نسخه
PDF
شماره ۵۹۰۷ - ۴ تير ۱۳۸۸ - - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ 
بين الملل
فهرست صفحه ها
صفحه اول
رويدادهاى داخلى
اقتصادى
سينمايى
بين الملل
آيينه هنر
حوادث
اجتماعى
ورزشى
صفحه آخر
چرخش ساكاشويلى به سمت مقامات كرملين
121947.jpg
تنش هاى سياسى در گرجستان همچنان در جريان است و مخالفين ساكاشويلى كه پس از دو ماه مخالفت ها و اعتراضات خيابانى راه به جايى نبرده اند، تلاش دارند تا از هر نقطه ضعف او به عنوان حربه اى براى انتقاد از وى استفاده كنند. با اين ملاحظه، جابجايى اخير نيروهاى گرجى از يك منطقه از مرز اين كشور با جمهورى اوستياى جنوبى اسباب آن شده تا مخالفين با توسل به آن به ايراد اتهام عليه ساكاشويلى به واگذارى اين منطقه به روسيه در ازاء مابه ازاء هاى مشخص مبادرت كنند. هرچند دولت گرجستان اين موضوع را به شدت رد و آن را شايعه اى از سوى مخالفين براى تخريب دولت اعلام كرده، اما برخى گروه هاى مخالف با استناد به شواهدى بر صحت مدعاى خود اصرار دارند و واگذارى اين منطقه از گرجستان به روسيه را برنامه اى از پيش طراحى شده مى دانند. به گزارش ايراس نكته جالب تأملى كه مخالفين ساكاشويلى بر آن تأكيد مى كنند اين است كه زمانى كه صحبت از مزاياى خاص به ميان آيد، شخص او و دولت مردان وى كاملاً انعطاف پذير شده و حتى در رفتارها و گفتارهاى روس ستيزانه خود نيز تجديدنظر مى كنند. اين پيش  ذهنيت و بروز تحولاتى طى هفته اخير در منطقه كوهستانى مامى سونسكى اسباب آن شد تا مخالفين ساكاشويلى مقامات دولتى را به واگذارى بخشى از اين منطقه به روسيه در ازاء مزاياى مشخص متهم كنند. بنا به ادعاى مخالفين، شواهد مشهودى موجود است كه نشان مى دهد نظاميان گرجى از اين منطقه به طول ۱۸ كيلومتر عقب نشينى كرده و وسعتى به اندازه ۵۰ كيلومتر مربع را در اختيار روسيه و نظاميان اين كشور قرار داده اند. مخالفين با عجيب و قابل  تأمل دانستن اين اقدام، تأكيد مى كنند كه نظاميان گرجى در مرحله اول پست هاى مرزبانى خود را در اين منطقه ترك كرده و در مرحله بعد به طور كامل از اين منطقه عقب نشينى كرده اند. آنها با اشاره به اينكه مقامات دولت ساكاشويلى كه تا پيش از اين و هم اكنون بر طبل احياء تماميت ارضى و مخالفت با هرگونه پيش روى روسيه در خاك گرجستان تأكيد مى كرده  و تا پيش از اين نسبت به هرگونه تحرك مرزى در خطوط ميان خود با اوستياى جنوبى و آبخاريا حساسيت زيادى از خود نشان مى داده اند، اما به نحو تأمل برانگيزى در خصوص عقب نشينى مشهود نظاميان گرجى از منطقه مامى سونسكى سكوت اختيار كرده و هيچ واكنشى از خود نشان نداده اند. هرچند برخى گروه هاى مخالف علت بروز اين تحول را ناشى از بى كفايتى دولت در انجام وظايف خود مى دانند، اما همان طور كه اشاره شد شمار ديگرى از گروه ها مخالف بر معامله دولتيان با مقامات روسيه بر سر اين منطقه در ازاء منافع مشخص تأكيد دارند. در اين ميان شوتا اوتيا ش ويلى، از مقامات وزارت كشور گرجستان ضمن رد مدعاى مطرح شده از سوى اين عده از مخالفين، تأكيد كرده كه مرزهاى منطقه مامى سونسكى به طور كامل زير كنترل نيروهاى گرجى است، اما به لحاظ وضعيت كوهستانى ويژه اين منطقه، كنترل هاى مرزى به اشكال مختلف اعمال مى شود. تيمور ياكاباش ويلى، معاون نخست وزير اين كشور نيز با رد شائبه خارج شدن كنترل اين منطقه از دست نيروهاى گرجى، علت عدم بر افراشته نبودن پرچم گرجستان در اين منطقه و برخى پست هاى مرزبانى آن را جابجايى نيروهاى نظامى گرجى به منطقه اى مناسب تر عنوان و تأكيد كرده كه دولت گرجستان به هيچ وجه از هيچ منطقه اى از اين كشور از جمله مامى سونسكى عقب نشينى نخواهد كرد. به تأكيد مخالفان نيروهاى مرزبانى گرجى كه پيش از جنگ اوت در اين منطقه به طور منظم اقدام به گشت مرزى مى كردند، به نحو محسوسى پس از جنگ اوت اقدامات حفاظتى خود را كاهش داده و بخش اعظمى از آنها به داخل خاك گرجستان منتقل شده و پس از تحولات اخير نيز باقى مانده اين نيروهاى نيز به عقب فرآخوانده شده اند. به اظهار آنها اين اقدامات برنامه ريزى شده بوده و در آينده نزديك نظاميان اوستياى جنوبى و روسيه در منطقه مامى سونسكى مستقر خواهند شد. به اين ترتيب با عقب نشينى ۱۵ تا ۱۸ كيلومترى نيروهاى گرجى به عمق خاك گرجستان كنترل حدود ۵۰ كيلومتر از خاك اين كشور از دست خواهد رفت و به تبع اين تحول بر اساس نقشه هاى جغرافيايى و تقسيمات ارضى دوره شوروى هفتمين منطقه (مامى سونسكى) نيز به اوستياى جنوبى منضم خواهد شد. همان طور كه اشاره شد برخى مخالفين بروز اين تحول را با برنامه هاى بلندمدت روسيه براى جمهورى اوستياى جنوبى از جمله احداث جاده سراسرى از اوستياى شمالى به اين جمهورى مربوط مى دانند و اقدام دولت ساكاشويلى به اين عقب نشينى را نيز نوعى تبانى با دولت روسيه ارزيابى مى كنند. آنها تلاش روسيه براى كنترل بر منطقه مامى سونسكى را ناشى از طرحى مى دانند كه اين كشور در سال ۲۰۰۶ آن را براى كل منطقه اوستياى جنوبى برنامه ريزى كرده و از منطقه مامى نوسى نيز به عنوان بخشى از اين طرح نام برده بود. به تأكيد اين عده روسيه در نظر دارد كه در اين منطقه اقدام به احداث يك استراحتگاه كوهستانى كند كه برنامه آن در نشستى اقتصادى كه در كراسنودارسك در سال ۲۰۰۶ برگزار شد ريخته شد و ولاديمير پوتين، رئيس جمهور وقت روسيه نيز بر عملياتى شدن آن تأكيد بسيارى كرده بود. با اين ملاحظه، برخى مخالفين دولت ساكاشويلى با تأكيد بر نمايشى بودن اظهارات روس ستيزانه وى، اين گونه رفتارها را متأثر از دغدغه وى براى منافع ملى ندانسته و تنها نگرانى او را منافع شخصى و گروهى مى دانند. با اين ملاحظه، آنها عقب  نشينى نظاميان گرجى از مامى سونسى را اقدامى هماهنگ با برنامه هاى بلندمدت روسيه در اوستياى جنوبى مى دانند كه بدون اين عقب نشينى برنامه هاى مسكو از جمله احداث جاده از اوستياى جنوبى به شمالى قابل تحقق نبود، و ساكاشويلى در ازاء منافع مشخص به اين اقدام تن داده است.
افغانستان و دموكراسى اجبارى
121950.jpg
مسأله انتخابات افغانستان حساسيت برانگيز شده است. همه منتظر هستند بيبنند نتيجه انتخابات چگونه خواهد بود. به گزارش ديپلماسى ايران در حال حاضر با توجه به شرايطى كه در افغانستان وجود دارد، دو دستگى عجيبى در بين مجاهدين سابق افغانستان به وجود آمده است. جمعى از اين مجاهدين جانشين نظامى حزب آقاى برهان الدين ربانى شدند و به فرماندهى آقاى مارشال فهيم به سمت كرزاى رفتند، بخشى ديگر از اين مجاهدين هم جذب جبهه ملى افغانستان شدند كه رهبرى آن با ربانى است. اين رقابت شكاف ميان مجاهدين انداخته است. با توجه به شرايط فعلى در افغانستان، مجاهدين نقش خيلى بارز و مهمى در سرنوشت اففانستان بازى مى كنند. اين مسأله امروز با اين اختلاف ها گره خورده است. در حال حاضر، از سوى ديگر نيروهاى ائتلاف و نيروهاى غربى تمايل زيادى دارند كه سيستم قبلى افغانستان پا برجا بماند، تا طرح هاى قبلى كه در اين ۷ سال قصد داشتند اجرا كنند، به اتمام برسد. در سمت ديگر جبهه دو نامزد فعال هستند، از يك سو حامد كرزاى رئيس جمهور فعلى افغانستان است و در سوى ديگر اشرف غنى احمد زى است كه در اين برهه خود را بسيار فعال نشان داده است. اكنون رقابت در افغانستان روى كانديداى منتخب جبهه ملى، دكتر عبدالله عبدالله و حامد كرزاى مى چرخد. با توجه به شرايط قومى و قوم گرايى كه هميشه در افغانستان وجود داشته است، اين تنش هاى قوم گرايانه به علت نزديكى به انتخابات بيشتر شده است. اين تقسيم بندى هاى قومى به طور نامساوى است،  به اين معنى كه تا پيش از اين تصور مى كرديم با توجه به پيشينه اى كه در افغانستان وجود دارد بسيارى از اختلافات قديمى كه بين اقوام وجود داشت و با دولت فعلى در جريان بود، به سمت دكتر عبدالله عبدالله و جبهه ملى حركت كنند. اما اين اتفاق با بيعتى كه آقاى محقق، رهبر قسمت اعظمى از اهل تشيع با اهل تشيع افغانستان كرد، منجر نشد چرا كه وى اين رويكرد خود رابه سمت كرزاى تغيير داده است. از طرفى ديگر، در بخش ازبك هاى افغانستان كه عبدالرشيد دوستم رياست آن را به عهده دارد هنوز سكوت كرده است، اما حزب مورد نظرش از آقاى كرزاى حمايت كرده است. از سوى ديگر يكى از اركان ديگر قدرت در افغانستان كه در بخش شمال افغانستان در بخش ازبك نشين ها نفوذ خوبى دارند ژنرال عطاست كه والى بلخ به مركزيت مزارشريف است از كرزاى حمايت كرده است. برآيند اين حمايت ها و اين شرايط وزنه را به سمت كرزاى سنگين تر كرده است. رقابت انتخاباتى هم در افغانستان تم خاص خود را دارد. با توجه به آزادى بيش از اندازه مطبوعات در افغانستان و وجود كانال هاى متنوع تلويزيونى و راديويى و فوج عظيم روزنامه ها وجرايدى كه منشر مى شوند، باعث شده است كه رقابت انتخاباتى بر روى صفحه كاغذ، صفحه تلويزيون و امواج راديويى شدت زيادى از خود نشان بدهد. اطلاعات ديگر چهره به چهره و سينه به سينه انتقال داده نمى شود، برخلاف دوره قبل انتخابات افغانستان كه همه تبليغات بر روى حضور طرفداران كانديداها بر روى عامه مردم مبتنى بود، اكنون تغيير كرده است. اين موج رسانه اى رويكرد بسيار مثبتى داشته است. از سوى ديگر برنامه هاى آمريكا به طور كامل در افغانستان اجرا نشد. آمريكايى ها قصد دارند اين ضعف را به گردن رياست جمهورى افغانستان و شخص كرزاى بياندازند كه سبب ساز اين مشكل شده است. كرزاى باعث شده است، برنامه هاى آمريكايى ها در افغانستان ناتمام باقى بماند.اين جريا ن ها باعث شد به سمت دكتر عبداالله بروند. البته تا اين لحظه دكتر عبدالله، برنده اين انتخابات نخواهد بود و كفه به سمت دكتر كرزاى است. حضور دو كانديداى زن در ميان كانديداهاى ديگر، موضوع ديگرى است كه قابل بررسى است. حضور زنان در افغانستان هنوز نهادينه نشده است. اين حضور را بايد حضور نمادين تصور بكنيم. مانند انتخابات قبل كه خانم مسعوده جلال شركت داشتند و آراى محدودى را به دست آوردند. جامعه افغانستان، جامعه مردسالار و به شدت دين سالارى است كه هردوى اين ها با حضور زنان در عرصه سياست در تقابل هستند. نمى توان اين حضور را خيلى پر رنگ تلقى كرد. اين حضور حضور بسيار نمادينى است. افغانستان راه بسيار خوبى را براى رسيدن به دموكراسى شروع كرده است. در راستاى اين راه نياز به حضور و مشاركت زنان وجود دارد. اين امر در انتخابات پارلمان افغانستان خيلى خوب نشان داده شد. در پارلمان افغان ها سهميه بندى براى حضور زنان وجود دارد. گويى اين حضور مى تواند در آينده دموكراسى افغانستان تاثير مثبت داشته باشد، اگرچه امروز تأثير مثبت نداشته باشد. پارلمان افغانستان و زمانى كه قانون اساسى شكل گرفت، از آن جهت كه زنان در افغانستان در محدوديت سياسى بودند و در عرصه سياست دوران طالبان هم كنار گذاشته شده بودند، قانون اساسى افغانستان يك رويكرد مثبت و مشاركت جويانه را براى حضور زنان در نظر گرفت. كه با اين قانون سهميه بندى در پارلمان در ولايت هاى مختلف براى حضور زنان در پارلمان افغان ها در نظر گرفته شده است.اين امر باعث شد كه زنان در سياست افغانستان حركت كنند. افغانستان فعلا يك الگوى دموكراسى پياده  مى كند و سعى مى كند كه به سمتى از دموكراسى برود. افغان ها در بعضى موارد با اجبارها به سمت دموكراسى مى رود كه اين هم يكى از آن اجبارهاست. در صورتى كه در جامعه دموكراتيك واقعى نبايد از اين سهميه بندى ها و جداسازى ها وجود داشته باشد.اين سخت گيرى هاى در دموكراسى به خاطر آن سهل انگارى هاى دموكراسى در افغانستان است