نسخه
PDF
شماره ۵۹۰۰ - ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ - - ۱۷ ژوئن ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
ورود چين به بازى انرژى آسياى مركزى
121548.jpg
بحران اقتصادى جهانى به آسياى مركزى رسيده است و اين مى تواند موجب بروز رقابتى سخت براى در اختيار گرفتن منابع انرژى درياى خزر شود اما ديگر نبايد در انتظار آن نبرد كلاسيك قديمى بين روسيه و غرب بود. اكنون معادلات قدرت در اين منطقه به هم ريخته و چين فراتر از تمام قدرت هاى اقتصادى وارد بازى شده است. «ون جيابائو»، نخست وزير چين با اظهاراتى معنى دار اعلام كرد:« نگاهى به نتايج تحقيقات اخير نشان مى دهد اقتصاد چين بهتر از آن چيزى است كه انتظارش را داشته اند». به گزارش ايران شرقى چشم انداز مورد نظر چين به عنوان يكى از قدرت هاى برتر اقتصادى بدست آوردن نقشى قاطع در اقتصاد جهان به طور عام و در منطقه آسياى مركزى به طور خاص است كه ريختن وامى ۲۵ ميليارد دلارى در دامن روسيه و قرض
۱۰ ميليارد دلارى به قراقستان درهمين راستا ارزيابى مى گردد. پكن انتظار دارد اين وام ها بتواند دريافت كنندگان را به سرازير كردن انرژى شان به چين تشويق كند. اما به احتمال فراوان جهان درآينده و در نتيجه بحران اقتصادى شاهد تزلزل وضعيت ژئوپوليتيك آسياى مركزى خواهد بود. كشورهاى منطقه آسياى مركزى با مشكلات حاد اقتصادى دست به گريبان هستند و ناخودآگاه چشم اميدشان به چين است كه آنان را از اين ورطه برهاند و اين شانس بسيار خوبى براى چين است تا كشورهاى اين منطقه را زير پر و بال خود گرفته و دستى هم در منابع انرژى آسياى مركزى داشته باشد. در آخرين گزارش صندوق بين المللى پول آينده اى سخت براى آسياى مركزى پيش بينى شده بود. اين نهاد پيش بينى كرده رشد اقتصادى جهان كه در سال هاى ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ ميلادى به ترتيب ۱۲و ۶ درصد بود در سال ۲۰۰۹ با ركودى شديد به ۴ درصد كاهش مى يابد. به  هر حال شرايط روز به روز وخيم تر مى شود و صادرات نفت و گازنيز تحت تاثير بحران اقتصادى جهان به شدت ضربه خورده، قيمت ها پائين آمده و قوانين بازار جهانى نيز بر مشكلات اين كشورها افزوده است. روسيه در نشست انجمن اقتصادى اوراسيا در مسكو، كمكى ۱۰ ميليارد دلارى در اختيار اعضاء (بلاروس، قزاقستان، قرقيزستان، روسيه و تاجيكستان) قرارداد. اما با توجه به گسترش سريع بحران وخامت اوضاع اقتصادى كه تا مغز استخوان روسيه نيز نفوذ كرده است، توانايى اين كشور در به عهده گرفتن نقش هاى راهبردى در منطقه آسياى مركزى با ترديدهاى جدى مواجه است. آژانس آمار روسيه اعلام كرد:« اقتصاد اين كشور دچار مشكل شده است. توليد خدمات و كالا ۶/۱۱ درصد كاهش داشته، درآمد ناشى از صدور نفت و گاز نيز با كاهشى ۴۰ درصدى مواجه بوده است. بانك جهانى نيز ركودى ۵/۴ درصدى را براى اقتصاد اين كشور در سال ۲۰۰۹ پيش بينى كرده است. روسيه اكنون براى تثبيت اقتصادش به ۸۵ ميليارد دلار بودجه اضطرارى نياز دارد و طبيعى است كه بهبود اين وضعيت به زمان نياز دارد. وضعيت اقتصادى روسيه نسبت مستقيم با كاهش قيمت نفت و گاز دارد. قيمت گاز صادراتى  روسيه به اروپا، براى سال جارى ۹/۲۵۷ دلار براى هر هزار مترمكعب تعيين شده در حالى كه اين قيمت در سال ۲۰۰۸ ميلادى ۴۰۹ دلار بود. بنابراين درآمد امسال صادرات گاز روسيه ۴۴ ميليارد دلار برآورد شده كه نسبت به ۷۳ ميليارد دلارسال گذشته كاهش چشمگيرى خواهدداشت وكاهش درآمد صادرات گاز روسيه را با كاهش نقدينگى روبرو مى كند و اين به معناى بروز دردسرهاى جدى براى روسيه  است. چين با امضاء توافقنامه «نفت در ازاى وام» با روسيه و پرداخت وامى به ميزان ۲۵ ميليارد دلا ر وارد بازى انرژى منطقه گرديد. براساس اين توافقنامه بانك توسعه چين وامى ۲۵ ميليارد دلارى با سود سالانه ۶ درصد به دو شركت نفتى «روس نفت» و «ترانس نفت» روسيه مى دهد و در ازاى آن روسيه طى يك دوره بيست ساله كه از سال ۲۰۱۱ آغاز مى شود سالانه در حدود ۲۰ ميليون تن نفت به چين صادر مى كند. از سوى ديگر كشورهاى آسياى مركزى همواره به عنوان منابع ارزان انرژى براى روسيه مطرح بوده اند. درحال حاضر روسيه حدود ۵۰ ميليارد مترمكعب گاز از تركمنستان، ۱۵ ميليارد مترمكعب از قزاقستان و ۷ ميليارد مترمكعب از ازبكستان، يعنى ۱۴ درصد از حجم توليدات روسيه در سال گذشته را مى خرد. ولى با توجه به مشكلات مالى روسيه به نظر نمى رسد اين كشور بتواند نقش قبلى خود را در زمينه انرژى بازى كند. بدون شك چين حركت هوشمندانه اى را انجام داده است. چرا كه از نگاه علمى دست انداختن به منابع طولانى مدت انرژى كار درستى است، قيمت نفت روسيه مطمئناً ارزان تر از قيمتى است كه چين اكنون براى نفت مى پردازد. چين، روسيه را مجبور مى كند يك لوله نفت به اين كشور بكشد و پكن از اين طريق از وابستگى اش به نفت خاورميانه مى كاهد. وراى همه اينها، چين در تلاش است مسكو را قانع كند تا مقدار متنابهى از نفتش به اروپا كه مشترى سنتى منابع انرژى اين كشور است رابه پكن عرضه بدهد. « پوتين » نخست وزير روسيه، قبلا پيشنهاد كرده بود تا از طريق خط لوله ۱۰ ميليارد دلارى « آلتاى» به طول ۶۷۰۰ كيلومتر سالانه ۴۰ ميليارد مترمكعب گاز به چين صادر كند ولى اين پيشنهاد در حد حرف باقى ماند و تمركز روسيه همچنان به سوى غرب است. اما اكنون اين نگرش در حال تغيير است. كرملين تصميم گرفته است «پروژه آلتاى» را پيگيرى كند.« ديميترى مدودف» رئيس جمهور روسيه طى نامه اى به «هوجين تائو» همتاى چينى خود خواستار همكارى هاى جامع دو طرف در زمينه انرژى شد و به فاصله كمى پس از ارسال اين نامه براى پكن بود كه گازپروم هم علاقه اش را به همكارى با شركت ملى نفت چين نشان داد تا به اين ترتيب چين وارد بازار انرژى منطقه گردد. قزاقستان، كشورى كه داراى ۳ درصد ذخيره نفت جهان و اولين توليد كننده انرژى در آسياى مركزى نيز است، مانند روسيه دچار مشكلات مالى است. قيمت نفت نسبت به ۱۵۰ دلار سال گذشته ۵۰ درصد كاهش يافته است و اين يعنى از دست دادن نيمى از درآمد قزاقستان. چين سناريوى خوبى در جيب داشت و بلافاصله به كمك قزاق ها آمد. دو توافقنامه اى كه درسفر « نورسلطان نظربايف»، رئيس جمهور قزاقستان به پكن بين دو طرف امضا شد وامى ۱۰ ميليارد دلارى براى قزاقستان و اجازه اى براى حضور بر سر سفره انرژى آسياى مركزى براى چين به همراه داشت. پكن در ازاء واگذارى وامى به مبلغ ۱۰ ميليارد دلار به قزاقستان، خواستار دسترسى بيشتر شركت هاى دولتى و خصوصى چينى به منابع نفت، گاز و اورانيوم اين كشور شده است. همچنين ۴۸درصد شركت «مانگيس تااوموناى گاز» قزاقستان كه مالكيت ۳۶ ميدان نفت و گازقزاقستان را دارد به شركت ملى نفت چين واگذار مى شود. بيش از اين نيز شركت ملى نفت چين،  بخشى از سهام شركت هاى استخراج نفت و گاز قزاقى «آكتا موناى گاز» و «كاراژان باسموناى» را خريدارى كرده بود. شركت ملى نفت چين طى توافق با مقامات قزاقستانى ۵۸ درصد از سهام پالايشگاه نفت « پاولودار » قزاقستان را نيز در اختيار گرفته است. چين همچنين پروژه احداث خط لوله « تركمنستان، ازبكستان ، چين» را هدف گرفته است. سهم تركمنستان ازاين خط لوله ۱۸۸ كيلومتر است كه تا پايان سال ۲۰۰۹ كامل خواهد شد. در اين چارچوب تاكنون بيش از ۱۲۰۰ كيلومتر در قزاقستان و ازبكستان لوله گذارى شده است. تعجبى ندارد كه چين به شدت توان مالى اش را براى رساندن خط لوله به مرز غربى اين كشور به تكاپو انداخته است. خط لوله جديد اگر تنها فايده اش دور كردن نفت كشورهاى آسياى مركزى از اروپا و روسيه هم باشد براى چين كافى است.
نگاه مسكو به وضعيت كره
121551.jpg
آزمايش هسته اى و پس از آن آزمايش چند موشك ميان و بلندبرد از سوى كره شمالى دوستان و دشمنان اين كشور از جمله آمريكا، اروپا، ژاپن، كره جنوبى از يك سو و چين و روسيه را از سوى ديگر به واكنش واداشت. روسيه كه در ابتدا خواهان خويشتن دارى در برابر اقدامات نظامى كره  شمالى شده بود، در ادامه و با استمرار آزمايشات موشكى اين كشور بر ضرورت واكنش مناسب عليه پيونگ يانگ از جمله صدور قطعنامه جدى عليه اين كشور تأكيد كرد. اما در عين حال، مقامات كرملين با درنظر داشت ملاحظات راهبردى و ژئوپوليتيكى خود در شبه جزيره كره مذاكره و راه حل ديپلماتيك را مناسب ترين و تنها راه كار حل مسأله كره شمالى عنوان كرده اند. به گزارش ايراس در همين راستا، شوراى امنيت سازمان ملل متحد در حال تمهيد قطعنامه اى است عليه فعاليت هاى هسته اى و موشكى كره شمالى است. اهميت فعاليت هاى اخير پيونگ يانگ به حدى بود كه برخى مفسران سناريوهاى مختلف حمله آمريكا و متحدانش به كره شمالى را متبادر كردند و اين در حالى است كه كمتر كسى به اين مسأله حتى فكر مى كند آمريكا به ماجراجويى جديدى در نزديكى مرزهاى روسيه مبادرت كند. واقعيت آشكار اين است كه ايالات متحده، ژاپن و كره جنوبى پس از روى كار آمدن «لى ميون باك» در سال ۲۰۰۸ براى از بين بردن كره شمالى متحد شده اند. اميد بعضى ناظران به اينكه دولت باراك اوباما ابتكارات جديدى در جهت حل و فصل ديپلماتيك اين مسأله مطرح كند، برآورده نشده و پيونگ يانگ بر همين اساس ادعا مى كند كه سياست كره اى اوباما، ادامه خط دولت بوش است. هدف غايى ايالات متحده، نه غير هسته اى كردن شبه جزيره كره، بلكه ايجاد كره متحدى است كه شريك ايالات متحده در امور جهانى باشد. به زبان ساده تر، كره شمالى بايد از بين برود و به جاى آن دولت متحد كره ايجاد شود كه در عمليات پليسى آمريكا در سراسر جهان نقش فرعى بازى كرده و در مرز روسيه و چين حكم تكيه گاه مهمى را براى حمايت از سياست هاى واشنگتن داشته باشد. شخصيت هاى سياسى و تحليلگرانى كه طرفدار مصمم گسترش ناتو به شرق بوده و در عين حال مقاومت پيونگ يانگ در برابر فشارهاى آمريكا را محكوم مى كنند، به اين نكته توجه ندارند كه در صورت از بين رفتن كره شمالى، در آينده نزديك با ناتوى آسيايى نيز روبرو خواهيم شد كه از ايالات متحده، ژاپن، كره متحد و استراليا تشكيل خواهد شد (استراليا در سال ۲۰۰۷ با ژاپن قرارداد همكارى نظامى امضا كرد). در صورت شكل گيرى اين سناريو نيروهاى آمريكايى كه هم اكنون در قسمت جنوبى شبه جزيره مستقر هستند، به قسمت شمالى منتقل شده و در نزديكى مرز ۱۴۰۰ كيلومتر با چين و مرز ۱۷ كيلومترى با روسيه مستقر خواهند شد. طبيعى است كه آنها هدف از اين اقدام را جلوگيرى از دستيابى تروريست ها به زرادخانه هاى هسته اى كره شمالى و برقرارى ثبات در اين منطقه عنوان كنند و غيره خواهد بود، اما اين تنها بهانه اى براى حضور بلندمدت در اين منطقه است. كارشناسان ستاد كل نيروهاى مسلح روسيه بهتر از هر كسى مى توانند عواقب نظامى- راهبردى تحقق اين گزينه را براى امنيت روسيه و خاور دور تشريح كنند. اما به نظر مى رسد تبعات اين تحول احتمالى حتى بدتر از از دست دادن جزاير كوريل خواهد بود كه حركت بلامانع زيردريايى هاى اتمى روسيه را به درياهاى آزاد تسهيل مى كنند. اگر براى حل مسأله كره راه حل نظامى انتخاب شود، اين اقدام براى روسيه، شبه جزيره كره و كل منطقه آسياى شرقى اثرات فاجعه بارى به دنبال خواهد داشت. در كره جنوبى كه مساحت آن حدود ۹۹ هزار كيلومتر مربع است، ۲۰ نيروگاه اتمى فعاليت مى كنند و كافى است ۵-۴ عدد از اين نيروگاه به وسيله بمب هاى متعارف هدف قرار گيرد تا تمام شبه جزيره كره براى زندگى انسانى نامناسب شود. ابر مسموم هسته اى يك ساعت بعد وارد آسمان منطقه پريموريه روسيه خواهد شد، اما بعيد است كه اين آثار بيولوژيكى و زيست محيطى به سواحل آمريكا برسد. تبعات سياسى حمله نظامى احتمالى نيز بسيار جدى خواهد بود. با اين ملاحظه، روسيه نبايد در سياست كره اى خود اشتباهات گذشته را تكرار كند. مسكو در نيمه اول دهه ۱۹۹۰ بيشتر از همه در تنبه اقدامات نظامى پيونگ يانگ عجله داشت و حتى زودتر از واشنگتن مجازات هاى اقتصادى عليه كره شمالى را پيشنهاد كرد. با اين وجود، كشورهاى غربى مسكو را از مذاكرات درباره حل و فصل اولين بحران هسته اى كره شمالى در سال هاى ۱۹۹۴-۱۹۹۳ و توافقات KEDO در سال ۱۹۹۵ كنار گذاشتند. آمريكا و كره جنوبى نيازى به مشاركت روسيه در مذاكرات چهار جانبه سال ۱۹۹۶ نيز نديدند. اين وضعيت در مذاكرات شش جانبه نيز احتمال تكرار داشت كه عمدتاً با موضع گيرى كره شمالى، امكان شركت روسيه در اين مذاكرات فراهم شد. در سال هاى ابتدايى دهه ۹۰ كه مسكو روابط خود را با پيونگ  يانگ به يك باره به هم زد، ناگهان متوجه شد كه نه تنها پيونگ يانگ بلكه سئول، واشنگتن و توكيو شركت روسيه را در اين روند لازم نمى دانند. به هر تقدير، دو راه حل براى رفع مسأله موشكى و هسته اى كره شمالى وجود دارد. راه اول يعنى عمليات نظامى در عراق مورد آزمايش قرار گرفت. اما آيا روسيه مايل است در نزديكى مرزهاى خود شاهد چنين عملياتى باشد؟ راه حل دوم، پيشنهاد بسته مشخص  مشوق هاى اقتصادى به كره شمالى مانند بسته اى است كه اتحاديه اروپا به ايران پيشنهاد كرد، است. ايالات متحده هرگز اين گزينه را بررسى نكرده است، اما روسيه و چين بايد ضمن مخالفت قاطع با هرگونه عمليات نظامى در مرزهاى خود، بر اين گزينه پاى بفشارند. آنها بايد ايالات متحده و ژاپن را به جستجوى راه حل ديپلماتيك اين مسأله دعوت كرده و همزمان تلاش هاى ديپلماتيك خود را بر مجاب كردن بازگشت كره شمالى به ميز مذاكرات متمركز كرده و گزينه سياسى را تنها و آخرين راه براى حل مسأله كره اعلام كنند.