان ندادند. منتها در اين مرحله به اين باور رسيدند كه بحران اقتصادى يك مسئله زودگذر و فصلى نيست و اين حداقل ۲ سال ادامه خواهد داشت، بنابراين به اين فكر افتاده اند كه يك واكنش طبيعى به اين مسأله نشان دهند. البته واكنش مردم به هيچ وجه ايدئولوژيك يا از نظر تئوريك منسجم نيست. به اين معنا كه مردم تفكر خاصى را مسئول بحران نمى دانند اما بسيار سطحى معتقد هستند كه تمام مديريت هاى گذشته مقصرند. البته در بين نخبگان و تحصيل كردگان جامعه اروپا مرتبا اين مسأله بيان مى شود كه هزينه اى كه امروز اروپايى ها يا ديگر متحدان غرب و يا اساسا بازار جهانى مى پردازد به دليل سياست هاى نادرست آمريكا است. اين يك سرى احساسات منفى را تبليغ مى كند. همانطور كه مى دانيم در اروپا بعد از جنگ جهانى دوم كه قرار بود ساختار سياسى منجر به اين شود كه هيچ حزبى اعم از افراط گراى چپ و افراط گراى راست هيچ گاه اكثريت را در پارلمان هيچ كشورى به دست نياورد. ساختارها تمام تلاش خود را بر اين گذاشتند تا اولا انديشه هاى ماركسيسيتى به معناى ماركسيسم انقلابى و انديشه هاى فاشيستى به معناى ناسيوناليسم افراطى به صحنه سياست نيايند. يك برخورد، اروپايى ها با ساختار سياسى خود انجام دادند تا جلوى اين را بگيرند و يك برخورد ديگر با نحوه اداره اقتصاد و مسائل اجتماعى خود. آنها سعى كردند از كارگران و از كشاورزان و از اقشار ضعيف تر حمايت ويژه اى به عمل آيد و اينها در واقع خوراكى براى تبليغات ماركسيست ها نشوند. از سوى ديگر سعى كردند كه ارزش هاى قديم، مسئله جنگ ها و افتخارات اروپا كاملا به حاشيه رانده نشود تا فاشيست ها هم خوراك تبليغاتى كافى نداشته باشند. اين موضوع اتفاق افتاد و موفق هم بود. چنانچه در همه دولت هاى اروپايى از جمله بريتانيا، فرانسه، پرتغال، اسپانيا و ايتاليا عمدتا راست ميانه رو در تقابل با جبهه سوسياليست ميانه رو قرار داشت. اين ميانه روى سبب شده بود تا اروپايى ها به سلامت جنگ سرد را طى كنند. پس از پايان دوران جنگ سرد و فروپاشى شوروى قدرى ايدئولوژى ماركسيست در اروپا فروكش كرد و هيچ پايگاه قدرتى براى حمايت از آن وجود نداشت. مردم اروپا راضى شدند و اين نحوه زندگى را پذيرفتند و به اين ساختار معمولا دو حزبى خو گرفتند. در اين ميان يك خلايى به وجود آمد و اين خلا را گروه جديدى به نام سبزها پر كردند. سبزها خلا به وجود آمده در آن بخشى از جامعه را كه جسارت بيشترى براى انتقاد  طلب مى كرد را پر كردند. سبزها در دهه ۹۰ وارد عرصه جدى سياسى شدند. اروپاى متحد هم از ۱۹۹۱ به بعد جسارت پيدا كرد براى اينكه به عنوان يك بازيگر بين المللى وارد عرصه بازى هاى سياسى جهانى شود. پارلمان اروپا به عنوان قوه مقننه اروپا در كنار كميسيون اروپايى كه به عنوان قوه مجريه اروپا محسوب مى شود، آغاز به فعاليت هاى جدى كردند و احزاب مختلف رقابت هاى خودشان را به پارلمان اروپا كشاندند. دولت مردان اروپا كه موافق اتحاديه اروپا بودند اميد داشتند كه اين حركت سبب شود تا مردم مشروعيت جامعه اروپايى را بيشتر قبول كنند. با فروكش كردن آتش جنگ سرد و با اتفاقاتى كه موجب خدشه دار شدن چهره آمريكا و چهره غرب شد و آن تعارضاتى كه پيش آمد كم كم افكار عمومى اروپا، خودش را تا اندازه اى از آمريكا جدا كرد و سعى كرد كه هويت جديدى براى خودش پيدا كند. فشارى كه از طرف افكار عمومى وجود داشت، دولت مردان را به سمت سياست، سياست خارجى مستقل و حتى موضع گيرى هاى متفاوت و حتى تشكيل نيروى واكنش سريع اروپايى براى تهديدات احتمالى عليه خاك اروپا سوق داد. ايده پارلمان اروپايى هم از همين جا ريشه مى گيرد. اين مسأله قدرى احساسات مردم را در مورد اينكه اروپاى متحد ممكن است تعارض زيادى هم با احساسات ملى نداشته باشد و نهايا اروپا قوى تر از يك كشور اروپايى است. اين موضوع سبب شد كه تغييراتى مانند پول واحد در سال ،۱۹۹۹ افزايش مرزهاى شنگن و عضو گيرى جامعه اروپايى مخصوصا از اروپاى شرقى به سرعت انجام شد. همه اينها باعث شد اروپا، خيزى به سمت جلو بردارد. اين روند تا ۱۱ سپتامبر ادامه پيدا كرد و در ۱۱ سپتامبر آن حادثه به وقوع پيوست و واكنش آن در افكار عمومى جهان تاثير خاصى گذاشت. ۲۰۰۳ اشغال عراق شروع شد، بنابراين به موازات احساسات ضد شرقى و ضد اسلامى، احساسات ضد آمريكايى هم شكل گرفت و اين پديده عجيبى است. خيلى ها فكر مى كنند كه آن بخشى از افكار عمومى كه منتقد آمريكاست، طرفدار شرقى ها و مسلمانان است. نه اين طور نيست. اين مخالفت در دو جبهه جريان دارد و شما مى بينيد كه ميزان احساسات ضد بيگانه در هر اردوگاهى بالا برود تنها ايدئولوژى كه ظرفيت پذيرش آنها را دارد، ناسيوناليست و محافظه كارى است. اساسا وقتى يك گروهى يا ملتى احساسات مشترك منفى نسبت به ديگران پيدا مى كنند، اينها ناچار به اتخاد مواضع دفاعى مى شوند و بهترين مواضع دفاعى در ناسيوناليست است.
سازمان همكارى شانگهاى به دنبال تقويت نقش جهانى
121425.jpg
در شهر يكاترينبورگ روسيه دو اجلاس سران سازمان همكارى شانگهاى و بلوك اقتصادى بريك (برزيل،  روسيه، هند و چين) برگزار شد و به نظر مى رسد در حول و حوش روسيه مركز جديد قدرت جهانى در حال شكل گيرى است. به گزارش ايسنا، روزنامه «تريبونا» -چاپ روسيه- در گزارشى آورده است: چندى پيش ديميترى مدودف رئيس جمهور فدراسيون روسيه، با دبيران شوراى امنيت كشورهاى عضو سازمان همكارى شانگهاى ملاقات كرد. در اين جلسه خاطر نشان شد كه توسعه سازمان همكارى شانگهاى يكى از اولويت هاى سياست خارجى روسيه است. اين روزنامه مى افزايد: واقعا در راهبرد جديد امنيت روسيه تا سال ۲۰۲۰ تحكيم توان سياسى اين سازمان مورد تاكيد خاص قرار گرفته است؛ چرا مسكو به سازمان همكارى شانگهاى اين قدر توجه مى كند؟ مساحت عمومى كشورهاى عضو سازمان همكارى شانگهاى معادل سه پنجم اورآسيا است و جمعيت آن يك ربع جمعيت كره زمين را تشكيل مى دهد. يك چهارم ذخاير و توليد جهانى نفت، يك سوم ذخاير جهانى گاز و نيمى از ذخاير اكتشاف شده اورانيوم نيز در اين كشورها قرار دارد. با عنايت به برنامه هاى تشكيل كلوپ انرژتيك و گسترش سازمان همكارى شانگهاى، معلوم مى شود كه كمتر كسى مى تواند حريف آن شود. براساس اين گزارش،  به عنوان نمونه آشكار نفوذ سازمان  همكارى شانگهاى مى توان به سرنوشت پايگاه هوايى «ماناس» قرقيزستان اشاره كرد. اين سازمان در اجلاس سران خود در سال ۲۰۰۵ خواهان عقب كشيدن پايگاه آمريكا از قرقيزستان به علت پايان فاز فعال عمليات جنگى در افغانستان شد. غرب بعد از آن اجلاس و برگزارى رزمايش مشترك نيروهاى حافظ صلح سازمان شانگهاى، به بحث درباره احياى پيمان ورشو و ظهور «مخالفان ناتو» پرداخت.بالاخره اين ائتلاف در اورآسيا هميشه «كابوس» سياستمداران غربى بوده است. اين روزنامه روسى مى افزايد: زبيگنيو برژينسكى در كتاب «صفحه بزرگ شطرنج» نوشت « تشكيل ائتلاف با شركت چين، روسيه و احتمالا ايران بزرگترين سناريوى تحولات بعدى است، ولى هنوز زود است كه سازمان همكارى شانگهاى به عنوان نيروى تمام عيار مقابل ناتو معرفى شود». اين سازمان از نظر نظامى از ناتو ضعيف تر است (تمام جنبه نظامى آن در مركز منطقه اى ضد تروريستى و رزمايش هاى مشترك ضد تروريستى گنجانده شده است). در حال حاضر فقط دو سازمان يعنى سازمان پيمان امنيت جمعى و سازمان همكارى شانگهاى مى توانند با گسترش نفوذ آمريكا و ناتو مقابله كنند؛ ولى فعاليت هر يك از آن ها مشخصات ظريف خاصى دارد. سازمان پيمان امنيت جمعى كه مشغول افزايش توانمندى خود است، در سياست بين المللى وزن كمترى دارد تا سازمان همكارى شانگهاى. ولى در سازمان اول كسى بر سر نقش رهبرى با روسيه بحث نمى كند؛ در حالى كه سازمان شانگهاى (برخلاف سازمان پيمان امنيت جمعى و ناتو) از رهبر مشخصى برخوردار نيست. اين روزنامه مى افزايد: در حقيقت امر سياست همكارى شانگهاى منعكس كننده بينش و سياست روسيه و چين است. البته با عنايت به نقطه نظر كشورهاى آسياى مركزى. اعضاى سازمان از زمان تشكيل آن در سال ۲۰۰۱ دورنماى توسعه آن را به گونه هاى متفاوت پشتيبانى مى كردند. چين، سازمان همكارى شانگهاى را به عنوان يكى از وسايل اساسى سياست خارجى خود در جهت گسترش نفوذ به آسياى مركزى (شوروى سابق) تلقى مى كند. پكن در مورد نقش آينده خود در اين سازمان يقين دارد زيرا توان فزاينده اقتصادى و نظامى چين از اعضاى ديگر سازمان به مراتب بالاتر است. دولت هاى آسياى مركزى اين سازمان را مكانيزم حفظ تعادلى فعلى نيروها و بازدارندگى دو كشور بزرگ روسيه و چين محسوب مى كنند. اين يكى از علل برخورد محتاطانه اين كشورها و از جمله قزاقستان با ابتكار روسيه مبنى بر گسترش سازمان بود. در بخش پايانى اين گزارش مى خوانيم: روسيه هميشه طرفدار افزايش توان سياسى سازمان بود زيرا آن را وسيله موثرى در جهت برقرارى جهان جديد چند قطبى محسوب مى كند. برگزارى مشترك نشست هاى سران سازمان همكارى شانگهاى و «بريك» در يكاترينبورگ در زمان رياست روسيه در سازمان همكارى شانگهاى به اين بينش تحرك جديدى مى دهد. اين دو قالب در برگيرنده بزرگترين مراكز رشد اقتصادى و نفوذ سياسى جهان هستند. مسائل مهم جهانى مانند مقابله با تروريسم بين المللى، تامين امنيت انرژتيك و غيره نمى توانند بدون مشاركت اين كشورها حل شوند. بنابراين راه بهينه  توسعه سازمان همكارى شانگهاى در معمارى جديد جهانى، تبديل تدريجى آن به اتحاديه كارآمد نظامى ـ سياسى است كه بتواند به اعضاى خود و همسايگان در اورآسيا ضمانت هاى امنيت واقعى را بدهد.